تاریخ ارسال : ۲۸ فروردین ۱۳۹۷ ساعت : ۰۹:۲۱ 0 نظر چاپ این صفحه چاپ این صفحه

استمداد آبی از شورای عالی امنیت ملی

روزنامه قانون درج کرد: در کشوری زیست می کنیم که طبق داده ها از یک‌سو بین ۸۵ تا ۹۰ درصد اندوخته آب های سطحی و زیر سطحی آن با بهره‌وری دست بالا ۴۰ درصد و با آرنگی زیبا اما هرگز نشدنی خودکفایی در بخش کشاورزی به کار گرفته می گردد، ولی همچنان ۵۶ درصد امنیت غذایی آن منسوب به کشتی های پهلوگرفته در بنادر شمالی و جنوبی کشور بوده و از طرف دیگر قرار هست که طبق حدس های گروهی از اندیشمندان این بخش، در ۲۵ سال آینده بیشتر از ۵۰ میلیون از شهروندان آن در جست‌وجوی آب آشامیدنی از وسعت های وسیع ای از فلات مرکزی آن کوچ کنند یا به بیان درست تر، آواره سرزمین غربت گردند؛ چون که در کوچ، برنامه ریزی برای پیشرفت و میل قلبی برای رفتن وجود دارد اما در ترک زادگاه و گریز از زیستگاه به دنبال یافتن آب برای زنده‌ماندن، هرگز چنین نیست.

آبی که تمام می گردد

.. زنهار که این شمار انبوه آوارگان به کجا باید پناهنده گردند هم آشکار نیست؛ چون که هیچ استان و وسعت جغرافیایی در ایران بر جای نمانده که از توان طبیعی و زیرساختی پذیرش این شمار انبوه مردمان به دنبال آب و نان، بهداشت، مسکن، آموزش و پرورش و کار مناسب و درآمد بهره مند باشد. اگر این برآوردها و پیش‌بینی‌ها با ضریب صحت و دقت ۵۰ درصدی هم صحت داشته باشد، بدان معناست که شوربختانه ایران در حال اتمام و ایرانی در حال انقراض هست و اینجاست که دیگر مبحث «امنیت ملی» به معنای کلاسیک و دیپلوماتیک، مفهوم و عملکرد خود را از دست می دهد چون که مبحث بودن یا نبودن یا همان «تمامیت ملی» ماست که هدف خسران و عارضه بازگشت ناپذیر قرار می گیرد. امنیت ملی در جایگاه کلیدی بنیادین آنگاه بایستگی می یابد که «تمامیت ملی» پابرجا باشد. شوربختانه امروز تمامیت ملی ما در حال نابود شدن هست، اما نه از سوی غرب و شرق لکن از درون خودمان و با تفکر و دستان خودمان! این بار «خود زنی آبی»، بودن و بقای ما را نشانه گرفته و نه فقط هیچ طرحی هم برای مهار آن تا امروز عرضه نشده لکن شوربختانه در کنترل نسبی آن هم شکست خوردیم؛ شکست از خود و در زمین خود!

کارهایی که انجام نشد

شوربختانه امروز تمامیت ملی ما در حال نابود شدن هست، اما نه از سوی غرب و شرق لکن از درون خودمان و با تفکر و دستان خودمان! این بار «خود زنی آبی»، بودن و بقای ما را نشانه گرفته و نه فقط هیچ طرحی هم برای مهار آن تا امروز عرضه نشده لکن شوربختانه در کنترل نسبی آن هم شکست خوردیم؛ شکست از خود و در زمین خود!شایسته بود که مسئولان و تصمیم سازان و برنامه ریزان بویژه در وزارت جهاد کشاورزی سال ها قبل نسبت به بهبود الگوی کشت متناسب با تحول های آب و هوایی، برنامه ریزی و برای کاهش یا متناسب سازی سطح زیر کشت فرآورده ها کشاورزی با نیازهای داخلی و علاوه بر این جلوگیری از ادامه کشت گونه‌های پرنیاز آبی که نقشی در تامین کالری مصرفی مردم ندارد، کاری می کردند. افسوس که این وزارتخانه بسیار وسیع، هنوز از متقاعد‌کردن بهره برداران در کاربرد بهینه سم و کود و توجیه بهره‌برداران در به آتش نکشیدن بقایای گیاهی بعد از برداشت هم ناتوان هست. ولی به جای آن رویکردهای پیش پا افتاده و کم اعتبار، معاونت تحقیقاتی این وزارتخانه با بیشتر از سه هزار عضو هیات علمی و بیشتر از ۱۲ هزار پرسنل و ده ها میلیارد مراجع مالی، جایگاه ها و پژوهشگاه ها و آزمایشگاه های مجهز به آخرین تکنولوژی روز و کشتزارهای وسیع پایلوت و … در تولید و معرفی رقم‌های جدید خربزه و هندوانه توانمند و پیشرو هست و درست در سالی که ایران با بدترین و دشوارترین بحران آبی دست و پنجه نرم می کند، با افتخار از بذر رقم های جدید خربزه رونمایی می کند و این نیست مگر مصداق بارز همان «شکست از خود، آن هم در زمین خود». محصولاتی که هر هکتار از آن حداقل و در شرایط خوشبینانه آمار دولتی ۱۰ هزار متر مکعب در هکتار و بر بنیان یافته های بخش خصوصی و تخمین بهره برداران، بیشتر از ۲۰ هزار متر مکعب در هکتار آب می خورد و دو مرتبه هم بر بنیان داده‌های رسمی در سال زراعی ۱۳۹۵، نزدیک به ۲۰۰ هزار هکتار از اراضی کشاورزی کل کشور زیر کشت این دو محصول غیر استراتژیک رفت تا شیره جان این سرزمین یعنی آب، در تابستان سوزان به نرخ سه کیلو هزار تومان در کنار خیابان ها حراج گردد… .

۲۰۰ ۲۰۰ هزار هکتار کشتزار خربزه و هندوانه، یعنی استفاده حداقل دو میلیارد متر مکعب آب بر مبنای آمار دولتی و چهار میلیارد متر مکعب بر مبنای حقایق کف مزرعه! یعنی ظرفیت آبی معادل ۲۰ سد به بزرگی سد امیر کبیر کرج! البته خربزه و هندوانه‌های حراج شده در خیابان‌ها خیلی خوش اقبال هستند، چون که درباره ها فراوان، به سبب نبود توجیه اقتصادی و مالی در فاز برداشت، بعضی بهره برداران از روی عصبانیت و به نشانه اعتراض اقدام به شخم زدن کشتزارهای چندده هکتاری این فرآورده ها قبل از برداشت کرده یا کشتزار خود را بهمراه صدها تن خربزه و هندوانه برداشت نشده برای چریدن به دامداری ها و گلایه های گوسفند کرایه می‌دهند.

زمین‌هایی که آب می‌بلعند

از طرف دیگر در سال زراعی ۹۵ – 1394 بیشتر از ۵۹۶ هزار هکتار از اراضی کشاورزی کشور در ۲۰ استان به کشت محصول پر احتیاج برنج اختصاص یافت. از این مقدار وسعت ای برابر ۴۷۴۴۳۱ هکتار، برابر ۸۰ درصد در سه استان شمالی کشور و ۲۰درصد دیگر برابر با ۱۲۱۵۶۹ هکتار در استان های قرار گرفته در فلات مرکزی رو به خشکیدگی کامل ایران قرار دارند. اگر ظرفیت آب مصرفی هر هکتار زمین شالیزاری را همان عدد ۲۰ هزار متر مکعبی در استان های شمالی موردنظر داشته باشیم، در خواهیم یافت که هر سال نزدیک به ۵/۲ میلیارد متر مکعب از اندوخته های آبی کشور برای تولید محصول برنج در فلات مرکزی ایران به یغما می رود (حقایق استفاده آب در کف شالیزارهای فلات مرکزی ایران بسیار بیشتر از این‌هاست). هنوز در استان چهار محال و بختیاری بیشتر از ۲۹۷۷ هکتار و در استان اصفهان بیشتر از ۴۹۶۲ هکتار از اراضی کشاورزی زیر کشت برنج می رود.

پیامد این می گردد که زاینده رود خشک شده و باتلاق گاوخونی به محور گرد و غبار و نمک مبدل می‌شودو کشاورزان در ورزنه به جان لوله جابه جایی آب یزدی ها می افتند. در استان فارس هر ساله بیشتر از ۲۶ هزار هکتار زمین شالیزاری با تاراج اندوخته های آب زیرزمینی غرقاب می‌شود تا عطر دلنشین برنج کامفیروز در بازارهای شیراز بپیچد و این‌گونه هست که دریاچه های کافتر و طشت می خشکد و کشاورزان دورادور آن درمی مثل که چه باید بکنند و اراضی کنار تخت جمشید و نقش رستم دهان می گشاید.

هنوز در خراسان رضوی ۱۸۴۰ هکتار، در خراسان شمالی ۱۷۴۱ هکتار و در قزوین ۳۰۶۶ هکتار و در کهگیلویه و بویراحمد ۶۰۸۲ هکتار زمین شالیزاری وجود دارد. همه این ها در حالی هست که با در نظر گرفتن بیلان آبی، دیگر تولید برنج در استان های شمالی کشور هم توجیه پذیر نیست و بر بنیان گزارش های رسمی بانک جهانی، اجرای طرح خودکفایی برنج در سه استان شمالی کشور، هر ساله بیشتر از ۳۰۰ میلیون دلار زیان به اقتصاد ملی ایران ما وارد می ‌کند.

اراضی خشک‌شده

ژرفای مصیبت یغماگری آب به دنبال کشت برنج آنگاه آشکار می‌شود که تغییر وسعت های زیر کشت برنج را در استان های خشک فلات مرکزی ایران بین سال های زراعی ۹۲ – 1391 و ۹۵ – 1394 قیاس کنیم. طبق داده های رسمی وزارت جهاد کشاورزی، سطح زیر کشت برنج در ۶ استان دربردارنده اصفهان، چهارمحال و بختیاری، خراسان رضوی، خراسان شمالی، سیستان و بلوچستان و آذربایجان غربی، بین سال های ۹۱ تا ۹۵ کاهش یافت.

این در حالی هست که در همین بازه زمانی سطح زیر کشت برنج در استان های ایلام، زنجان، خوزستان، فارس، قزوین، کهگیلویه و بویراحمد، لرستان، آذربایجان شرقی، اردبیل، گلستان و گیلان از روندی افزایشی بهره مند بوده هست. شوربختانه برآیند کاهش و افزایش وسعت های زیر کشت برنج در استان های ذکر شده به سمت افزایش وسعت های زیر کشت برنج کشور در بازه زمانی ذکر شده هست؛ چون که وسعت کل شالیزارهای کشور از ۵۶۴۹۹۷ هکتار در سال زراعی ۹۲ – 1391به ۵۹۶۰۳۵ هکتار در سال زراعی ۹۵ – 1394 افزایش یافت. به بیان دیگر در همه این سال ها بحران آب تنها داد زده گردید و بهسازی الگوی کشت تنها آرنگ گونه بیان گردید و بهره بردار به سبب افزایش نرخ برنج داخلی و ضعف وزارت جهاد کشاورزی در عرضه الگوی مناسب کشت جایگزین، بی آنکه با پیاده سازی و اجرای قانون رو به‌رو گردد، کار خود را کرد. در این سال ها، دولت ها نه‌تنها در جلوگیری از کشت برنج در استان های منطقه های خشک و نیمه خشک نتیجه ای نداشته اند، لکن بهمراه شدت یافتن هر ساله بحران آب، وسعت های زیر کشت برنج در این استان های خشک و بی آب افزایش یافت.

این یعنی هیچ برنامه راهبردی و پژوهش بنیانی برای بهینه‌سازی روند رو به رشد استفاده آب در فرآیند تولید فرآورده ها کشاورزی پرنیاز آبی در کشورمان وجود ندارد. این یعنی هنوز در عصری که تعلیم بهره وری درست آب به دبستان ها و پیش دبستان ها راه یافته، زنگ تمام شدن اندوخته های آبی کشور به گوش تصمیم سازان و برنامه ریزان نرسیده هست. این یعنی سازگاری نانوشته بعضی مسئولان برای «خود زنی آبی» و انتهاء دادن به «تمامیت ملی».

ناامنی آبی

در روزهای گذشته مبحث بحران آب در جلسه غیرعلنی مجلس شورای اسلامی مورد ارزیابی جای گرفت و خروجی این نشست تخصصی هم این گردید که باید از کشت فرآورده ها پرنیاز آبی در استان های خشک جلوگیری نمود! ولی توجه به این نکته لازم هست که اجرای این قانون درست اما بسیار دیر هنگام اهرم و عزم و قدرت قصد دارد. آنچه آشکار هست، وزارت جهاد کشاورزی نه برنامه و نه توانی برای مدیریت الگوی کشت و مهار تاراج اندوخته های آبی کشور ندارد. از اینکه به چه سبب در می‌گذرم، اما آنچه پرداختن به آن لازم هست، ضرورت رهایی سرزمین مادری و پاسداری از «تمامیت ایران» هست. شاید وقت آن باشد که شورای عالی امنیت ملی با ورود به این مسئله و در زمینه پاسداری از وطن نسبت به اجرای درست تصویب نامه مجلس اقدام نماید.


لینک کوتاه مطلب : http://www.shalamchenews.com/?p=96299

دیدگاه شما

معادله ی امنیتی * Time limit is exhausted. Please reload CAPTCHA.