تاریخ ارسال : ۲۰ فروردین ۱۳۹۷ ساعت : ۰۲:۲۰ 0 نظر چاپ این صفحه چاپ این صفحه

ابراهیم هادی رزمنده ای با خصائص پوریای ولی

ابراهیم هادی رزمنده‌ای با خصائص پوریای ولیبه گزارش شلمچه نیوز به نقل از گروه سیاسی خبرگزاری میزان، پهلوان بسیجی «ابراهیم هادی» از بنیانگذاران گروه چریکی شهید اندرزگو در جبهه گیلان‌غرب هست. خبرگزاری میزان بُرش‌هایی از زندگی این قهرمان غریب کشورمان را که در کتاب «سلام بر ابراهیم» گردآوری شده هست، منتشر می‌کند.

راوی: حسین الله کرم

مسابقات قهرمانی ۷۴ کیلو باشگاه‌ها بود. ابراهیم همه رقبای را یکی بعد از دیگری مغلوب کرد و به نیمه پایانی رسید. همان سال ابراهیم خیلی خوب تمرین کرده بود. بیشتر حریف‌ها را با ابهت مغلوب کرد. اگر این مسابقه را می‌زد قطعا در فینال قهرمان می‌شد. اما در نیمه پایانی خیلی بد کشتی گرفت. در نهایت با یک امتیاز بازی را واگذار کرد!

در نهایت با یک امتیاز بازی را واگذار کرد!همان سال ابراهیم مقام سوم را به دست آورد. اما سال‌ها بعد، همان پسری که رقیب نیمه پایانی ابراهیم بود را نگاه کردم. آمده بود به ابراهیم سر بزند.

آن آقا از خاطرات خودش با ابراهیم تشریح می‌کرد. تا اینکه رسید به واقعه ی آشنایی خودش با ابراهیم و اظهار کرد: آشنایی ما بر می‌گردد به نیمه پایانی کشتی باشگاه‌ها در وزن ۷۴ کیلو، قرار بود من با ابراهیم کشتی بگیرم. اما هر چه خواست آن ماجرا را تشریح کند ابراهیم بحث را عوض می‌کرد! آخر هم نگذاشت که ماجرا تشریح گردد! روز بعد همان آقا را نگاه کردم و اظهار کردم: اگه می‌شه قضیه کشتی خودتان را تشریح کنید. نفس عمیقی کشید و اظهار کرد: همان سال من در نیمه پایانی رقیب ابراهیم گردیدم. اما یکی از پاهایم قویا عارضه دید. به ابراهیم که تا آن موقع نمی‌شناختمش اظهار کردم: رفیق، این پای من عارضه دیده. هوای ما رو داشته باش. ابراهیم هم اظهار کرد: باشه داداش، چشم. بازی‌های وی را دیده بودم. توی کشتی استاد بود. با وجود اینکه شگرد ابراهیم فن‌هایی بود که روی پا می‌زد. اما اصلا به پای من نزدیک نشد! ولی من در نهایت نامردی یه خاک ازش گرفتم و خرسند از این برتری به فینال رفتم. ابراهیم با وجود اینکه راحت می‌تونست من رو شکست بده و قهرمان بشه، ولی این کار را نکرد. بعد دنبال کرد: البته فکر می‌کنم او از قصد کاری کرد که من پیروز بشم! از شکست خودش هم دلخور نبود. چون قهرمانی برای او تشریح دیگه‌ای داشت. ولی من خرسند بودم. خرسندی من زیادتر از این بود که رقیب فینال، بچه محل خودمون بود. فکر می‌کردم همه، مرام و معرفت داش ابرام رو دارن. اما توی فینال با وجود اینکه پیش از مسابقه به دوستم عنوان کرده بودم که پایم عارضه دیده، اما به شکلی دقیق با نخستین حرکت همان پای عارضه دیده من را گرفت. همان سال من دوم گردیدم و ابراهیم سوم. اما شک نداشتم حق ابراهیم قهرمانی بود. از آن روز تا اکنون با او رفیقم. خدا را هم شکر می‌کنم که چنین رفیقی نصیبم کرده.

صحبت‌هایش که تمام گردید وداع کرد و رفت. در راه منحصرا به صحبت‌هایش فکر می‌کردم. یادم افتاد در مقر سپاه گیلانغرب روی یکی از دیوار‌ها برای هر کدام از رزمنده‌ها جمله‌ای نوشته شده بود. درباره ابراهیم نوشته بودند: «ابراهیم هادی رزمنده‌ای با خصائص پوریای ولی»


لینک کوتاه مطلب : http://www.shalamchenews.com/?p=95147

دیدگاه شما

معادله ی امنیتی * Time limit is exhausted. Please reload CAPTCHA.