تاریخ ارسال : ۲۷ آبان ۱۳۹۶ ساعت : ۰۹:۰۵ 0 نظر چاپ این صفحه چاپ این صفحه

انتقاد از سیل پیام چهره ها برای مساعدت به زلزله زدگان

روزنامه اصولگرای صبح درج کرد: «بدهید به من. خودم توزیع می کنم. شما به این حساب بریزید من خودم می رسانمش دست زلزله زده ها.» » این مضمون درکناری متن پست اینستاگرامی بسیاری از چهره ها طی یکی، ۲ روز موخر هست. چهره های دوست داشتنیی که از قهرمان المپیک تا سوپراستار سینما بین شان می شود نگاه کرد.    خیلی های دیگری هم می باشند که شاید حتی اسم و رسم قهرمان ها و سوپراستارها را  ندارند ولی در شهرستان های کوچک دارند برای زلزله زده ها پول جمع می کنند. دست شان هم درد نکند. چه کاری از این بهتر؟ اینکه اگر در این جهان دو مثقال آبرو داری ، بریزی کف دستت و برای مردم پول جمع کنی. این روزها دیگر چی به چی می خواند که این یکی دومی اش باشد؟ یک روزی در این مملکت، «آقا تختی» بلند گردید رفت داخل کوچه و بازار و خیابان که برای بویین زهرا پول جمع کند. آ آن روزها اینقدر شک و شبهه نبود به هر چیزی و کمتر فردی تفکر می کرد که اگر مساعدتی برای زلزله زده ها باشد دست شان نرسد. شاید هم بود و ما در آن روزگار نبودیم و خبر نداشتیم.    فقط این را می دانم که تختی می توانست در روزنامه اطلاعات و کیهان آگهی بدهد که مساعدت های نقدی خودتان را بریزید به شماره حساب بنده تا برسانم به دست مردم. اکنون صحیح هست که تختی تلگرام نداشت که آگهی اش را بگذارد داخلش ولی شماره حساب که داشت و مردم روزنامه که می خواندند! او خودش را هزینه زلزله کرد. گونی برداشت و در خیابان جمع گردید و از مردم پول گرفت. دستش هم درد نکند.  یک روز دیگر در همین مملکت، آقای پرویز پرستویی شمع گرفت دستش، رفت وسط خیابان و برای زلزله زده های بم پول جمع کرد. شماره حساب نداد.     یک شمع یا فانوس گرفت در دستش و رفت داخل خیابان.     حالا فردی هم بگوید که عمو پرویز من به عشق تو این پول را می دهم یا عمو پرویز اگر شما نبودی من مساعدت نمی کردم چون اینها یا آنان را قبول ندارم؛ بگذارید بگویند. آ آن عمل ارزشمند هست و آن مساعدت و از تمام ارزشمند تر اینکه انسانی که می توانسته در محیط مجازی و در روزنامه ها شماره حساب بدهد که بیایید برای من پول بریزید تا هوای کودکانی بم را داشته باشم؛ ترجیح داده در سرمای زمستانی بزند داخل خیابان و برای مردم بم پول جمع کند. 
اینکه چهره دوست داشتنی و قهرمان ملی ما گونی بیندازد روی دوشش یا چندتایی با رفقایشان بروند آبروی خودشان را بگذارند کف خیابان و برای مردم زلزله زده پول جمع کنند، می شود استمرار همان کاری که روزی تختی کرد و روزی دیگر پرویز پرستویی و روزهای دیگر انسان های دیگری که اسم و رسم شان به این نوشته مسیری نیافت ولی خداوند اجرشان بدهد.    پولش که همان پول هست و ان شاءالله که می رسد. دمشان هم داغ که حتماً همان شب نخست زلزله همین کار را کرده اند و صدایش را هم در نیاورده اند و در حد توان کار خلق را هم مسیر انداخته اند.  با این تمام، نسل ما، زمانه ما، احتیاج به آن انسانی هم دارد که برود داخل خیابان و شمع بگیرد دستش و اشک چشم ها را در بیاورد با همین سیر سمبلیک یا گونی بگیرد دستش و خانی آبادی برود جلوی مردم را بگیرد که مردم بویین زهرا لباس و خوراک ندارند. مساعدت کنید.
اینکه هر که از مسیر می رسد – و اینجا منظورم جناب ستاره و چهره  نیست– شماره حسابی می دهد و می گوید بدهید به من، یکی از ایرادهای زمانه ماست. ما هلال احمر داریم و مسجد داریم و حساب های رسمی اظهار شده داریم و خیلی مسیر های دیگر برای ارسال مساعدت و پول به مقصد داریم ولی یک دستگی نداریم.   کاش بروند کنار خیابانی بایستند، از مردم حتی به مقدار صد هزار تومان مساعدت جمع کنند و بعد ستاره دوست داشتنی ما، با اعتماد این مساعدت را بدهد به دست نمایند هلال احمر یا محلی مثل این و تبلیغ کند که مردم ، تا کرمانشاه نروید و شلوغش نکنید. پول ها را و مساعدت ها را بدهید دست یک نهاد. آ


لینک کوتاه مطلب : http://www.shalamchenews.com/?p=75036

دیدگاه شما

معادله ی امنیتی * Time limit is exhausted. Please reload CAPTCHA.