تاریخ ارسال : ۲۴ بهمن ۱۳۹۶ ساعت : ۰۹:۰۰ 0 نظر چاپ این صفحه چاپ این صفحه

انتقاد روزنامه دولت از ضعف ریاست جمهور در انحلال مجلس غیرهمسو/ از «صدام» روز گذشته تا «صدام» امروز

سرویس سیاست مشرق – روزنامه ها و جراید در بخش سرمقاله و یادداشت روز به بیان دیدگاه ها و نظریات کلیدی و بنیادی خود می پردازند؛ نظراتی که زیادتر با خط خبری و سیاسی این جراید همخوانی دارد و میتوان آن را حرف اول و آخر ارباب جراید عنوان نمود که اهمیت مخصوصی نیز دارد. در ادامه یادداشت و سرمقاله های روزنامه های صبح کشور با گرایش های متفاوت سیاسی را مطالعه می کنید:

*****************

در مورد سه اظهار کرد وگوی موخر ریاست جمهور محترم

جعفر بلوری در کیهان درج کرد:

در ادامه یادداشت و سرمقاله های روزنامه های صبح کشور با گرایش های متفاوت سیاسی را مطالعه می کنید: در فاصله زمانی حدود ۳ هفته گذشته، آقای حسن روحانی، ریاست جمهور محترم کشورمان دو اظهار کرد وگوی تلویزیونی و یک سخنرانی داشته اند. به گفته هر دو طیف هواداران و منتقدان دولت، صحبت ها در دو اظهار کرد وگوی تلویزیونی (یکی گفت و گو و دیگری اظهار کرد وگوی یک طرفه)، سوای از اشکالات محتوایی، حرف جدیدی برای عرضه به مردم نداشت و گاها حتی با حقیقت های موجود نیز فرسنگ ها فاصله داشت. سخنرانی ۲۲ بهمن وی نیز تهی از این اشکالات نبود.

از نظر شکلی هم دو اظهار کرد وگوی تلویزیونی را میتوان ساعت ها نقد کرد چرا که، شباهتی به یک گفت و گو یا کنفرانس خبری «واقعی» نداشتند. ترتیب سؤال هایی که مجری تلویزیون در گفت و گو دوم بهمن ماه مطرح نمود تا مجال برای جواب دادن به سؤال های با اهمیت و کلیدی نماند، یا رسانه هایی که اذن طرح سوال در کنفرانس خبری سه شنبه ۱۷ بهمن را نیافتند، در کنار جواب های عجیبی که به همان یکی دو سؤال با اهمیت طرح شده داده گردید حقیقی بودن این اظهار کرد وگوها را رد کرد و همه را نا امید کرد. روز ۲۲ بهمن هم که حضور تماشایی مردم زیادی را «غافلگیر» کرد و تعهد مردم به انقلاب اسلامی را به رخ همه کشید، بعضی سخنان ریاست جمهور محترم، تهی از اشکال نبود. شاید بتوان اظهار کرد، «بی توجهی به سوال های بنیادی مردم» و «پاک کردن صورت مسئله» و القاء این معنا که«همه مقصرند جز دولت» و «اوضاع کشور گل و بلبل است» مخرج مشترک این سه اظهار کرد وگو و سخنرانی بود. بخوانید:

بخوانید: وقتی سؤال از فرجام وعده های دولت برای ایجاد شغل مطرح گردید، اظهار کردند از نوبخت بپرسید و هنگامی که از دلیل تورم افسار گسیخته سؤال گردید، گفته گردید، تورم فقط ۸ درصد است؛ آنجایی هم که پرسیدند، به چه سبب صدای اعتراض مردم به مشکلات اقتصادی را نشنیدید، گفته گردید، سؤال اشتباه است! هنگامی هم که پرسیدند به چه سبب دلار گردید ۴۸۰۰ تومان، جواب شنیدند که «این طور نیست… وسط دعوا نرخ تعیین نکنید» و وقتی مردم با حضور حماسی خود در روز ۲۲ بهمن، نشان دادند به رغم گلایه از وضعیت بد اقتصادی و ضعف دولت، پای آرمان های امام و انقلاب ایستاده اند، صحبت از رفراندوم کردند! در حالی که حضور میلیونی و کم پیشینه مردم در این راهپیمایی که ریاست جمهور سخنران آن بود خود، یک «آری تاریخی» به انقلاب و نظام بود، نبود؟!

وسط دعوا نرخ تعیین نکنید» و وقتی مردم با حضور حماسی خود در روز ۲۲ بهمن، نشان دادند به رغم گلایه از وضعیت بد اقتصادی و ضعف دولت، پای آرمان های امام و انقلاب ایستاده اند، صحبت از رفراندوم کردند! در حالی که حضور میلیونی و کم پیشینه مردم در این راهپیمایی که ریاست جمهور سخنران آن بود خود، یک «آری تاریخی» به انقلاب و نظام بود، نبود؟! بجز سخنرانی روز ۲۲ بهمن، دو اظهار کرد وگوی قبلی ریاست جمهور حتی جناح های نزدیک به دولت را هم قانع نکرد و رسانه های نزدیک به این جریان تا توانستند گله و اعتراض نمودند. گرچه، جنس اعتراض های طرح شده از سوی جناح های سیاسی به این اظهار کرد وگوها تفاوت هایی با هم دارند که فاصله آنان با هم گاها به بزرگی عدد ۱۸۰ درجه است. زنجیره ای ها اگر انتقادی به سخنان آقای روحانی دارند، نه به این دلیل است که به چه سبب وضعیت اقتصادی بهبود نیافته یا تورم افزایش یافته یا مشکل اشتغال و مسکن زیادتر شده است یا به طور مثال به چه سبب برجام شده بلای جان مردم، لکن هرجا وی از اصول دفاع کرده و در نقش اپوزیسیون ظاهر نشده یا در دفاع از امنیت ملی و قدرت های نظامی کشورمان حرف گفته، اعتراض کرده اند «چرا به اصول هجوم نمی کنید؟» و نوشته اند «آقای روحانی بازگرد!» نگاهی به صفحه اول رسانه های زنجیره ای در تاریخ ۲۳ بهمن بیندازید. بعضی جملات که شائبه هجوم به اصول نظام و انقلاب دارند، مورد استقبال قرار گرفته و شده تیتر یک مدعیان اصلاحات.

« «وعده» هم من جمله مواردی است که در این سخنرانی و دو اظهار کرد وگوی قبلی زیاد تکرار گردید، در حالی که وعده دادن برازنده دولتی نیست که ۵ سال است بر سر قدرت است. دولت فقط اندکی بیشتر از ۳ سال مجال دارد، به وعده هایی که ۵ سال است به مردم داده عمل کند و طبعا فرصتی برای دادن وعده های زیادتر نیست. مردم امروز وعده قصد ندارند، عمل قصد دارند. درخواست برای انجام رفراندوم هم برای رد گم کنی است، پاک کردن صورت مسئله است. اقتصاد، معیشت، عدالت، مبارزه با فساد، محاکمه مسئولان حرامخوار نجومی و… یک مطالبه عمومی است و تحقق آنان هم نیازی به انجام رفراندوم ندارد.

دولت وعده داده بود تورم را مهار و آن را تک رقمی کند، زنجیره ای ها هم چنین القاء می کردند که با آمدن روحانی دلار می شود ۱۵۰۰ تومان. اکنون که در حال مطالعه این وجیزه اید، نرخ دلار پیرامون و حوش ۴۸۵۰ تومان است و تورم هم به تبع نرخ دلار، مطمئنا رشد می کند. کم بودن ارز به دلیل بی توجهی آمریکا به تعهدها خود در برجام و وحشت بانک های بزرگ کشورهای دنیا از این کشور برای مشارکت با ایران و در نتیجه، بلوکه ماندن پول نفتمان، این روزها موجب افزایش لحظه به لحظه نرخ دلار می شود، اما ریاست جمهور همچنان اصرار دارد برجام یک سند بین المللی است و آمریکا هنوز به آن پایبند مانده است:«آمریکایی ها تاحالا چند نوبت برای از بین بردن این توافق با اهمیت منطقه ای و بین المللی تلاش کردند. تا امروز آمریکا ناکام بوده است. امروز دو مرتبه اعلام می نمایم ملت ما به عهد خودش تا روزی پایبند است که طرف مقابل ما هم به عهد خود متعهد باشد.اگر بخواهند از پیمانی خارج گردند، آنان آسیب می کنند.»(۲۲ بهمن ۹۶)

»(۲۲ بهمن ۹۶) این دولت توافقی را امضاء و یک طرفه اجرا کرده که هر ۴ ماه یک بار باید ترامپ تعهد ما به آن را تایید کند. در این بین کسی هم تعیین نشده که به تعهد طرف مقابل نظارت کند! یعنی هر ۴ ماه یک بار باید در انتظار اخم و لبخند جناب ترامپ بمانیم و نگاه کنیم وی چه تصمیمی در مورد برجام خواهد گرفت. در چارچوب این توافق، ترامپ توان دارد با یک اخم، بازار ما را تحت تاثیر قرار داده و با ایجاد نگرانی، نرخ ارز و تورم را با هم افزایش دهد! بنابر این برجام برای آمریکا یک گنج است چون اولا همه امتیازات آن را نقدا گرفته ثانیا به هیچکدام از تعهدها خود عمل نکرده، ثالثا با استفاده از آن، کنترل روان جامعه و بازار ما را به دست گرفته است. برجام برای ما اما یک تله است. مسیر حرکت دولت نادرست است. آقای روحانی باید به اجرای یک طرفه برجام انتهاء داده و رقیب را ملزم به انجام تعهداتش کند، نه اینکه مدام القاء کند، این یک توافق بزرگ بین المللی و منطقه ای است و آمریکا آن را زیر پا نگذاشته است. با شنیدن این جملات، آمریکایی ها یک پیام دریافت می کنند و آن اینکه، «هر قدر بدعهدی کنیم، ایران از توافق خارج نخواهد شد» اگر این روند نادرست اصلاح نشود،۴ ماه بعد باید دو مرتبه هم نگاهمان به اخم و لبخند ترامپ باشد و دو مرتبه ۴ماه بعد و…

آقای روحانی اما در تمام این اظهار کرد وگوها و سخنرانی های یک ماه پیش، هم خسارت بار بودن برجام را نپذیرفت، هم افزایش نرخ دلار را از اساس منکر گردید، یا اظهار کرد این افزایش نرخ زیاد نبوده و هیچ ربطی هم به سیاست های اقتصادی وی و برجام ندارد چون دولت در مسیر درست حرکت می نماید! به گفته آقای روحانی افزایش نرخ ارز امری است موقتی و حاصل بعضی تبلیغات ها! دلار با این دست دستور دولت، از مرز ۵ هزار تومان هم خواهد گذشت و بازارهای ما را دو مرتبه هم به هم خواهد ریخت. این خط این هم نشان!

این خط این هم نشان! هیچ کس توان ندارد انکار کند «اقتصاد» و «وعده های اقتصادی» دولت، مردم را به سمت این جریان کشاند و اکنون نیز بزرگترین خواسته مردم مسکن، شغل، ازدواج، مهار تورم و فساد است. این را میتوان از نظرسنجی هایی که خود دولت انجام داده فهمید. نظرسنجی دانشگاه مریلند هم این مدعا را تماما تایید می نماید. میتوان سری به کوچه و خیابان و بازار زد و با مردم هم صحبت گردید. امید بستن به خارج از کشور و نا امیدی از حجم های داخلی و گره زدن همه چیز این مملکت حتی آب خوردن مردم به برجام از یکسو و بد عهدی طرف مقابل از طرف دیگر، حجم ها را معطل، کارخانه ها را تعطیل و کارگران را بیکار کرد. مردم هم به اضطرار اعتراض و حساب خود را از آن اقلیت منزوی ضد دین جدا کردند. ریاست جمهور محترم اما در چند هفته گذشته تلاش کرد اقتصادی بودن ریشه اعتراض های موخر را هم کمرنگ جلوه دهد. اینکه، اعتراض مردم فقط اقتصادی نیست و مردم به مسائل دیگری هم اعتراض دارند، رویه دولت در این مدت بوده است.

شاید منظور ریاست دولت از مشکلات مردم، مسائلی مثل کنسرت یا آزادی بانوان و ممنوعیت ورودشان به ورزشگاه ها و از این دست مسائل باشد، که باید سؤال کرد واقعا در کشور ما بانوان آزاد نیستند؟ یا دغدغه مردم کنسرت و نرفتن بانوان به استادیوم های ورزشی است؟ واقعا چند درصد مردم به کنسرت می روند؟ اصلا کسی که شغلی ندارد، مسکن ندارد، از شهرستان ها و روستاهای دور دست به تهران کوچ کرده و مشغول مسافرکشی است و شب ها هم در همان خودرو می خوابد، دغدغه اش فوتبال و کنسرت است؟! آیا رفتن به همین کنسرت احتیاج به تهیه بلیط و پول ندارد؟ راستی مگر وزیر همین دولت نگفت، فقط یک درصد کنسرت ها کنسل شده است؟!

نخستین قدم برای حل یک معضل، پذیرفتن وجود آن معضل است.

اولویت بندی معضلات برای حل، گام بعدی است و پس از آن نیز اعتماد به شعار زیبای «ما می توانیم» است. اینکه در چنین شرایط اقتصادی، اولویت را بگذاریم روی معضلاتی که مسئله مردم نبوده و گاها حتی معضل نیستند و یا اصلا وجود خارجی ندارند، شاید خوشایند لیبرال ها و زنجیره ای ها باشد اما خوشایند آن جوان بیکار بدون مسکن بی پول نیست. لیبرال ها ماموریت دارند در پوشش «مطالبه آزادی»، «شفافیت» و «مدارا» پروژه براندازی خود را پیش ببرند و اگر موفق شدند، هرگونه مدارا را کنار گذاشته و منتقدان را به اسم همین قانون سر ببرند. آنان مامورند با نفوذ در بدنه جایگاه ها تصمیم گیر و تصمیم ساز، اولویت ها را وارونه جلوه دهند تا پروژه خود را پیش ببرند. نخستین معضل دولت که برطرف آن به باور راقم این سطور، جزء نخستین اولویت هاست و از معیشت و اقتصاد هم مهمتر است، زدن ریشه این لیبرال ها و پاکسازی جایگاه ها با اهمیت دولتی از وجود آنهاست. تا وقتی چنین موجوداتی در اطراف و بدنه دولت هستند، مشکلات حل نخواهد گردید. آقای روحانی! حل معضلات را با پاکسازی همین لیبرال ها آغاز کنید. ..

مسئولین از مردم عقب نمانند

کورش شجاعی در خراسان درج کرد:

ملت بزرگ ایران دیگر بار معادلات و محاسبه های خیلی ها را بر هم ریخت و رشته های زیادی را «پنبه» کرد، میلیون ها نفر از آحاد ملت در آستانه چهلمین سال برتری انقلاب مردانه و یکصدا «نه» اظهار کردند به همه دشمنان و بدخواهان و به آن کسانی که مدام «نیامدن» مردم به خیابان ها را تبلیغ و توصیه کردند. آرزومندان نابود شدن این کشور و ملت به خوبی دریافته اند که اگر نتوانستند با تحمیل جنگ ۸ ساله و تحریم های سخت و ظالمانه ایران و ایرانی را به «سرخم» کردن و کرنش و تن دادن به «ذلت» مجبور کنند راه حلی جز این ندارند که برای شکست و براندازی جمهوری اسلامی و رسیدن به آرزوی قدیمی خود به لطایف الحیل و هر شیوه ای که بتوانند کلیدی ترین سرمایه این کشور و نظام را، «مردم» را، از انقلاب و جمهوری اسلامی جدا کنند و انصافا این خوب ترین و موثرترین روش و هدف گذاری است برای شکستن و فروپاشی هر نظام و حاکمیتی به ویژه نظام مردم سالاردینی و متکی بر رأیها و خواست مردم و چون این نظام نه با کودتای نظامی سر کار آمده و نه با قیام قشری بر علیه قشر دیگر و نه با «دیکته اجنبی» و «حمایت خارجی» لکن اساس و ارکان حاکمیت با عزم و خواست و رای ملت ایجاد شده و استقرار یافته و مسیر تکامل را طی می کند تنها و تنها با گرفتن و جدا کردن «مردم» یعنی «پشتوانه اصلی» از بدنه حاکمیت میتوان چنین نظامی را دچار فروپاشی کرد بر همین اساس همه تلاش هایی که صهیونیست ها، دولت های آمریکا و زیادی از کشورهای غربی و عربی تاحالا برای فشار آوردن به ملت انجام داده اند در مسیر «جداسازی» و «پشت کردن» مردم به انقلاب و جمهوری اسلامی بوده است و می باشد اما این ملت صبور و بزرگوار و بصیر و آگاه و از همه مهمتر این مردم عاشق و دلبسته دین و میهن علی رغم همه کاستی ها، دلخوری ها از بعضی مسئولین، شکوه ها از بیکاری و گرانی و اعتراض به «بخور بخور» و اختلاس بعضی ها و دیدن تبعیض ها و به گفته سردار قاسم سلیمانی کاخ نشینی بعضی وزیران و … همچنان قرص و محکم پای انقلاب و اصول و آرمان های بلند آن ایستاده اند.

حضور پرشور و حماسی این مردم بزرگوار و خلق «۲۲ بهمن تماشایی» در ۴۰ سالگی انقلاب اسلامی تازه ترین، زیباترین و مستحکم ترین دلیل اثبات این حقیقت است.

وظیفه مسئولین سنگین تر گردید

اما گرچه پیام کلیدی و روشن این حضور پرشور و آگاهانه و همدلانه مردم و خلق این حماسه بزرگ توسط زن و مرد و پیر و جوان و نوجوان این سامان به بدخواهان، ثابت قدمی در راه رسیدن به اغراض و آرمان های بلند انقلاب و پاس داشت خون شهیدان و اصول و اعتبار هاست ولی این «همایش بزرگ ملی» و رزمایش غرورآفرین در بطن و دل خود پیام های روشنی هم برای تصمیم سازان و مسئولین کشورمان دارد، اول این که زیادی از آحاد ملت حساب اصل انقلاب و نظام را با کم کاری، قصور، بدعهدی و بدقولی ها و بداخلاقی های بعضی مسئولین در قوای سه گانه و دستگاه های ذی ربط جدا می کنند و عده زیادی رکود و تبعیض و گرانی و علاوه بر این بیکاری جوانانشان را با خون دل تحمل می کنند و اتفاقا زیادی از همین قشرها درگیر مشکلات گوناگون به علت عشق به دین، میهن و احساس تکلیف و وظیفه در انتخابات و راهپیمایی ها شرکت می کنند پس مسئولان مملکت در عرصه ها و سطوح گوناگون عمیقا بدانند و دریابند این حضورها و در میدان بودن ها، به هیچ عنوان بیانگر از رضایت کامل از همه مسئولین و بر وفق مراد بودن همه امور و به سامان بودن زندگی همه مردم در راستای های گوناگون به ویژه مسئله های اقتصادی نیست. دوم این که مردم از مسئولین توقع دارند این اتحاد و یکپارچگی و اتحاد و انسجامی را که به ویژه در این چنین حماسه های ملی در بین ملت تجلی می یابد مسئولین نیز در میان خود دارا باشند و از چند دستگی، فرافکنی و اتهام زنی به یکدیگر بشدت پرهیز کنند و اختلاف و مشکلات را در اظهار کرد و گوها و نشست ها خود حل نمایند نه این که مسائلی را که «نباید» به پشت تریبون ها و جلوی دوربین ها بکشانند.

سوم این که مردم توقع دارند همانطور که ملت زمان شناس و هوشیار و جانفدای دین و میهن هر جا که لازم بوده و است و می باشد سینه سپر کردند و می کنند و مردانه در میدان دفاع و تحکیم کیان ایران قدم می گذارند و برای استقلال و عزت میهن و سرافرازی مام میهن و نه گفتن به دشمنان و بدخواهان سرزمین و دین شان از هیچ جان فشانی و ایثاری دریغ نکرده اند و نمی کنند مسئولین نیز مردانه و متواضعانه کمر همت را برای خدمت زیادتر و موثرتر به مردم ببندند و عزم خود را زیادتر برای رشد و پیشرفت و توسعه متوازن و همه جانبه کشور جزم کنند و با «مدیریت جهادی» و اجرایی کردن «اقتصاد مقاومتی» در همه ابعاد و کاستن هر چه زیادتر از اتکای اقتصاد و بودجه کشور به نفت و به ویژه «خام فروشی» و مبارزه جدی و موثر با قاچاق کالا، رانت ها و مفاسد اقتصادی به «تولید» رونق بخشند و سرعت اشتغال زایی مولد  و حقیقی را افزون کنند و با مدیریت صحیح مراجع و هزینه ها و تولید ثروت و توزیع عادلانه آن و شکست شاخ غول تورم و گرانی و رکود، بار مشکلات را از دوش مردم به ویژه طبقه متوسط و کم بهره مند جامعه که تعدادشان هم کم نیست بردارند. انصافا بعضی از مسئولین تاحالا هم در برخورداری از روحیه انقلابی و مدیریت جهادی از «تراز» ملت بزرگوار و نظام اسلامی عقب بوده اند هم در کارکرد و استفاده از «ظرفیت ها» و ایجاد «فرصت ها» . 

 این حضور کم مثل و پرشکوه و افتخارآفرین مردم گرچه فریادی بسیار رسا و کوبنده بر علیه استکبار و دشمنان غربی و عربی کشورمان، به ویژه ترامپ و نتانیاهو و سلمان سعودی بود و دیگر بار جلوه ای از عظمت و غیرت و عزت و هوشیاری مردم ایران را پیش چشم جهانیان به نمایش گذاشت، اما وظیفه مسئولین را نیز برای تلاش زیادتر و خدمت موثرتر سنگین تر کرد.

امید داریم تصمیم سازان و مسئولین از «مردم» عقب نمانند.

داستان قطار انقلاب

عبدالله گنجی در سرمقاله روزنامه جوان درج کرد:

ریاست جمهور در مراسم برتری انقلاب اعلام نمود: «برخی را از قطار انقلاب پیاده کردیم که می توانستیم نکنیم.» » در فضای پسا انقلاب ها طبق معمول افراط و تفریط وجود دارد و علمای علم سیاست نیز آن را پرهیز ناپذیر می دانند و امکان دارد درصدی از حرف روحانی صحت داشته باشد اما کاش در مرکز پژوهش ها استراتژیک آقای آشنا پروژه ای تشریح می گردید که چقدر را پیاده کردیم، چقدر خودشان پیاده گردیدند و چقدر مجدداً سوار گردیدند؟ در مورد روحانی که امروز خود را جدا از صف پیاده کنندگان القا می کند باید اظهار کرد وی فراتر از پیاده کردن که دنبال حذف فیزیکی و اعدام بود و در اوج بحران و تجزیه طلبی، درخواست اعدام ارتشیان را داشت که با مخالفت جدی مردی رو به رو گردید (شهید چمران) که خود را «خدای عشق و پرستش می دانست.» » داستان عجیبی است! تقاضا کنندگان اعدام که باتری خلخانی را شارژ می کردند، امروز به پیاده کنندگان خیالی از قطار انقلاب هجوم می کنند. گلایه روحانی از پیاده کردن همانقدر تهوع آور است که هادی غفاری و خلخانی اصلاح طلب باشند و سخنان گل و بلبلی آنان را در رسانه کار کنیم و اما بعد… 

« «قطار انقلاب» معنا خوبی برای تقریب اذهان نسبت به ریزش ها و رویش های  انقلاب اسلامی و مدل مفهومی ساختارمندی برای درک مسئله است. البته قطار ۳۹ ساله انقلاب ما ریزش های  کمتری از قطار چهار ساله امیرالمؤمنین(ع) دارد. او که مظهر عدالت و عصمت بود چند جنگ خونین در درون قطار پیامبر کرد، اما همه ما و من جمله روحانی حق را به وی می دهیم.

««مقصد نهایی» و «عدالت» دو عامل ریزش مسافرهای قطار امیرالمؤمنین بودند و تا آنجا پیش رفتند که به تعبیر امام راحل «امیرالمؤمنین را فشل» کردند. مقام معظم رهبری در این باره می فرمایند: «امیرالمؤمنین رفت سراغ رویش ها، وقتی زبان قصد داشت ابن عباس، وقتی شمشیر قصد داشت مالک اشتر، محمدبن ابوبکر و …» » اینها کسانی بودند که پیامبر را درک نکرده بودند. در زمان خلافت امام حسن (ع) سعدبن ابی وقاص تنها بازمانده از صحابه بود که امام حسن (ع) را بیچاره کرده بود. هر چه قصد داشتند انجام دهند وی به میدان می آمد که زمان پیامبر اینچنین نبود و چون پیامبر را درک کرده بود مردم هم می قبول کردند و اینچنین حسن بن علی (ع) به آن سرنوشت کشیده گردید. 

 وجه مشترک امیرالمؤمنین و رهبران انقلاب اسلامی این است که قدرت برایشان اصالت ندارد و تن به هر پلشتی برای استمرار آن نمی دهند و دین خود را سیاسی نخواهند کرد. 

 اما هنگام قضاوت در مورد قطار انقلاب اسلامی باید همه گزینه های  ذیل را موردنظر داشت و برخوردهای  کادر قطار را هم به عنوان یک گزینه از نظر دور نداشت (منکر اشتباه های نشد).

– – بعضی سوارشدگان به قطار لکوموتیوران را نپذیرفته اند و لکوموتیوران خارجی قصد دارند.

– – بعضی ریل جدید قصد دارند تا تغییر مسیر دهند و با سوزن بان درگیر هستند. 

–  – بعضی داخل قطار هستند اما مرتب نق می زنند که به چه سبب با ایرباس و بوئینگ عزیمت نکرده ایم. 

–  – بعضی داخل قطار هستند اما دوست دارند کلاً آن را منفجر کنند و نمی دانند خودشان نیز نابود خواهند گردید. 

–  – بعضی بلیت هم دارند و قانوناً حق سوار شدن دارند، اما مرتب افسوس می خورند کاش با ماشین شخصی می رفتیم (سکولاریسم).

– – بعضی دوست ندارند در کوپه خودشان باشند و ترجیح می دهند زیادتر وقت ها در واگن پذیرایی باشند.

– – بعضی قصد دارند با زیرپوش و لباس خواب در واگن های  قطار تاب بخورند. 

–  – بعضی مخالف هستند که قطار برای نماز توقف کند.

– – بعضی از اول همه کاره قطار بوده اند –  نه مسافر –  و مسئول چک بلیت و پیاده و سوار شدن مسافران بودند اما اکنون احساس می کنند توان دارند خودشان اتوبوس بخرند و مسافران را ترغیب به سوار نشدن به قطار می کنند.

– – بعضی داخل قطارند اما اصرار دارند درهای قطار همیشه باز باشد تا هر موقع خواستند پیاده گردند یا کسی را سوار کنند اما قطار در ایستگاه های تشریح شده می ایستد.

– – بعضی دوست دارند هر موقع عزم کردند ترمز اضطراری را بکشند.

– – بعضی بلیت مشهد گرفته اند اما وسط راه هوس آنتالیا کرده اند اما قطار بر ادامه مسیر خود اصرار دارد.

– – بعضی بیان می کنند همان قطار قبلی راحت تر بود، خدمات ویژه هم عرضه می کرد. اشتباه کردیم قطار تغییر دادیم.

– – بعضی به خرید واگن های داخلی معترض هستند.

– – بعضی قصد دارند بروند بالای پشت بام واگن و بزنند و برقصند اما از خطرهای جدی آن آگاه نیستند.

– – بعضی با مخالفان لوکوموتیوران هماهنگ کرده اند که شب هنگام در ریل مسیر موانعی ایجاد کنند تا حال او را دریافت کنند و مهارت او را تنزل دهند.

– – بعضی بیان می کنند هنگام حرکت قطار خوابمان نمی برد باید چند ساعتی توقف کنید تا استراحت کنیم.

– – بعضی با بلیت دیگران سوار شده اند و وسط راه لو می روند اما اهتمام در تحریک مسافران دارند.

– – بعضی از کارکنان قطار پس از خراب شدن آن به جای تعمیر، وسط مسافران می روند و بر علیه راه آهن شعار می دهند.

اما قطار انقلاب با رویش های جدید همیشه مملو از مسافر بوده است و سوارشدگان چند برابر پیاده شدگان هستند….

 طبیعی است که مسئولین چنین قطاری توان ندارند به این همه ناهمگونی توجه نمایند و باید دست به انتخاب قاطع بزنند.   حضرت امام جواب پیاده شدگان از قطار انقلاب را قبلاً داده اند و روحانی از ما خوب تر می داند اما «دین سیاسی» حکم می کند که نظام را در موضع بدهکار قرار دهند. کروبی را بنگرید! سال ۱۳۸۴ اظهار می کرد یک چرت زدم و بیدار گردیدم دیگری ریاست جمهور گردید و تقلب شده است. سال ۱۳۸۸ اظهار می کرد چگونه ۱۳۸۴ حدود ۵ میلیون رأی آوردم و اکنون ۳۰۰ هزار؟ باز تقلب شده است. واقعاً نظام با این جماعت چه باید بکند؟با کسانی که هم مدعی مردم سالاری اند و هم قصد دارند همیشه باشند چه باید کرد؟ با کسانی که دست رد مردم به سینه خود را دست رد مردم به سینه انقلاب می دانند و شرط مشروعیت نظام، حضور آنان بهر صورت است،  چه باید کرد؟ نباید آنجا که اشخاص با مردم سالاری از قطار پیاده می گردند را به حساب نظام نگذاریم. واقعاً نظام با این جماعت چه باید بکند؟

بر طبق حرف روحانی نخستین پیاده کننده از قطار انقلاب، حضرت امام (ره) است حال باید دید با معیارهای امام (ره) خود روحانی در قطار است یا بیرون آن. حضرت امام در مورد پیاده شدگان از قطار انقلاب می فرمایند: «امروز هیچ تأسفی نمی خوریم که آنان در کنار ما نیستند چراکه از اول هم نبوده اند.

انقلاب به هیچ گروهی بدهکاری ندارد. ما هنوز هم چوب اعتمادهای زیاد خود به گروه ها و لیبرال ها را می خوریم. » و پس از آن در مورد کسانی که به بیرون از قطار رفته و سرد و گرمشان شده است، می فرمایند: «آغوش کشور و انقلاب همیشه برای پذیرفتن همه کسانی که قصد خدمت و آهنگ مراجعت داشته و دارند باز کرده است ولی نه به نرخ طلبکاری آنان از همه اصول که به چه سبب فوت بر امریکا گفتید؟ به چه سبب جنگ کردید؟ به چه سبب نسبت به منافقان و ضدانقلابیون حکم خدا را جاری می کنید؟ به چه سبب شعار نه شرقی و نه غربی داده اید؟ به چه سبب لانه جاسوسی را اشغال کرده اید؟ و صدها چرای دیگر و نکته با اهمیت دیگر در این ارتباط این که نباید تحت اثرگذاری ترحم های بیجا و بی فایده نسبت به دشمنان خدا و مخالفان و متخلفان نظام به شکلی تبلیغ کنیم که احکام خدا و حدود الهی زیر سؤال رود.» من بعضی از این مورد ها را نه فقط به سود کشور نمی دانم که اعتقاد دارم دشمنان از آن بهره می برند. » (صحیفه امام، جلد ۲۱، ص ۲۸۵).» ( نگارنده از موضع های امروز و دوران انتخابات ریاست جمهوری دکتر روحانی به این باور فرا رسیده است که بیننده بعضی از این عبارات امام (ره) خود روحانی است. جناب روحانی لطفاً امام را محاکمه کنید. مردم انقلابی ایران در تماشایی ترین حضور حماسی، ورود به دهه چهارم انقلاب اسلامی را جشن گرفتند.

بازتولید دورویی زیر پرچم اصلاحات

محمدکاظم انبارلویی در رسالت درج کرد:

دشمنان انقلاب که ۴۰ سال است چهار چشمی حضور مردم را از زمین و آسمان کاوش می کنند، به خوبی نگاه کردند خیابان ها و حتی کوچه های شهرها و روستاها مملو از جمعیت برای تکریم و تعظیم اسلام، انقلاب، امام (ره) و رهبری بود. نظرسنجی  های پیدا و مخفی آنان هم پیش از این راهپیمایی همین حضور حماسی را حکایت می کرد. بر سر راه اتحاد و همگرایی ملت در همه لایه های قومی، مذهبی، نژادی، ملی و.

.. ملت ایران یکپارچه عزم آن دارند که شکوه و عظمت و عزت ایران را محافظت کرده و در مقابل دشمنان اسلام بایستد. راز اتحاد ملت در این است که در آفاق و انفس به یک مقوله می اندیشند؛ عزت اسلام و عظمت ایران. ایران اسلامی با شیوه های انقلابی در مسیر اصلاح قرار گرفته است و اصلاحات انقلابی در این کشور تعطیل بردار نیست.

زمانی یک جماعت به کذب پرچم اصلاحات را بر دوش گرفتند و به این دستاویز فریبکارانه در مقابل انقلاب و نظام صف آرایی کردند.

هر چه از آنان خواسته گردید اصلاحات را تشریح کنید، به بیراهه گویی افتادند و زبان به پاسخگویی این کجراهه نگشودند. عملا به وادی ای افتادند که آشکار گردید این مسیر، مسیر افساد است نه اصلاح! کسانی که انقلاب را با تکیه بر تئوری های پوپر نفی می کردند، دنبال انقلابی بودند که افکار پوسیده مدرنیته و دموکراسی لیبرال را با مارک اصلاح به جامعه انقلابی ما قالب کنند. عملا به وادی ای افتادند که آشکار گردید این مسیر، مسیر افساد است نه اصلاح!

الگوی آنان اعتبار های مدرنیته، آن هم از نوع منحط آن، بویژه قرائت کثیف و نادرست از معنا آزادی و سر انجام مدل تحریف شده ای از دموکراسی لیبرال بود که بزرگترین مشخصه آن برگشت استبداد و استعمار و استمرار سلطه دولت های غربی و بخصوص آمریکا بود.  سرّ اینکه آمریکا و دولت های غربی همه استعداد و توان رسانه ای خود را به دستاویز عدم آزادی و نقض حقوق بشر برای پشتیبانی از این جماعت هزینه کردند، این بود که اینها مکررا سرسپردگی خود را به غرب و تفکرات غربی اعلام کرده بودند.

  هر انقلابی به  نیّت اصلاح روش ها و تصمیم های نادرست، در رژیمی که با آن درگیر است، رخ می دهد.

هر انقلابی به منظور بهبود وضعیت نابسامان مانده از بی انضباطی رژیم گذشته به وجود می آید. هر انقلابی با این رویکرد که نقد و  مراقبت دائمی از نوع تصمیم های خود داشته باشد تا روز به روز مردم از موهبت آزادی و استقلال کشور بهره مند شده و از زیر بار تصمیم های تحمیلی و تحقیرآمیز سلطه خارجی بیرون آیند، رخ می دهد. انقلاب اسلامی در کمال خوشبختی طی ۴ دهه پس از برتری انقلاب همین مسیر را طی کرده است. اصلاحات همیشه در متن تصمیم گیری ها و تصمیم سازی های نظام بود و است. اینکه یک تعدادی از واژه مقدس «اصلاحات» یک راهبرد برای  مقابله با نظام، اسلام و انقلاب بسازند و در دو دوئل نرم آمریکا بر علیه انقلاب به عنوان سرباز پیاده نظام عمل کرده و تا مرز محاربه به پیش بروند، از حیرت های روزگار انقلابی ماست! اصلاحات می توانست این تشریح را در برگیرد؛ «مبارزه با فقر، فساد و تبعیض»،اما اصلاح طلبان با هر سه این مفاهیم خارجی بودند.

کسانی که اصلاحات را نه برای اصلاح امور مردم لکن دستاویزی در مقابل انقلاب و نظام قرار می دهند، در واقع به شکلی بازتولید دورویی روی آورده و در مبارزات اجتماعی پشت سر منافقان و ضد انقلاب حرکت خواهند نمود.

فتنه ۷۸ و ۸۸ نمایش داد این جماعت مدعی اصلاح طلبی با خود چه کردند و چه هزینه هایی را بر انقلاب و نظام و مردم به بار آوردند.

آنان با انقلابی درافتادند که یکی از حیرت های شگرف تاریخ بشر و نقطه عطف تاریخ آدم است. آنان با انقلابی درافتادند که تمام ارتش های بزرگ جهان، دور تا دور آن را محاصره کرده اند و سرویس های جاسوسی و امنیتی غرب در آن مشغول جست و خیز هستند. آنان مبلغ و مروّج ایدئولوژی ای هستند که مکررا فیلسوفان سیاسی و حکمای اجتماعی ما آنان را نقد کرده و جوابی از سوی فرهیختگان غربی دریافت نکردند. حال همین جماعت، شیپور گفتگوی ملی را به صدا درآورده اند بی آنکه بگویند صحبت، در مورد چه ، برای چی و.

؟ یکی از همین جماعت نیست بلند شود و صادقانه به اهل همین فراخوان بگوید اگر ما اهل صحبت هستیم به چه سبب در دو فتنه ۷۸ و ۸۸ تا سرحد محاربه با نظام پیش رفتیم و باب هر مصاحبه ای را در سطح ملی در چارچوب قانون بنیادی بستیم؟ یکی نیست از همین جماعت اهل گفتگوی فعلی و اهل محاربه قبلی به این سؤال جواب دهد؛ دست کم اگر در همین ادعای گفتگوی ملی صادق هستید به چه سبب بستر آن را فراهم نمی کنید؟ نخستین بسترسازی، فاصله گرفتن از دشمنان انقلاب و بیزاری از اندیشه کفرآلود لیبرال دموکراسی غرب و مخالفت صریح با دخالت غرب در امور داخلی کشور است…؟ یکی از همین جماعت نیست بلند شود و صادقانه به اهل همین فراخوان بگوید اگر ما اهل صحبت هستیم به چه سبب در دو فتنه ۷۸ و ۸۸ تا سرحد محاربه با نظام پیش رفتیم و باب هر مصاحبه ای را در سطح ملی در چارچوب قانون بنیادی بستیم؟ یکی نیست از همین جماعت اهل گفتگوی فعلی و اهل محاربه قبلی به این سؤال جواب دهد؛

وقتی شما در شورش بر علیه جمهوریت و اسلامیت نظام داد می زنید؛ 

– «انتخابات دستاویز است، اصل نظام نشانه است»
– «مرگ بر اصل ولایت فقیه»

چه مبحثی دیگر باقی می ماند که درمورد چند و چون آن صحبت، آن هم در سطح ملی صورت گیرد؟

وقتی دشمن ترین دشمنان انقلاب که چنگال خونین خود را از گرده ملت بر نمی دارد و با تهدید، تحریم و تحقیر به «انقلاب آزاری» روی آورده و در عین حال از اصلاح طلبان به عنوان یک جریان معتدل بدون هر گونه پرده پوشی پشتیبانی می کند، جریان اصل انقلاب چگونه توان دارد صحبت با این جماعت را «ملی» تلقی کند؟

به چه سبب یک گام در این وادی به عنوان حسن نیت بر نمی دارید؟  اینکه روزنامه های اصلاحات تیتر اول خود را با شب گفته های «بی بی سی» و «رادیو آمریکا» تنظیم کنند، آیا راهی برای گفتگوی ملی می گشایند؟ انقلاب با شیوه های جدید، راه خود را می رود و به کج راهه های پدید آمده از ریزش ها و نیز کسانی که از  اول سر ناسازگاری با انقلاب داشتند توجهی نمی  کند. به چه سبب یک گام در این وادی به عنوان حسن نیت بر نمی دارید؟

  البته گفتگوی ملی در کشور در جریان است، صدای آن را فقط در راهپیمایی ۲۲ بهمن می شود شنید. کسانی که مدعی اصلاح طلبی هستند، اگر این صدا را نشنوند، از گفتگوی ملی عقب می مثل. گفتگوی ملی برای چه صورت می گیرد؟ برای ضمانت امنیت ملی، برای تحکیم ابهت ملی.

مردم خود خوب می دانند برای ضمانت امنیت و ابهت ملی با چه زبانی حرف بزنند. راهپیمایی شگرف ۲۲ بهمن در سراسر کشور با گویش های متمایز و با زبان های گوناگون، یک درک و برداشت از گفتگوی ملی دارند.

برپایی تماشایی ترین راهپیمایی تاریخ انقلاب، نمایش وجهی از گفتگوی ملی بود و جهان را به حیرت انداخت. انقلاب در آستانه ورود به ۴۰ سالگی خود با این حضور شگرف، حرف های زیادی برای گفتن دارد. آیا این حرف ها را مدعیان گفتگوی ملی درک می کنند؟ در کمال تأسف قسمتی از سخنان ریاست جمهور در مراسم راهپیمایی ۲۲ بهمن نمایش داد وی درک درستی از گفتگوی ملی ندارد. آیا این حرف ها را مدعیان گفتگوی ملی درک می کنند؟

او شناخت درستی از منافقان جدید که از قطار انقلاب در فتنه ۸۸ پیاده گردیدند، ندارد. پیاده «شدن» آنان را پیاده «کردن» از سوی انقلابیون ترجمه می کند! او عربده کشی و اعلام جنگ آنان با جمهوریت و اسلامیت نظام را توسط نامحرمان و تجدیدنظرطلبان، نادیده می گیرد. این کژاندیشی در درک مصالح و امنیت ملی تا به حال هزینه های زیادی در مدیریت سیاسی داخلی و سیاست خارجی و نیز اقتصادی، فرهنگی و اجتماعی روی دست مردم و نظام نهاده که جبران آن مشکل است. ریاست جمهور به جای پاسخگویی به افکار عمومی در مورد عدم اجرای ۸۰ درصد بودجه ای که خودش لایحه آن را به مجلس داده، مطالبی می گوید که مسموع نیست.

ریاست جمهور در حالی که اساساً اصل ۵۴ و ۵۵ قانون بنیادی را انکار می کند و جایگاه دیوان محاسبه های را در قانون بنیادی نادیده می گیرد، حرف از پاسداشت اصل ۵۹ قانون بنیادی، که در حیطه وظیفه ها قوه مقننه می باشد، به دستاویز ای بی اساس و اساس به میان می آورد. بارِ سوگند ریاست جمهوری در پاسداری از نظام و انقلاب و اسلام بر دوش آقای روحانی سنگینی می کند.

او با این دست دستور، آن هم در تماشایی ترین و حماسی ترین حضور مردم در جشن های ۴۰ سالگی انقلاب نشان دادکه بیراهه می رود. اصل ۵۹ قانون بنیادی دردی از ناکارآمدی او در جواب به مطالبات حقیقی مردم را دارو نمی کند. در هر کشور و در هر قانونی، مرجع کلیدی و پایانی تصمیم گیری مردم هستند.

«همه پرسی»؛ راهکار معتبر در جهان

عباس کریمی در ایران درج کرد:

زیرا همه مراجع قدرت سر انجام قدرت خود را از مردم اخذ می کنند. در این نگاه، همه پرسی به این معنی است که در مورد مسائل کلیدی کشور، مستقیماً از مردم نظرخواهی شده و نظر آنان هرچه که باشد، ملاک تصمیم گیری قرار بگیرد.

به همین خاطر یکی از راه های تقنین و قانونگذاری که قانون بنیادی اغلب کشورها من جمله کشور ما حدس شده است، همه پرسی و مراجعه به رأی های عمومی است. همه پرسی در کشورها تفاوت هایی با هم دارد.

من جمله اینکه در بعضی مورد ها، اساساً خود مردم آغازگر برپایی همه پرسی هستند. اما چنین امری در قانون بنیادی ما حدس نشده است و مردم پیشنهاد دهنده برپایی همه پرسی نیستند، لکن پیشنهاد برپایی همه پرسی از مسیری که قانون بنیادی حدس کرده است باید طی شود. اما مسیر ایده ای هرچه باشد، در این اصل توافق وجود دارد که همه پرسی راه حل مورد اهتمام قانون بنیادی و همه نظام های حقوقی است. نکته دیگر، این حقیقت است که همه پرسی با مبانی فقهی ما هم سازگار است.

طبق مبانی فقهی، مردم آزاد آفریده شده اند. حتی آنجا که به مردم امری تکلیف می شود، تکلیف پس از آن است که مردم دین را پذیرفته باشند. هرچند نپذیرفتن دین، مجازات اخروی دارد، اما راه کلیدی اسلام هیچگاه تهدید مردم نبوده است.

باوجود خواست سران کشور در دوره های متفاوت،  مخالفت ها با این مبحث توان دارد به شرایط برپایی آن برگردد.

در قانون بنیادی ما پیشنهاد دهنده همه پرسی مردم نیستند. از طرف دیگر، برپایی همه پرسی هزینه های اقتصادی زیادی را بر خزانه تحمیل می کند. این امر نیز موجب می شود که حکومت ها کمتر به همه پرسی متوسل گردند. مسأله دیگر این حقیقت است که نمی شود قوانین طولانی را به رأی های عمومی گذاشت، لکن تنها میتوان مجموعه قوانین را به همه پرسی گذاشت و از مردم سؤال کرد که آیا این مجموعه را پذیرفته اید که در این باره، جواب مردم نیز تنها دربردارنده دو گزینه آری یا خیر می باشد. اما بعضی کشورها که ایالت های کوچک دارند نیز برای این مسأله راه حلی یافته اند.

به عنوان مثال در سوئیس روش هایی برای همه پرسی حدس شده تا هم خود مردم پیشنهاد دهند و هم در بحث عمومی مشارکت  کنند. اما سازوکار سختی که برای برپایی همه پرسی در کشور ما حدس شده است، موجب می شود این امر چندان قابل اجرا نباشد.

مسأله دیگری که اختصاصاً برای کشور ما وجود دارد، این است که قانون بنیادی بحث همه پرسی را ضعیف دیده است.

این امر نیز به نوبه خود متاثر از این امر است که در تدوین قانون بنیادی تلاش شده ریاست جمهوری به عنوان ریاست قوه مجریه از استبداد دور باشد. اما در توجه به این رویکرد، به این مسأله توجه نشده است که هرچند ریاست جمهوری مستبد خوب نیست، اما ریاست جمهوری می بایست اختیارات کافی برای اجرای سیاست های دولت خود را که برای آن از مردم رأی گرفته است  در اختیار داشته باشد. به دلیل حدس نشدن این سازوکارها در قانون بنیادی، شاهد هستیم که ریاست جمهوری در زیادی از مورد ها به بن بست می خورد. به عنوان مثال، ریاست جمهوری هیچ گاه توان ندارد مجلس را منحل کند، درحالی که در مواردی ریاست جمهوری مستقر با مراسمی روبه رو می شود که عملاً اپوزیسیون دولت او شمرده شده و این مجلس دست دولت را برای انجام کارهای وعده داده شده به مردم  می بندد.

در چنین مواردی، نه فقط راه حلی جز استفاده از همه پرسی به عنوان راهکار مکملی نیست که در قانون بنیادی از آن اسم برده شده است. مسائل مختلفی در سال های گذشته وجود داشته که می توانست مشمول رفراندوم شود.

برجام من جمله این مورد ها است. در زمان ارزیابی برجام در مجلس، توصیه نمودم که با برجام مثل سایر کنوانسیون ها برخورد نشده و در مجلس تصویب نشود، لکن با توجه به نظرات جدی و متفاوتی که در کشور وجود دارد، میتوان برجام را به رأی عمومی گذاشت و از مردم در مورد آن نظرخواهی کرد. ترامپ از زمان مبارزات انتخاباتی اش برای کوچک کردن دستاوردهای اوباما و حتی کم درک نشان دادن و خائن جلوه دادن او، به هواداران خود قول داد که توافق اتمی را پاره کرده و به توافقی مستحکم و به سود آمریکا با ایران خواهد رسید.

اعتمادسازی موشکی برای اروپا

سیدعلی خرم در شرق درج کرد:

گرچه این مرد کج فکر نتوانست کوچک ترین حرکتی در این زمینه انجام دهد ولی روزانه آتش انتقام در دل او نسبت به توافق اتمی و ایران شعله ورتر گردید.  دونالد ترامپ، هرچه مجبور گردید بر گوشه ها و زوایای توافق اتمی در قالب تمدید تعلیق تحریم ها مهر تأیید بزند، زیادتر مصمم گردید عصبانیت خود را به ایران نشان دهد. 

در کمال تأسف لابی نیرومند نتانیاهو با وسیله داماد ترامپ، مرتب در گوش این مرد بی عقل نجوا می کند و عربستان محمد بن سلمان هم آن طور که مراجع آمریکایی اظهار می کنند، از همان ابتدا قرارداد محرمانه پرداخت هزینه جنگ آمریکا با ایران را ضمانت کرده است.   در نتیجه ملاحظه می شود برای فرد نافهم و نامعقولی مثل دونالد ترامپ، همه چیز برای روشن کردن آتش جنگ با ایران فراهم شده است. 

در این میان اتحادیه اروپا، بازیگری است که هنوز بر ترامپ اثرگذاری خارجی دارد. به همین خاطر دونالد ترامپ دو هفته قبل که تعلیق تحریم های ایران را برای ١٢٠ روز دیگر تمدید کرد، توپ را در زمین اروپایی ها انداخت و تهدید کرد که دفعه بعد چنین تمدیدی انجام نخواهد داد.

  مشکل روانی ترامپ این است که در هیچ کدام از عرصه های خارجی موفق نبوده و به عنوان یک ریاست جمهور ناکام معروف است. 

ترامپ به شکلی ابلهانه قول داده بود خوب ترین ارتباطات را با روسیه ایجاد خواهد کرد که پس از مشخص گردیدن خیانت او در کمک گرفتن از روسیه برای برتری در انتخابات، همه سامانه آمریکا عکس العمل نشان داده و ارتباطات روسیه و آمریکا را به بدترین سطح ممکن رسانده اند.   مبحث کشور کره شمالی هم جز ناکامی دستاوردی برای ترامپ نداشته، در نتیجه به نحو لجوجانه ای کوشش می نماید از نزدیک شدن کشور کره شمالی به کره جنوبی جلوگیری کند. 

محیط زیست و بقیه مورد ها هم که مجال بحث بر سر آنان اکنون نیست، ناکامی های مانندی نصیب این شخص نژادپرست کرده است. همه اینها از دونالد ترامپ فردی عقده ای ساخته که دنبال فرصتی است تا عصبانیت و زهر خود را در جایی بپاشد؛ اکنون کشور کره شمالی یا ایران؟ و در کمال تأسف ایران در قیاس با کشور کره شمالی، از نظر پشتیبانی بین المللی، حلقه ای ضعیف تر به شمار می رود؛ گرچه ابزارها دو کشور فرق دارد. در یادداشت های قبلی گفته گردید که تنها بازیگری که ایران توان دارد برای مهار ترامپ روی آن حساب کند، اتحادیه اروپا است و نه روسیه و چین. اروپایی ها هم کوشش می نمایند برای مهار ترامپ و منصرف کردن او از اقدامی نامعقول در مورد ایران یا کشور کره شمالی، راهی برای راضی نگه داشتن ترامپ پیدا نمایند.   اروپایی ها از مجموعه سخنان و کارکرد ترامپ دریافته اند که باید در راستای های غیرهسته ای به شکلی شکلاتی به ترامپ بدهند تا از یک سو زمان بخرند و از طرف دیگر ترامپ آن را برای خود اکتساب وجهه ای شمرده کند و به شرایط حاضر رضایت دهد. 

ترامپ با ناکامی در راستای برهم زدن توافق اتمی به سه مبحث معروف دیگر در نظر دارد. حقوق بشر، تروریسم و توسعه صنعت موشکی ایران…

او حقوق بشر را در قالب اعتراض های مردمی ایران ادامه داد ولی با اعلام رسمی مقام های عالی ایران مبنی بر شناخته شدن حق تظاهرات و اعتراض های مردمی طبق ماده ٢٧ قانون بنیادی، دولت آمریکا و همه مخالفان خارج نشین خلع جنگ افزار گردیدند. مقصود ترامپ از تروریسم، چگونگی نقش و نفوذ ایران در منطقه خاورمیانه است که اروپایی ها تلاش دارند راهی به این بحث باز کنند و شاید اگر ایران مدبرانه بنگرد، یک مجال برای ایران است که در کنار آمریکا و روسیه، از نقش اروپا، موقعیتی برای خود به وجود آورد. اما مسئله ای که اروپا را در کنار آمریکا قرار می دهد، توسعه صنعت موشکی ایران است.   اروپا از توسعه موشکی پاکستان، هند، اسرائیل، عربستان، ترکیه، امارات و مصر احساس نگرانی نمی کند.  به چه سبب در مورد ایران که برد موشکی اش از همه کشورهای فوق کمتر است، اعلام حس خطر می شود؟ راز این امر در دو دلیل نهفته است: اول، هیچ کدام از کشورهای منطقه در مورد برد موشکی خود تبلیغ نمی کنند، درحالی که بی سروصدا به توسعه آن مشغول اند. دوم، هیچ کدام از این کشورها اقدام به تهدید هیچ کشوری با موشک های خود نمی کنند.  این به آن معناست که احساس ناامنی اروپا در خدمت مطامع سیاسی آمریکا قرار می گیرد.

  در نتیجه سوژه ای که اروپا داعیه ورود به آن را دارد و تلاش خواهد نمود تنگنا هایی به وجود آورد، همین حوزه توسعه موشکی است. بدون هرگونه مجامله ای باید اظهار کرد اگر ایران دنبال راه حلی است که اروپا را به خود نزدیک کند، باید ابتدا در صدد برطرف دو عامل فوق برآید تا درجه احساس ناامنی اروپا از توسعه موشکی ایران را به مقدار زیادی کاهش دهد. پس از آن ایران با اروپا اظهار کرد وگویی آغاز کند که در آن دلیل منطقی توسعه موشکی ایران مطرح شود.

این اظهار کرد وگو از «در اختیارداشتن ابزارها مدرن نیروی هوایی» باید آغاز شده تا آلترناتیو آن توسعه موشکی معرفی شود. چنین منظقی در میان مالک نظران، تحلیلگران و جایگاه ها فکری اروپا و آمریکا گوش شنوا دارد و حاصلش این می باشد که اگر اروپا تقاضای تنگنا در توسعه صنعت موشکی ایران دارد، باید آستین بالا زده و نیروی هوایی ایران را به مجهزترین ابزارها آراسته کند. سه کشور فرانسه، آلمان و بریتانیا حاضر هستند با احتیاط وارد این بحث با ایران گردند؛ به شرط آنکه اطمینان و اعتماد آنان جلب شود.

گمان می شود این فرصتی گران نرخ برای ایران می باشد که هم نیروی هوایی خود را پس از ۴٠ سال بازسازی کند و هم از نظر سیاسی، برای مهار ترامپ، اروپا را در کنار خود داشته باشد و هم غیر از روسیه و آمریکا، بازیگرهایی جدید ولی قوی در کنار خود در منطقه خاورمیانه داشته باشد که علاوه بر آمریکا، دو بازیگر منطقه ای یعنی اسرائیل و عربستان هم روی آن حساب کنند؛ چنان که آقای امانوئل مکرون برای دوری از ایران دست رد بر سینه عربستان زد. سال ها قبل، آسیب و تهدید راهپیمایی ۲۲ بهمن ستون پنجم صدام بود که با شایعه پراکنی اظهار می کرد که آن ملعون وعده داده است مسیر انقلاب-آزادی یا مسیرهای کلیدی در شهرهای دیگر را بزند؛ این رعب آفرینی جوک جذاب و عنصر تحریک کننده ای بود برای ایرانیان، چون به وسیله آن اشتیاق و ذوق بیشتری برای حضور در خیابان پیدا می کردند.

مجال مردم

در سرمقاله روزنامه صبح نو آمده است:

اکنون سال ها از آن روزگار گذشته و بازهم ستون پنجم صدامی نظام سلطه است که دوست دارد تا راهپیمایی مردم را تضعیف کند و از هیچ تلاشی نیز فروگذار نمی کند؛ هک سایت ها، شایعه پراکنی، تهدید یا اقدام تروریستی و.

و بازهم ناکام است و چه ۲۲ بهمن محبوب ای خلق کرد این حاشیه زنی ها در چهل سالگی انقلاب اسلامی… اکنون مجال چیست؟ مردم گلایه مندند و آمدند و بازهم می آیند و به صورت واضح ثابت نمودند که برایشان اصل انقلاب موضوعیت داشته و دارد، لیکن خواستار حل و فصل گلایه هایند، از فقر و فساد و تبعیض؛ متاسفانه سخنران کلیدی برنامه در فراز پایانی، کلامی را بر زبان آورد که باب طبع دشمنان کشور بود و با کلی گویی عجیبی خواستار برپایی همه پرسی در کشور گردید؛ آنهم برای حل و فصل مشکلات سیاسی بین جناح ها.

وی که متصف به وجهه حقوقدانی نیز هستند، توضیح ندادند که مگر همین۸-۹ ماه قبل در ایران انتخاباتی برگزار نشده و ظاهراً وعده هایی داده اند و برنده شده اند، اکنون برای چه چیزی قصد دارند همه پرسی برگزار کنند و اصلاً همه پرسی موجود در اصل ۵۹ چه ربطی به اختلافات سیاسی جناح ها دارد و از آن مهمتر، الان اختلافات جناح ها تا بدین پایه بالاست که باید همه پرسی برگزار شود؟ این تیرهای هوایی و بی وقفه، امکان دارد در برگشت، جای نامناسبی به زمین بنشیند، چون بومرنگی که به خطا پرت شده است.


لینک کوتاه مطلب : http://www.shalamchenews.com/?p=87590

دیدگاه شما

معادله ی امنیتی * Time limit is exhausted. Please reload CAPTCHA.