تاریخ ارسال : ۲۱ فروردین ۱۳۹۷ ساعت : ۰۳:۴۱ 0 نظر چاپ این صفحه چاپ این صفحه

به چه سبب ایرانی ها کالای همانند بیگانه را ترجیح می دهند؟

««حمایت از کالای ایرانی»؛ این عنوان اسم سال ۹۷ است که از سوی رهبری انقلاب انتخاب گردیده است. باید دید منظور رهبری از پشتیبانی از تولید ملی چیست؟ نقش ارکان جامعه در این سال چیست و مردم – مجلس و دولت چه مسئولیت هایی را عهده دارند؟ چه اقداماتی باید در این راستا صورت گیرد. در هر حال سال ۹۱ آغاز شده و همگان منتظر هستند تا نگاه کنند مصادیق پشتیبانی از تولید ملی چه طور در جامعه نمود پیدا خواهد کرد. در همین رابطه گروه اقتصادی برهان در گفت‌وگویی با دکتر «محمد جلیلی» استاد دانشگاه به ارزیابی زوایای این مبحث پرداخته است.

آقای دکتر سال ۹۷، سال پشتیبانی از کالای ایرانی نام‌گذاری شده است. اگر امکان داردبفرمایید که وظیفه‌ی دولت، مردم، مجلس و مسؤولان در این سال چیست و کدام یک از نهادها وظیفه سنگین‌تری دارند؟

اگر امکان داردبفرمایید که وظیفه‌ی دولت، مردم، مجلس و مسؤولان در این سال چیست و کدام یک از نهادها وظیفه سنگین‌تری دارند؟وظیفه‌ی دولت، مردم، مجلس و سایر مسؤولان در زمینه‌ی پشتیبانی از تولید، متناسب با وظیفه ها ذاتی هر کدام از این ارکان قابل تشریح است. پشتیبانی از تولید در یک زنجیره‌ی به هم ملحق شده از اقدام‌ها و برنامه‌ها قابل تحقق است که لازم است ابتدا تشریح درست و دقیقی از آن انجام شود. نکته‌ی بسیار مهمی که باید مورد توجه قرار گیرد این است که تولید در یک محیط اقتصادی شکل می‌گیرد، به همین علت پشتیبانی از تولید نیز در چارچوب پارادایم‌های حاکم بر این محیط اقتصادی باید انجام گیرد. به همین علت برای تصریح خوب تر مبحث و بیان بعضی راهکارها در مورد نحوه‌ی پشتیبانی بخش‌های متفاوت مثل دولت، مجلس و مردم از تولید ابتدا لازم است ویژگی‌های محیط اقتصادی مورد ارزیابی قرار گیرد.

محیط اقتصادی در دهه‌های موخر دچار تحولات زیادی شده است. تحولات موخر در حوزه‌ی بازارهای جهانی صنعت های متفاوت، روند فعالیت آنها را با ویژگی‌های منحصر به فردی رو به رو کرده است. حالا درصد قابل ملاحظه ای از تولیدات صنعت های متفاوت در جهان به صورت تولید انبوه است. که این مسأله ویژگی‌های عمده‌ی زیر را در بر دارد:

· که این مسأله ویژگی‌های عمده‌ی زیر را در بر دارد:· این امکان را فراهم می‌کند تا شرکت‌ها بتوانند بـا سرعـت بیش‌تری در بازارهای جهانی نفوذ کنند.

· · زمان مورد احتیاج بین معرفی محصول تا اشباع آن در منحنی عمر محصول ((PLC کاهش می‌یابد.

· · باعث افزایش احتیاج به نوآوری مستمر در زمینه‌ی محصول می‌شود.

مدل اکتساب و کار نیز در صنعت های متفاوت در حال تغییر می‌باشد که بعضی ویژگی‌های عمده‌ی آن به شرح زیر است:

۱٫ خریداران محصولاتی را درخواست ها می‌کنند که دارای نوآوری بوده و ضمن تناسب با مد، به صورت ارزان و با استعداد استفاده‌ی آسان و قابل تکیه ارائه شوند؛

۲٫ تولید کنندگان برای جذب مشتری، رقابت شدیدی با هم دارند؛

۳٫ تعدد فرآورده ها، کاربردها و راه‌حل‌های جدید باعث ثبات و رقابت بیش‌تر بازار و وابستگی کم‌تر به نوع خاصی از محصول در صنعت های متفاوت می‌شود؛

۴٫ ۱٫ خریداران محصولاتی را درخواست ها می‌کنند که دارای نوآوری بوده و ضمن تناسب با مد، به صورت ارزان و با استعداد استفاده‌ی آسان و قابل تکیه ارائه شوند؛۲٫

تولید کنندگان برای جذب مشتری، رقابت شدیدی با هم دارند؛۳٫ تعدد فرآورده ها، کاربردها و راه‌حل‌های جدید باعث ثبات و رقابت بیش‌تر بازار و وابستگی کم‌تر به نوع خاصی از محصول در صنعت های متفاوت می‌شود؛۴٫ تأمین مراجع از بیرون سازمان در تمامی زمینه‌های صنعت حتی در زمینه‌ی مونتاژ در حال رایج شدن می‌باشد. این امر باعث ظهور بازیگران تازه ای در صنعت جهانی شده است.
 
ظهور چین در زیادی از صنعت های در چند سال موخر به واقعیتی انکار ناپذیر تبدیل شده است. چین به بازاری قابل ملاحظه و در عین حال به رقیبی جدی برای بازارهای دیگر در جهان بدل شده است. رشد فوری بازار فرآورده ها مصرفی متاثر از یک جهش و نوآوری عمده (شامل افت و کاهش قیمت‌ها و ایجاد بازارهای جدید) می‌باشد و به صورت مستقیم با دیجیتالی شدن که منتج به نوسازی فرآورده ها مصرفی شده و تحت اثرگذاری همگرایی بـازار قرار می‌گیرد، مربوط می‌باشد.

افت قیمت‌ها، چندین دهه به عنوان روندی مستمر در فرآورده ها مصرفی و تولید انبوه مطرح می‌باشد. این امر بیشتر از همه به سبب بهینه و عقلایی سازی تولید و طراحی و نوآوری در اجزا و دیجیتالی شدن است. در قیاس با این عاملان، بومی سازی تولید در قاره آسیا و اروپای شرقی به عنوان عامل بعدی مؤثر بوده است. با پیچیده‌تر شدن محیط اقتصادی حاکم بر صنعت های داخلی ایران به سبب تحولات بین‌المللی و داخلی، افزایش رقابت در زمینه‌ی ارایه‌ی فرآورده ها با کیفیت بالاتر و با نرخ مناسب‌تر، واردات فرآورده ها و تولیدات بیگانه، قاچاق، افزایش هزینه‌های تولید در داخل کشور و سایر مسایل که مدیریت هر مجموعه‌ی اکتساب و کاری را به چالش می‌طلبد لزوم برخورد فوری، آگاهانه، تاثیرگذار و علمی با متدولوژی معین در زمینه اتخاذ استراتژی مناسب در شرایط کنونی، لزوم می‌یابد.
 
با توجه به تغییر پارادایم‌های حاکم بر محیط اقتصادی، رویکردهای سنتی مدیریت بنگاه‌های اقتصادی جوابگوی شرایط جدید نیستند و استفاده از مدل‌ها و رویکردهای مدیریتی نوین برای مواجهه با این چالش‌ها ضرورتی انکار ناپذیر است. تا پیش از دهه‌ی ۱۹۵۰م. به سبب این که درخواست ها بر ارائه فزونی داشت، پارادایم حاکم بر محیط اقتصادی نیز مبتنی بر سودآوری بود. به صورت چکیده ویژگی‌های محیط اقتصادی که تولید در بستر آن قابل پشتیبانی است، عبارت هستند از:

۱٫ افزایش شدت رقابت در صنعت های متفاوت و جهانی شدن این رقابت؛

۲٫  با تغییر این معادله و فزونی ارائه بر درخواست ها، بنگاه‌های اقتصادی برای مواجهه با محیط رقابتی جدید، رویکردهای مدیریتی خود را عوض کرده و بر پایه‌ی پارادایم ارزش آفرینی استوار نمودند.

زیادی از رویکردها و تکنیک‌های حسابداری مدیریت من جمله هزینه‌یابی بر مبنای فعالیت، بودجه‌بندی بر مبنای فعالیت، ارزش افزوده‌ی اقتصادی و به ویژه هزینه‌یابی هدف بعد از دهه‌ی ۱۹۶۰م. اگر امکان دارد بفرمایید پشتیبانی از تولید باید چه طور توسط ارکان حاکم بر اداره کشور مدیریت شود؟

 جالب است بدانید پشتیبانی از تولید از دو جنبه به طور کلی بحث برانگیز است:

۱- فراهم کردن بسترهای لازم برای فعالیت تولیدی در اقتصاد کشور (بهبود فضای اکتساب و کار)؛

۲- بر مبنای پارادایم ارزش آفرینی به وجود آمدند.

این تکنیک‌ها با کانون قرار دادن «مفهوم ارزش و ارزش آفرینی» به بنگاه‌های اقتصادی کمک کردند که در شرایط جدید رقابتی بتوانند استراتژی‌های مناسب را برای رقابت و بقا اتخاذ نمایند. به صورت چکیده ویژگی‌های محیط اقتصادی که تولید در بستر آن قابل پشتیبانی است، عبارت هستند از:۱٫ افزایش شدت رقابت در صنعت های متفاوت و جهانی شدن این رقابت؛۲٫  افزایش نیازهای مشتریان و مطرح شدن پارادایم ارزش آفرینی به عنوان تنها «استراتژی بقای صنعت های تولیدی». شما به پارادایم‌های حاکم بر محیط اقتصادی اشاره داشتید. اگر امکان دارد بفرمایید پشتیبانی از تولید باید چه طور توسط ارکان حاکم بر اداره کشور مدیریت شود؟۲- فراهم کردن بسترهای لازم برای مواجهه‌ی مناسب با پارادایم‌های حاکم بر محیط اقتصادی (بهبود فرهنگ تولید).
 
در مورد جنبه‌ی اول مجموعه‌ای از اقدام‌ها قابل تشریح است که به بعضی از آن‌ها اشاره می‌کنم. « وضع فضای اکتساب و کار من جمله مباحث تأثیرگذار بر رشد و توسعه‌ی اقتصادی کشورها است. این مبحث از عاملان مهمی اثرگذاری می‌پذیرد و بر زمینه‌های گوناگونی اثر می‌گذارد. فعالیت‌های تولیدی از شاخص‌های فضای اکتساب و کار بسیار اثرگذاری پذیرند. شاخص‌های آغاز اکتساب و کار، استخدام نیروی انسانی، ثبت اموال، اخذ ارزش و تأمین مالی، قوانین پشتیبانی از سرمایه‌گذاری، پرداخت مالیات، تجارت بین‌الملل، انعقاد قراردادها و خاتمه یک اکتساب و کار از مهم‌ترین این عاملان می باشند که هم در زمینه‌ی قانون‌گذاری برای بهبود این شاخص‌ها و هم در زمینه‌ی سیاست‌های اجرایی، هم دولت و هم مجلس می‌توانند نقش پررنگی را در این زمینه ایفا کنند.
 
یادآوری فرمایشات قبلی مقام معظم رهبری در جمع کارآفرینان دولت، که آنها را به مدیریت دقیق و عالمانه‌ی مراجع مالی و بهبود فضای اکتساب و کار موظف نمودند، مؤید اهمیت این جنبه‌ی پشتیبانی از تولید است. در مورد جنبه‌ی دوم پشتیبانی از تولید یعنی «فراهم نمودن بسترهای لازم برای مواجهه‌ی مناسب با پارادایم‌های حاکم بر محیط اقتصادی» نیز گام‌های شایسته ای مثل هدفمندی یارانه‌ها و مدیریت انرژی در سال‌های موخر برداشته شده که لازم است این فرآیند تکمیل شده و استمرار یابد. «فرهنگ تولید» ارکان مختلفی دارد که خود تولید کنندگان در تحقق آن نقش پررنگی عهده دارند. تولید کننده باید فرهنگ «ارزش آفرینی برای مشتری» را در سازمان خود نهادینه کند، تنها در این صورت است که می‌تواند به بقای خود و بنابراین توسعه‌ی فرهنگ تولید در جامعه اطمینان داشته باشد.

آقای دکتر! منظورتان از مدیریت هزینه چیست؟ این شاخص آیا در ایران نیز استعداد اجرا را دارد؟

به هر حال محافظت واحدهای تولیدی که محصول آنها برای مشتریان دارای ارزش افزوده‌ی مناسب نیستند گرچه در کوتاه مدت امکان دارد قابل توجیه باشد اما به صورت قطع در بلند مدت قابل تدوام نبوده و به هدر رفت مراجع کشور منتج می‌شود. من جمله ابزارهای مدیریت هزینه عبارت هستند از:

۱٫ هزینه‌یابی مبتنی بر فعالیت (Activity Based Costing)؛

۲٫ هزینه‌یابی هدف(Target Costing) ؛

۳٫ هزینه‌یابی کایزن؛

۴٫ به عبارت دیگر مهم‌ترین نقش در ایجاد فضای حمایتی از تولید در کشور را خود تولید کنندگان عهده دارند.

مدیریت بهای تمام شده که تحت عنوان «نهضت ملی نرخ تمام شده» در کشور طرح شده است، می‌تواند در این زمینه استراتژی مهمی باشد که هم تولید کنندگان و هم دولت در تحقق این استراتژی باید ایفای نقش نمایند. نرخ تمام شده یکی از ابعاد با اهمیت در رقابت است. ایجاد تعادل این مؤلفه با سایر ابعاد رقابت یعنی کیفیت و زمان لازمه اعمال مدیریت بر آن است.

بنابراین بنگاه‌های اقتصادی در محیط رقابتی از سه استراتژی به صورت معمول برای رقابت استفاده می‌کنند:

۱- مدیریت هزینه (قیمت تمام شده) من جمله مهم‌ترین آن‌هاست.

۲- استراتژی تمایز محصول که دربردارنده مراحل زیر می‌باشد:

·برآورده نمودن الزامات مشتریان به خوب ترین وجه؛

·عرضه‌ی محصولاتی با کارکردهای بیش‌تر و قیمت‌های بالاتر؛

·مدیریت هزینه عبارت است از مجموعه اقدام‌هایی که مدیریت برای تأمین رضایت‌مندی مشتریان، همراه با کنترل و کاهش مستمر هزینه‌ها (بهای تمام شده) با کاربست امکانات انجام می‌دهد.

۱٫ من جمله ابزارهای مدیریت هزینه عبارت هستند از:۱٫

هزینه‌یابی مبتنی بر فعالیت (Activity Based Costing)؛۲٫ هزینه‌یابی هدف(Target Costing) ؛۳٫ هزینه‌یابی کایزن؛۴٫ مثلث بقا دارای سه کانون است که هر کانون از آن معرف یکی از ابعاد با اهمیت محصول است که عبارت‌اند از:

– بهای تمام شده و نرخ فروش؛

– کیفیت؛

– هزینه‌یابی کیفیت.

لازم است بدانید گسترش تجارت و فشرده شدن رقابت، نوید بخش آغاز دوره‌ای جدید در حیات تجارت داخلی و جهانی است که در چنین محیطی پیروز شرکتی است که پیش از رقبا، محصولاتی با کیفیت برتر و نرخ پایین‌تر ارائه کند. در این محیط، مدیریت هزینه نقش حیاتی ایفا می‌کند. امروزه حیات زیادی از شرکت‌ها به قدرت آنها در افزایش دقت سامانه مدیریت هزینه منسوب است که بر کاهش هزینه‌ها در تمام طول فرآیند تولید و زنجیره‌ی ارزش معطوف است.

۱٫ ۱- استراتژی پیشگامی هزینه که هدف آن ارایه‌ی محصول با نرخ، کارکرد و بهای تمام شده‌ی پایین‌تر می‌باشد.

۲٫ ·ارایه‌ی خدمات منحصر به فرد.

۳٫ استراتـژی تمرکز که بر تمرکز بر یک بازار و یا مزیت رقابتی خاص اهتمام می‌کند.

 

بنگاه‌های اقتصادی با پذیرش استراتژی‌های «پیشگامی هزینه» و «تمایز محصول» می‌توانند از مزایای رقابتی بهره مند شده و در رقابت موفقیت لازم را به دست آورند. اما به سبب تحولات شرایط اقتصادی و جهانی شدن بازارها (وجود تنوع در فرآورده ها و خدمات) استراتژی‌های پیشگامی هزینه و تمایز محصول دیگر جوابگوی شرایط موجود نیست و محیط اقتصادی جدید، شرکت‌ها را ملزم می‌نماید که از استراتژی تقابل استفاده نمایند. در استراتژی تقابل بنگاه‌های اقتصادی طبق قاعده‌ی مثلث بقا (بهای تمام شده، کیفیت، استعداد کارکرد) رقابت و کوشش می‌کنند تا محصول خود را با کیفیت و کارکرد بالا و نرخ پایین به مشتریان ارائه کنند. مثلث بقا دارای سه کانون است که هر کانون از آن معرف یکی از ابعاد با اهمیت محصول است که عبارت‌اند از:- کارکرد.

رقابت جهانی لازمه تعادل میان کیفیت، نرخ تمام شده و زمان است. اگر امکان داردبفرمایید که وظیفه‌ی دولت، مردم، مجلس و مسؤولان در این سال چیست و کدام یک از نهادها وظیفه سنگین‌تری دارند؟

هر بنگاهی برای بقا باید بتواند از حد کارکرد رقبا در هر سه بعد (کیفیت، کارکرد و نرخ محصول) بگذرد و یا به آن حد برسد. بنابراین برای اجرایی کردن ابعاد ذکر شده ضروری است این امر به صورت زیر عملیاتی شود. مدیریت کیفیت که از راه برنامه‌های مدیریت کیفیت جامع امکان پذیر است. ۲٫

استعداد کارکرد که از راه طراحی و ساخت فرآورده ها بدیع حاصل می‌شود. مدیریت نرخ که از راه اثر قسمتی مدیریت هزینه‌ها و مدیریت استراتژیک هزینه تحقق می‌یابد. که این مسأله ویژگی‌های عمده‌ی زیر را در بر دارد:

· گروه اقتصادی برهان؛ «حمایت از کالای ایرانی»؛ این عنوان اسم سال ۹۷ است که از سوی رهبری انقلاب انتخاب گردیده است.

· این امر بیشتر از همه به سبب بهینه و عقلایی سازی تولید و طراحی و نوآوری در اجزا و دیجیتالی شدن است.

· زیادی از رویکردها و تکنیک‌های حسابداری مدیریت من جمله هزینه‌یابی بر مبنای فعالیت، بودجه‌بندی بر مبنای فعالیت، ارزش افزوده‌ی اقتصادی و به ویژه هزینه‌یابی هدف بعد از دهه‌ی ۱۹۶۰م.

مدل اکتساب و کار نیز در صنعت های متفاوت در حال تغییر می‌باشد که بعضی ویژگی‌های عمده‌ی آن به شرح زیر است:

۱٫ خریداران محصولاتی را درخواست ها می‌کنند که دارای نوآوری بوده و ضمن تناسب با مد، به صورت ارزان و با استعداد استفاده‌ی آسان و قابل تکیه ارائه شوند؛

۲٫ تولید کنندگان برای جذب مشتری، رقابت شدیدی با هم دارند؛

۳٫ تعدد فرآورده ها، کاربردها و راه‌حل‌های جدید باعث ثبات و رقابت بیش‌تر بازار و وابستگی کم‌تر به نوع خاصی از محصول در صنعت های متفاوت می‌شود؛

۴٫ در مورد جنبه‌ی دوم پشتیبانی از تولید یعنی «فراهم نمودن بسترهای لازم برای مواجهه‌ی مناسب با پارادایم‌های حاکم بر محیط اقتصادی» نیز گام‌های شایسته ای مثل هدفمندی یارانه‌ها و مدیریت انرژی در سال‌های موخر برداشته شده که لازم است این فرآیند تکمیل شده و استمرار یابد. مدیریت بهای تمام شده که تحت عنوان «نهضت ملی نرخ تمام شده» در کشور طرح شده است، می‌تواند در این زمینه استراتژی مهمی باشد که هم تولید کنندگان و هم دولت در تحقق این استراتژی باید ایفای نقش نمایند.

نکته‌ی بعد اینکه بنگاه‌های تولیدی برای بقا بایستی به صورت تقابلی رقابت کنند. برای مثال، مشتریان برای سطح معینی از کیفیت و کارکرد، حاضر به پرداخت نرخ بیش‌تر نیستند. به علاوه این که مشتریان به صورت معمول توقع دارند که مدل یا نسل جدید فرآورده ها بدون این که مشمول اضافه‌ی نرخ شوند، کیفیت و استعداد کارکرد بالاتری دارا باشند. اگر منطقه بقا محصول بزرگ باشد، انتخاب استراتژی پیشگامی هزینه و تمایز محصول موفقیت آمیز است.

آقای دکتر در این میان سؤالی مطرح می‌شود و آن این است که نفع دلالی در ایران بالاست و نفع وارد شدن به سمت فعالیت‌های تولیدی کم است. سبب چیست؟ (چگونه می‌توان نفع دلالی را به صفر رساند)البته این یک قاعده‌ی کلی در تمام دنیاست. نفع دلالی اصولاً نسبت به سایر فعالیت‌ها بالاتر است.

به همین علت زیادی از دولت‌ها برای پشتیبانی از فعالیت‌های اقتصادی سالم طبق معمول برای فعالیت‌های سوداگرانه و دلالی محدودیت‌هایی قائل می‌شوند و در مقابل برای فعالیت‌های اقتصادی سالم مثل تولید، مشوق‌هایی در نظر می‌گیرند. از آن جایی که اصل فعالیت دلالی قابل حذف نیست، به همین علت نفع آن را نیز نمی‌توان به صفر رساند. کاری که می‌توان انجام داد تقویت سایر فعالیت‌ها در مقابل دلالی است تا به صورت اتوماتیک نقش مخرب دلالی در اقتصاد به دست کم ممکن کاهش یابد. به عنوان مثال زیادی از کشورهای توسعه یافته‌ی جهان برای مبارزه با دلالی در بخش مسکن، مکانیزمی تحت عنوان «شرکت‌های سرمایه‌گذاری زمین و مستغلات» یا اصطلاحاً «ریت» طراحی کرده‌اند تا فعالیت‌های معامله املاک را نظام‌مند کرده و از حالت دلالی به حالت سرمایه‌گذاری تبدیل کنند که در این زمینه ریت‌ها را مشمول بعضی مزیت‌های معافیت مالیاتی کرده‌اند.

به همین علت برای توسعه‌ی فعالیت‌های تولیدی، می‌بایست مشوق‌هایی را در نظر گرفت تا به صورت خودکار دلالی از رونق بیفتد. به چه سبب سرمایه‌گذاران در ایران به جای این که وارد فعالیت‌های تولیدی شوند، به سراغ دلالی می‌روند. به عنوان مثال همین سال گذشته زیادی از سرمایه‌های سرگردان به سمت بازار ارز و سکه رفت! مقصر کیست؟ دولت و . به صورت چکیده ویژگی‌های محیط اقتصادی که تولید در بستر آن قابل پشتیبانی است، عبارت هستند از:

۱٫ افزایش شدت رقابت در صنعت های متفاوت و جهانی شدن این رقابت؛

۲٫ ؟!افرادی که در ظرفیت کم سرمایه‌ی خود را صرف خرید سکه یا ارز یا سایر کالاهای مشابه می‌کنند، اصولاً امکان ورود به چرخه‌ی فعالیت تولیدی را دارا نیستند.

چون که دست کم سرمایه‌ی مورد احتیاج برای تولید طبق معمول بسیار بالاتر از وجوه اضافی خانوارها می‌باشد. اگر امکان دارد بفرمایید پشتیبانی از تولید باید چه طور توسط ارکان حاکم بر اداره کشور مدیریت شود؟

 جالب است بدانید پشتیبانی از تولید از دو جنبه به طور کلی بحث برانگیز است:

۱- فراهم کردن بسترهای لازم برای فعالیت تولیدی در اقتصاد کشور (بهبود فضای اکتساب و کار)؛

۲- به همین علت از سرمایه‌گذاران جز که اضافی نقدینگی خانوار خود را صرف خرید بعضی دارایی‌های خرد مثل سکه یا سایر کالاها حتی مسکن (در حد و اندازه‌ی چند سکه یا خرید یک آپارتمان) می‌کند، نمی‌توان انتظار داشت که حتی اگر نفع تولید بالاتر باشد، وارد فعالیت تولیدی شود؛ البته حساب سرمایه‌گذاران کلان از این مقوله جداست.

نکته‌ی با اهمیت این است که برای سوق دادن سرمایه‌ها به سمت یک فعالیت اقتصادی مثل تولید، صرف ارتقا نفع این فعالیت کافی نیست، باید مکانیزم‌های سرمایه‌گذاری نیز توسعه یابد. توسعه‌ی بازار سرمایه و افزایش فرهنگ خرید سهام و یا سایر ابزارهای مالی در این زمینه می‌تواند بسیار مفید باشد. زیادی از مردم ما با بورس و سهام آشنا نیستند. به همین علت وقتی اندکی سرمایه‌ی اضافی در اختیارشان قرار می‌گیرد یا آن را باید در بانک سپرده‌گذاری کنند یا در دارایی‌هایی مثل سکه، طلا یا ارز. البته جواب این سوال تا حدی در جواب سوال دوم مطرح گردید. به هر حال مشتری با خرید کالا در پی برطرف نیازهای خود است که این نیازها در سه بخش کلیدی دربردارنده کیفیت، نرخ و زمان تحویل، قابل دسته‌بندی است.

مشتری در خرید کالا برای انتخاب نوع، مدل و . « آنچه که می‌تواند تصمیم مشتری را به سمت کالای ایرانی سوق دهد، توجه به نیازهای اوست. در این زمینه تولید کننده وظیفه‌ی مهمی را عهده دار است. به صورت طبیعی در شرایط برابر از لحاظ کیفیت، نرخ و زمان، به صورت قطع می‌توان انتظار داشت که مشتری محصول تولیدی کشور خود را انتخاب نماید که این باید تبدیل به یک فرهنگ شود.

اگر در شرایط برابر، مشتری کالای ایرانی را انتخاب نکند و یا حتی در شرایط نابرابر معکوس یعنی این که کیفیت و نرخ کالای بیگانه از داخلی مناسب‌تر نباشد ولی مشتری باز کالای بیگانه را انتخاب نماید، به صورت قطع و یقین مشکل در جای دیگری است نه در توجه نکردن مردم به منفعت های ملی کشورشان. امکان دارد کیفیت کالای داخلی بدرستی برای مشتریان شرح داده نشده باشد. امکان دارد بسته‌بندی مناسب نداشته باشد. کانال‌های عرضه‌ی محصول، شرایط خدمات بعد از فروش و یا سایر ابعاد مدیریتی شرکت‌های تولید کننده دارای ناتوانی باشد.

آقای دکتر! منظورتان از مدیریت هزینه چیست؟ این شاخص آیا در ایران نیز استعداد اجرا را دارد؟

به همین علت برای حل این مشکل گرچه فرهنگ سازی و آگاهی قسمتی به مردم در زمینه‌ی مزایای استفاده از کالای ایرانی برای اقتصاد کشور تاثیرگذار است اما اصلاح کاستی‌ها و ضعف‌های درونی فرآورده ها ایرانی در تمام مراحل و چرخه‌ی عمر محصول لزوم مضاعفی دارد. من جمله ابزارهای مدیریت هزینه عبارت هستند از:

۱٫ هزینه‌یابی مبتنی بر فعالیت (Activity Based Costing)؛

۲٫ هزینه‌یابی هدف(Target Costing) ؛

۳٫ هزینه‌یابی کایزن؛

۴٫ خیلی از ایرانی‌ها نمی‌دانند استفاده کالای ایرانی چه مزایایی برای کشور دارد.

اگر امکان دارد بگویید اگر کالای ایرانی توسط شهروندان استفاده نشود چه چالش‌های اقتصادی ایران را تهدید خواهد کرد؟ برای جواب به سوال شما خوب تر است به مثالی این جواب را تشریح کنم. در جنگ دوم جهانی، ژاپنی‌ها از بمب هسته ای آمریکایی‌ها باختند ولی این شکست را در سال‌های بعد با «تولید» تا حدی جبران نمودند. رونق «تولید» در یک کشور مشابه سلاحی استراتژیک می‌تواند علاوه بر غلبه بر مشکلات داخلی، در مقابل دشمنان بیگانه نیز یک کشور را بسیار نیرومند کند.

بنابراین بنگاه‌های اقتصادی در محیط رقابتی از سه استراتژی به صورت معمول برای رقابت استفاده می‌کنند:

۱- به همین علت پشتیبانی از تولید داخلی که طبیعتاً پشتیبانی کلیدی از تولید توسط مردم و با استفاده کالای ایرانی اتفاق می‌افتد، می‌تواند نقش بسیار مهمی را در توسعه‌ی کشور، غلبه بر مشکلات و حتی حضور در بازارهای جهانی بهمراه داشته باشد.

۲- استراتژی تمایز محصول که دربردارنده مراحل زیر می‌باشد:

·برآورده نمودن الزامات مشتریان به خوب ترین وجه؛

·عرضه‌ی محصولاتی با کارکردهای بیش‌تر و قیمت‌های بالاتر؛

· فکر می‌کنم اگر ایرانی‌ها به این مصداق بنده توجه نماید حتماً کالای ایرانی استفاده خواهند کرد.

۱٫ آقای دکتر به عنوان سوال انتهایی چه طور می‌توان تولید کشور را رونق داد.

سفارش شما چیست؟برای رونق تولید کشور نیازمند یک اراده ملی هستیم. برای اثبات لزوم ایجاد اراده ملی در این زمینه ذکر تجربه‌ی ژاپنی‌ها می‌تواند، مفید فایده باشد. حین جنگ دوم جهانی، آمریکایی‌ها با استفاده از بمب هسته ای، ژاپن را شکست دادند. مثلث بقا دارای سه کانون است که هر کانون از آن معرف یکی از ابعاد با اهمیت محصول است که عبارت‌اند از:

– بهای تمام شده و نرخ فروش؛

– کیفیت؛

– ژاپنی‌ها سه دهه بعد با پشتیبانی از تولید داخلی که با کاربرد رویکرد مدیریتی «هزینه‌یابی هدف» نمود عینی یافت، توانستند قسمتی از شکست خود در جنگ جهانی دوم را جبران کرده و بر صنعت های آمریکایی غلبه نمایند.

هزینه‌یابی هدف نخستین بار تحت عنوان (Genka kikaku) در کشور ژاپن مطرح گردید که بعدها به اسم هزینه‌یابی هدف، ترجمه شده و امروزه به صورت گسترده‌ای توسط کشورهای غربی نیز به کار می‌رود. انجمن بهای تمام شده‌ی ژاپن در سال ۱۹۹۵م. روش ذکر شده را رسما «مدیریت هزینه‌ی هدف» نام‌گذاری نمود.

۱٫ صنعت ژاپن، از ایده‌ی ساده‌ی آمریکایی مهندسی ارزش استفاده و آن را به یک سامانه پویای کاهش هزینه و برنامه‌ریزی نفع تبدیل نمود.

۲٫ استفاده از این روش در دهه‌ی ۱۹۶۰م.

۳٫ در ژاپن آغاز گردید.

شرکت «تویوتا» در سال ۱۹۶۳م. این روش را مورد استفاده قرار داد. تفضیل جزییات این روش تا سال‌ها به صورت یک رمز باقی ماند تا این که در سال ۱۹۷۸م. در ادبیات علمی ژاپنی‌ها مطرح گردید.

با تحولات محیطی ایجاد شده در محیط رقابتی اکتساب و کار و واکنش شرکت‌ها نسبت به آن، کاربردهای هزینه‌یابی هدف نیز به تدریج توسعه یافت. سبب چیست؟ (چگونه می‌توان نفع دلالی را به صفر رساند)

محیط اکتساب و کار به طور مستمر با روند افزایش رقابت و بنابراین تضعیف سودآوری رو به رو بوده است تا این که در دهه‌ی ۱۹۹۰م. ، زیادی از شرکت‌ها به صورت اثر قسمتی از روش هزینه‌یابی هدف که تنها به بعضی از فرآورده ها و بخش‌ها محدود می‌شد، استفاده کردند. سه رویداد عمده در ژاپن باعث شد در هزینه‌یابی هدف تحولات بنیادی به وجود آید:۱٫ در سال‌های ۱۹۹۰ و ۱۹۹۱م. اقتصاد ژاپن شاهد بروز یک حباب اقتصادی بود به گونه‌ای که صنعت های نمی‌توانستند توقع ها مشتریان را در زمینه‌ی ارایه‌ی محصول با قیمت‌های پایین‌تر ارضا کنند و جهت تمرکز شرکت‌ها از توجه به قسمت بازار به سمت افزایش نفع آوری جابه جا گردید؛۲٫

ین ژاپن در مقابل دلار آمریکا قد علم کرد؛۳٫ و رکود طولانی متاثر از بحران مالی در ژاپن ایجاد گردید که بر شرکت‌ها فشار وارد کرد تا بهای تمام شده را در زمینه دست‌یابی به الزامات سودآوری خود کنترل کنند، برنامه‌های بهبود و توسعه تا حدود زیادی بر پشتیبانی اطلاعاتی و هزینه‌های (IT) معطوف شود و میزان داده‌های مورد احتیاج برای تخمین دقیق‌تر هزینه‌ها به صورت قابل ملاحظه‌ای افزایش یابد.

هزینه‌یابی هدف از ابزاری به نسبت آسان برای کنترل هزینه‌های خرید به ابزاری تحلیلی در زمینه‌ی مدیریت سودآوری تبدیل گردد. ژاپنی‌ها با این استراتژی از تولید داخلی خود پشتیبانی نمودند…؟!

این استراتژی هوشمند در حقیقت سه عنصر کلیدی پشتیبانی از تولید را در یک نقطه‌ی مشترک معطوف نمود. «تولید کننده» تمام همّ و غمّ خود را بر تحقق ارزش آفرینی برای مشتری «مردم» از راه مدیریت بهینه‌ی بهای تمام شده و افزایش کیفیت معطوف نمود. «مصرف کننده و مردم» نیز که نیازهای خود را در فرآورده ها تولیدی داخلی قابل تحقق یافتند، بر استراتژی پشتیبانی از تولید داخلی از راه استفاده کالاهای ژاپنی صحه گذاشتند.

دولت و نهادهای سیاست‌گذار ژاپنی نیز در فراهم کردن بسترهای لازم برای مدیریت استراتژیک هزینه یا بهای تمام شده با رویکرد «هزینه‌یابی هدف» نقش خود را بدرستی ایفا نمودند. گرچه غرض از بیان تجربه‌ی ژاپنی‌ها، این نیست که الگوی آن‌ها را به عنوان راهکار برای کشورمان معرفی نماییم. اما استفاده از تجارب خوب سایر کشورها در زمینه‌ی پشتیبانی از تولید داخلی، می‌تواند ما را در رسیدن به اغراض کمک نماید. به هر حال پشتیبانی از تولید داخلی اراده ملی می‌طلبد چون که تمامی ارکان آن «تولید کننده»، «مصرف کننده» و «دولت و حاکمیت» باید در یک جهت حرکت نمایند تا برآیند آن ایجاد یک «فرهنگ تولید» قوی در کشور باشد.

آقای دکتر یکی دیگر از مورد ها چالش برانگیز، عدم استقبال ایرانی‌ها از کالاهای ایرانی است! در کمال تأسف ایرانی‌ها مردم دوست دارند کالای مشابه بیگانه را به جای کالای ایرانی استفاده کنند، به چه سبب؟ چه طور می‌توان این فرهنگ را تغییر داد؟

نام‌گذاری‌های موخر توسط مقام معظم رهبری من جمله عناصر کلیدی در ایجاد اراده ملی برای ایجاد فرهنگ تولید و استفاده قوی در کشور می‌باشند. اصلاح الگوی استفاده، به مدیریت بهینه‌ی مراجع در کشور کمک می‌نماید که یکی از اجزای کلیدی مدیریت هزینه یا بهای تمام شده می‌باشد. مواد اولیه طبق معمول بخش عمده‌ای از نرخ تمام شده را تشکیل می‌دهد… «همت مضاعف، کار مضاعف» نیز جنبه‌ی دیگری از نرخ تمام شده‌ی تولید را مورد توجه قرار می‌دهد که در ادبیات علمی تحت عنوان «هزینه‌ی کار مستقیم» قسمتی از مدیریت بهای تمام شده‌ی تولید را به خود اختصاص می‌دهد. جهاد اقتصادی نیز به افزایش سرعت یا کاهش زمان اهتمام می‌نماید که یک جنبه‌ی بسیار با اهمیت از مدیریت بهای تمام شده در تولید است. به نظر می‌رسد تلفیق این ارکان می‌تواند الگوی بومی شایسته ای را برای کشورمان در این زمینه فراهم نماید. با تشکر از اینکه وقت خود را در اختیار «برهان» قرار دادید.

اگر امکان دارد بگویید اگر کالای ایرانی توسط شهروندان استفاده نشود چه چالش‌های اقتصادی ایران را تهدید خواهد کرد؟

 

سفارش شما چیست؟

، سه رویداد عمده در ژاپن باعث شد در هزینه‌یابی هدف تحولات بنیادی به وجود آید:

۱٫ اقتصاد ژاپن شاهد بروز یک حباب اقتصادی بود به گونه‌ای که صنعت های نمی‌توانستند توقع ها مشتریان را در زمینه‌ی ارایه‌ی محصول با قیمت‌های پایین‌تر ارضا کنند و جهت تمرکز شرکت‌ها از توجه به قسمت بازار به سمت افزایش نفع آوری جابه جا گردید؛

۲٫ ین ژاپن در مقابل دلار آمریکا قد علم کرد؛

۳٫

« «

«

پایگاه برهان

انتهای متن/


لینک کوتاه مطلب : http://www.shalamchenews.com/?p=95293

دیدگاه شما

معادله ی امنیتی * Time limit is exhausted. Please reload CAPTCHA.