تاریخ ارسال : ۲۹ اسفند ۱۳۹۶ ساعت : ۰۷:۳۲ 0 نظر چاپ این صفحه چاپ این صفحه

با سحر دولتشاهی؛ از فوبیای شلوغی تا لباس های حاشیه سازش

ویژه نامه همشهری جوان – وحید سعیدی، محمد اشعری:

چهره: سحر دولتشاهی

سال کنونی چه کرد؟ در چهار فیلم سینمایی بازی کرد که از بین آنان سه فیلم «امیر»، «چهارراه استانبول» و «عرق سرد» به جشنواره فیلم فجر راه پیدا نمودند. فیلمی روی پرد نداشت، اما حدود سه ماه موسیقی- نمایش «سی» را روی صحنه داشت که با استقبال عجیب و غریبی از جانب مخاطب های رو به رو گردید. همچنین ها سریال «عالیجناب» هم با بازی او وارد شبکه نمایش خانگی گردید؛ سریالی که دولتشاهی نقش ضدقهرمان قصه را برعهده داشت.

سحر دولتشاهی: با خودم در رقابتم

فیلم عرق سرد

به چه سبب چهره سال گردید؟ از بین سه فیلمی که در بخش مسابقه داشت، بازی او در دو فیلم «چهارراه استانبول» و «عرق سرد» مورد توجه هیئت داوران جای گرفت که به علت هر دو نامزد سیمرغ بلورین گردید و سر انجام هم این پاداش را برای هر دو نقشش گرفت تا به این شکل در تصاحب سیمرغ بلورین نقش مکمل زن دبل کرده باشد. دولتشاهی سال کنونی با حضور متمایز در موسیقی- نمایش «سی» نیز بازیش مورد توجه جای گرفت.

چه کاری برای سال آینده دارد؟ علاوه بر سه فیلمی که از او در جشنواره به نمایش درآمد و همگی در نوبت اکران سیال ۹۷ می باشند، دولتشاهی فیلمی با نام «رضا» را هم در نوبت اکران دارد.

سه پارسال و در ویژه نامه نوروز ۹۴ بود که با سحر دولتشاهی، به دستاویز اکتساب سیمرغ بلورینش در جشنواره سی و سوم اظهار کرد و گوی مفصلی کردیم. اکنون، پس از گذشت سه سال، دو مرتبه در ویژه نامه نوروز سراغ او رفتیم.

سر انجام اظهار کرد و گو حدود یک ساعتی هم طول کشید. سال کنونی چنین مشکلی نداشتیم با ما سنگ بزرگ تری رو به رو گردیدیم. دولتشاهی سر سریال «ساخت ایران ۲» بود که به نحو فشرده در حال تولید هست و به شکلی شب و روز بازیگرهای کار را به هم چسبانده هست.

سر انجام قرار گردید به آن مراسم برود و بعد پیش ما بیاید؛ این یعنی پنج ساعت انتظار برای رسیدن دولتشاهی.

در زمان انتخاب نقش هایتان فکر می کردید به سیمرغ برسید؟

هر قدر هم دوا ها دقت نظر داشته باشند، دو مرتبه هم یک بازیگر خیلی باید شانس داشته باشد که در یک جشنواره در سه نقش متمایز حضور یابد. خرسندم هر سه فیلم برای حضور در جشنواره انتخاب گردید اما واقعا وقتی هر یک از آنان را بازی می کردم فکر نمی کردم قرار هست بابت یکی از آنان پاداش بگیرم. اصلا از پیش از جشنواره آماده دریافت سیمرغ نبودم.

سحر دولتشاهی: با خودم در رقابتم

آن هم در نقش یک دختر مالیخولیایی که برای نمایش قدرت های بازیگر زمینه خوبی دارد…

بله واقعا کارکردن با آن گروه برای من تجربه خوبی بود. آقای اقلیما کارگردانی هست که می داند چه قصد دارد و البته از جذابیت بازی کردن یک کاراکتر مبتلا به شیزوفرنی هم نباید گذشت. به هرحال هر سه فیلمی که در جشنواره داشتم برایم بسیار عزیز می باشند.

عزیز بودن به چه معناست؟

یعنی فیلمنامه را بخوانم و فضای کار برای من محبوب باشد. در کنار آن، به همکاری با کارگردانم می رسم که توان دارم آن چیزی را که دوست دارم اجرا کنم.

فیلم غیرعزیز هم داشتید؟! و چگونه این مبحث برایتان بروز می کند؟

[ آن هم باز شرایطی دارد؛ البته طبق معمول وقتی هنگام بازی یک نقش هستم آن کاراکتر را دوست دارم و از کار لذت می برم اما وقتی نتیجه را می بینم خودم را در فیلم دوست ندارم؛ اهتمام کرده ام درست انتخاب کنم، ولی نتیجه آن چیزی نشده که گمان می کردم.

در دوره قبلی هم که توانستید سیمرغ را دریافت کنید، در جشنواره با دو فیلم «عصر یخبندان» و «شکاف» حضور داشتید که دو نقش تماما متمایز از هم بودند. چقدر این ایفای نقش های متمایز را در گرفتن سیمرغ موثر می دانید؟

چقدر این ایفای نقش های متمایز را در گرفتن سیمرغ موثر می دانید؟معتقد نیستم نقش هایی هست که انسان به علت آنان سیمرغ می گیرد. چون برخی نقش ها خیلی با ریزه کاری روی کاغذ نوشته شده و نقش هایی هست که بازیگر آنان را با جزییات می سازد؛ به طور مثال نقش من در فیلم «عرق سرد» خیلی با جزییات نوشته شده بود. اما در کنار آن آورده های من به آن نقش و کمک هایی که از کارگردان گرفتم در ساخته شدن و زنده کردن آن نقش به من خیلی کمک می کند تا دیده گردد.

سخن زدن در مورد جزییات این نقش ها را می گذاریم برای زمان اکران فیلم ها. چون خیلی ها متوجه بحث نمی گردند وگرنه خیلی دلم قصد دارد بدانم به این نقش لب مرز کلیشه ای یک زن حراستی چطوری آمدی؟

این که از یک زمانی به بعد نقش های متفاوتی به سحر دولتشاهی پیشنهاد می گردد منسوب به کدام یک از سه عنصر شانس، پشتیبانی و استعداد هست؟

[..

اما سیمرغ ها نشان می دهد که این استعداد وجود دارد…

حتی اگر دقت کرده باشید در فاصله بین این دو سیمرغ بسیار کم کار بوده ام و یک سال هم مطلقا کار نکردم.

این بازسازی که در مورد آن صحبت کردید به چه شکل انجام می گردد؟ در نهایت شما بازیگر حرفه ای سینما هستید.

..

سحر دولتشاهی: با خودم در رقابتم

اندکی از دلمشغولی های جدیدتان بگویید. به چه سبب؟

به چه سبب؟مدتی در موسسه بامداد (متعلق به خانم پریسا بخت آور) برای بچه ها دوره بازیگری داشتم. دارم یک اتفاق جدید را تجربه می نمایم. چون برایم یک آورده جدید و یک تجربه شیرین جدید داشت.

حتی شما یکی از پایه های کلاس کارگردانی اصغر فرهادی هم بودید. با توجه به این که تجربه بازی در اقدامات آقای فرهادی را هم داشتید، این کلاس ها چقدر کمک تان کرد؟

با توجه به این که تجربه بازی در اقدامات آقای فرهادی را هم داشتید، این کلاس ها چقدر کمک تان کرد؟خیلی. نگاه کنید نقشم در «چهارشنبه سوری» خیلی کوتاه بود و پس از ان هم در دوبله فیلم «گذشته» هم همکاری کوتاه مدتی با وی داشتم، در نتیجه این کلاس ها برایم مجال بسیار خوبی بود تا با ایده های کارگردانی وی زیادتر آشنا شوم، چون در این کلاس ها مجال کافی بود تا آقای فرهادی مورد ها را خیلی مدون و مبسوط با ما در میان بگذارند… و با گذراندن این کلاس ها و این همه تجربه لابد وسوسه کارگردانی هم داشته اید؟[کمی مکث می کند] نه آن مقداری که بگویید وسوسه و برنامه ریزی دارم.

… و با گذراندن این کلاس ها و این همه تجربه لابد وسوسه کارگردانی هم داشته اید؟

[ [مکث دوباره] راستش دلم قصد دارد خودم آن چیزی را که برای آنان وارد شغل بازیگری گردیدم و به این «سرزمین ناشناخته» پا گذاشتم تجربه نمایم. گاهی فضا و پیشنهادات اندکی دلسردکننده می گردند و من با خودم می اندیشم شاید باید شاخه های دیگر این حرفه را تجربه نمایم… [فیلم هایی که به آن علاقه مدم و داشتم و شاید ساختنشان در ایران و در شرایط کنونی سینمای ما نشدنی باشد. ولی دوست دارم؛ کارهایی که مملو از جادو و تخیل می باشند، مملو از فانتزی.

چه تجربه هایی را فکر می کنید هنوز به دست نیاوردید؟

فیلم هایی که به آنان علاقه مدم حوزه خیلی وسیع ای هست ولی آن چیزی که آرزوی بازی در ان ها را دارم همین آثار فانتزی و تخیلی هست، نظیر همان «مری پاپینز» که عکسش را گرفتیم یا چقدر فراوان دوست داشتم جای خانم «مریل استریپ» نقش اول فیلم «شیطان پرادا می پوشد» باشم و آن همه جادو و رویا را تجربه نمایم. (البته نام وی را نیاوردم که خودم را کنار وی قرار دهم و بگویم همرده هستم؛ نه! برای این بود که بدانید چه نقش ها و بازی هایی دوست دارم) یا برخی از اقدامات فانتزی طور.

چه فیلم هایی را دوست دارید به طور مثال؟

همه را دوست دارم و دلم قصد دارد روزی برسد که در سینمای ما نیز همین ایده ها و تخیل را تجربه نماییم. (شما خیلی پله پله از تئاتر و تلویزیون بالا رسیدید و تا این جا دست یافته اید و اکنون با دو سیمرغ تثبیت شده اید.

به قلو شما همه این مسیر را از وقتی تئاتر کار می کردم، دستیاری می کردم، پروژکتور در پشت صحنه تکان می دادم و. خیلی دیر و طولانی نشد این مسیر؟ میانبر وجود نداشت؟

تا همین الان همه را با تمرین و کوشش انجام دادم تا به این جا آمدم و در تمام این سال ها از لحظه لحظه این تجربه ها لذت برده ام و تا وقتی در این سینما هستم دوست دارم تجربه نمایم. دو تا سیمرغ گرفته اید در این چند سال… این دو سیمرغ چقدر مسیر شما را تغییر داده؟صریح بگویم هیچ تاثیری نگذاشته (می خندد).

هنوز دلم قصد دارد بازی کنم و بیاموزم. این دو سیمرغ چقدر مسیر شما را تغییر داده؟

حواسم هست که در این مدت به همان اندازه که اقدامات اصطلاحا خاص بازی می کنم، تجربه های پرمخاطب تر هم دارا باشم. بتوانم برای افرادی که شاید به سینما دسترسی ندارند و در منطقه های دورافتاده هم زندگی می کنند هم کاری کرده باشم به همین سبب خودم را از مدیوم تلویزیون جدا نکرده ام.

..

رفتم و همین دو سؤال را از کارگردان مجموعه که بسیار دوست داشتم با او کار کنم، پرسیدم چه لباسی بپوشم که کات ندهی؟ چه مانتویی بپوشم که مشکلی با هنجارهای تلویزیون نداشته باشد و تازه بتوانم با آن پوشش مسافتی را هم بدوم یا این کاراکتر باید با چه لحنی صحبت کند که کلامش با حقیقت تضاد نداشته باشد؟ خب این جیب بر اگر بخواهد صحبت کند باید در هر یکی دو جمله اش فحشی بدهد یا چیزی بگوید که طبعا به هنجارهای تلویزیون نمی خورد. با این میزان از تنگنا واقعا کار برایم سخت هست. از آن دست بازیگرهایی هستید که از راه بازیگری امرار معاش می کنید و مطلقا روی بازیگری معطوف هستید. این بازه های بیکاری یا کم کاری گاهی موجب نمی توان که به سینمای تجاری روی بیاورید؟حتما برنامه ریزی مالی برای تایم هایی که کار نمی کنم دارم.

این بازه های بیکاری یا کم کاری گاهی موجب نمی توان که به سینمای تجاری روی بیاورید؟

اتفاقا می اندیشم گاهی سینمای تجاری نه از جنس تجاری عامه پسند به انسان قدرتی می دهد که توان دارد انتخاب های وسیع تری دارا باشم. (

منظورتان، فیلم هایی از جنس بارکد هست؟

باید نگاه کنم از آن کار حال خوبی می گیرم یا نه، این که اندیشه فیلم با ایدئولوژی من مغایرتی نداشته باشد این که انرژی خوبی به من می دهد یا نمی دهد. همین گونه پیش از انتخاب اهتمام می کنم زیادتر با نگاه و سلیقه کارگردان آشنا شوم.

سحر دولتشاهی: با خودم در رقابتم

فیلم بارکد

«سحر دولتشاهی» چه فیلتری دارد در انتخاب، به ویژه که اکنون دو سیمرغ دارد؟

برای همین در شبکه نمایش خانگی سریالی نظیر «عالیجناب» را انتخاب کردید؟ نقش یک زن فم فتال [اغواگر] را داشتید که برای هر بازیگر زنی جذاب هست. آخر انتخاب این سریال با کدام فیلتر شما انجام شد؟فیلمنامه خوبی داشت و چنین نقش بخصوصی می اندیشم برای هر بازیگری هیجان ایجاد می کند.

گاهی خطر های بزرگی در کارنامه تان دارید، به طور مثال در کنار اسامی بزرگ قرار می گیرد و باز از سویی در فیلمی کار می کنید که به طور مثال نام کارگردان آن را کسی نشنیده هست. آخر انتخاب این سریال با کدام فیلتر شما انجام شد؟

ولی انتخاب هایتان خیلی جسورانه هست.

نگاه کنید جسورانه در انتخاب فیلم «امیر» هست، جسورانه انتخاب آقای فرهادی و بیضایی نیست.

اتفاقا من انسان خیلی با اعتماد به نفسی نیستم!

گاهی هم می روی از یک تئاتر یا یک فیلم پشتیبانی می کنی و اصلا نمی دانی چطوری از آب در می آید. همیشه دوست دارم تجربه نمایم و اهتمام و خطا کنم. دوره قبل که پاداش سیمرغ را گرفتید خیلی خرسند تر به نظر می رسیدید اما سال کنونی هنگام دریافت سیمرغ خیلی مسلط بودید و انگار آماده بودید برای دریافت پاداش.

توان ندارم بگویم همان سال خرسند تر بودم، چون سال کنونی هم هیجان زیادی داشتم اما می دانید همان سال شبیه چه بود؟ با خودم عهد کرده بودم.

برای همین همان سال هنگام دریافت سیمرغ اظهار کردم خدایا شکرت. واقعیتش این هست که همان سال منحصرا سیمرغ نبود، منحصرا پاسخ یک زحمت کاری نبود، انگار پاسخ بزرگ تری بود. ..

سال کنونی برای دولتشاهی اتفاق مخصوصی افتاد و برای داوری جشنواره دوبی دعوت گردید. او پیش از این هم تجربه کار داوری را داشت اما در عرصه تئاتر و در سطح یک رخداد داخلی، جشنواره دوبی این مجال را برایش مهیا کرد تا این کار را در عرصه سینما و در مقیاس بین المللی تجربه نماید.

زیر و بم حضور بین المللی سحر دولتشاهی در فستیوال های دوبی و کن

سحر دولتشاهی: با خودم در رقابتم

همیشه خطر پذیرم

دولتشاهی در این بخش از اظهار کرد و گو در مورد این اتفاق ویژه و حضور خودش در فستیوال کن به عنوان بازیگر و طراحی لباس هایش برای حضور در این وقایع بین المللی گفته هست. در مورد داوری جشنواره دوبی که جایگاه متفاوتی در کارنامه کارتی تان هست بگویید. مراحل انتخابتان برای داوری این فستیوال به چه شکل بود؟داوری فستیوال دوبی یک اتفاق خیلی مهمی برایم بود.

من هم در مورد پروسه انتخاب داوری خیلی نمی دانستم اما نظیر این که سال پیش از آن فیلم «وارونگی» در این فستیوال به نمایش درآمده بوده و همه کارگردان های اروپایی که در آن فستیوال حضور داشتند، من را به علت فیلم وارونگی می شناختند. مراحل انتخابتان برای داوری این فستیوال به چه شکل بود؟

به ویژه شما که تجربه داوری داخلی نداشتید و ناگهان در یک جشنواره بیگانه این تجربه را اکتساب کردید. تجربه داوری داخلی در راستای تئاتر داشتم، اما سینما نه.

خیلی خوب بود که همراه انسان های هم حرفه خود بنشینم، بحث کنم، نگاهشان به سینمای ایران را بدانم و بدانم آنان هم چه مشکلات و دردسرهایی برای تولید یک فیلم دارند.

..

از آن لباس هایی که در جشنواره کن و در ادامه، دوبی انتخاب کردید- الان- راضی هستید؟

.. ..؟

..

این همه سخن نامربوط لازم نبود! (می خندد)سحر دولتشاهی از همان نسلی هست که از تئاتر به سینما آمده؛ نسلی که تئاتر برایشان مامن امنی هست برای بازپروری روحی و جسمی آنان. دولتشاهی سال کنونی فیلمی روی پرده نداشت اما به جای آن در یک نمایش- موسیقی شگت آور کار کرد… این همه سخن نامربوط لازم نبود! (می خندد)

تجربه عجیب نمایش- موسیقی «سی» چه آورده ای برای دولتشاهی داشت

سحر دولتشاهی: با خودم در رقابتم

کلید ورود به سرزمین ناشناخته

این پروژه با استقبال عجیبی رو به رو گردید؛ تجربه خاصی که دولتشاهی از آن به عنوان یکی از نقاط عطف کارنامه اش نام می برد.

الان که دیگر کلی سریال و فیلم بازی کرده اید، این همه آوازه و دیده شدن برای یک تئاتری اذیت کننده نیست؟

بدیهی تر بگویم که من از لحظه لحظه این کار باید لذت ببرم و می برم؛ از تجربه هایش و همین شهرتش. نه اتفاقا تئاتر برای من ریکاوری نیست، لکن زیادتر جایگاه کشف و شهود دارد. همیشه این قرارداد را با خودم دارم که سالی یک تئاتر بازی کنم و فراوان از صحنه دور نشوم.

نظیر خیلی از بازیگران که خاستگاه شان تئاتر هست از حضور در تئاتر برای ریکاوری استفاده می کنید؟

طبق معمول انتخاب تئاترهایی که انجام می دهم هم طوری هست که جایی برای کشف وجود داشته باشد، تجربه تازه ای برایم بسازد. لازم باشد خودم را با یک نگاه جدید محک بزنم یا کار تجربه تازه ای برایم رقم بزند. من از طریق تئاتر باتری هایم را پر می کنم و بنظرم تئاتر خوب کار کردن خیلی شانس بزرگی هست، به ویژه با کارگردان های خوب کار کردن و هیچ ترسی هم ندارم به کارگردان های تئاتر بگویم که دوست دارم با آنان کار کنم. این نگاه گیشه ای به تئاتر را قبول دارید؟ چون به هر حال الان بخشی از بازیگرهایی هستید که برای جذب مخاطب به تئاتر دعوتی می شوید و نام دولتشاهی پیروز شده. اتفاقا پیش از پروژه «سی» در یک کاری بازی داشتم به نام «مرگ هوتن» که بسیار کار خوبی بود اما در ژانر تئاتر تجاری هم قرار نگرفت.

به هر حال تئاتر تجربه گرا در همه دنیا با سوبسید [یارانه] زنده هست…

تئاتر برای من آنجاست که دوست دارم تجربه نمایم. همیشه دوست دارم کارهایم خوب به فروش برساند و دیده گردد اما اگر در یک تجربه تئاتری رشد کنم اما کمتر هم دیده شوم، باز دلسرد نمی شوم.

بعد، به شکلی دقیق «سی» در کجای انتخاب های شما قرار می گیرد؛ به عنوان همان کشف و شهود یا یک پروژه تجاری بسیار سرپا!

از سویی در بخش موسیقی آن کار، داشت اتفاق هایی می افتاد که برای بخش تئاتر پرخطر بود.

برای این معیت و سازگاری تغییراتی هم داشتید؟ تمرینات مشترکی هم داشتید یا موسیقی و تئاتر جدا پیش می رفت؟

همه این ها تجربه هایی بود که در پروژه ای به ابعاد شگرف سی به دست می آمد. و جمع کردن این همه ستاره (موسیقی و سینما) در کنار هم و اولین تجربه صحنه ای بهرام رادان.

..


لینک کوتاه مطلب : http://www.shalamchenews.com/?p=92525

دیدگاه شما

معادله ی امنیتی * Time limit is exhausted. Please reload CAPTCHA.