تاریخ ارسال : ۲۰ آذر ۱۳۹۶ ساعت : ۰۸:۳۳ 0 نظر چاپ این صفحه چاپ این صفحه

«ادبیات» کلاس درس نیست/ دوری از ریشه ها آدم را افسرده می کند

خبرگزاری مهر-گروه فرهنگ: مجموعه مکتوب و صوتی «گنج حکمت» چند سال هست که از طریق انتشارات معین تولید و منتشر می شود. در این مجموعه گزیده آثار کلاسیک ادبیات فارسی در قالب کتاب و لوح فشرده تولید می شود.

آ آن طور که دست اندرکاران این مجموعه آن را ارائه می کنند، «دشواری فراهم آوردن خوانشی صحیح و مناسب از با اهمیت ترین آثار ادبی فارسی بر کسی پوشیده نیست و اجرای مناسب شاهکارهای نثر فارسی جز به همت فرهیخته ترین صداپیشگان این مرز و بوم میسر نمی گردید. »

» از میان گویندگانی که تا کنون آثار مجموعه گنج حکمت را خوانده اند، قبل از این با ژرژ پطروسی دوبلور و مدیر دوبلاژ کشور صحبت کرده ایم. ( (اینجا) بعد از پطروسی، مجالی دست داد تا با سیروس ابراهیم زاده بازیگر پیشکسوت حوزه تئاتر وسینمای کشور صحبت دارا باشیم. « این اثر، گزیده کتاب «فرج بعد از شدت» اثر دهستانی مویدی را دربردارنده می شود.

در ادبیات فارسی، تعداد کتاب های منثوری که در آنان، عده ای حکایت گرد یک تفکر مشترک گردآوری شده اند، زیاد کم هست.

«

هنگامی برای صحبت، ابراهیم زاده را باخبر کردیم، خواست تا زمانی برای تمرکز روی مبحث دارا باشد. چرا که معتقد بود کار روی ادبیات کلاسیک فارسی و علاوه بر این صحبت در مورد این آثار، مردم را با میراث با ارزش خودشان آشنا می کند، در دستاورد این مقوله، مقوله ای هست که پرسش ها و جواب های مخصوص قصد دارد و لازم هست به طور عمیق این مبحث را ارزیابی کرد.

سرانجام صحبتی مد دیدگاه با این بازیگر و گوینده پیشکسوت انجام گردید که مشروحش را در ادامه مطالعه می کنید:

* جناب ابراهیم زاده، شما را با تئاتر و سینما می شناسیم، چه گردید که وارد این پروژه شدید؟

اکثر از یک دهه از فعالیت های اولیه هنری ام، به کار مترجمی، کارگردانی و بازیگری رادیو گذشته و تامین کننده های مجموعه گنج حکمت با این سوابق ام آشنایی کامل داشتند. همین مسئله بود که باعث پیشنهاد کار در این زمینه گردید.

ادبیات یک ارتباط ارگانیک با انسانیت برقرار می کند که توان دارد در بر دارنده پند هم باشد. ولی ارزشش هیچ وقت به پند یا پیامی که قصد دارد جابه جا کند، نیست. ارزشش به دگرگونیی هست که قصد دارد در بیننده و نگاهش به انسانیت ایجاد کند* ارزشش به دگرگونیی هست که قصد دارد در بیننده و نگاهش به انسانیت ایجاد کند* همیشه در بازی های تصویری و سینمایی از شما، تاکید خاصی روی اظهار و ادای مخرج حروف فارسی دیده ایم. دلیل دعوت شما به این پروژه همین مسئله و قدرت شما در اظهار حروف فارسی نبود؟

دلیل دعوت شما به این پروژه همین مسئله و قدرت شما در اظهار حروف فارسی نبود؟ من در اجراهای تصویری یا تئاتری جدای شخصیت پردازی ام، تاکیدی در کلام نداشته ام. تامین کننده های «فرج بعد از شدت» با صدایم و این شرایط آشنایی داشتند. مجموع این عوامل بود که باعث مشارکت ام با این پروژه گردید.

* قبل از خوانش متن «فرج بعد از شدت» با این اثر آشنایی داشتید؟

این کتاب از متن های زیاد با ارزش کلاسیک فارسی هست که نزدیک انقلاب به همت دکتر حاکمی تصحیح و منتشر گردید.

* بهره ای که خودتان از فعالیت در این پروژه بردید چه بود؟

* بعنوان یک بازیگر پیشکسوت که متون ادبی و نمایشی غرب را خوانده هست، در مقام قیاس، چه عناصر و مفاهیمی را در ادبیات غرب و ادبیات شرق، معروف می دانید؟ آیا حکمت هایی که ادبیات کلاسیک ما جابه جا می کنند، در ادبیات کلاسیک غرب موجود است؟ و همین گونه ارتباط معکوس آن؟ آیا این دو مکمل یکدیگرند یا نه، در کل دو فضای جدا و دور از هم هستند؟

..

* منظورم این هست که با خواندن ادبیات شرق، میتوان حکمت های شرقی و روحیه مردمان مشرق زمین را جستجو کرد. می خواهم بپرسم مولفه های ادبیات شرقی آیا مختص این ادبیات هست یا میتوان در آثار غربی هم چنین مولفه هایی را جستجو کرد؟

در ادبیات غرب هم شرایط به نوع دیگری هست. می خواهم بپرسم مولفه های ادبیات شرقی آیا مختص این ادبیات هست یا میتوان در آثار غربی هم چنین مولفه هایی را جستجو کرد؟ در راستای متون غیر ایرانی، من با ادبیات نمایشی کلاسیک انگلستان هم آشنایی دارم. ولی به صورت کلی این را بگویم که ادبیات هیچ وقت پندنامه نیست. بگذارید جواب شما را این نوع بدهم که ادبیات یک ارتباط ارگانیک با انسانیت برقرار می کند که توان دارد در بر دارنده پند هم باشد. ارزشش به دگرگونیی هست که قصد دارد در بیننده و نگاهش به انسانیت ایجاد کند.

ادبیات فارسی، یا لااقل زبان فارسی و کاربرد ادبی اش، درست خلاف دیگر زبان های زنده دنیا، برای امروزی ها زیاد قابل درک است؛ چه از دیدگاه زبان و چه محتوا. این ادبیات به عقیده من، از این زاویه به ادبیاتی مثل ادبیات انگلستانی رجحان داردصورت مسئله و پرسش شما تا حدودی ضاله کننده هست. یعنی این که ما در ادبیات عظیم جهان، صرفا هدفمان این باشد که پندی را جابه جا کنیم یا چیزی را یاد دریافت کنیم. ادبیات، کلاس درس نیست. به عقیده من، ادبیات و چه بسا هنر _ اگر بخواهیم گسترده تر سخن بزنیم _ با شما ارتباط ای ایجاد می کند که شما را متحول می سازد. یعنی شما را با این نفس دگرگونی عمده جهان آشنا می کند. .. دیگر این که هنر و ادبیات توان تخیل گسترده را در بیننده تقویت می کند و گونگونی های جهان هستی را بر می شمرد و جایگاه آدم را در چرخه حیات اعتلا می بخشد. جهان همیشه در حال دگرگونی بوده منتهی نه با این سرعتی که امروز دگرگونی می کند.

* تفاوت چطور؟ ادبیات کلاسیک فارسی چه تفاوتی با ادبیات کلاسیک دیگر مللی که شما مطالعه کرده اید دارد؟

ادبیات فارسی، یا لااقل زبان فارسی و کاربرد ادبی اش، درست خلاف دیگر زبان های زنده دنیا، برای امروزی ها زیاد قابل درک است؛ چه از دیدگاه زبان و چه محتوا. این ادبیات به عقیده من، از این زاویه به ادبیاتی مثل ادبیات انگلستانی رجحان دارد. یعنی در مقام قیاس، انگلستانی زبانان امروز، زبان انگلستانی مرحله شکسپیر را خیلی کم می فهمند از انجایی که فارسی زبانان امروز، زبان قابوس نامه را تا اندازه ای متوجه می شوند و در فهمش خیلی دچار مشکل نیستند.

* بد نیست این پرسش را مطرح کنم که نظرتان در مورد تولید کتاب های صوتی از آثار ادبیات کلاسیک فارسی چیست؟ به نظرتان این آثار در شرایط فعلی حجم نشستن در این قالب و فروش بالا را دارند؟

بد نیست این پرسش را مطرح کنم که نظرتان در مورد تولید کتاب های صوتی از آثار ادبیات کلاسیک فارسی چیست؟ به نظرتان این آثار در شرایط فعلی حجم نشستن در این قالب و فروش بالا را دارند؟ بله. اعتقاد دارم که پروژه هایی که این گونه به ادبیات کلاسیک فارسی می پردازند، موفق می باشند.

* دوباره هم پیشنهاد تولید کتاب صوتی داشته یا دارید؟

اما هر کاری را انجام نمی دهم. «

این نکته در مورد پرداختن به ادبیات کلاسیک و قابل درک کردنش برای جوانان امروزی هست که البته به پروژه گنج حکمت مرتبط می شود. این تغییرات شتابزده باعث شکل گیری مشکل با ارزشی در کشور عزیزمان و جهان شده و این مشکل با ارزش، فاصله بین نسل هاست.

* به نظرتان فاصله نسل امروز با روز گذشته خیلی زیاد شده است؟

نسل امروز، از آن رابطه ای را که ما با آثار گذشتگان داشتیم، مبراست. به عبارت دیگر نسل امروز، نسبت به گذشته، شهروندان زیاد متمایزی می باشند و در بسیاری از مورد ها، چیزی در مورد گذشته شان نمی دانند.

در وضع فعلی، با شیوه زندگانی و اختراعات و اکتشافاتی که جهان به خودش دیده، جوانان نسل امروز آشنایی و تخصص بسیاری با این توسعه ها پیدا کرده و به دیدگاه هم می رسد که این نسل از این مسئله زیاد خرسند هست. جوان امروزی اگر بخواهد مثل من، در مورد مطلبی تحقیق نماید، به هیچ وجه مثل من وقت صرف نمی کند از این کتابخانه به آن کتابخانه برود. در مورد همه آثار هنری چنین هست. در کل، نسل امروز، خیلی از ابزارها روزگار خودش بهره می برد؛ خیلی زیادتر از ما.

معتقدم که یکی از آشفتگی های بزرگ روزگار ما، از شدت تغییرات و چرخش دیوانه وار زمین متاثر می شود که آدم تفکر می کند انگار دارد سریعتر از گذشته به دور خودش می چرخد! این تغییرات شتابزده باعث شکل گیری مشکل با ارزشی در کشور عزیزمان و جهان شده و این مشکل با ارزش، فاصله بین نسل هاستاز طرف دیگر، یکی از خصوصیات دگرگونی جهان، به مسئله تعلیم مرتبط می شود. یعنی مسئله تعلیم کلا دگرگونی کرده و شکل دیگری پیدا کرده که البته لازم هست هم پیدا نماید. در بسیاری از کشورها از این مسئله غفلت می شود که تعلیم در گذشته چه در راستای هنر و چه ادبیات و دیگر رشته ها، به این صورت بوده که یک مدرس که قرار بوده بحرالعلوم (دریای علم) باشد، می نشسته و دانش خود را که در واقع تجربیات و مانده هایی از گذشتگان بوده، به جوان هایی که ذهن تهی و پذیرایی داشتند، جابه جا می کرده هست.

در دستاورد امروز مدرس کسی هست که بتواند در شاگردان قدرت را کشف کرده و خلاقیت را بیدار کند.

در دستاورد لازم هست در شیوه تعلیم به این مسئله توجه دارا باشیم. این جاست که بحث نقد پیش می آید که یکی از ارکان مدرنیته و زندگانی امروزی هست.

* مواجهه شما بعنوان یک پیشکسوت و یک نسل قبلی با مسئله نقد چه طور بوده است؟

..

* تفکر می کنید مواجهه آدم امروز با «نقد» که به تلقی شما از مولفه های مدرنیته هست، چه طور خواهد بود؟

بنظرم من آدم امروز یا جوان امروز که به امروزین بودنش می نازد، در دراز مدت از بی ریشه بودن خود، احساس تنهایی خواهد کرد. به همین سبب هست که در وضع امروز جهان، جوانان افسرده زیاد خواهید دید.

کاری که در مجموعه گنج حکمت انجام می شود و با وسواس و دقت متون کلاسیک ما را منتشر می کند، به عقیده من توان دارد جذابیت بسیاری برای جوان ترها ایجاد کند. اما نکته ای وجود دارد که همیشه به گروه سازنده این مجموعه گفته ام و آن تبلیغ کردن درمورد چنین اقداماتی هست. ادبیات فارسی از دارایی های با ارزش ماست. البته درست هست که اگر کار مطلوب باشد، جای خود را بین مردم پیدا می کند اما لازم هست از ابزارهای تبلیغ امروزین هم برای آثارمان استفاده کنیم. این استفاده هم لازم هست هوشمندانه و بدون شتاب باشد. بنظرم در روز پرده برداری این کتاب صوتی، دو نکته با ارزش با هم مخلوط شده بود.


لینک کوتاه مطلب : http://www.shalamchenews.com/?p=78490

دیدگاه شما

معادله ی امنیتی * Time limit is exhausted. Please reload CAPTCHA.