تاریخ ارسال : ۲۳ دی ۱۳۹۶ ساعت : ۰۷:۵۹ 0 نظر چاپ این صفحه چاپ این صفحه

آقایان مسئول، صدای مردم را چگونه می شنوید؟!

محمد معصومیان در روزنامه ایران درج کرد: «باید صدای مردم را شنید» شاید این تنها جمله مشترک همه مسئولان پس از ناآرامی های موخر در ایران بود. باید صدای مردم را شنید؛ مردمی که به گفته حسن روحانی تنها دغدغه اقتصادی نداشتند. اما چگونه باید این صدا شنیده گردد؟  یعقوب موسوی جامعه شناس احزاب، اصناف، اتحادیه ها، نهادهای مردمی و رسانه ها را کانالی برای شنیده شدن این صدا می داند. او در اظهار کرد وگو با «ایران» می گوید: «رسانه ها مسیولیت سنگینی بر دوش دارند. چون هم نباید در دام تندروی بیفتند و هم اینکه باید انعکاس دهنده سخن مردم باشند.» » آیا رسانه ها توانسته اند این مسیولیت را به درستی انجام دهند؟ چه گردید که در رخدادهای موخر، کانال های غیرحرفه ای یا حرفه ای خارج از کشور به مرجع خبررسانی مبدل گردید؟ روزنامه ها در ایران روی هم کمتر از یک میلیون تیراژ دارند و نیمی از آن هم بازگشت می خورد. این شاید خوب ترین نشان برای سنجش میزان ضریب نفوذ روزنامه ها در اقشار متفاوت مردم باشد.   زیادی در شبکه های مجازی این اتفاق را تمثیلی از وضع اسفبار روزنامه نگاری در ایران دانستند اما در بین رسانه های داخلی، صدا و سیما داستانی متمایز دارد؛ رسانه ای بزرگ با قدرت نفوذی بالا که روزانه با تمام قوا اعتماد مردم را به خود ویران می کند. در این آشفته بازار رسانه های ایرانی، شاید استقبال وسیع از کانال ها و شبکه های بیگانه آنقدرها هم عجیب نباشد.  عبدالله گیویان، مدرس ارتباطات چند عامل کلیدی را موجب نابود شدن اعتماد مردم به رسانه های داخلی می داند. او به «ایران» می گوید: «جذاب نبودن برنامه ها، یکسویه بودن مطالب و تأمین نشدن اعتماد مردم یکی از مهمترین دلایل بی اثر شدن رسانه های داخلی هست و در این شرایط هر رسانه بیگانه به راختی توان دارد نگاه مردم را به خودش متمرکز کند.» » گیویان این دلایل را دقیق تر تشریح می کند: «یکی دیگر از مشکلات رسانه های ما، نسپردن کار به دست اهل آن هست. در کمال تأسف زیادی از مسئولان رسانه ای ما غیر حرفه ای می باشند و از جنس رسانه و مطبوعات نیستند. این به رسانه های ما لطمه بزرگی زده هست و آنان را حتی دچار چالش های مالی کرده و این ضعف در تأمین اقتصادی و مدیریت هزینه، موجب شده خیلی از نیروهایی که می توانستند آینده روزنامه نگاری را عوض شدن دهند از این رشته رویگردان گردند.  در حقیقت زیادتر از آنکه روی توانای های یک روزنامه نگار متمرکز گردد، به اینکه آن فرد از لحاظ جناحی به مدیریت نزدیک هست یا نه می نگرند و این در تمام رسانه ها اتفاق می افتد. مسأله دیگر هم تنگنا های بیرونی رسانه هاست که تدریجاً آنان را خنثی و محافظه کار می کند و توان تولید تفکر را در حد زیادی کاهش می دهد. »
»عبدالله گیویان در سخن هایش به تنگنا های بیرونی اشاره می کند که موجب خنثی شدن روزنامه ها و رسانه ها می گردد. تنگنا هایی که در تمام این سال ها نسبت به رسانه وجود داشته و دارد. آنقدر که درونی شده و اگر محدودیتی هم اعمال نشود، خود رسانه آن را به رسمیت می شناسد.  برای فهم خوب تر میزان اثرگذاری مسئولان رسانه ای که توان ندارند مجموعه خود را از لحاظ مالی و فکری ساپورت کنند با حسین انصاری، کارشناس رسانه صحبت می کنم. از او می پرسم یک مدیر رسانه چقدر در رویگردانی مردم از رسانه اثرگذاری دارد؟ انصاری می گوید: «ما در ایران دو نوع روزنامه داریم خصوصی و دولتی. اما حقیقت این هست که هیچ روزنامه ای در ایران خصوصی نیست چون همان روزنامه های اصطلاحا خصوصی هم باید یارانه کاغذشان را از دولت دریافت کنند، مجوزها را دولت می دهد و سرانجام هم می بایست در چارچوب های تثبیت شده حرکت کند.    مدیران این رسانه ها هم کمی از هم متفاوتند؛ شکل اول مسئولان رسانه های دولتی یا حاکمیتی می باشند که از جانب یک ارگان و نهاد بالادستی سر کار می آیند و اغلب نه کارشناس و کار بلد لکن فردی معتمد برای نگهدارى از رسانه می باشند. مسئولان رسانه های خصوصی هم سرانجام به رانت و جایگاه و پرستیژ دولتی احتیاج دارند و اساساً روزنامه را به همین سبب منتشر نموده اند.»  اغلب برداشت رسانه ای این مسئولان متمرکز به تجربه های پراکنده و نشست ها مکرر با مسئولان دیگر هست که بسیار لطمه زاست.» » یعقوب موسوی جامعه شناس، شنیدن صدای مردم را «مأموریت رسانه ها» می داند. موسوی این مأموریت سخت را این طور تشریح می کند: «روزنامه ها باید انعکاس دهنده سخن مردم باشند و این کار را با ظرافت انجام دهند. چون از سویی نباید به دام تندروی و احساس های بیفتند و از سویی باید صدای مردم باشند تا از این طریق مردم از دام رسانه های کور و مروج خشونت دور بمانند و پایین ترین اثرگذاری را از این رسانه ها قبول کنند.»   موسوی می گوید: «رسانه های داخلی در برابر انواع رسانه های الکترونیک در دنیا ممعوقه اند و کمی سرخورده گردیده اند. پس از رخدادهای موخر به نظر رسانه های داخلی باید به فکر بازسازی خود باشند؛ هم در تولید، هم در عرضه. آنان باید با دیپلماسی رسانه ای آخرین دستاوردها و روش ها را یاد دریافت کنند و استفاده نمایند.» » او استفاده از چهره های جذاب و نظرات جدید و مخصوص نامه های خبری در کنار نقد و آنالیز را از دیگر روش های جذاب کردن رسانه ها برای عموم مردم می داند.  با فهم همه این پیچیدگی ها و تنگنا ها و بدگمانی ها به رسانه های داخلی، آیا هنوز هم می گردد به رقابت با رسانه های مجهول یا رسانه های حرفه ای و نیرومند بیگانه ادامه داد؟ شاید جواب این سوال را خواننده ها و موزیسین ها خوب تر بدانند؛ اگر دو دهه پیش که درهای موسیقی پاپ به روی خوانندگان داخلی بسته بود، درمورد رقابت با خوانندگان لس آنجلسی صحبتی می زدید، خیلی ها می خندیدند و این کار را شدنی نمی دانستند؛ کمپانی های بزرگ و رنگ و جذابیت… اما اکنون کافی هست سری به کنسرت ها بزنید یا سراغی از میزان فروش موسیقی پاپ داخلی بگیرید و نگاه کنید چگونه مردم به موسیقی داخلی توجه نشان می دهند. اصلاً از خودتان نمی سؤال کرد به چه سبب دیگر توی ماشین همه شهروندان کاستی از یک خواننده ترکیه ای نیست؟ شاید برای عوض کردن حال بد مطبوعات و رسانه های نحیف داخلی هم باید کمی به قدرت آنان اعتماد نماییم و دست و پایشان را باز بگذاریم. آیا چنین رخدادی شدنی هست؟


لینک کوتاه مطلب : http://www.shalamchenews.com/?p=83078

دیدگاه شما

معادله ی امنیتی * Time limit is exhausted. Please reload CAPTCHA.