تاریخ ارسال : ۳۰ دی ۱۳۹۶ ساعت : ۰۸:۵۷ 0 نظر چاپ این صفحه چاپ این صفحه

بازرگان، نمی خواست از سیاست کنار بکشد

روزنامه اعتماد درج کرد: هنوز هم با ۸۰ سال سن هر زمان که برای اظهار کرد وگو در مورد مهندس «مهدی بازرگان» با او ارتباط می گیریم محال هست «نه» بشنویم. « «هاشم صباغیان» هنوز هم دوست دارد از مهندس بازرگان بگوید. صباغیان، از بنیانگذاران نهضت آزادی، این بار هم بمناسبت سالروز درگذشت مهندس بازرگان با ما از خاطراتش از دهه های منتهی به انقلاب اسلامی ایران و نقش بازرگان در آن دوران اظهار کرد.

با مهندس بازرگان چگونه آشنا شدید؟ اولین خاطره ای که از مهندس بازرگان دارید، چیست؟

پیش از آغاز دوست دارم تشکر کنم از شما و همکاران تان که کوشش می کنید از افرادی که در قید حیات هستند، تاریخ انقلاب را جویا شوید؛ این کار برای آشنایی جوانان با تاریخ این مملکت بسیار با اهمیت هست. اما در ارتباط با سؤال تان باید بگویم من دانشجوی دانشکده فنی دانشگاه تهران بودم. سال ۱۳۳۶ وارد دانشکده فنی گردیدم و درسی داشتیم به نام ترمودینامیک که استاد این درس مهندس بازرگان بود و طبیعتا آشنایی من با ایشان به این زمان برمی گردد. آشنایی ای که نزدیک به ۵۰ سال ادامه پیدا کرد. البته ایشان از موسسین انجمن اسلامی دانشجویان دانشگاه تهران بودند که ما نیز در آن عضو شدیم. در این انجمن دانشجویانی از همه دانشکده ها بودند؛ بنی صدر و ارفع زاده و سلامتیان از دانشکده حقوق عضو این انجمن بودند. مهندس توسلی از دانشکده فنی عضو آن بود. ابوالفضل حکیمی از دانشکده علوم، آقای شیبانی از دانشکده پزشکی و خانم پروانه فروهر از دانشکده ادبیات عضو کمیته جبهه ملی دانشگاه بودند. پس از اینکه با اشاره امریکایی ها کمی فضای سیاسی داخل کشور باز گردید و در سال ۱۳۳۹ جبهه ملی دوم شکل گرفت، برخی از ما دانشجویان به جبهه ملی دوم رفتیم.

آیا مهندس بازرگان به عنوان استادتان، شما یا دیگر دانشجویان را به فعالیت سیاسی یا عضویت در انجمن ترغیب می کردند؟

نه، اما ما دانشجو بودیم و مسلمان و انجمن اسلامی دانشجویان هم که تاسیس شده بود و ما به علت اعتقادمان به عضویت آن درآمدیم. مهندس بازرگان هم در نشست ها عمومی انجمن اسلامی به عنوان موسس خودشان گاهی سخنران بودند. اما خاطره ای که می توانم اینجا بگویم اینکه آن زمان در دانشگاه تهران جایی برای نماز خواندن نبود و مسجد دانشگاه هنوز ساخته نگردیده بود. پسران جایی می ایستادند و نماز می قرائت کردند ولی دخترهای دانشجو چنین امکانی نداشتند. وقتی مهندس بازرگان رییس دانشکده فنی گردید یکی از کلاس ها را به نمازخانه اختصاص داد و خودش هم از منزل فرش آورد و آن کلاس تبدیل به مسجد گردید. بعد هم بمناسبت های متفاوت هم نظیر عید فطر یا ۱۳ رجب و… در همین کلاس دانشجوها برنامه می گذاشتند.

اگر ترغیب و تشویقی به فعالیت سیاسی وجود نداشت، شما چگونه در فضای سیاسی دلمرده و البته خفقان پس از سال های کودتا فعالیت سیاسی می کردید؟ اصلا مهندس بازرگان با چه امیدی انجمن اسلامی ایجاد کردند؟

مهندس بازرگان اعتقاد به این داشت که یک استاد دانشگاه تنها نباید به دانشجویان درس بدهد بلکه باید راه صحیح را نیز به دانشجویان نشان بدهد. به همین دلیل بود که انجمن اسلامی دانشجویان را تاسیس کرد و خودش هم اعتقاد به این داشت که باید مقابله کرد. به طور مثال هر سال بمناسبت ۱۶ آذر کلاسش را تعطیل می کرد و دانشجویانی هم که علاقه مند بودند در مراسم ۱۶ آذر شرکت می کردند که طبق معمول هم دستگیر و پس از آن آزاد می گردیدند. ی یادم هست که یک سال ۱۶ آذر جمعه بود و ایشان شنبه سر کلاسش اعلام کرد که چون ۱۶ آذر دیروز بوده، امروز را تعطیل می کنیم که کلاسش تعطیل گردید و تظاهراتی هم شکل گرفت که البته جزییاتش یادم نیست. به هر حال می خواهم بگویم ایشان به مقابله معتقد بود و در مقابله هم پابرجا بود و همین موجب می گردید عده ای از دانشجویان از او سخن شنوی دارا باشند.

همین ویژگی ها منتج به عضویت در جبهه ملی و پس از آن تشکیل نهضت آزادی گردید؟

بله، پس از کودتای ۱۳۳۲ ابتدا جبهه ملی تاسیس گردید و مهندس بازرگان هم جزء شورای مرکزی جبهه ملی بودند. آن زمان در جبهه ملی حزب ایران به رهبری دکتر آذر، حزب ملت ایران به رهبری آقای فروهر و گروه های دیگر عضو بودند. دکتر سحابی پیشنهاد داد که ما مسلمان های ملی هم باید حزب داشته باشیم که آن زمان در سال ۱۳۴۲ نهضت آزادی تشکیل گردید. در آن زمان از دکتر مصدق که در احمدآباد حصر بودند، استعلام کردند و ایشان جواب مثبت دادند و آیت الله طالقانی هم به قرآن تفال کرد و خیلی خوب آمد و بنابراین آیت الله طالقانی هم عضو شورای مرکزی نهضت آزادی گردیدند. به این ترتیب نهضت آزادی تاسیس گردید که یکی از پایگاه های با اهمیت آن مسجد هدایت در خیابان استانبول بود که آیت الله طالقانی پیش نماز آن بود. آیت الله طالقانی در این مسجد یک ابتکاری به خرج داد که پس از ان رایج گردید. پیش از ابتکار آیت الله طالقانی، پس از نماز روحانی بالای منبر می رفت و مستمعین هم سخن های وی را گوش می دادند و می رفتند اما آیت الله طالقانی اظهار کردند از این پس، پس از اینکه گوینده گفت وگو کرد، شنونده ها هم باید زمانی دارا باشند که در مورد آن مبحث اگر نظری دارند، عنوان کنند. از این جا بود که سوال و جواب در مجالس مذهبی شکل گرفت و رونق بسیار خوبی نیز داشت. شب های جمعه آیت الله طالقانی در مسجد هدایت سخنرانی و تفسیر قرآن داشت و دانشجویانی هم که علاقه مند به مقابله بودند به همین مسجد می رفتند. خود من هم با خانم و بچه کوچکم همیشه به همین مسجد می رفتیم و مسجد هدایت برای دانشجویان بسیار خشنود کننده بود.

منحصرا دانشجویان پای این گفت وگو ها می نشستند یا دیگر اقشار هم بودند؟

همه اقشار بودند چون خیابان استانبول در آن زمان محل گشت وگذار خانواده ها و جوانان بود و از خیابان های پررونق آن زمان بود. آیت الله طالقانی در این مسجد ابتکارات خیلی خوبی داشتند. اولین بار در همین مسجد بود که آیت الله طالقانی از مردم خواست فطریه همان سال شان را برای کمک به مردم فلسطین بفرستند. این اولین بار بود که از جانب ایران کمکی به مردم فلسطین می گردید و یادم هست که مردم خیلی بیشتر از مقدار فطریه شان هم پول دادند.

به عنوان پیش نماز چنین کاری کردند یا عضوی از نهضت آزادی؟

خب ایشان پیشینه پیش نماز بودن شان بیش از عضویت در نهضت آزادی بود. ایشان اولین کسی بود که از حوزه بیرون آمد و اظهار کرد در حوزه مطالب تکراری زیاد هست، ما باید به خود قرآن مراجعه کنیم. جلساتی با عنوان برگشت به قرآن داشت که در آن قرآن را تفسیر می کردند و مسئله های روز هم آن جا مطرح می گردید. از این نظر هم حوزه ارتباط خوبی با آیت الله طالقانی نداشت.

در نشست ها سوال و پاسخی که در مسجد هدایت به عنوان پایگاه نهضت آزادی برگزار می گردید چه مباحثی بیشتر مطرح می گردید؟ دموکراسی و آزادی های فردی بیشتر مد نظر بود یا موضوعات اسلامی یا مسائلی نظیر عدالت و برابری اجتماعی؟ فضای فکری مردم در آن زمان بیشتر به کدام یک از این موضوعات گرایش داشت؟

آیت الله طالقانی بسیار آزادمرد بود و بسیار هم به صورت آزاد گفت وگو می کرد و تعصبی روی هیچ یک از این موضوعات نداشت. اما مسائلی نظیر دموکراسی و آزادی های فردی کمتر مطرح بود و بعدا به مرور زمان زمان مطرح گردید چون در آن زمان هیچ روزنامه و حزبی نبود که این مسائل را طرح کند و بعد که اینها منتشر و ایجاد گردید مردم به این فکر افتادند که بدون آزادی بقیه چیزها کمیتش لنگ هست.

ارتباط مهندس بازرگان و آیت الله طالقانی چگونه بود؟

ارتباط بسیار خوبی داشتند. به طوری که پس از اینکه مهندس بازرگان انجمن اسلامی مهندسین را تاسیس کردند، آیت الله طالقانی بیشتر از خود بازرگان در آنجا سخنرانی می کرد. در این نشست ها از روحانیون دیگر هم دعوت می گردید و بعضی از افرادی که بعدا سرشناس گردیدند به علت گفت وگو در همین نشست ها انجمن اسلامی مهندسین بود. .. پس از مدتی هم همین روحانیون کوشش کردند پایگاه دیگری نظیر مسجد هدایت دارا باشند که مسجد الجواد را به عنوان پایگاه انتخاب کردند و زنده یاد مطهری آنجا گفت وگو می کردند. پس از اینکه زنده یاد شریعتی هم از مشهد به تهران آمدند، حسینیه ارشاد هم تبدیل به پایگاه سوم گردید.

برخورد مهندس بازرگان با موضوعاتی نظیر گرایشات مسلحانه و مارکسیست-لنینیستی فرزند آیت الله طالقانی چه بود؟ اینکه چپ ها به آیت الله طالقانی «پدر طالقانی» می اظهار کردند، اثری روی این ارتباط خوبی که توصیف کردید، نداشت؟

اینکه برخورد فکری در برخی نشست ها باشد، قطعا بود و طبیعی هم هست چون هر دو عضو شورای مرکزی نهضت آزادی بودند و در مسائلی با هم اختلاف نظر داشتند. اما با اهمیت این بود آن چه را که شورای مرکزی تصویب می کرد همه باید به آن پایبند می بودند؛ آیت الله طالقانی در این زمینه یک ارزش والایی داشت. ایشان عضو حزب بود و تابع نظر اکثریت. درحالی که برخی دیگر اصلا نظر اکثریت را قبول نداشتند و می اظهار کردند آن چه می گویند باید صورت پذیرد. اصلا کار حزبی نکرده بودند و سیستم تربیتی شان به این شکل نبود.

از برخوردهای فکری گفت وگو کردید، مهندس بازرگان چه موضعی داشت نسبت به نیروهای مبارز چپ در آن زمان؟ نگاهش چقدر با آیت الله طالقانی در مورد چپ ها تفاوت داشت؟

مهندس بازرگان کاملا مخالف بود و ایده آنان را کاملا غیراسلامی می دانست. در زمان تشکیل نهضت آزادی هم صریحا اظهار کرد: ما خوشحالیم که ایرانی و مسلمان و مصدقی هستیم. مرامنامه نهضت را هم اگر ببینید، ملاحظه می کنید که گرچه مخالفتی با چپ ها ابراز نشده ولی راهش را جدا کرده هست. با مقابله مسلحانه برخی از گروه های چپ در آن زمان نیز مخالف بود و می اظهار کرد این کار موجب می گردد هسته های مقابله کوچک باقی بماند. درحالی که اگر بگذارید وقتی زمینه این کار فراهم هست اقدام کنید، امکان موفقیت تان بیشتر هست. البته ایشان انتقاد را می پذیرفتند به شرط اینکه اکثریتی آن انتقاد را مطرح کرده بودند. ایشان وقتی که از جانب شورای انقلاب برای نخست وزیری دولت موقت انتخاب گردیدند، با اکثریت رأیها انتخاب گردیدند. در آن زمان برای این پست کاندیداهای زیادی بود؛ دکتر بهشتی، صادق طباطبایی، قطب زاده، بنی صدر و… همگی خودشان را برای دولت موقت آماده کرده بودند اما شورای انقلاب آن زمان که نقش مجلس را داشت، مهندس بازرگان را با اتفاق رأیها انتخاب کرد. پس از این انتخاب، مهندس بازرگان نطقی می کند و از اعضای شورا می پرسد: شما مطمئن از انتخاب تان هستید؟ می دانید چه کسی را انتخاب کرده اید؟ و بعد جواب می دهد: من کسی هستم که تابع رای اکثریت هستم، اکثریت اگر چیزی را تایید کند، انجام می دهم. تابع نظرات فردی نیستم! کاری هم که باید انجام دهم باید پله پله انجام دهم؛ این پله پله بالا رفتن، بعدها به سیاست گام به گام سرشناس گردید و دیگران هم از این روش استفاده کردند.

نگاه مهندس بازرگان نسبت به گروه های دیگر با گرایش های فکری که در اکثریت نبود، چه بود؟

مهندس بازرگان معتقد بود که باید همه گروه ها آزاد باشند و بتوانند سخن شان را بزنند. در دوران دولت موقت هم اگر نگاه کنید، می بینید همه گروه ها روزنامه های خودشان را داشتند و نشست ها مفصلی هم برگزار می کردند. حتی حزب توده بمناسبت سالروز فوت لنین تجمعی در میدان امام حسین برگزار کرد. ایشان معتقد بودند که همه گروه ها و اشخاص باید آزادی دارا باشند ولی آنچه را قانون منع کرده هست همه باید رعایت کنند چون در غیر این صورت هیچ چیز سر جایش بند نمی گردد.

دلیل اینکه مهندس بازرگان با اکثریت رأیها در شورای انقلاب برای نخست وزیری انتخاب گردید، چه بود؟

دلیلش این بود که مهندس بازرگان یک کوله بار۵۰ ساله داشت که در آن هم استادی دانشگاه بود، هم مقابله سیاسی بود و هم سمت هایی نظیر مسوول خلع ید از انگلیسی ها در جریان ملی شدن نفت ایران. اینها دربرابر تجربه های بقیه خیلی بیشتر بود.

یعنی رقیب جدی نداشت؟

البته برخی روحانیون اصلا نپذیرفتند که کاندیدا گردند.

به چه سبب؟

چون همه اش مشکلات بود.

مهندس بازرگان از این سختی ها خبر داشت و مسوولیت پذیرفت؟

بله! ولی در نخست وزیری مستقر شدیم. آقای امیرانتظام سخنگوی ایشان گردیدند. ما شبانه روزی کار می کردیم. اصلا خانه نمی رفتیم. یک یک جایی نظیر صندوقخانه در همان نخست وزیری بود که تخت گذاشته بودند و برای استراحت همان جا می رفتیم چون ظرفیت کار بسیار زیاد و بسیار سخت بود. خود من معاون امور جابه جایی بودم؛ یعنی دستگاه ها و نهادهای دولتی که در زمان پادشاه وجود داشته هست، آنان که زائد بوده را منحل کنم، کارمندان مفیدش را به سایر دستگاه معرفی کنم و این طور سیستم اداری و نظام نخست وزیری را اصلاح کنم. یکی یکی از این دستگاه ها وزارت دربار بود، یکی دیگر حزب رستاخیز بود و دیگری بازرسی پادشاه بود. اینها کارهای خیلی سختی بود که در نهایت با لطف خدا و کمک دوستانی که انتخاب کردیم موفق شدیم و توانستیم این مشکلات را رفع کنیم.

با این ظرفیت زیاد کاری که می گویید برای مهندس بازرگان به عنوان نخست وزیر دولت موقت، چه کاری اولویت داشت؟

اولویت اول ایشان تامین آزادی بود که آن را هم تامین کرد و همان طور که اظهار کردم همه روزنامه داشتند و آزادی تجمعات. در اولویت بعدی مسائل اقتصادی برای شان با اهمیت بود. یکی یکی از موضوعاتی هم که خیلی برای شان مسئله بود، بیت المال بود. ی یعنی می اظهار کردند ما باید خیلی در بیت المال صرفه جویی کنیم چون اگر این کار را نکنیم آشکار نیست بتوانیم در آخرت جوابش را بدهیم. ی یادم می آید اولین کمیسیون بین المللی کار که پس از به رسمیت شناخته شدن جمهوری اسلامی از ایران دعوت کرد، زنده یاد فروهر به عنوان وزیر کار قرار گردید به این کنفرانس بین المللی بروند. روزی که این مبحث در هیات دولت مطرح گردید، مهندس بازرگان از فروهر پرسید که با چند نفر می روید؟ او جواب داد: با چهار نفر؛ دو نفر محافظ، یک نفر مسوول دفترم و یک نفر هم کارشناس حقوق کار. مهندس بازرگان اظهار کردند: شما می دانید که خرج شما از بیت المال هست. بنابراین باید نهایت دقت را بکنید. مسوول دفتر و کارشناس مسائل کار باید در این عزیمت باشند اما برای چه دارید محافظ می برید؟ اول توکل به خدا کنید چون خدا باید محافظ شما باشد و دوم اینکه این جزء قوانین بین المللی هست که وقتی کسی وارد یک کشوری می گردد مراقبت از جان آن فرد به عهده کشور میزبان هست. فروهر هم اظهار کرد: چشم و اطاعت کرد. جالب اینکه سال بعد همین کنفرانس برگزار گردید و از دولت پس از دولت موقت[دولت ابوالحسن بنی صدر] دعوت گردید برای شرکت که وزیر کار عضو حزب جمهوری اسلامی با ۳۰ نفر همراه در این کنفرانس شرکت کردند! همان طور که اظهار کردم مهندس بازرگان نهایت سعی شان این بود که مردم به حقوق قانونی شان برسند. رهبر معظم انقلاب هم در حکمی که به ایشان داده بودند و این حکم هم برای مهندس بازرگان خیلی با ارزش بود، عنوان کرده بودند که شما به عنوان نخست وزیر دولت موقت قانون اساسی را تدوین کنید و انتخابات را برگزار کنید و ایشان هم اکثر نیروها و انرژی شان را متمرکز به این بخش کردند.

گفتید که سختی های کار زیاد بود و این را هم می دانیم که او به علت مسائلی که در آن زمان وجود داشت، سه بار کناره گیری داد که درنهایت هم استعفایش پذیرفته گردید. اما مهندس بازرگان دو مرتبه کاندیدای نمایندگی مجلس گردید. دلیل اینکه ایشان از عرصه سیاست هرگز کنار نرفت چه بود؟

دلیل اینکه ایشان از عرصه سیاست هرگز کنار نرفت چه بود؟دلیلش این هست که ایشان نمی خواست از عرصه سیاست کنار برود! چندین باری هم که کناره گیری دادند رهبر کبیر انقلاب عنوان کرده بودند: اگر قرار باشد بروی، همه با هم باید برویم! ولی ایشان چند مشکل داشتند که درنهایت هم رهبر معظم انقلاب استعفای شان را قبول کردند. یکی یکی از این مشکلات تعدد مراکز تصمیم گیری بود. ما به عنوان دولت موقت تصمیم می گرفتیم، شورای انقلاب برای خودش یک تصمیم می گرفت که شواهدی هست که گاهی ضد تصمیم ما بود. ک کمیته ها هم یک تصمیم دیگر می گرفتند. من یادم هست که مهندس بازرگان به شورای انقلاب می اظهار کرد آقایان من که در شورای انقلاب مبحث را مطرح کرده ام، اگر مخالف بودید، می گفتید تا با هم گفت وگو کنیم. دلایل هم را بشنویم و هر کس دیگری را قانع کرد، تصمیم بر آن اساس گرفته گردد. به چه سبب اینجا سخن نمی زنید اما می روید و در روزنامه تان مخالفت می کنید. این یکپارچه نبودن ما را می رساند. دشمن می خواهد ضربه به انقلاب بزند و از این مبحث سوءاستفاده می کند. وقتی هم که از دولت موقت کناره گیری دادند، رهبر معظم انقلاب که با کناره گیری هم قبول کننده نبودند، برای همین هم مدتی ایشان را به عنوان رییس شورای انقلاب انتخاب کردند و بعد هم که نماینده مجلس گردیدند. بعدا اتفاقا رهبر معظم انقلاب به مهندس بازرگان بیان کرد که برای رییس جمهوری کاندیدا نشوید.

دلیلش مشخص نیست؟

عنوان کرده بودند مهندس بازرگان به مجلس برود. دلیلش را نمی دانم. شاید رییس جمهور جوان تر یا انقلابی تر می خواستند من نمی دانم.

پس مهندس بازرگان هیچ وقت با سیاست قهر نکرد؟

خیر، یک جمله ای داشتند و می اظهار کردند: سیاست وجود ما هست! سیاست از ما جدانشدنی هست.

  دانشجوی دانشکده فنی دانشگاه تهران بودم و مهندس بازرگان استاد درس ترمودینامیک مان بود.  در دانشگاه تهران جایی برای نماز خواندن نبود.  بعد از ٢٨ مرداد جبهه ملی تاسیس گردید به رهبری دکتر آذر، حزب ملت ایران به رهبری آقای فروهر .  دکتر سحابی پیشنهاد داد که ما مسلمان های ملی هم باید حزب داشته باشیم که نهضت آزادی تشکیل گردید. در آن زمان از دکتر مصدق که در حصر بود، استعلام کردند و او هم جواب مثبت داد و آیت الله طالقانی هم به قرآن تفال زد و خیلی خوب آمد.  مرحوم فروهر به عنوان وزیر کار قرار گردید به کنفرانس بین المللی کار برود.  مهندس بازرگان از فروهر پرسید که با چند نفر می روی؟ اظهار کرد: با چهار نفر؛ دو نفر محافظ، یک نفر مسوول دفترم و یک نفر هم کارشناس حقوق کار. مهندس بازرگان اظهار کرد: شما می دانید که خرج شما از بیت المال هست. مسوول دفتر و کارشناس باید در این عزیمت باشند اما محافظ لارم نیست؛ اول توکل به خدا کنید چون خدا باید محافظ شما باشد و دوم اینکه این جزء قوانین بین المللی هست که وقتی کسی وارد یک کشوری می گردد مراقبت از جان آن فرد به عهده کشور میزبان هست.


لینک کوتاه مطلب : http://www.shalamchenews.com/?p=83974

دیدگاه شما

معادله ی امنیتی * Time limit is exhausted. Please reload CAPTCHA.