تاریخ ارسال : ۱۵ فروردین ۱۳۹۷ ساعت : ۰۶:۲۹ 0 نظر چاپ این صفحه چاپ این صفحه

آنالیز گفتمان روایت جنبش مشروطیت در کتاب های درسی دوره بعد از انقلاب اسلامی

 

 تحلیل گفتمان روایت  جنبش مشروطه در کتاب های درسی دوره پس از انقلاب اسلامی

در بهمن ۱۳۵۷ نظام شاهنشاهی پهلوی و گفتمان سیاسی مسلط آن؛ یعنی مدرنیسم مطلقه به دنبال یک ائتلاف وسیع اقشار اجتماعی و قیام همه گیر سقوط نمود و پس از چندی نظامی جدید با گفتمان سیاسی «حکومت اسلامی» یا «سنت گرایی ایدئولوژیک» جایگزین آن گشت. گفتمان سیاسی مسلط حکومت اسلامی نیز مشابه گفتمان مسلط سابق بر روند نگارش کتاب های درسی تاریخ اثرگذاری گذاشت که در ادامه با ارزیابی چندین کتاب درسی به آنالیز آن خواهیم پرداخت.

نخستین کتاب توسط غلام علی حدادعادل و با کمک علی ابوالحسنی(منذر) در سال ۱۳۵۹ جمع آوری یافته هست.۳ ۳ تجلی گفتمان غرب ستیزی و مقابله با غرب زدگی از خصوصیات این کتاب در روایت وقایع مشروطه هست که از حال و هوای انقلابی و استعمارستیزی سال های پیش و پس از انقلاب اسلامی نشأت گرفته هست. نویسندگان صریحاً به ایدئولوژی گفتمان سیاسی مسلط نظام جدید و گفتمان غرب زدگی اقرار دارند.

آنان اعتقاد دارند شکست ایرانیان از روسیه در دوره فتحعلی پادشاه «مقدمه ای بر "خودباختگی" و "خودفروختگی" تدریجی غالب دولتمردان این سرزمین گردید و بنیاد ذهنی افسانه شکست ناپذیری غرب و شرق متجاوز، زمینه را برای نفوذ و رسوخغرب‎زدگی سیاسی-اقتصادی و فرهنگی به درون دستگاه حکومتی و پس از آن خودفروختگی زیادی از رجال سیاست دوره قاجار فراهم ساخت.

[در سراسر دوره قاجار و پس از آن] مرجعیت و روحانیت تشیع -البته آن دسته که بر اسلام سنتی و تشیع سنتی… [ باقی ماندند و "تن به سازش با غرب و تمکین به غرب زدگی ندادند"… -از تمکین و تسلیم در مقابل سیادت و سیطره غرب سرباز زدند و بر استمرار عصیان و قیام بر علیه هر گونه خودباختگی در مقابل استعمار پای فشردند…- و در همین راه بود که حماسه‎های پرشکوهی مثل قیام موفق حاجی ملاعلی کنی بر علیه قرارداد رویتر، پیکار برنده تحریم تنباکو به رهبری میرزای شیرازی، نهضت عدالتخانه و مشروطه مشروعه به قیادت شیخ شهید نوری و در نهایت قیام اصیل و خالص پانزدهم خرداد را بر صفحات تاریخ خونبار این سرزمین نگاشت» ([حدادعادل و ابوالحسنی]، ۱۳۶۰: ۲۰)… ۴در این کتاب نویسندگان «انقلاب مشروطه» را در دو گفتار هشتم (تا برتری انقلاب) و نهم (پس از سلطنت محمدعلی شاه) روایت کرده اند. ۴

در گفتار هشتم، هر چند در سخنی متناقض، «اساسی ترین عاملان انقلاب مشروطه [را] وقوف مردم ایران به طرز حکومت های دموکراسی ملل مغرب زمین و پی بردن به راز پیشرفت کشورهای مترقی عالم» (همان، ص۳۲) ذکر کرده؛ اما به طور مستمر در نظر دانش آموز بر این مطلب اهتمام  کرده اند که روحانیون بارها از قدرت و نفوذ خود بر علیه استبداد شاهان قاجار و کوشش برای اکتساب آزادی استفاده نمودند «که محصول آن انقلاب مشروطه و صادر کردن دستور مشروطه و تحکیم بنیان آزادی بود» (همان : ۳۷). در نتیجه، تا اینجا هم جنبش مشروطه پذیرفته  شده هست و هم برتری آن وامدار روحانیت دانسته شده هست؛ اما در ادامه موضع خود نسبت به جنبش مشروطه را واضح کرده و اعلام کرده‎اند اساساً «خواست علما و آزادی خواهان.

احکام و دستورات اسلامی و اجرای قانون عدالت اسلامی [با تأسیس عدالتخانه] بود»؛ لیکن «عوامل مجال طلب در انقلاب نفوذ کرده و هدف کلیدی را تغییر دادند» (همان : ۴۴)… همچنین، در این کتاب، بست نشستن بازاریان و تجار در سفارت انگلستان «اولین انحراف بنیادی در انقلاب مشروطه» قلمداد شده هست؛ «انحرافی که از ارزش و ارزش این انقلاب بسیار کاست»؛ زیرا «پناه بردن به سفارتخانه یک دولت استعماری چیزی نبود که علما و رهبران انقلاب به آن راضی و خشنود باشند» (همان: ۴۵) و از این جاست که گفتمان مسلط بر جریان نگارش وقایع مشروطه تحت اثرگذاری گفتمان مسلط سیاسی دوره  پس از انقلاب اسلامی پایه گذاری گردید که نگارندگان این پژوهش آن را گفتمان انحراف و شکست جنبش مشروطه می نامند.

نویسندگان کتاب درسی ذکر شده در ادامه افزوده اند: «گرچه همگان می دانستند که انقلاب مشروطه با ابتکار و رهبری روحانیون.

به نتیجه دست یافته هست؛ اما قشر روشنفکر غرب زده… می آمد تا جای اسلام و روحانیت را بگیرد و رهبری انقلاب را عهده دار شود»… روحانیون با این «خط انحرافی» به مقابله برخاستند که در رأس وی «آیت الله شیخ فضل الله نوری» بود که «بر محافظت اصالت های نهضت و اسلامی بودن انقلاب پافشاری می کرد» و به کوشش وی بود که متمم قانون بنیادی مشروطه جهت جلوگیری از تصویب قوانین در تضاد با اسلام تصویب گردید (همان : ۴۶). نویسندگان گفتار (یا بخش نهم) را به کوتاهی به استبداد محمدعلی پادشاه و به توپ بستن مجلس که آن را «اساس مشروطیت» خوانده اند، و نیز مقاومت «مجاهدان» برای دوباره فعال شدن آن اختصاص داده اند (همان : ۴۹-۵۰).

وی قسمت مهم‎تر پس از برتری مشروطه را به این اختصاص داده اند که به دانش آموز بگویند «شیخ فضل الله چه می‎گفت که اعدام شد» (همان : ۵۳-۵۱).  نویسنده سه کانون کلیدی اعتراض شیخ فضل الله را که اتفاقاً محورهای کلیدی گفتمان انحراف مشروطه را نیز تشکیل می دهند، ذکر می کند که عبارت هستند از: ۱- مخالفت با بست نشینی و پناهندگی مسلمانان به سفارت یک دولت اجنبی؛ ۲- مخالفت و اعتراض با تنظیم قانون بنیادی از روی قانون بنیادی کشورهای اروپایی توسط غرب‎زدگان؛ ۳- «مشروطه باید روح اسلامی اش محافظت گردد.

  به دیگر حرف، مشروطه باید مشروعه باشد»… . نویسندگان القای «گفتمان انحراف» به دانش آموز را با روایت اعدام شیخ فضل الله به اوج خود رسانده اند.  بنابراین، در نظر نویسندگان روح انقلاب مشروطه که دو وجه بارز آن استقلال طلبی در مقابل استعمار و آزادی خواهی در مقابل استبداد هست، اسلامی بوده هست؛ ولی غرب زدگان آن را منحرف کرده و روحانیون را که رهبران حقیقی آن بوده اند، کنار زده و خود رهبری آن را به دست گرفته اند.

 گفتمان انحراف مشروطه، البته با انسجام بیشتری که حاصل فاصله گرفتن از حال و هوای اوایل انقلابی دهه شصت هست، در کتاب درسی سال ۱۳۶۶ش جمع آوری گروه تاریخ دفتر تحقیقات و برنامه ریزی کتب درسی وزارت آموزش و پرورش نیز به چشم می خورد.

در این کتاب، فضای ضدّاستعماری بر فضای ضدّ استبدادی می چربد؛ به به صورتی که نویسنده / نویسندگان آن دو گفتار از کتاب را با عنوان های «اهداف انگلستان در ایران» و «اهداف روسیه در ایران» به صورت کامل به بحث استعمار اختصاص داده  هست/داده اند. وی گفتار مجزا و مفصلی را نیز به زمینه های اقتصادی و فکری انقلاب مشروطه اختصاص داده هست؛ اما گفتار با اهمیت و مفصلی که ذی ربط به بحث ماست، گفتار سیزدهم آن هست با عنوان «تحلیلی کوتاه از علل انحراف انقلاب مشروطه» (گروه تاریخ دفتر تحقیقات و برنامه ریزی کتب درسی، ۱۳۶۶ :  99-105)؛ که حاکی این واقعیت هست که گفتمان انحراف، در اواخر دهه شصت در کتاب های درسی تکوین و انسجام یافته هست.

در این کتاب نیز مشابه کتاب سابق، تحصن در سفارت انگلستان، «لکه سیاهی در تاریخ مبارزات مشروطه» (همان : ۶۶)، و «نفوذ روشنفکران غرب گرا و اهمال رهبران روحانی و شاید اعتماد آنان به این عناصر. ، [سبب] تنظیم قانون بنیادی…، [ [بر اساس] گرایش های غرب گرایانه و محافظه کارانه (همان : ۶۸) خوانده  شده هست… [از دیدگاه نویسنده کتاب، تنها «مقاومت شیخ فضل الله در تصویب متمم قانون بنیادی بود که موجب گردید چیزی خلاف اسلام به تصویب نرسد» (همان : ۶۹).

در نتیجه، هر چند نویسنده به رهبری انقلاب توسط روحانیت معتقد هست؛ اما شفاف‎تر از کتاب سابق، روحانیت را به دو دسته مشروطه خواه و مشروعه خواه تقسیم کرده هست. وی در ادامه، در دو موضع اصرار دارد به دانش آموز بفهماند که در کوچ صغرا و کبرای روحانیان «صراحتاً خبری از درخواستمشروطیت» وجود نداشته (همان : ۶۷ و ۶۵)؛ لکن زمانی  که مقابله مردم بر علیه استبداد و استعمار در دوره مظفرالدین پادشاه داشت به برتری می رسید، «درخواست استقرار مشروطه نیز در ردیف دیگر تقاضاهای مردم جای گرفت و توسط وابستگان سفارت به نحو موذیانه ای به مردم القا گردید. علما [غالبا منظور طباطبایی و بهبهانی] نیز تا حدودی غافلگیر شده بودند و با این امید که خواهند توانست به آن محتوایی اسلامی بخشند، از آن پشتبانی کردند.

بیشتر مراجع نجف نیز از مشروطه و مجلس شورای ملی پشتیبانی جدی کردند» (همان : ۸۰)… نویسنده در گفتار یازدهم با  عنوان «مراجع نجف و استبداد صغیر»، برچیدن استبداد صغیرِ محمدعلی پادشاه و«اعاده مشروطیت» را تماما به روحانیت و مراجع نسبت داده و به قیام مجاهدین؛ بویژه قیام تبریز اشاره چندانی نکرده  است (همان : ۸۲) و اضافه می کند: «عقیده بخش گسترده ای از روحانیت و تعدادی از مراجع.

این بود که مشروطه گرچه منطبق با معیارهای حکومت اسلامی نیست؛ اما آنان در قالب این نظام خواهند توانستند به قسمتی از تفکرات سیاسی و اعتقادی خود جامه عمل بپوشانند و ضمن مهارکردن استبداد مطلقه تا حدودی قوانین اسلامی را به اجرا درآورند» (همانجا)؛ اما پس از برتری انقلاب و با رویت نفوذ جریان های  روشنفکری در مجلس و رهبری انقلاب، «شیخ فضل الله به مخالفت پرداخت و خواستار مشروطه مشروعه گردید… وی اظهار می کرد  که انقلاب مشروطه از موضع های خود منحرف شده و عناصر مخالف اسلام در زیر لباس مشروطه خواهی می خواهند تا تفکرات غربی را جایگزین ارزش های  اسلامی کنند» (همان : ۸۵).

در گفتار «تحلیلی کوتاه از علل انحراف مشروطیت» نخستین و مهمترین دلیل انحراف مشروطه «توطئه استعمار» انگلستان و روسیه دانسته شده که «تعمیق انقلاب و گسترش آن» را به زیان خود می دیدند، در نتیجه «پیش از سقوط محمدعلی پادشاه اهتمام کردند تا میان پادشاه و مردم سازش به وجود بیاورند؛ اما پس از استبداد صغیر از طریق فاتحان تهران و رهبران قیام» (عناصر غرب زده)، و پس از آن با روی کار آوردن دولت ها و نمایندگان منسوب و سرکوبی قیام های مردمی و استعمارستیز کوشش کردند «مشروطیت را به انحراف و انحطاط بکشند» (همان: ۱۰۱-۹۹). دومین عامل انحراف مشروطه، وابستگی «سیاستمداران داخلی» به استعمار و اختلافات و تنش هایشان با یکدیگر ذکر شده هست (همان : ۱۰۱).

نویسنده در ادامه انحراف مشروطه را موجب «انزوای روحانیت» و استعفا این عنصر از سیاست دانسته و مهمترین عامل آن را «تلاش سیاستمداران و روشنفکران غرب‎زده که دین را از سیاست جدا می دانستند» قلمداد کرده و می گوید «این جز خواست استعمار نبود» (همان: ۱۰۲-۱۰۱). گفتمان انحراف مشروطه همچنان تا دهه هفتاد بر نگارش کتاب های درسی ادامه  یافت.

کتاب درسی بعدی تالیف گروه تاریخ دفتر تحقیقات و برنامه ریزی کتب درسی ۵ هست که در سال تحصیلی ۱۳۷۸-۱۳۷۷  کتاب درسی بود؛ اما پس از دوسال دیگر بار در سال تحصیلی ۱۳۸۱-۱۳۸۰ به عنوان کتاب درسی انتخاب گردید. در این کتاب زمینه های انقلاب مشروطه در دو قسمت فکری و اقتصادی و هرکدام از آنان نیز در دو قسمت داخلی و خارجی ارزیابی شده هست. هرچند مطالبی از بخش مشروطه  این کتاب در کتاب ۱۳۶۶ دیده می گردد؛ اما به جای فصل انحراف مشروطه، فصلی با عنوان «بحران در مشروطه و زوال تدریجی حکومت قاجار» آمده  است (گروه تاریخ دفتر تحقیقات و برنامه ریزی کتب درسی،۱۳۸۰: ۱۶۹) و در آن برخلاف کتاب ۱۳۶۶، بر مقاومت در مقابل استبداد محمدعلی پادشاه و کوشش برای احیا و محافظت مشروطه؛ بویژه قیام تبریز تاکید بیشتری کرده و به تفصیل آن را روایت کرده هست (همان : ۷۳-۱۶۹).

به همین دلیل، واژه های «استبداد»، «مستبد»، «قیام»، «نمایندگان مجلس»، «مجلس»، «مشروطیت»، «مشروطه خواهان»، «مشروطه طلب» و غیره دو مرتبه احیا شده اند.

نویسنده در بخشی کوتاه؛ ولی عینا از نسخه ۱۳۶۶ با عنوان «سخنی در باب علما و مشروطیت» موضع روحانیون را در مورد مشروطه به دو دوره پیش و پس از استبداد صغیر تقسیم کرده هست: در دوره قبل از انتهاء یافتن استبداد صغیر روحانیت یگانه رهبر مشروطه در مقابل استبداد که آن را به برتری رساند بوده اند؛ و در دوره پس از فتح تهران «که عناصر و جریان های روشنفکر و ضدّ اسلام. و اشخاص منسوب به خارجی به درون نهضت مشروطه نفوذ می کنند و حتی رهبری آن را به دست می گیرند… علما دست از پشتیبانی مشروطه برمی‎دارند»…وی دوره دوم را «در واقع دوره انحراف مشروطه از هدف های اصلی» و اولیه خود می قرائت کرد (همان : ۱۷۴).

نویسنده مشابه کتاب سابق، در قسمت بعدی با عنوان «شهادت شیخ فضل الله نوری» می گوید وی خواستار استقرار مشروطه مشروعه بود و «می اظهار کرد انقلاب مشروطه از موضع های خود منحرف شده و عناصر مخالف اسلام می خواهند تا تفکرات غربی را جایگزین ارزش های اسلامی کنند». مشابه کتاب درسی سابق، نویسنده «یکی از کارهای جنایتکارانه فاتحان تهران» را اعدام شیخ فضل الله شرح کرده  است؛ با این تفاوت که حرف سرشناس آل احمد را در مورد شیخ فضل الله بدان افزوده هست (همان : ۷۶-۱۷۵). در مجموع، باید اظهار کرد کتاب درسی ۱۳۶۰ نهضت عدالتخانه اسلامی، و دو کتاب ۱۳۶۶ و ۱۳۷۷ آغاز جنبش مشروطه را اصیل و اسلامی تلقی می کردند که پس از آن منحرف گردید و روحانیون نیز به همین دلیل دست از پشتیبانی آن برداشتند.

کتاب های ذکر شده غرب و غرب زدگی را عامل با اهمیت این انحراف معرفی می کنند و در نتیجه در این گفتمان، بحث از استبداد و آزادی‎خواهی حاشیه نشین شده  است. کتاب درسی دیگر که در سال های آغازین دوره هشت ساله اصلاحات نوشته  شده، اثر عمادالدین باقی، نصرالله صالحی و جواد عباسی هست که در سال تحصیلی ۱۳۷۹-۱۳۷۸ توزیع شده هست.

۶ انتشار این کتاب که تحت اثرگذاری سیطره گفتمان سیاسی-اجتماعی اصلاحات صورت گرفته، حاکی کنار زده شدن گفتمان انحراف مشروطه و یا ناتوانی آن هست. ۶ روایت جنبش مشروطه در کتاب ذکر شده تماما در تقابل با سه کتاب سابق هست. در این کتاب برخلاف سه کتاب سابق، تحت اثرگذاری کتاب تاریخ بیداری ایرانیان اثر ناظم الاسلام کرمانی و نظایر آن، بیداری مردم و حتی بعضی علما و برتری مشروطه حاصل کوشش روشنفکرانی، مثل: ملکم خان، میرزا یوسف خان، نجم آبادی (همان افرادی که گفتمان انحراف آنان را غرب زده می خواند) و آثار بیدارکننده شان، قلمداد و علاوه بر آن، بر نظام پارلمانی و مقابله و مقاومت برای به دست آوردن و محافظت آن تاکید شده  است.

برخلاف کتاب های سابق که تحصن در سفارت خارجی را نخستین انحراف مشروطه دانسته، آن واقعه را به صورت ضمنی پذیرفته هست؛ مهمتر این که از شیخ فضل الله نوری تنها در سه سطر یاد کرده و مخالفت او با مشروطه را زمینه ساز استبداد صغیر معرفی کرده هست.

نویسندگان برطبق اهمیتی که برای جنبش مشروطه قائل بوده اند، برخلاف حداد عادل، ابوالحسنی (منذر) و گروه تاریخ دفتر تحقیقات و برنامه ریزی کتب درسی، قسمت بعدی این کتاب را به «دستاوردهای انقلاب مشروطه» اختصاص و این دستاوردها را در سه دسته  سیاسی و اداری (تبدیل سلطنت مطلقه به سلطنت مشروطه، تشکیل مجلس و هیأت دولت و.

)؛ دستاوردهای اجتماعی (شکل گیری و گسترش مطبوعات آزاد، انجمن ها و احزاب و…)؛ ) و دستاوردهای اقتصادی (مخالفت مجلس با اخذ وام خارجی و کوشش مشترک دولت و مجلس برای بهبود وضعیت اقتصادی و…) ..) علی رغم این، در ادامه به عاملان ناکامی مشروطه (به مخصوص ورود عواملی استبدادی به جریان مشروطه، روحیه استبدادزده مردم و کارهای ضدمشروطه انگلستان و روسیه) نیز اشاره کرده اند (رنجبریان، ۱۳۸۱: ۹۷-۱۰۰).

آخرین کتاب مورد ارزیابی این پژوهش، اثر موسی نجفی، موسی فقیه حقانی و مظفر نامدار تنها در سال تحصیلی ۱۳۸۱-۱۳۸۰ توزیع گردید و در دوره اصلاحات دیگر اذن چاپ نیافت.

در این کتاب که بازگشتی هست به گفتمان سه کتاب نخستین دوره پس از انقلاب اسلامی، نویسندگان ریشه های جنبش مشروطه را به شکست ایران از روسیه و تفکر اصلاح طلبی، مقاومت در مقابل امتیازهای و قراردادهای استعماری؛ بویژه قیام تنباکو و ورود مؤسسات تمدنی جدید نسبت داده، اعتقاد دارند در جریان مشروطه روحانیان نقش کلیدی را بر عهده داشته اند و علاوه بر آن، تحصن مردم در سفارت خارجی تحت اثرگذاری «القائات تعدادی سست عنصر و طرفدار انگلیس» رخ داده  است. نویسندگان شکست مشروطه و استبداد صغیر را به علت اختلاف بین وکیلان غرب گرا و روحانیون مشروطه خواه؛ بویژه شیخ فضل الله دانسته و اهتمام کرده اند که با حکم علمای نجف مردم بر علیه استبداد قیام کردند و دیگربار دستور مشروطه خواهی سردادند؛ اما با برتری بر استبداد و آغاز مشروطه دوم، مدعیان مشروطه خواهی، علما و سرداران (ستارخان و باقرخان) را منزوی کردند.

درس سوم با عنوان «پیامدها و جریان شناسی عصر مشروطیت»، ضمن برشمردن عاملان تاثیرگذار در دگرگونی افکار، زمینه های اختلاف در عصر مشروطه را چنین برشمرده  هست: ۱- کم رنگ شدن رهبری دینی و ارزش‎های دینی؛ ۲-نفوذ عناصر مجال طلب؛ ۳-نقش تخریبی انجمن های پنهان منسوب به سفارت های خارجی؛ ۴- اختلاف دو تفکر دینی و غیرمذهبی.

در مجموع، این کتاب درسی در روایت وقایع مشروطه بر این عقیده هست که علما داعیه های دینی مشروطه را شکل داده و پیشگام بوده اند؛ اما نفوذ سیاست بازان و عناصر منسوب موجب انحراف مشروطه گردید؛ میان مشروطه اول و مشروطه دوم تفاوت قائل شده و راز موفقیت مشروطه اول در رهبری علما و حضور مردم بیان شده هست؛ همچنین، دلیل «انحراف مشروطه دوم» از یک  سو حضور سیاست بازان حرفه ای و اشخاص منسوب و از طرف دیگر استعفا علما دانسته شده هست (همان: ۱۰۱-۱۰۵). گفتمان های مسلط بر راویان جنبش مشروطه در کتاب‎های تاریخ دبیرستان (متوسطه) در دو دوره  پهلوی و پس از انقلاب اسلامی؛ بویژه در دوره آغازین آنان، تحت اثرگذاری مستقیم دو عاملِ گفتمان اجتماعیِ و سیاسی مسلط تشکیل شد.

 نتیجه

گفتمان مسلط بر نگارش وقایع مشروطه در دوره پهلوی اول تحت اثرگذاری فضای اجتماعیِ احتیاج به دولت پیشرفته و مقتدری که پس از جنگ جهانی اول زیادتر احساس می گردید، قرار داشت.

همین احساس احتیاج، موجب شکل گیری گفتمان ناکامی و شکست مشروطه و ورود آن به کتاب های درسی در این دوره گردید. در گفتمان ذکر شده به دانش آموز این چنین تلقین می گردید که جنبش مشروطه که به استقرار نظام مشروطه در ایران منتج گردید، بر اثر مداخله و نفوذ استعمار و بی کفایتی عاملان داخلی، نتوانست نیازهای حقیقی مردم؛ یعنی نظم، امنیت، رفاه، دولت و ارتش قوی و پیشرفته را برای سعادت ایرانیان برآورده کند؛ لکن خود عامل هرج و مرج گردید؛ در نتیجه، در این شرایط، ایران نیازمند مرد مقتدری بود که اصلاحات را از طریقی دیگر در ایران مستقر کند و آن مرد کسی نبود جز رضاشاه، که توانست ایران را از استعمار غرب رهایی داده و ضمن اصلاحات بنیادی ایران را به «ترقی» برساند.

در این راستا، تمام کوشش نویسندگان ناسیونالیست  کتاب های درسی دو دهه  نخست قرن چهاردهم  شمسی برای ترسیم وضعیت آشفته قبل از کودتا در زمینه ستایش از دوره جدید (رضاشاه) و دستاوردهای آن مصروف شده هست.

اهتمام بر ترسیم وضعیت آشفته نیز ابزاری برای مشروعیت بخشیدن به حکومت جدید، توجیه کودتا و سلطنت رضاشاه و مشروعیت بخشی به ایدئولوژی حکومت پهلوی و گفتمان مسلط سیاسی آن؛ یعنی پاتریمونیالیسم پیشرفته گردید. گفتمان ناکامی-شکست، که از طریق دو پروژه آشفته کردن ذهن محصلین از فضای بحرانی قبل از کودتا و پروژه قانع کردن ایدئولوژیک (با اشاره به اصلاحات و کارهای رضاشاه)  نمود می‎یافت، نقطه عطف آغاز تاریخ معاصر ایران را نه استقرار مشروطه؛ لکن کودتای سوم اسفند، و منجی ملت و کشور را رضاشاه معرفی می کرد؛ و این چنین، علاوه بر ستیز با مشروعیت و کفایت حکومت قاجار، جنبش مشروطه و دستاوردهای آن را نادیده  می گرفت و روایتِ مقاومت برای آزادی و مشروطه را با روایت اسطوره دولت با اقتدار و پیشرفته خفه می کرد. گفتمان ناکامی-شکست، پس از سقوط گفتمان سیاسی حمایت کننده خود در سال ۱۳۵۷ کنار زده گردید و گفتمانی جدید در روایت جنبش مشروطه در کتاب های درسی تحت اثرگذاری گفتمان سیاسی مسلط جدید حکومت اسلامی و گفتمان های اجتماعی-سیاسی غرب ستیزی و غرب زدگی ستیزی دهه های پنجاه و شصت جای آن را گرفت که آن را «گفتمان انحراف و شکست جنبش مشروطه» نامیدیم.

گفتمان ذکر شده به انحراف مشروطه از مسیر کلیدی خود (اسلام و به عبارتی، مشروطه مشروعه) و گرایش آن به غرب معتقد هست و این انحراف و در نتیجه شکست آن را به استعمار غرب و عاملان داخلی آن؛ یعنی غربزدگان (روشنفکران و سیاستمداران غربزده) نسبت می دهد.

در این گفتمان نیز هرچند دو وجه بارز جنبش مشروطه، استقلال طلبی در مقابل استعمار و آزادی خواهی در مقابل استبداد معرفی شده اند؛ اما در عمل آزادی خواهی و مقاومت در مقابل استبداد در درجه دوم اهمیت قرار گرفته اند. در کنار این گفتمان های رسمی، در نیمه دوم هر یک از حکومت های ذکر شده و با به وجود آمدن فضاهای خاص اجتماعی، شاهد روایت جنبش مشروطه در کتاب های درسی به دست نویسندگانی هستیم که گفتمان مسلط رسمی را تحت اثرگذاری تفکر خود و فضای زمانه، کنار زده، و گفتمان مقاومت و مقابله برای محافظت و برتری نظام مشروطه را جایگزین آن نموده اند.

وی که برتری مشروطه را حاصل کوشش عناصر مشروطه خواه؛ بویژه روشنفکران معرفی می کردند، تحت اثرگذاری گفتمان های غیرمسلط در جامعه؛ بویژه گفتمان مشروطه طلبی / آزادی خواهی (در دوره پهلوی) و دموکراسی خواهی در دوره  اصلاحات (پس از انقلاب اسلامی)، در روایت جنبش مشروطه با اهتمام بر دستاوردهای بزرگ این جنبش، اهتمام در القای گفتمان مقاومت و مقابله در جهت محافظت مشروطه داشته  اند.

در همین راستاست که در بازشناساندن تاریخ مشروطه در نظر محصلین، زیادتر بر نقش آزادی خواهان و مقاومت وی برای محافظت حکومت مشروطه اهتمام می‎کردند. ۳- روی صفحه عنوان اثر مزبور  به مؤلفان آن اشاره ای نشده هست؛ اما بر طبق گفته علی ابوالحسنی(منذر) این کتاب توسط حدادعادل و با کمک وی نوشته شده هست (ن.

 پی درج کرد ها:

۳- ک: الهی، ۱۳۹۱ :۷۷).۴- تأکیدات از نویسندگان اثر ذکر شده هست.

۴- ۵- به نظر می آید نویسنده این اثر غلامحسین زرگری نژاد باشد.

۵- ۶- در نهایت تأسف، دسترسی به این کتاب و کتاب بعدی میسر نشد؛ در نتیجه، در ارجاع به این دو اثر از مقاله «مقایسه سه کتاب درسی تاریخ معاصر ایران» نوشته  مهدی رنجبریان که به نقد آنان می پردازد، کمک گرفته گردید.

۶- اقبال  آشتیانی، عباس.

مراجع

(۱۳۰۹). (۱۳۰۹). دوره تاریخ عمومی برای سال سوم متوسطه (مطابق پروگرام جدید وزارت جلیله معارف)، [تهران]: شرکت مطبوعات و کتابخانه کاوه.

–  (1327). –  (1327).

– تاریخ ایران و اروپا برای سال سوم دبیرستان ها، تهران: چاپخانه شرکت مطبوعات. (۱۳۹۱). «- الهی، علی.

–     (1391).(1388) «کار شیخ ناتمام ماند؛ صحبت با علی ابوالحسنی (منذر)»، ماهنامه زمانه، س۱۱، ش ۱۱۱-۱۱۰، فروردین و اردیبهشت، ص۷۷٫

–  –    بژه، دیوید اِم.(۱۳۷۹). (۱۳۸۸) آنالیز روایت و پیشاروایت، ترجمه حسن محدثی، تهران: دفتر مطالعه و توسعه رسانه ها.

– [-  تاجیک، محمدرضا. (۱۳۶۰). (۱۳۷۹).

–   گفتمان و آنالیز گفتمانی (مجموعه مقالات)، تهران: فرهنگ گفتمان. (۱۳۳۶). – [حداد عادل، غلامعلی و علی ابوالحسنی(منذر)].

– (۱۳۶۰). (۱۳۲۸)، تاریخ ایران سال سوم دبیرستان، [تهران]: دفتر تحقیقات و برنامه ریزی درسی وزارت آموزش و پرورش.

– –  حداد، محسن و دیگران. (۱۳۱۹). (۱۳۳۶).

– تاریخ جهان برای سال سوم دبیرستان ها : بر طبق برنامه جدید وزارت فرهنگ، تهران: شرکت نسبی حاج محمدحسین اقبال و شرکاء، چاپ پنجم. (۱۳۸۱). «-حکیم الهی، نصرت الله.

–   (1328)، تاریخ ایران و عمومی سال سوم دبیرستان ها، مطابق آخرین برنامه وزارت فرهنگ، تهران: چاپخانه اقبال و دانش، چاپ دوم. (۱۳۸۰). – شیبانی، عبدالحسین، رضازاده شفق و حسین فرهودی.

–   (1319).(1379). کتاب تاریخ سال سوم دبیرستان ها، [تهران]: وزارت فرهنگ، چاپخانه بانک ملی ایران.

–                    – رنجبریان، مهدی. (۱۳۳۲). (۱۳۸۱).

–  —————————–. (1346). «مقایسه سه کتاب درسی تاریخ معاصر ایران(دوره دبیرستان)»، نشریه آموزه، ش۱، پاییز، صص ۱۰۸-۸۹٫

–    –  عضدانلو، حمید. (۱۳۸۸). (۱۳۸۰).

–   گفتمان و جامعه، تهران: نشر نی. (۱۳۶۶). –   فرکلاف، نورمن.

–  (1380). آنالیز انتقادی گفتمان، ترجمه فاطمه شایسته پیران و دیگران، تهران: مرکز پژوهش ها و تحقیقات رسانه ها.

– –                    فلسفی، نصرالله، عباس پرویز و علی اصغر شمیم.(۲۵۳۷). (۱۳۳۲).

–   تاریخ ایران برای سال پنجم دبیرستان ها؛ [تهران]: کتابفروشی و چاپخانه علی اکبرعلمی و شرکت مطبوعات، چاپ پنجم. (۱۳۴۰). –  —————————–.

– (1346).(1382). « تاریخ ایران برای سال ششم ادبی، [تهران]: شرکت سهامی طبع و نشر کتاب های درسی، وزارت آموزش و پرورش. –    فوکو، میشل.

– (۱۳۸۸). (۱۳۸۲). قدیمی شناسی دانش، ترجمه عبدالقادر سواری، تهران: گام نو.

نویسندگان:

امین تریان ؛ حمید آزاد   

–  گروه تاریخ دفتر برنامه ریزی و تالیف کتب درسی.

انتهای متن/


لینک کوتاه مطلب : http://www.shalamchenews.com/?p=94534

دیدگاه شما

معادله ی امنیتی * Time limit is exhausted. Please reload CAPTCHA.