تاریخ ارسال : ۰۶ اسفند ۱۳۹۴ ساعت : ۱۲:۵۷ 0 نظر چاپ این صفحه چاپ این صفحه

بسم رب الفاطمه بانوی آه – یک‌تنه در کوچه حیدر را سپاه

شلمچه نیوز- منصور نظری؛ به مناسبت بازگشت پیکر مطهر ۶۸ شهید گلگون‌کفن و همزمان با انتخابات دوره دهم مجلس قطعه مثنوی «با کاروان لاله‌ها» تقدیم به شهدای مظلوم کربلای هشت سال دفاع مقدس ایران

بسته بر ناقه سحر محمل ز نور – کام هستی تشنۀِ صبح ظهور

می‌رسد از وادیِ اُم الرصاص – کاروان عطر روح‌انگیز یاس

کاروانی بسته بر محمل غرور – یادگار روزگار عشق و شور

در کفن پیچیده مشتی استخوان –   یوسف گم‌گشتۀ در مصر جان

شاهدان دشت مجنون می‌رسند – عاشقان خفته در خون می‌رسند

می‌رسند از کربلا آلاله فام   – عاشقان بسته بر سر این کلام :

«می‌روم تا از عدو گیرم تقاص   – انتقام سیلی بر روی یاس »

یوسف گم‌گشتۀ والفجر هشت – عاشق جاماندۀِ در کوه و دشت

تشنه‌کامان بلا بازآمدند – عاشقان کربلا بازآمدند

فاتحان فاو و خیبر آمدند – شاهدان پاره پیکر آمدند

کربلا را لاله باز آورده‌اند – عطر زهرا از حجاز آورده‌اند

قوم حق گم‌کرده در تبلیغ‌ها –   کاسبان های و هوی و جیغ‌ها

ای خواص گشته بر قدرت حریص –   قوم افتاده به دام انگلیس

ای عطشناکان آب انتخاب – ای به هنگام بلا در خانه خواب

ای حریصان، یادتان می‌آید عشق – کربلا را رهسپاران تا دمشق

یادتان می‌آید از گم‌گشته‌ها   – بهر دین از جان خود بگذشته‌ها

آسمان را کرده کر فریادتان – رفته مفقود الجسدها یادتان ؟!

بر جمل بنشسته اِی گرگینه ها – ای به دل آل علی را کینه‌ها

 

یادتان می‌آید از مردان مرد –   با ولایت کربلا را رهنورد

ای خواص راه حق را کرده گم – ای شکسته با ولی بیعت به خُم

در میان مردم افکنده شکاف   –   کرده با افراط و تفریط ائتلاف

کاسبان دورۀِ تحریم‌ها – صاحبان مافیایی تیم‌ها

یادتان می‌آید از میدان مین – تکه‌پاره گشتن مردان دین

از شلمچه فکه و بازی دراز – از طلاییه دیار رمز و راز

یاد آیا می‌کنید ای اهل رنگ – یا ز خاطر برده‌اید ایام جنگ

ای اسیران طلسم حزب‌ها –   وعده داده مردمان را کذب‌ها

پینه‌بسته بر جبین‌ها از ریا – ای به‌ظاهر کرده خود چون اولیا

ای به ننگ آلوده دامن نام مرد   – یادتان می‌آید از جنگ و نبرد

یادتان می‌آید از آن روزها – اشک و آه و گریۀِ جان‌سوزها

ای به چپ آورده رو، گاهی به راست – در همه احوالتان رنگ و ریاست

ای خیانت با ولایت کرده‌ها   –   فتنه بر پا کرده پشت پرده‌ها

در پی قدرت خریداران ننگ   – یادتان می‌آید از تیر و تفنگ

یادتان آید ز شب‌های شکوه   – آن مقاوم مردمان همچو کوه

کاوه، همت، باکری ،یا رستگار   – باقری، چمران، جهان‌آرا بهار

عاشقان غِصّه گوی اشک و آه-   لشکر مَه را به سیما بسته راه

جلوۀِ حق را تماشا کرده مست     –   از هر آنچه غیر زهرا شُسته دست

باده نوشان خُمِ چَشم علی     –     بر الست فاطمه مست بَلی

استخوان‌ها تکه‌تکه خُرد و خاک     – عاشقانی از غم زهرا هلاک

می‌رسند اما کفن پوشیده تن –  شاهدان کشتۀِ دور از وطن

کربلا را کعبه بی‌تاب از حسد     –   بوی مقتل گاه فَکّه می‌رسد

بوی غم‌خواران زهرا می‌رسد   – بوی یاس مانده تنها می‌رسد

بوی آتش، بوی دود و بی‌کسی   –   بوی لاله بوی یاس و اطلسی

کاروانی از ستاره می‌رسد   –   بوی فرق گشته پاره می‌رسد

می‌رسد از سمت خرمشهر عشق   –   اهل عالم را خروش نهر عشق

نهر جاری اندر او خون شهید     –   عارفانی برتر از صد بایزید

مَقتل مردانِ دیده رویِ یار     –   می‌رسد بویِ خدا از آن دیار

از شلمچه مقتل آلاله‌ها     –     در میان اشک و آه و ناله‌ها

کاروانی می‌رسد از راه نور   –    در لوای پرچم سبز ظهور

از شلمچه از دوعیجی خاک عشق   –   از دوکوهه، معبر افلاک عشق

قتلگاه عاشقان فاطمه   – کربلایی تا ابد بی خاتمه

می‌رسد از قتلگاه فکه باز –   با شقایق خوانده مستوری نماز

بسته قامت در میان خاک و خون   –   داده سر شوریده تکبیر از جنون

می‌رسد الله و اکبر زاده‌ای     –   چون علی بر فاطمه دل داده‌ای

کربلا را لاله رویی می‌رسد   – خورده از کوثر سبویی می‌رسد

از می حق تَر گلویی می‌رسد   –  غرقه در خون روی و مویی می‌رسد

یادگار روزگار نور و نار   –   می‌رسد بویِ فریبایِ بهار

بوی زهرا می‌رسد خوش بر مشام   – غرقه در خون عاشقانی لاله فام

سرو رعنا از چمنزار وَلا   – غرقه در خون می‌رسد از کربلا

کرده عشق آسان در اوَّل کارشان   – می‌رسد آن پیکر خون‌بارشان

تکه‌تکه کرده آتشبارشان   – کرده خصم فاطمه کشتارشان

دیده در مستی حقایق را به‌عِین   –   مست ذکر ایُّها السّاقی حسین

قاف حق را رفته با پیر خمین   – سالکان وادی بدر و حُنِین

می‌رسند از وادی کشف و شهود   –   عارفانی غرقه در دریای جود

بسته بر سر، یا علی، سر بنده‌ها     –   سر به‌پای فاطمه افکنده‌ها

مست ذکر یا حسینِ بن علی –   سینه‌ها از داغ زهرا مشعلی

های مردم لاله‌ها باز آمدند – پاره‌های جان ما باز آمدند

ای‌دریغا لاله را بردن ز یاد – در میان های و هوی حزب باد

با شهیدان عهد و پیمان بسته‌ایم   – یاریِ حق را ز پا منشسته‌ایم

با ولایت بسته‌ایم عهد غدیر – چون ستاره گرد آن ماه منیر

گو کند تیغ بلا ما را دونیم   – نقض پیمان کربلا را کِی کنیم

عهد و پیمان بسته زینب را به عشق – رهسپار کربلاییم از دمشق

به امید ظهور حضرت یار …


لینک کوتاه مطلب : http://www.shalamchenews.com/?p=12082

دیدگاه شما

معادله ی امنیتی * Time limit is exhausted. Please reload CAPTCHA.