تاریخ ارسال : ۱۸ آبان ۱۳۹۶ ساعت : ۱۶:۳۶ 0 نظر چاپ این صفحه چاپ این صفحه

اربعین حسینی، فرصتی برای ابراز تولّی و تبرّی

 

مرتضی شیرازی زاده از پژوهشگران نوپا و  از نویسندگان جوان حوزه علمیه ، همزمان با اربعین سید و سالار شهیدان، حضرت اباعبدالله الحسین علیه السلام، در مقاله ای به تبیین مصداق بارز زیارت اربعین حسینی و مسأله تولی و تبری پرداخت و  ابعاد مختلف آن را بر اساس شواهد متقن تاریخی مورد بررسی قرار داد.

به گزارش شلمچه نیوز، این طلبه ی فرهیخته در این مقاله با بررسی مسأله جمود فکری حاصل شده از مکتب غاصبین ولایت آل الله به مسأله آگاهی مردم نسبت به حقیقت عترت اشاره نموده و شهادت امام حسین علیه السلام را سبب زنده شدن روح و کالبد وجودی شان دانسته و گفت: با تأمل در فرازهای زیارت اربعین سیدالشهدا صلوات الله علیه در می یابیم که این قیام با عظمت حسینی سبب آن شد آن جمود  فکری در اذهان مردم از بین رفته و در قلوب مؤمنین حرارتی از شهادت و محبت سالار شهیدان شکل بگیرد که هیچگاه سردی و کمرنگی در آن بوجود نخواهد آمد. 

متن کامل این مقاله بدین شرح است:

 

بسم الله الرحمن الرحیم

درطی تمام ادوار و اعصار حکومت ها و شخصیّت های بسیاری بر عرصه این گیتی پهناور زندگی کرده اند که نوع زندگی و سرگذشت آنان سبب گشته تا حیات آنان بر تمام قرون مابعد آنان نیز تاثیر بسزائی بگذارد،در میان اینگونه شخصیت ها برخی با رفتارهای نابهنجار خود سبب انزجار اذهان عمومی از خود شده اند و برخی نیز آنچنان زیستند که حتی مرگ یا شهادتشان حیات بخش زندگی های بسیاری بوده تا آنجا که میتوان گفت آنان هیچگاه نمرده اند و سیره ی آنان همان اکسیر حیات جاودانه ای شد که بسیاری در طلب آنان سرگشته حیران اندو از طرف دیگر نیز عده ای عمر خود را در تباهی گذراندند و با دستان خود گره های کوری در زندگی تمام جامعه بشریّت ایجاد کردند ،که برخی از این گره ها بعد از گذشت قرن ها همچنان مبهم و بسان غده ای سرطانی شریان های حیاتی جوامع بشری را در بر گرفته تا آنجا که می توان گفت هر کسی که در رفتار وگفتار واعتقاداتش ذره ای شباهت به آنان پیدا کند زمینه ساز آن خواهد بود که خود و محیط اطرافش را به درّه های خطرناک جهالت سوق دهد واین سخن با تتبعی در تاریخ روشن و ضربات جبران ناپذیری بر جامعه انسانی وارد کردند منطبق میباشد.

 چنانچه در مقاله قبلی بیان نمودیم ؛ حکومت عثمانی گرته برداری مختصری از  شیوه حکومت داری غاصبان خلافت بود چگونه براحتی دست بر جنایات بزرگ بزند و سرانجام آنچنان امپراطوری خونخوار از میان رفت.

اینجاست که دین مبین اسلام و شریعت ناب محمّدی ، ولایت و برائت را جزء اصول خود می شمارد و معتقد است حقیقت توحید و قدم نهادن در مسیر صدق زمانی میسر است که انسان محبتِ غیر از ذات لایزال الهی را از دل خود برهاند، آنگاه است که حلاوت توحید را درک نموده و عبدی مخلص شده و از قدم گذاشتن در راه اباطیل محفوظ و مصون می ماند، زیرا هرگونه عرض ارادتی به این شخصیت ها ی مخرب سبب می شود محبتی بین انسان و آنان ایجاد شود و این علقه ی ایجاد شده او را وامی دارد تا قدم در راه محب خود بردارد و اگر این دین مبین شخصیت فاسدی را تحقیر میکند علاوه بر آنکه شریعت به مامیفهماند چنین رفتاری سبب استبعاد رحمت از ما می شود در بسیاری از موارد خود اشخاص نیز مورد لعنت خدا و اهلبیت علیهم السلام قرار گرفتند چنانچه: در بسیاری از منابع غنی حدیثی شیعه و حتی زیارات و ادعیه وارده از ائمه طاهرین صلوات الله علیهم اجمعین به صراحت  غاصبین خلافت مورد لعن قرار گرفته اند،برای مثال در زیارت عاشورا میخوانیم “اللهم العن اوّل ظالم ظلم حق محمد و آل محمد” ودر عبارتی دیگر چنین آمده است”اللهم العن اسس اساس الظلم” …

امّا حقیقتا چرا ائمه طاهرین علیهم السلام در بیان و  ابراز تولی و تبری چنین عمل نموده اند؟!

در پاسخ باید بگوئیم آنچه سبب شده این اشخاص و تابعین آنان تا روز قیامت مورد لعن ابدی خدا و ائمه ی هدی باشند

آن است که آنان بنیان گذاری تمام فساد های عالم را نشانه گرفته اند و این همه تأکید ائمه علیهم السلام در تبری آنان دلالت بر آن می کند که هرگونه تشبه به هرنحوی به آنان سبب سقوط انسان به عمیق ترین پرتگاه هستی می شود.

حال شاید مخاطبی از ما سؤال میکند که مگراین اشخاص چه خلافی را مرتکب شده اند که اوّلاً  اینچنین مورد لعنت صریح قرآن و عترت قرار گرفته اند و ثانیاً  به چه علت هر گونه شباهتی به این اشخاص انسان ر ابه قهقری و نابودی می برد؟

در پاسخ باید بگوئیم:چگونه از رحمت خدا دور ندانیم کسانی را که بر خلاف احکام الهی رفتار می نمودند  و در برخی موارد به جرم نپرداختن زکات مسلمانان را گردن میزدند؟

 چگونه کسانی را که فرمانده لشکرشان سر مسلمانی را میبرید و همان شب با زن او زنا میکردند از رحمت خدا دور ندانیم؟

چرا کسی را که با اجتهادهای شیطانی خود حلال خدا را حرام نموده را مورد رحمت خدا بدانیم ؟

باید بگوئیم آنها آن رحمت و فضیلتی را که خداوند برای جهانیان به ارمغان آورد که رسولی در میان آنان برانگیخت که

همواره نگران گمراهی امتش بوده باشد را به زحمت و معزلی غیرقابل جبران تبدیل نموده اند و گرمای محبتی که آن یگانه ی دوران در فضای عالم منتشر کرد را کمرنگ و پیکره و مغز جامعه ی نبوی را منجمد و بنابر فرموده سیده ی زنان عالم سلام الله علیها چیزی جز عار باقی نگذاشتند.

حال چرا این مهم بر برخی گران می آید زمانیکه گفته می شود قاتلین سیدالشهداء  همان اصحاب سقیفه بودند…!، چرا برخی بی غیرت، رگ غیرت نداشته ی شان به جوش می آید و می گویند آنان که در عاشورا نبودند که بخواهند با سیدالشهداء مبارزه کنند و در پی کمرنگ نمودن منشاء رذالت ها هستند.

در پاسخ به آنان عرضه می داریم جامعه ای که سالها تحت اختیار آنان بود، به مهد تربیت مغیره ها وشمربن ذی الجوشن ها مبدل گشت و حال اگر آنان نبودند از جامعه علوی میلیون ها مالک اشتر و حکم بن جبله عبدی ها تربیت می شدند.

جامعه ای که مدعیان خلیفه المسلمینش با تمام قوا بر خانه ی پاره وجود رسول الله حمله ور شده و سیلی بر رخ آن خورشید تابان میزند، طفل ناخلفی را می پروراند که سال ها بعد در عاشورا گوشواره از گوش اولاد رسول الله می کشد…

آیا می توان از این همه ظلم چشم پوشی کرد؟

باید بگویئم انجمادی که خلیفه دوّم در ذهن مردم عالم ایجاد کرد سبب شد که درسال ۶۰ هجری عده ای به قصد تقرب به خدا سر از تن حجت الله جدا کنند،سالها منع حدیث سبب شد کسی نداند حقیقت محمد مصطفی صلی الله علیه و آله کیست؟

و این حسین بن علی سبط آن محمد مصطفاست و آقای جوانان اهل بهشت است.

مساله ی منع حدیث تنها یک حرکت ساده نبود، با این حرکت  غاصب دوّم  سبب شد نسل هایی که چشمانشان یتیم از دیدار رسول اکرم صلی الله علیه وآله بود هیچگاه ندانند که علی بن ابیطالب کیست؟ لذا پس از شهادت آن امام همام و آن پیشوای اوّل مسلمانان جهان  زمانیکه خبر شهادتش به شهرهای دیگر رسید مردم ندا بر آوردند که مگر علی نماز هم می خواند؟ !

امّا آنچه مهّم است آنست که خلفای غاصب تنها عمر سعدها تربیت نکردند، بلکه مکتب خانه ی ظلم آنان هیچگاه تعطیل نگشته و امروز هم ابوبکر بغدادی ها شاگردان تازه ی این مکتب خانه اند.

حال متوجه شده ایم از این رفتار ها بر می آید که قتل سیدالشهدا صلوات الله علیه یکدفعه صورت نگرفته بود بلکه این واقعه تلخ سالها قبل بدست مهره های سوخته ی یهود  برنامه ریزی شده بود و قدم قدم برای رسیدن به این هدف پیش رفتند چنانچه  حضرت صادق صلوات الله علیه فرمودند:”اذا کتب الکتاب قتل الحسین”شمر و خولی و عمرسعد ویزید گرچه به ظاهر سیدالشهدا را کشتند اما حقیقت آنست که آنان سالها در مدرسه ی و مدینه ی کاذبه ی غاصب دوّم نفس کشیدند و زیر نظر معلمی درس خواندند که با الهامات شیطانی ثانیه به ثانیه از آنان وسیله ای برای رسیدن به اهدافش استفاده نمود و چه معلم ماهری است کسی که بتواند شاگردی در خباثت چون شمر بن ذی الجوشن داشته باشد.

با تأمل در فرازهای زیارت اربعین سیدالشهدا صلوات الله علیه در می یابیم که این قیام با عظمت حسینی سبب آن شد آن جمود  فکری در اذهان مردم از بین رفته و در قلوب مؤمنین حرارتی از شهادت و محبت سالارشهیدان شکل بگیرد که هیچگاه سردی و کمرنگی در آن بوجود نخواهد آمد.

و بذل مهجته فیک لیستنقذ عبادک من الجهاله و حیره الضلاله”و زمانیکه خون مبارکش بر زمین ریخت وچهل روز آسمان وزمین و تمام موجودات برآن جسم مبارک گریستند،برخی بر خود آمدند که این کشته ی فتاده به هامون کیست؟

با تأمل در فرازهای زیارت اربعین سیدالشهدا صلوات الله علیه در می یابیم که این قیام با عظمت حسینی سبب آن شد آن جمود  فکری در اذهان مردم از بین رفته و در قلوب مؤمنین حرارتی از شهادت و محبت سالارشهیدان شکل بگیرد که هیچگاه سردی و کمرنگی در آن بوجود نخواهد آمد.

مگراو همان سید جوانان بهشت نیست؟ تا آنجا که  به نقل تواریخ پسر یزید بن معاویه پس از رسیدن به حکومت بر منبر رفت  وگفت “بر من و پدرم و پدرپدرم و پدر جدم لعنت، پدرم رسوا شد زیرا حرمت خانه ی خدا و اهل بیت رسول الله صلی الله علیه وآله رانگه نداشت و به بدمرگی مرد و سالها بر مرکب هوس خویش نشسته بود”.

اکنون روشن می گردد که اگر ائمه ما طلب دوری رحمت برای  این اشخاص می کنند نه تنها برای رفتار آنانست بلکه مستقیم خود آنان را تحقیر میکنند،و آیا ممکن است کسی که خود را منقاد این اشخاص کند و تبعیت حقیقی از آنان را پیشه سازد راه به سوی صراط مستقیم الهی داشته باشد؟ یا میشود کسی که در قلبش محبّت چنین اشخاصی را بایقین با جنایات آنان داشته باشد به سوی رضوان الهی رود لذا روایاتی که با قطعیت درباره عواقب تلخ آنان در آخرت صحبت کرده است پیشگوئی نیست بلکه حقیقت علم امام را نشان میدهد که ممکن نیست شخصی در مسیر اینان قدم گذارد  راه به سوی جنّت الماوی برد.و مطلب مهم دیگری که در طلب دوری رحمت و تحقیر ما برای این اشخاص پنهان است آنست که  این عمل سبب آن میگردد که  انسان هر لحظه در وجود خویش متذکر جرم های بی شمار آنان گردد و نفس خویش را برحذر دارد از آنکه حتی برای ثانیه ای پیرو آنان باشد واین حالت لسانی آرام آرام در قلب شخص مومن ریشه دوانیده و او را وامیدارد که در تمام لحظات حیاتش بکوشد که مبادا به آنانکه پایه گذار ظلم بودند بپیوندد. از اینروست که آن مبین والامقام حقایق الهی امام ششم مسلمانان جهان میفرماید: دروغ میگوید کسی که ادعای محبت مارا میکند ولی از دشمنان ما بیزاری و تبرّی نمی جوید”و یکی ا زمصادیق مهّم ابراز تولی و تبری زیارت اربعین حضرت سیدالشهدا صلوات الله علیه است که اگر بدیده ی حقیقت بدان بنگریم هر قدمی که زائر اربعین به سمت سیدالشهدا صلوات الله علیه  بر میدارد او را میلیارد ها قدم از رفتار غاصبین  خلافت دور میکند زیرا او به سوی امامی میرود که تجلی عقلانیت و رحمت و عدل الهیست و تنها محبت نیست که دلداده ی سیدالشهدا را اینچنین به کربلا میکشد بلکه علم و عقل است که در کالبد این محبت دمیده شده،و از آنجاکه ذره ای علم وعقل در رفتار آن منافقان امت نبود هیچگاه شاهد اجتماع اینچنینی برای آنان نیستیم .

امیدوارم آنانیکه سالها در طریق باطل گام نهاده اند اکنون این قدم های خسته را در مسیر عقلانیّت قرار داده تا روح منجمدشان ذوب گشته و آتش محبت حسینی در دلشان شعله ورگردد و چشمان خودرا بروی حقایق بگشایند و همراه با میلیاردها محب دیگر ندای لبیک یاحسین سر دهند.

وصلی الله علی محمد وآله الطاهرین والعنت الله علی اعدائهم اجمعین من الان الی قیام یوم الدّین

مرتضی شیرازی زاده

 

 ________________________________________

منابع:

۱_قرآن

۲_مراه العقول جلد ۲۶ص۶۸

۳_زیارت عاشورا

۴-النصّ والاجتهاد

۵-تاریخ یعقوبی

 


لینک کوتاه مطلب : http://www.shalamchenews.com/?p=73999

برچسب ها:
, ,

دیدگاه شما

معادله ی امنیتی * Time limit is exhausted. Please reload CAPTCHA.