تاریخ ارسال : ۱۷ اسفند ۱۳۹۴ ساعت : ۰۱:۲۹ 0 نظر چاپ این صفحه چاپ این صفحه

به بهانه شکست اصولگرایان در تهران؛ جایگاه احمدی نژاد کجاست؟


اینان به مردم نیز اینگونه می نگرند و تحلیل هایشان از همینجا به خطا می رود که نمی توانند درک کنند که چطور ممکن است که یک روز تمام کشور یکپارچه «حق مسلم هسته ای» را فریاد بزند و روزی دیگر کسی که او را به عنوان نماد مقاومت هسته ای جا می زنند، نتواند حتی ۵ میلیون رأی از مردم بگیرد!

جایگاه احمدی نژاد کجاست؟
شلمچه نیوز- میلاد صفائی؛ بسیار کوشیده اند که احمدی نژاد را «له» یا «علیه» حزب، جریان، شخص یا گروهی جلوه دهند.

آن ها که نسبت احمدی نژاد با «مردم» و «انقلاب» و «اسلام» و «رهبری» و «جریان های سیاسی» و … را هنوز که هنوز است به درستی درک نکرده اند، هر یک به گونه ای تلاش می کنند از دریچه نگاه خود، برچسبی به پیشانی اش بچسبانند.

روزی او را «اصولگرا» می نامند و روزی بر طبل «پیوند فتنه و انحراف» می کوبند. روزی «غرب ستیز» می خواندندش و روزی دیگر، «سازشکار».

اصرار اینان مبنی بر این که یا «با ما هستی» و یا «بر ما هستی»، فقط محدود به احمدی نژاد نیست. اینان به مردم نیز اینگونه می نگرند و تحلیل هایشان از همینجا به خطا می رود. اینان نمی توانند درک کنند که چطور ممکن است که یک روز تمام کشور یکپارچه «حق مسلم هسته ای» را فریاد بزند و روزی دیگر، کسی که او را به عنوان نماد مقاومت هسته ای! جا می زدند، نتواند حتی ۵ میلیون رأی از مردم بگیرد!

چطور ممکن است که یک روز در همین تهران، با تمام جار و جنجال ها و فضای دو قطبی بسیار شدید، رأی موسوی چندان تفاوتی با رأی احمدی نژاد نداشته باشد اما یک روز در همین شهر، در بین ۳۰ برگزیده مردم برای مجلس، حتی یک اصولگرا نتواند اعتماد مردم را جلب کند.

نکته اصلی در جمله ای طلایی از آن مرد که رفته است، نهفته است:

«مردم، مردمند!» همین! نه یک کلمه بیش و نه یک کلمه کم.

مردم نه اصولگرا هستند و نه اصلاح طلب. نه سبزند و نه بنفش.
مردم با هیچ شخص و حزب و باند و جریانی، عقد اخوت نداشته اند و ندارند و نخواهند داشت.

خط کشی هایی که مردم را به دسته های مختلف تقسیم می کند و در برابر هم قرار می دهد، قطعاً بر باطل اند.

احمدی نژاد حلقه اتصال مردم و انقلاب است

مع الاسف آن ها که مجذوب گفتمان بهار شده اند و خود را حامی این گفتمان می دانند نیز، گاهی به خطا رفته و از درِ تقابل با جریان های سیاسی و اشخاص بر می آیند. حال آن که پرچمدار جریان بهار، هرگز خود را در تقابل با هیچ یک از جریان های سیاسی تعریف نکرده است. همانطور که هرگز وامدار هیچ کدام نیز نبوده است.

احمدی نژادی که می گوید برای جرج بوش هم «با وضو» و با نیت هدایتش نامه نوشتم، چطور می تواند از سیاسیون داخلی، کینه ای به دل داشته باشد و از شکست گروهی از آنها خوشحال شود؟!

احمدی نژادی که در مقابل سال ها «تحقیر» ، «توهین» ، «تهمت» و «سنگ اندازی» از سوی صدها «سایت» ، «روزنامه» ، «تریبون» ، «حزب» ، «شخص» و … بزرگوارانه سکوت کرده و همچنان لبخند می زند، چطور می تواند وجودش را به عداوت های شخصی آلوده کند؟

جایگاه او، جایگاه مقابله با دیگران نیست. او «یک انقلابی» است که از متن مردم برخواست. او «یکی از مردم» است که انقلاب را باور دارد و انقلابی زندگی می کند. او انقلاب را نه در ۵۷ و نه در سرنگون کردن یک رژیم می بیند.

او انقلاب را در درون انسان ها می داند و می کوشد، فرد فرد جامعه بشری را از غفلت روزمرگی برهاند و افق های بلند انقلاب را به آن ها بنمایاند.احمدی نژاد، حلقه اتصال مردم و انقلاب

جایگاه او، جایگاه وصل است.
جایگاه اتصال «مردم» و «انقلاب».

میدان۷۲


لینک کوتاه مطلب : http://www.shalamchenews.com/?p=12699

دیدگاه شما

معادله ی امنیتی * Time limit is exhausted. Please reload CAPTCHA.