تاریخ ارسال : ۲۳ دی ۱۳۹۶ ساعت : ۰۷:۳۳ 0 نظر چاپ این صفحه چاپ این صفحه

اعتراض های مردمی روزهای موخر غیر منتظره نبود

احمد غلامی در روزنامه شرق درج کرد: اعتراض های مردمی روزهای اخیر غیر منتظره نبوده هست؛ آن هم برای دولت روحانی که بیشتر از آنکه به سیاست داخلی بپردازد، درگیر مسائل جهانی و منطقه ای هست. این درگیری باعث شده روحانی نتواند در سیاست داخلی کارایی و نقش لازم را داشته باشد.    از سوی دیگر سیاست های اقتصادی و اجتماعی روحانی هم به شکلی هست که میل به سیاست زدایی از جامعه دارد. وزیران و حلقه دور روحانی، کارشناسان اقتصادی لیبرال و سیاسیون میانه رو نیز زیادتر از روحانی در کار سیاست زدایی اند. هرچه جامعه از سیاست تهی گردد، کارشناسان دولتی و جناح های مربوط با دولت با هزینه کمتری در بدنه دولت جا خوش کرده و هزینه پیشنهادها و تصمیم های آنها را نه خودشان که دولت روحانی می پردازد. طبقه کارشناسان دولتی که از همه جناح های سیاسی در آن شرکت دارند، بیشتر از آنکه صدای مردم باشند، حافظ منفعت های دولت و خودشان می باشند و هنگام لزوم های سیاسی، کارایی لازم را ندارند و مهمترین دستاوردشان حمایت از دولت هست؛ حمایت ای که چندان اثری هم ندارد.    اعتراضات اخیر مردم نمایش داد طبقه ای در سیاست داخلی ایران مفقود هست؛ همان طبقه ای که در کنار اصلاح طلبانِ بیرون از قدرت توان دارند محرک کلیدی سیاست شده و بدون درنظرگرفتن منفعت های خود و طبقه شان صدای حقیقی مردم باشند. اگر اصلاح طلبان به مدت دو دهه توانستند صدای مردم باشند، اینک باید یاری برسانند که طبقه دیگری از روشنفکران که پس از انقلاب به حاشیه رانده شده اند، به صحنه سیاست داخلی ایران بازگردند تا وظیفه تاریخی خود را که همانا ایجاد مزاحمت برای بوروکراسی سیاسی و دولتی هست، انجام دهند. اصلاح طلبان بیشتر از هرکسی می دانند جای تهی این روشنفکران مستقل را خواسته یا ناخواسته طبقه کارشناسان دولتی پر کرده اند؛ کارشناسانی که مستقل نیستند و بیشتر از آنکه صدای مردم باشند، صدای دولت می باشند.  این کارشناسان دولتی که از همه جناح های سیاسی کشور در آن عضویت دارند، تمایل چندانی به حضور روشنفکران و اصلاح طلبان بیرون از قدرت در صحنه سیاست داخلی ندارند. جای تهی روشنفکران بیشتر از هر زمان دیگری در سیاست ایران محسوس هست؛ روشنفکرانی که توان دارند آرایه یک جامعه سیاسی باشند یا واسطه مردم با نهادها یا مقوم حرکات مردمی. با حضور این کارشناسان، دولت روحانی بیش ازپیش از سیاست تهی می گردد؛ یعنی اینکه منفعت های و مقاصد به شفافیت و واقعیت ارجحیت پیدا می نماید.  چه کسی یا چه کسانی و چه گروه های سیاسی ای به این سه واژه بر این باورند و به آن عمل می نمایند یا مهمتر از همه شرایط آنها توان عمل به این ایده ها را برایشان محتمل می سازد.
  در پیروی از این گفته شاعر کاتالونیایی هست که جایگاه گروه های سیاسی در بین مردم تعین می یابد و دیگر فرق نمی کند این گروه ها اصلاح طلب باشند یا اصولگرا… . با پیروی از این ایده هست که کارکرد جناح های سیاسی در تعهد به این آرمان ها عیان می گردد. در اعتراض های اخیر جناح های سیاسی اهتمام کرده اند که اعتراض های اخیر منشائی معیشتی دارد. کارشناسان دولتی آموخته اند که به شرایط موجود «نه» بگویند تا شرایط موجود را عوض شدن دهند. آنها از عوض شدن بدشان نمی آید اما همیشه اماواگرهایی وجود دارد که نمی گذارد و آن چیزی نیست جز رعایت الزامات دولت. کارشناسان دولتی بیشتر از آنکه به شرایط موجود اعتراض داشته و ماشین بوروکراتیک دولتی را مورد هجوم و انتقاد قرار دهند، با تظاهر به اعتراض و انتقاد و ژست اپوزیسیون مآبانه به آن خدمت می کنند.    کارشناسان دولتی امتیاز دوگانه ای دارند؛ نخست در خدمت دولت اند و دیگر اینکه آنها مجال دارند تا در شرایط حساس از دولت فاصله دریافت کنند؛ ازاین رو هست که آنها ناگزیر می گردند در زیادتر مواقع از «نه ولی» استفاده نمایند و محکوم کردنشان بیشتر از آنکه عمل گرایانه باشد، موضع گیری اخلاقی هست.    آنها وضع های نابسامان معیشتی مردم فرودست و معضلات اجتماعی و سیاسی را اخلاقا محکوم و از توسعه آزادی و آزادی اظهار به شکلی اخلاقی دفاع می کنند. واقع بینانه این هست که نباید از جناح هایی که خط رفتار آنها روشن و واضح هست و اقرار دارند با سازوکارهای دولتی درصدد دگرگونی می باشند، انتظاری بیشتر از این داشت. بعید هست مردم، دانشجوهای و طبقه متوسط هم بیشتر از این از آنها انتظار دارا باشند. آنچه کار اصلاح طلبان را سخت کرده، غیبت طبقه ای به اسم روشنفکران هست که نبض جامعه اند. باید روشنفکران را صدا زد. نباید مسیولیت آنها را به کارشناسان دولتی محول کرد.    خاصه آنکه روشنفکران اینک به لحاظ وضع اقتصادی و معیشتی با مردم فقیر نزدیک و چسبندگی بیشتری دارند و از طرف دیگر مثل بعضی مردمِ بی صدا به حاشیه رانده شده اند. همین خصیصه باعث شده تا آنها مردمی گردند و توان آن را دارند که نگذارند توان مردم از دست برود. اعتراض های اخیر نمایش داد که جریان سومی در کشور شکل گرفته هست و با وجود اینکه درخواست و مطالبات متنوعی دارند اما یک روح جمعی بر آن حاکم هست؛ این مردم، مردم این کشورند و بی تردید دلشان برای این میهن می تپد و همین نکته برای دولت روحانی با اهمیت هست. روحانی با مردمی روبه رو هست که نیازهای سریع دارند و اکنون فرصتی دست داده تا به مطالبات آنها توجه گردد. روحانی کاری را باید بکند که قبل از این باید می کرد؛ ایجاد فضای باز سیاسی در سطوح روشنفکری و دانشگاهی و مهمتر از همه گوش فرادادن به اقتصاددانان غیرلیبرال که چندان با او همفکر و هم رأی نیستند و برخاسته از همین جریان روشنفکری اند که شرایط «حذف و ادغامی» آنها را به مردم و نیازهای حقیقی شان نزدیک کرده هست.   سوال این روزهای مردم و مالک نظران سیاسی این هست که وضع موجود خاصه سیاست های ترامپ که مخالف سرسخت قدرت گرفتن ایران در منطقه هست، مجال آن را می دهد تا روحانی عاقبت به خیر گردد؟


لینک کوتاه مطلب : http://www.shalamchenews.com/?p=83058

دیدگاه شما

معادله ی امنیتی * Time limit is exhausted. Please reload CAPTCHA.