تاریخ ارسال : ۱۲ آبان ۱۳۹۶ ساعت : ۰۷:۴۵ 0 نظر چاپ این صفحه چاپ این صفحه

آن روزی که «وودی آلن» ریسک کرد

روزنامه آسمان آبی – دانلد لیبنسن، ترجمه لیدا صدرالعلمایی: کارول کین، بازیگر و مارشال بریکمن، فیلمنامه نویس، در گفت و گو با نشریه «ونتی فر» خاطرات ساخت «آنی هال» را مرور می کنند.

می گویند کسی از رودین پرسید که مجسمه فیل را چطور باید ساخت؟ و رودین در جواب گفت: «یک تکه سنگ مرمر بزرگ بر می دارید و هر آن چه را که فیل نیست می تراشید.» مارشال بریکمن هم همین احساس را به «آنی هال» دارد، فیلم عاشقانه عصبی ۹۵ دقیقه ای که درواقع از دل یک نسخه دو ساعت و نیمه بسیار رادیکال تر بیرون آمد و در ابتدا «آنه دونیا» نام داشت، به معنی ناتوانی در تجربه لذت.
وودی آلن با همکاری مارشال بریکمن فیلمنامه ای نوشت که در نهایت به فیلم «آنی هال» تبدیل شد، این نخستین همکاری این دو، بعد از «خواب آلود» بود. آلن بعدها اقرار کرد که از اثر نهایی رضایتی ندارد و با تماشای فیلم «کاملا ناامید» شده، اما بریکمن که نه مثل آلن وسواسی است و نه افسرده، نظر متفاوتی دارد.  آن روز که «آلن» ریسک کرد
او به «ونتی فر» می گوید: «به نظرم فیلم بامزه و اصیلی بود، تغییر بین دو نسخه تدوین نشده و آن چه را دست آخر روی پرده سینما رفت بسیار دوست دارم.»
«آنی هال» از پنج نامزدی در اسکار به چهار جایزه دست پیدا کرد: بهترین فیلم (نخستین کمدی که توانست پس از «تام جونز» در سال ۱۹۶۳ معتبرترین جایزه هالیوود را از آن خود کند)، بهترین کارگردانی، بهترین بازیگر زن و فیلمنامه اوریجینال. در ۱۹۹۸ انجمن فیلم آمریکا «آنی هال» را در فهرست ۱۰۰ فیلم برتر سینمای آمریکا در جایگاه سی و یکم قرار داد؛ در سال ۲۰۰۰ در فهرست صد کمدی برتر ای.اف.ای چهارم شد و در فهرست ۱۰۱ فیلمنامه کمدی انجمن نویسندگان آمریکا در رتبه یک قرار گرفت.
«آنی هال» امسال ۴۰ ساله می شود، درست همسن آلوی سینگر کمدی با بازی وودی آلن. این نخستین فیلم آلن بود که توانست اعتبار جدی برای او بسازد و نام او را در زمره فیلمسازان مهم دورانش قرار دهد. آن طور که بریکمن به خاطر می آورد، در سال ۱۹۷۷ «آنی هال» یکی از دو فیلمنامه ای بود که آلن در دست داشت. او می گوید: «یکی از فیلمنامه ها یک کمدی استاندارد بود، اگر اشتباه نکنم یک کمدی با لباس های ویکتوریایی بود و دیگری ایده ای عحیب برای ساخت فرمی جدید که باید چارچوب آن براساس ارتباطات زندگی شخصیت اصلی چیده می شد. یعنی با دیدن اتفاقات، آدم ها و مکان ها ماجراهایی برای شخصیت اصلی تداعی شود و قصه بر همین محور حرکت کند.»
به گفته رالف روزنبلام، تدوینگر فیلم، در «آنه دونیا»، رابطه آلوی با آنی فقط یکی از سه مسئله بغرنج زندگی او بود. او در کتاب «وقتی فیلمبرداری تمام می شود… برش آغاز می شود» می نویسد: «علاوه بر رابطه پیچیده با آنی، آلوی با پوچی زندگی درگیر بود… با دغدغه وسواس گونه و نیاز مداوم به اثبات خود و در نهایت فهمیدن این که چطور آدمی است.»
بریکمن می گوید: «ما مدتی روی هر دو ایده آلن کارکردیم اما سردرگم بودیم، به سراغ هر کدام که می رفتیم به نظرمان بیهوده و بی نتیجه می آمد. در نهایت وودی گفت که تنها راه حل، انجام کاری است که پیش تر کسی به سراغش نرفته، کاری که ریسک بالاتری دارد. و این یعنی باید ایده ای را به سرانجام می رساندیم که در نهایت «آنی هال» شد و خب حق با او بود.»
  آن روز که «آلن» ریسک کرد
فرصتی برای تازه کارها
پس از ۴۰ سال، با مرور دوباره «آنی هال»، یک نکته به شدت خودنمایی می کند: حضور پرتعداد بازیگرانی که در آن زمان هنوز در ابتدای راه بودند و کمتر کسی از استعدادشان خبر داشت ولی بعدها به ستاره های سینما تبدیل شدند، کسانی مثل کریستوفر واکن، جف گولدبلام، شلی هک، بولی دآنجلو و البته سیگورنی ویور که برای نخستین بار نامش در تیتراژ فیلمی می آمد، در نقش یکی از دوستان آلن در نمایی لانگ شات در پایان فیلم. در این بین شلی دووال در نقش خبرنگار رولینگ استون، آن زمان هم بازیگر شناخته شده ای بود و پش از «آنی هال» در چندمین فیلم رابرت آلتمن بازی کرده بود.
کارول کین هم پش از آن که ژولیت تیلور، مسئول انتخاب بازیگر «آنی هال» او را برای نقش همسر سابق آلوی انتخاب کند، بازیگر موفقی بود. او پیش تر به خاطر بازی در «خیابان هستر» جوان میکلین سیلور نامزد اسکار شده بود، با پانتئون فیلمسازان هالیوود نو در دهه ۷۰ کار کرده بود، کسانی مثل مایک نیکولز، هال اشبی و سیدنی لومت.
کین می گوید: «دهه ۷۰ دوران عجیبی برای من و برای سینما بود. من در نخستین تجربه سینمایی ام با مایک نیکولز کار کردم. عجیب نیست؟ و از آن به بعد با سیدنی، هال و وودی همکاری کردم.» کین حتی پیش از آن که برای نقش همسر آلوی در «آنی هال» انتخاب شود آلن را می شناخت: «فکر نمی کنم در آن دوران نیویورکی ای وجود داشت که وودی را نشناسد.»
اما با وجود همه این استعدادهای خوش قریحه در پشت و  جلوی دوربین، نخستین نسخه تدوین شده «آنه دونیا» به گفته بریکمن راضی کننده نبود. «فیلم انسجام نداشت. حتی با دانش اندکی که آن زمان از سینما داشتم، با دیدن نسخه اولیه فهمیدم که هنوز نیاز به کار جدی دارد. البته دقایق درخشان و خارق العاده ای داشت و بازی دایان کیتون هم بی نظیر بود. واقعا نمی دانستم از یک فیلم دو ساعت و نیمه چطور باید نسخه ای کوتاه تر، معنی دارتر و منسجم تر بیرون آورد.»
بریکمن معتقد است آلن و روزنبلام بودند که توانستند به فیمل سر و سامان دهند و هر چیزی را که بی ربط بود بیرون بکشند. او می گوید: «آلن و روزنبلام همه چیز را کنار گذاشتند به غیر از فیل و در این قصه فیل در واقع وودی و دایان بود.»  آن روز که «آلن» ریسک کرد
روزنبلام در این باره می نویسد: «قربانی این جرح و تعدیل قسمت های بسیار جذاب و دیدنی فیلم شد. خنده دارترین، خلاقانه ترین و هوشمندانه ترین صحنه هایی که آلن در تمام عمرش ساخته بود. تنها اثری که از این صحنه های حذف شده باقی مانده تصاویری است که آن زمان برای نصب کردن روی بوردهای سالن های سینما تولید می شد. یکی از این تصاویر، مسابقه بسکتبالی است بین تیم نیکز نیویورک و بزرگ ترین فیلسوفان تاریخ، کسانی مثل کی یر کگارد و نیچه. از بین صحنه های حذف شده فیلم، سکانس محبوب بریکمن، تور پنج طبقه جهنم با حضور شیطان در نقش راهنماست.
او به یاد می آورد که در این بخش طبقه پنجم جهنم به جای دیکتاتورها و مجرمان شناخته شده بود. کین هم با آن که فقط قسمت های مربوط به نقش خودش از فیلمنامه اولیه را خوانده بود یکی از صحنه های مهم و دشوار نقشش را نتوانست در نسخه نهایی ببیند: «در آن سکانس باید در اتاق نشیمن می نشستم و ویلنسل می زدم. خیلی تلاش کردم تا انگشت گذاری درست روی ساز را یاد بگیرم. وقت فیلمبرداری این صحنه که رسید شروع کردم به نواختن ویلنسل و تازه در همین لحظه یادم افتاد که فیلم صامت نمی سازیم و انگشت گذاری تنها به هیچ دردی نمی خورد. باید صدایی از ساز در می آوردم. واقعا ترسناک بود. همه اعضای گروه داشتند به من می خندیدند. یادم نیست چرا این صحنه از فیلم حذف شد ولی حدس می زنم بی ارتباط به استعداد من در نواختن ویلنسل نبوده است».

این «آنی هال» کلاسیک شده
«آنی هال» امروز یک فیلم کلاسیک است. اگر «موزها»، در حکم «سوپ اردک» (۱۹۳۳ ساخته برادران مارکس) در کارنامه آلن باشد، «آنی هال» قطعا «شبی در اپرا»ی اوست و هنوز هم با اختلاف پرفروش ترین فیلم کارنامه اش (البته بریکمن با جدیت اعتقاد دارد که اگر آن کمدی ویکتوریایی را به جای «آنی هال» می ساختند پول بیشتری به حبیب می زدند). اما به گفته بریکمن هرچه نباشد، «آنی هال» «تصویر دقیقی از زندگی و فضای اجتماعی- اقتصادی آن زمانِ نیویورک ساخته است.»
کین دوباره در ۴۰ سالگی، فیلم «آنی هال» را تماشا کرده و می گوید: «مدت ها بود فیلم را ندیده بودم، به نظرم هنوز هم فیلم تاثیرگذار و جذابی است. تکنیک وودی در عریان کردن خودآگاهی اش جلوی دوربین با آن صداقت بی دفاع حقیقتا قدرتمند است و همه بازیگرها، دایان، کریستوفر، کولین (دوهارست در نقش مادر آنی) و… همه عالی اند. زیبایی بصری فیلم چشمگیر است و مدیون کار گوردون ویلیس (فیلمبردار). واقعا بی اندازه خوش شانس بودم که در چنین پروژه ای حضور داشتم. این فیلم تاریخ انقضا ندارد.»  آن روز که «آلن» ریسک کرد
بریکمن می گوید هنوز هم رابطه اش را با آلن حفظ کرده و هنوز هم گه گداری با هم در پارک قدم می زنند. با خنده می گوید: «قدیم ها که جوان بودیم راه می رفتیم و درباره زن ها و کارمان حرف می زدیم. از کنار پیرمردهایی که با هم نشسته بودند خوراکی می خوردند و از درد و مرض هایشان برای هم می گفتند، می گذشتیم و می خندیدیم. حالا خودمان شبیه آن ها شده ایم. ولی هنوز هم درباره زن ها و کارمان حرف می زنیم و البته درد و مرض ها و زوال عقل مان.»
پس از «آنی هال» بریکمن و آلن در دو فیلم دیگر با هم کار کردند: «منهتن» در سال ۱۹۷۹ و «معمای قتل منهتن» در ۱۹۹۳ که یک بار دیگر آلن و کیتون را پس از ۱۴ سالن در یک قاب روی پرده سینما برد. هم بریکمن و هم آلن هنوز هم پرکارند. پس ناگزیریم که بپرسیم «آنی هال ۲» چه می شود؟
بریکمن در پاسخ می گوید: «یعنی یک دنباله؟ مثلا رابین و مارین در منهتن؟» او به درام مالیخولیایی ریچارد لستر درباره پیوند دوباره بین رابین هود و مید مارین در میانسالی اشاره می کند و نظرش را به صراحت می گوید: «خب، به نظر من ساختن دنباله، ایده مزخرفی است. قطعا ارزش هنری ندارد. آدم که نمی تواند دو بار به یک رودخانه پا بگذارد. بهتر نیست آن ها را همان طور که در خاطرمان هستند به یاد بیاوریم؟»


لینک کوتاه مطلب : http://www.shalamchenews.com/?p=73007

دیدگاه شما

معادله ی امنیتی * Time limit is exhausted. Please reload CAPTCHA.