تاریخ ارسال : ۲۷ فروردین ۱۳۹۷ ساعت : ۰۷:۵۸ 0 نظر چاپ این صفحه چاپ این صفحه

اظهار کرد وگو با «هوتن شکیبا»ی برخاسته از تئاتر

هنرآنلاین: هوتن شکیبا بازیگر تئاتر، تلویزیون و سینماست که این روزها بازی این هنرمند جوان در همه این مدیوم‌ها، بسیار مورد توجه مخاطب های قرار گرفته است. او که زاده سنندج است و علاقه‌اش به تئاتر در دوران نوجوانی شکل گرفته است در گفت‌وگویی از آغاز فعالیت بازیگری، دغدغه‌ها، علایقش و تشکیل گروه تئاتر «تازه» اظهار کرد. گفت‌و‌گو با او را در ادامه می‌خوانیم:

همه ما در تئاتر مستاجر هستیم

چه چیزی از سینما شما را جذب خودش کرده بود؟

گفت‌و‌گو با او را در ادامه می‌خوانیم:من سینما را با رسانه ویدئو شناختم و راستش اوایل چیزی از سینمای خودمان نمی‌دانستم. سینمای جهان مرا زیادتر جذب می‌کرد. چارلی چاپلین را خیلی دوست داشتم و به همین دلیل علاقه‌ام به بازیگری زیادتر گردید.

چگونه گردید با یوسف باپیری، اشکان خیل‌نژاد و نوید محمدزاده دور هم جمع شدید و گروه تئاتر «تازه» را تشکیل دادید؟

ما ابتدا تصمیم نداشتیم که به‌عنوان یک گروه تئاتر دور هم جمع گردیم. در فضای تئاتر چند نمایش را با همدیگر کار کرده بودیم و دغدغه‌ها و تفکراتی شبیه به‌هم داشتیم. شاید منحصرا در سلیقه با همدیگر متمایز بودیم. یک روزی بدون اینکه خودمان را محدود کنیم، تصمیم گرفتیم برنامه‌ریزی شده‌تر کار کنیم تا در آینده بتوانیم از همدیگر پشتیبانی نماییم. اشخاص وقتی یک گروه می‌شوند خیلی چیزها را یاد می‌گیرند.

الان وارد شدن به فضای تئاتر خیلی آسان شده است. شما فکر می‌کنید دانشگاه می‌تواند تاثیری روی هنرجوهای تئاتر بگذارد؟

شما فکر می‌کنید دانشگاه می‌تواند تاثیری روی هنرجوهای تئاتر بگذارد؟من فکر می‌کنم که موثر‌بودن یا نبودن دانشگاه به‌خود آدم‌ها ربط دارد. من هنوز هم رفتن به دانشگاه را به علاقه‌مندان تئاتر پیشنهاد می‌کنم چون در دانشگاه راحت‌تر می‌شود وارد گروه گردید.در نتیجه من دانشگاه را پیشنهاد می‌کنم ولی به شرط اینکه هنرجوها دلسرد نشوند و نهایت تلاش‌شان را به کار دریافت کنند.

شما چند سالی است که خودتان در آموزشگاه‌ و ورک‌شاپ‌های متفاوت تعلیم هم می‌کنید. به‌نظرتان به چه سبب سامانه تعلیم عوض نمی‌شود تا یافته‌های بیشتری در دانشگاه‌ها عاید هنرجوها گردد؟ شما و گروه تئاتر «تازه» چکار کردید تا به روز بمانید؟

به‌نظرتان به چه سبب سامانه تعلیم عوض نمی‌شود تا یافته‌های بیشتری در دانشگاه‌ها عاید هنرجوها گردد؟ شما و گروه تئاتر «تازه» چکار کردید تا به روز بمانید؟ما باید خودمان را آپدیت نگه داریم و حتی بازیگرهایی که در کارشان خیلی خوب می باشند هم باید خودشان را آپدیت نگه دارند وگرنه بسیار زود تمام می‌شوند. اینکه یک هنرمند منسوب به یک چیزی گردد و همان را تکرار نماید برایش نظیر سم است. من اهتمام می‌کنم این را به بچه‌هایی که به آموزشگاه می‌آیند بگویم و تلاشم این است که اول از همه تجربیات شخصی خودم را به‌ آنان بگویم و بعد کوشش کنم بین من و آنان و بین خودشان با هم گفت‌وگو شکل بگیرد تا ابزارهای‌شان زیادتر گردد و این قدرت را دارا باشند که هر طور که دل‌شان می‌خواهد از این امکانات استفاده نمایند. به هنرجوها می‌گویم شما باید بیان خوبی دارا باشید و باید قدرت این را دارا باشید که هر به صورتی که دل‌تان می‌خواهد از این بیان استفاده کنید. بیان درست بیانی است که شما بتوانید از آن به میزانی که احتیاج دارید، استفاده کنید. یکی از عللی که ما نام گروه‌مان را گروه تئاتر «تازه» گذاشتیم این بود که به خودمان یادآوری نماییم باید تازه بمانیم. کار خیلی دشواری داریم چون به‌هر حال دغدغه‌ها و درگیری‌ها مانع تازه‌بودن می‌شوند ولی با این وجود اهتمام کردیم خودمان را آپدیت نگه داریم.

اشاره کردید که در گروه‌تان مبنا را بر این گذاشته بودید که نگاه‌تان به تئاتر حرفه‌ای نباشد. چگونه می‌شود که یک‌دفعه تصمیم می‌گیرید به‌صورت انفرادی بروید در گروه‌های حرفه‌ای بازی کنید؟

چگونه می‌شود که یک‌دفعه تصمیم می‌گیرید به‌صورت انفرادی بروید در گروه‌های حرفه‌ای بازی کنید؟ما این را می‌دانستیم که به‌هر حال وارد گروه‌های حرفه‌ای خواهیم گردید. اینکه اظهار کردم می‌خواستیم نگاه‌مان به تئاتر حرفه‌ای نباشد به این مفهوم بود که دست کم در جنس کارهایی که خودمان داشتیم انجام می‌دادیم، اهتمام نکنیم مقلد فضای حرفه‌ای شویم؛ یعنی می‌خواستیم فضای تجربى خودمان را نگه داریم و همچنان امتحان و خطا کنیم. من و نوید به‌عنوان بازیگر می‌دانستیم که قرار است کار حرفه‌ای را هم تجربه نماییم ولی وقتی وارد گروه گردیدیم، اظهار کردیم باید ما همان بچه‌ دانشجوهایی که تشنه یادگیری می باشند بمانیم و تجربه‌های متفاوت را رقم بزنیم.

حسن معجونی در گروه خود اهتمام می‌کند از هنرجوهای خودش استفاده نماید. چگونه گردید که گروه تئاتر «لیو» شما را قبول کرد؟

چگونه گردید که گروه تئاتر «لیو» شما را قبول کرد؟نخستین اقدامات حرفه‌ای من با گروه تئاتر معاصر به کارگردانی نادر برهانی‌مرند و گروه تئاتر لیو به کارگردانی حسن معجونی بود که هر دو گروه مرا به‌خاطر ارتباط‌شان با فضای دانشگاه نگاه کردند و به کارهای‌شان تزریق کردند. سال ۸۸ یوسف باپیری در جشنواره تئاتر دانشگاهی نمایش «مارا ساد» را اجرا کرد که برای بازی در آن از من تقدیر گردید. آقای حسن معجونی و آقای سیامک صفری در آن‌ جشنواره داور بودند. پس از ان جشنواره بود که سیامک ﺻﻔﺮﯼ مرا به نمایش ‌ﺭوﻣﻮلوﺱ کبیر به کارگردانی ﻧﺎﺩﺭ ﺑﺮﻫﺎﻧﯽ‌ﻣﺮﻧﺪ برد. حسن معجونی هم برای نمایش به‌خاطر یک ﻣﺸﺖ ﺭﻭﺑﻞ ﺩﻋﻮﺗﻢ ﮐﺮﺩ و من در آن نمایش بازی کردﻢ. آقای معجونی همیشه از جشنواره‌ها چند نفر را به گروه تئاترش اضافه می‌کند و اهتمام می‌کند تجربه‌های جدید انجام بدهد و حال دانشگاهی خودش را نگه دارد. به همین دلیل دانشجویان بسیاری در گروه خود بازی می‌کنند که این اتفاق برای من هم افتاد.

شما در اقدامات تراژدی و کمدی توانایی‌های خودتان را نشان داده‌اید، ولی به چه سبب به شما اقدامات کلاسیک پیشنهاد نمی‌شود؟

شاید یکی از دلایلش این باشد که اقدامات کلاسیک کمتری تولید می‌شود و اقدامات کلاسیکی که تولید می‌شوند هم مرا اغنا نمی‌کند. قطعا اگر بدانم کارگردانی می‌خواهد همراه با کار کلاسیکش، کار متمایز دیگری هم انجام بدهد، دوست دارم تجربه‌اش کنم.

در میان کارگردان‌های تئاتر کسی وجود دارد که تا به‌حال با او کار نکرده باشید ولی دوست دارا باشید به شما پیشنهاد کار بدهد؟

بله. اقدامات امیررضا کوهستانی با سلیقه من جور است. امیررضا واقعا اقدامات خوبی دارد و در کارگردانی انسان آپدیتی است.

به چه سبب امیررضا کوهستانی تا اکنون به سراغ شما نیامده است؟

فکر می‌کنم یک موقعی امیررضا می‌ترسید به من پیشنهاد بازیگری بدهد چون از من اقدامات کمدی دیده بود و مدل مورد پسندش نبودم. امیررضا زیادتر اهتمام کرده بود با بازیگرهایی کار کند که قبلاً هم با آنان کار کرده است. ما در چند سال موخر خیلی رفیق گردیدیم و من عمدا با او بحث می‌کنم تا از حرف‌هایش استفاده نمایم ولی همچنان در کارهایش نقشی مناسب خودم ندیدم. امیررضا جزء کسانی است که دوست دارم برایش بازی کنم چون می‌دانم قطعا یک چیز تازه ای برای گفتن دارد.

همه ما در تئاتر مستاجر هستیم

نمایش‌هایی نظیر «الیور توئیست» رخدادهای خوبی می باشند که موجب می‌شوند مخاطب های بسیاری به دیدن تئاتر بیایند ولی به چه سبب عده‌ای با این نمایش‌ها مخالفت می‌کنند؟ اینکه یک تئاتر بتواند اینقدر پول در بیاورد بد است؟

تئاتر به‌حدی مهجور بوده و اوضاعش به‌لحاظ مالی خوب نبوده و نیست که انگار خودمان هم باور نداریم حق‌مان را به‌عنوان هنرمند نگرفته‌ایم. به تئاتر باید زیادتر از اینها بها داده گردد. افرادی که منتقد پول درآوردن تئاتر «الیور توئیست» می باشند، به این فکر نمی‌کنند که ۱۸۰ نفر از آدم‌های همین تئاتر دارند سر این کار ارتزاق می‌کنند و به این هم فکر نمی‌کنند که نیمی از تماشاگران این تئاتر از کسانی می باشند که تا پیش از این حتی یک تئاتر هم ندیده بودند. کسی که نمایش «الیور توئیست» را دیده باشد، می‌داند که نمایش پر زحمتى است و ما تلاش‌مان را انجام داده‌ایم. ما نخواستیم یک کار را دو هفته‌ای جمع کنیم تا پول در بیاوریم. گروه حتی در سری اول اجراها نفع مالی نکرد. دغدغه‌مان از ابتدا تولید یک کار خوب بود و بی‌‌‌انصافی است اگر کسی کوشش ما را نادیده بگیرد و فکر کند قصدمان پول درآوردن بوده است. شما چند ماه گذشته به‌طور همزمان سر تصویربرداری سریال لیسانسه‌ها و اجرای نمایش صد درصد بودید که یکی سریال کمدی است و دیگری نمایشی در ژانر وحشت.

چگونه از پس این دوگانگی برآمدید؟زیادتر برایم تقسیم انرژی با اهمیت است و اهتمام می‌کنم سر هر کاری که می‌روم، تنها روی آن کار معطوف باشم و به بقیه کارهایم فکر نکنم. چگونه از پس این دوگانگی برآمدید؟

وقتی فیلمبرداری سریال لیسانسه‌ها تمام گردید، تمرین نمایش‌های «صد درصد» و «الیور توئیست» همزمان شده بود. نمایش صد درصد برایم خیلی سنگین بود و جزء یکی از سخت‌ترین تجربه‌هایم در تئاتر بود. نقش من در درام چیزی را پیش نمی‌برد و من باید مدام به اکت‌های خانم پسیانی، ری‌اکشن نشان می‌دادم. این خیلی برایم عجیب بود و می‌گفتم چگونه می‌شود یک کاراکتر دست به هیچ‌ عملی نزند و دائما بازی بخورد؟ بازی کردن در آن نقش خیلی چالش برانگیز بود، به‌دلیل اینکه نمی‌خواستم بازی من در اجرا به‌چشم بیاید چون به‌هر حال نمایش مربوط به کاراکتری بود که ستاره پسیانی آن را بازی می‌کرد و من باید با او همراه می‌شدم.

از سویی، در اجرا چیزی هم نباید کم می‌گذاشتم. الان به‌جایی رسیده‌ام که می‌گویم بازیگر در یک اجرا باید به اندازه بازی کند. زیادتر یا کمتر از ضرورت به چشم آمدن بازیگر موجب خراب شدن اجرا می‌شود. من با امیرحسین رستمی در یک فیلم بازی کرده بودم اما تا روزی که به دفتر سروش صحت رفتم، امیر کاظمی را نمی‌شناختم و منحصرا او را در سریال شمعدونی به کارگردانی سروش صحت دیده بودم.

در سریال لیسانسه‌ها با بازیگران مقابل‌تان آشنایی داشتید؟

ضمن اینکه در آن اکیپ با کاظم سیاحی و سیاوش‌ چراغی‌پور هم بازی کرده بودم و با خانم رویا میرعلمی هم آشنایی داشتم ولی ما ۳ نفری که نقش‌های کلیدی را بازی کردیم، همدیگر را نمی‌شناختیم. یکی از حسن‌های سریال هم همین بود که شما همدیگر را نمی‌شناختید و دایم در حال کشف همدیگر بودید.

در این قضیه سروش صحت چقدر دخیل بود؟خیلی فراوان. در این قضیه سروش صحت چقدر دخیل بود؟

سروش صحت در یک سری مسائل خیلی باهوش عمل می‌کند. سروش و آقای ایمان صفایی فیلمنامه خوبی نوشته بودند که موقعیت فوق‌العاده‌ای را در اختیار بازیگران قرار می‌داد. ما اگر نقش‌های‌مان را عادی هم بازی می‌کردیم عالی می‌شد. من به سروش هم اظهار کردم که تخریب همچین موقعیتی کار دشواری است. ما در طول این ‌کار اهتمام می‌کردیم با امتحان و خطا همدیگر را کشف کنیم که من این را خیلی دوست داشتم. سروش صحت تصمیم گرفت در این سریال خودش را به چالش بکشد تا چیزهای تازه ای کشف کند. این خطر کردن در قاب تلویزیون خیلی با ارزش است. سروش خطر کرد و در سکانس‌هایى خواننده را به‌عنوان موسیقى متن آورد و در صحنه قرائت کرد. کارگردان‌ها برای فیلمبرداری گزینه‌های متفاوتی دارند که فکر می‌کنند به نقش می‌خورد.

چگونه گردید که سروش صحت برای نقش‌های کلیدی شما ۳ نفر را قبول کرد؟

درباره امیر کاظمی می‌دانم که نقش برای او نوشته شده بود و سروش می‌‌دانست که امیر بازی می‌کند. سروش سریال‌هاى قبلی‌اش را هم به من پیشنهاد نموده بود و می‌دانست من کار تلویزیونی نمی‌کنم. به همین دلیل این دفعه چیزی نگفت تا اینکه یک روز دستیارش، امین قوامی آمد و اظهار کرد سروش من را در جریان قرار داده و می‌دانم که نمی‌آیی اما بیا متن را بخوان. وقتی فیلمنامه را قرائت کردم نگاه کردم دلم نمی‌آید کسی دیگر آن نقش را بازی کند و پذیرفتم. پس از ان با سروش و امیر نشستیم برای نقش مسعود فکر کردیم. سروش دوست داشت جمع سه نفره ما را با یک بازیگر خام تکمیل کند و یک چهره جدید در تلویزیون معرفی گردد.

من واقعا ترسیدم و اظهار کردم برای نقش‌های دیگرت این کار را بکن، ظرفیت این نقش خیلی سنگین است. چند نفر آمدند و آزمایش زدند که من به سروش اظهار کردم نگاه کن اینها نمی‌توانند و چون برای نخستین بار بود که در یک سریال بازی می‌کردم، دوست نداشتم جایی از کار بلنگد. تا وقتی که سریال پخش گردید، دو مرتبه هم ۵۰- ۵۰ بودم که آیا حضورم در سریال کار درستی بوده یا نه. وقتی امیرحسین رستمی آمد، حالم خوب گردید. من خیلی از کستینگ سریال راضی هستم. نمی‌توانم گمان کنم که کسی دیگر به‌جای عزت‌ا. مهرآوران نقش پدرم را بازی می‌کرد… آقای مهرآوران یک‌سری شباهت‌ها به پدرم دارند. آقای چراغى‌پور هم همین‌طور؛ کسی را نمی‌توانم جای وی گمان کنم. تمرین های ما با دورخوانی آغاز گردید و مرحله بعدی تمرین های هم پیش از فیلمبرداری پلان‌ها بود.

برای سریال لیسانسه‌ها چقدر تمرین کردید؟

نقش حبیب خیلی از شما دور است و با شخصیت‌تان فاصله دارد.

پذیرفتن این نقش به‌عنوان نخستین کار در تلویزیون خطر نبود؟بله. پذیرفتن این نقش به‌عنوان نخستین کار در تلویزیون خطر نبود؟

خیلی از بازیگرها دلشان می‌خواهد تصویرشان در خوش‌تیپ‌‌ترین حالت ممکن پخش گردد، خوب ترین لباس‌ها را بپوشند و خوب ترین مدل مو را دارا باشند ولی حبیب هیچ‌کدام از اینها را نداشت. در فیلمنامه آمده بود که شخصیت حبیب بد لباس است. کلا حبیب شخصیتی است که با من و با خیلی از بازیگران فاصله دارد ولی من دوست داشتم این نقش را بازی کنم چون چالش جالبی برایم بود. شما اقدامات مختلفی را در تئاتر، تلویزیون و سینما انجام داده‌اید.

کاری در پرونده کاری‌تان وجود دارد که از آن پشیمان شده باشید؟منحصرا برای بازی کردن در برخی از اقدامات حوزه عکس پشیمان گردیدم اما از کارهایم در تئاتر کاملاً راضی هستم. کاری در پرونده کاری‌تان وجود دارد که از آن پشیمان شده باشید؟

من خیلی اهتمام کردم وسواس به خرج بدهم ولی در اقدامات عکس یک چیزهایی دست انسان نیست. امکان دارد یک کاری که همه فکر می‌کنند خوب می‌شود، در آخر آن‌قدر خوب تمام نشود و یا امکان دارد برای یک فیلم معمولی اتفاق عجیبی بیفتد. دوست دارم وارد کارهایی شوم که برایم چالش تازه ای اتفاق افتد.

به‌نظر شما هوتن شکیبا در بازیگری چیزهایی دارد که کارگردان‌ها آن را کشف نکرده باشند؟

به‌نظرم بازیگری چیزی جز این نیست. فکر می‌کنم هنوز کارگردانی کردن برایم زود باشد و فعلاً باید در مسیر بازیگری پیش بروم. شاید اگر زمانی سینما را به‌لحاظ فنی خوب تر بشناسم، در حد فیلم کوتاه کارگردانی را هم تجربه نمایم.

همه ما در تئاتر مستاجر هستیم

شما که کارگردانی تئاتر خواندید و به سینما هم علاقه‌مند هستید، به چه سبب خودتان کارگردانی نمی‌کنید؟

خیلی وقت است که دلم می‌خواهد در تئاتر این‌کار را انجام بدهم ولی می‌دانم باید یک سال زندگی‌ام را بگذارم تا یک تئاتر را به روی صحنه ببرم. از سویی، فشارهای مدیریتی که به یک کارگردان تحمیل می‌شود هم مرا ترسانده است. اولا‌ که تئاتر ارث پدری ما نیست و همه ما در تئاتر مستاجر هستیم. باید آنجا درست زندگی کنیم و حواس‌مان باشد که شاید فردا روزی نباشیم و کسی دیگر به‌جای ما بیاید.

به‌عنوان یک بازیگر ریشه‌دار در تئاتر، نظرتان درباره آمدن بازیگران سینما به تئاتر چیست؟

هرکسی اگر قدرت دارد باید بیاید و توانایی‌هایش را نشان بدهد. به‌نظرم باید کوشش کنیم تا سلیقه مخاطب‌ را بالا ببریم. آن‌وقت مخاطب خودش این فیلتر را انجام می‌دهد و اگر کسی کیفیت لازم را نداشته باشد کنار می‌رود. کم و بیش همین اتفاق انجام شده است و من از این بابت خیلی خرسندم. الان مردم اجراهایی را می‌بینند که اطمینان دارند کار خوبی است اکنون اگر چهره‌ای دوست داشتنی هم حاضر بود خرسند می‌شوند. در حالی که مخاطب های چند سال پیش کاری به خود نمایش نداشتند و منحصرا می‌رفتند تا بازیگر چهره نگاه کنند. به‌نظرم این دسته‌بندی‌ها وجود ندارد وگرنه سینمایی‌ها هم باید بگویند به چه سبب تئاتری‌ها می‌آیند و در سینما بازی می‌کنند؟ ما نیز یک زمانی چوب این را خوردیم که می‌گفتند تئاتری‌ها حق ندارند وارد سینما گردند.

هیچکس نبود بگوید بیایید تعلیم نگاه کنید و در مدیوم متمایز کار کنید و من هم به‌عنوان کارگردان از قدرت شما استفاده می‌کنم. این مسائل همیشه وجود دارد و به‌نظرم هر بازیگری اگر بتواند خودش را در یک مدیوم دیگر هم نشان بدهد، کسی نمی‌تواند مانع حضور خودش در آن مدیوم گردد.


لینک کوتاه مطلب : http://www.shalamchenews.com/?p=96112

دیدگاه شما

معادله ی امنیتی * Time limit is exhausted. Please reload CAPTCHA.