تاریخ ارسال : ۲۴ دی ۱۳۹۶ ساعت : ۰۷:۵۰ 0 نظر چاپ این صفحه چاپ این صفحه

تاریخ سینمای گانگستری در آمریکا و اروپا

هفته نامه چلچراغ – شقایق شفیعی و شکیب شیخی: جنایت سازمان یافته به مجموع اعمال یک گروه یا شبکه از تبه کاران بیان می کنند که عموما ذیل ارتباطی اقتصادی قابل تشریح هست. در ایتالیا شاید قدیمی ترین گروه همان «کوسا نُسترا»ی سیسیل باشد که کار خود را از قرن نوزدهم میلادی شروع کرد و در ژاپن هم یاکوزا از قرن هفدهم شکل تازه ای از جنایت سازمان یافته را که پیش تر در قالب گروه های گانگستری سامورایی یا همان کابوکیمونو وجود داشت، به روی صحنه آورد.  تاریخ سینمای گانگستری در آمریکا و اروپا

  جنایت سازمان یافته در ایالات متحده هم ریشه های خود را در قرن نوزدهم می بیند، اما ممنوعیت واردات مشروب های الکلی همراه با کوچ ایتالیایی ها و ایرلندی ها، قرن بیستم را سکوی جهشی در این زمینه کرد. جنایت سازمان یافته مثل زیادی چیزها تاریخچه ای متنوع در جغرافیاهای گوناگون دارد اما منطق این تقسیم بندی ها تنها مرزبندی های ملیتی و جغرافیایی نیست، لکن حداقل در ایالات متحده یکی از ارکان آن یهودیان بودند.

این تقسیم بندی ها و تاریخچه ها در تاریخ سینما هم افتتاح های متفاوتی داشته هست، به شکلی که هر یک از کشورهای متفاوت عکسی متمایز از جنایت سازمان یافته در فیلم های گانگستری خود عرضه می دهند و حتی در هر کشور هم تصویرهایی گاها گوناگون به دست می رسد. در ادامه به صورت بسیار خلاصه تاریخچه ای از سینماهای گانگستری متمایز عرضه خواهد گردید.

ایالات متحده

طی سال های ۱۹۳۱ و ۱۹۳۲، سه فیلم بسیار پرقدرت آغازگر عکس گروه های گانگستری بر پرده سینمای ایالات متحده بودند. « جهان هالیوود قدیم بر پایه این سه فیلم و علاوه بر این فیلم بسیار موفق «اوج التهاب» (۱۹۴۹) اثر رائول والش، بنیان خود برای سینمای گانگستری را مستحکم کرد، اما با عوض شدن رویکردهای هالیوود طی دهه های بعدی این عکس نیز گرفتار عوض شدن کمی گردید.  تاریخ سینمای گانگستری در آمریکا و اروپا

  با اعمال تحولات قانونی طی دهه های ۵۰ و ۶۰ جهشی در فیلم های هالیوودی شروع گردید که نمونه های اولیه آن «بانی و کلاید» آرتور پن و «سر آلفردو گارسیا را برای من بیاور» سم پکینپا بودند، اما سینمای مافیایی ایتالیایی با «پدرخوانده» فورد کاپیولا تمام صحنه را از آن خود کرد. کارنامه فیلم های گانگستری افرادی مثل مارتین اسکورسیزی هم تا حدود بسیار زیادی در امتداد «پدرخوانده» قابل تشریح و درک هست.  تاریخ سینمای گانگستری در آمریکا و اروپا «بانی و کلاید» (آرتور پن – ۱۹۶۷ – آمریکا)

ایتالیا

  سینمای گانگستری در ایتالیا ریشه های خود را در فیلم های جنایی – پلیسی مثل «راهزنان در میلان» (۱۹۶۸) اثر کارلو لیتزانی پیدا کرده هست، اما این تمام مساله نیست. یکی از مهمترین خصوصیات سینمای گانگستری ایتالیا در تفاوتی فاحش با هالیوود، پیوند خوردن سینمای گانگستری این کشور به امور سیاسی هست. یکی از فیلم های شاخص در این زمینه «جوخه اعدام» (۱۹۷۳) ساخته اِستنو هست.    تاریخ سینمای گانگستری در آمریکا و اروپا
«جوخه اعدام» (اِستنو – ۱۹۷۳ – ایتالیا)
      گروه های مافیایی ایتالیا طی دهه های ۱۹۶۰ و ۱۹۸۰ دو بار وارد جنگ و نزاعی خونین گردیدند، که همین امر هم یکی از پایه های جهش سینمای گانگستری در این کشور بود و حاصل آن بدل به نسخه ای نزدیک تر به هالیوود گردید. البته فیلم های گانگستری ایتالیا در قرن بیست و یکم زیادتر گرایش به کمدی و نقیضه پیدا کردند و به صورت کلی عکسی که ایتالیا از جنایت سازمان یافته عرضه می داد، بسیار متنوع تر از عکسی بود که هالیوود بر روی پرده می کشید.

فرانسه

فرانسه از اساس راهبردی متمایز در عکس گانگسترها داشت. گانگسترهای سینماهای فرانسوی مردمی تر، قهرمان تر و شرافتمندتر بودند. در این دوران با ورود بازیگران دوست داشتنی و ستاره آن دوران مثل آلن دلون و ژان گابن نظر تماشاچیان فرانسوی دوباره به فیلم های گانگستری جلب گردید. نمونه های اعلای این دوران «دارودسته سیسیلی» (۱۹۶۹) از آنری ورنوی و «دایره سرخ» (۱۹۷۰) اثر ژان پیر ملویل بودند که البته دومی یک فیلم فرانسوی – ایتالیایی به حساب می آمد.  تاریخ سینمای گانگستری در آمریکا و اروپا«دایره سرخ» (ژان پیر ملویل – ۱۹۷۰ – فرانسه)

ژاپن

  دایسوکه اتو در سال ۱۹۲۷ فیلمی تحت عنوان «سفرنامه چوچی» ساخت که باید آن را نقطه شروع سینمای یاکوزا دانست. خوب ترین نمونه کلاسیک سینمای یاکوزا اما «فرشته مست» (۱۹۴۸) ساخته آکیرا کوروساوا با بازیگری شیمورا و میفونه بود. این فیلم که از یک سو نخستین فیلم یاکوزاییِ بعد از جنگ دوم جهانی بود، زیادی از قالب های سابق سینمای یاکوزا را در هم می شکست.   تاریخ سینمای گانگستری در آمریکا و اروپا
«گل رنگ پریده» (ماساهیرو شینودا – ۱۹۶۴ – ژاپن)

   با تمام اشغال ژاپن در اوایل دهه ۵۰ دوباره سینمای یاکوزا مورد اقبال فیلمسازان جای گرفت که خوب ترین آنان شاید «گل رنگ پریده» (۱۹۶۴) اثر ماساهیرو شینودا بود.

سینمای گانگستری در آمریکا و اروپا غرب دور، غرب نزدیک

جنایت سازمان یافته پدیده ای ذی ربط به گذشته هست. نه این که امروز وجود نداشته باشد، لکن پذیرفتن وجودش نیازمند یک لابی وسیع با هرگونه مرجع و منشأ قدرت هست، در نتیجه هر بار در سطح عمومی، به طور مثال در سینما، احتیاج باشد که جنایت سازمان یافته به نمایش گذاشته و شناسانده شود. به چه سبب حداقل؟ چون طرف حساب چنین فیلم هایی نه تنها مراجع قدرت، لکن سریعا مردم و گروه های مردمی هم می باشند و فیلم نمی بایست تأثیر خودش را از دست بدهد.  تاریخ سینمای گانگستری در آمریکا و اروپا

  تمام این قید و بندها باعث می شود که «فیلم گانگستری دارا باشیم تا فیلم گانگستری»، یکی از این انواع فیلم گانگستری ذی ربط به کشور آمریکا و یکی دیگر هم ذی ربط به سینمای اروپا است. در ادامه تفاوت ها و شاید شباهت های – البته تفاوت ها جذاب ترند – این دو سینما را آورده ام.

آمریکا

همین که مراجع معروف سینما در جهان انگلیسی زبان، ژانر گانگستری را فیلم های ذی ربط به جنایات سازمان یافته در قرن بیستم می دانند، یعنی به احتمال زیاد «تصویر» جنایت سازمان یافته در سینمای آمریکا زیادتر معطوف بر خود جنایت سازمان یافته در آمریکای قرن بیستم باشد و این هم به نوبه خود یعنی زیادتر با قاچاق مشروب های الکلی مواجه هستیم و نه به طور مثال دزدیدن دام از روستاها.

نگاهی به دو نمونه فیلم بسیار معروف در سینمای گانگستری آمریکا توان دارد مساعدت خوبی به جلو بردن بحث کند. « «سزار کوچک» زیادتر از این که یک فیلم گانگستری از آب در بیاید، سویه های ملودراماتیک به خود گرفت و شخصیت کلیدی آن یعنی ریکو با این جملات آخرین لحظه های خود را زندگی کرد: «ای مادر رحمت! آیا سرنوشت ریکو همین هست؟»

«سزار کوچک» زیادتر از این که یک فیلم گانگستری از آب در بیاید، سویه های ملودراماتیک به خود گرفت و شخصیت کلیدی آن یعنی ریکو با این جملات آخرین لحظه های خود را زندگی کرد: «ای مادر رحمت! آیا سرنوشت ریکو همین هست؟»تصمیم های شخصی و سویه های حتی سانتیمانتال از همان ابتدا در سینمای گانگستری هالیوود شکل گرفته بود. مرکز عمده این رخدادهای شیکاگو یا نیویورک بودند و جنایت کلیدی مورد بهره برداری همان «قاچاق مشروبات الکی» به این کشور حساب می گردیدند.  تاریخ سینمای گانگستری در آمریکا و اروپا «سزار کوچک» (مروین لروی – ۱۹۳۱ – آمریکا)

 در سینمای هالیوود آنچه بسیار کمتر به آن پرداخته شده، ارتباط منطقی دولت و این گروه های سازمان یافته بود. به هر حال تمامی این عمل ها یک سویه اقتصادی نیرومند داشتند و اقتصاد می توانست زمینه شایسته ای باشد برای اشتراک گیری بین دولت ورشکسته دهه ۲۰ و ۳۰ آمریکا و گروه های گانگستری.

در هالیوود تمرکز زیادتر بر تفکیک بین نیروهای دولتی – و در صدر آنان اف بی آی نوظهور – و گروه های گانگستری هست، و به هر حال سر انجام فرد یا اشخاص یکی از این دو گروه باید قهرمان و فرد یا اشخاص گروه دیگر بزدل معرفی گردند. « «اوج التهاب» در کنار «پدرخوانده» شاید معروف ترین فیلم گانگستری تاریخ سینمای هالیوود باشد.

داستان در این فیلم با دزدیدن یک قطار شروع می شود و دو مرتبه هم قهرمان سارق در قالب یک شهید چهره پردازی می شود. البته تمام این مسائل متاثر از نگاه مردم آمریکا به «جنایتکاران» دهه ۳۰ بود. برای مثال جان دیلینجر که یک سارق بانک بسیار معروف در آمریکا بود، شخصیتی بسیار دوست داشتنی محسوب می شود. گمان مردم آمریکا از اشخاصی مثل دیلینجر که توسط دولت «جنایتکار» و «دشمن مردم» معرفی می گردیدند، طبق منطق شخصیت «رابین هود» شکل می گرفت و این گمان، یعنی «یک رابین هود همراه با دوستان» به سینمای گانگستری هم رسوخ پیدا نمود.

««رابین هود» و عملکردش شاید شبیه به جان دیلینجر باشند اما مطمئنا چیزی بسیار متمایز از جنایات سازمان یافته امثال آل کاپون هست. به همین دلیل عکسی که در سینمای گانگستری هالیوود عرضه می شود، به طور مستمر چیزی بین «رابین هود» و «جنایت سازمان یافته» هست و «اوج التهاب» رائول والش هم مستثنا از این مشکل نیست. کوشش های زیادی در هالیوود – البته عموما قبل از دهه ۶۰ – برای دراماتیزه کردن وجوه شخصیتی و روانی دست اندرکاران گروه های مافیایی انجام شد که هدفش جذاب ساختن مافیا و فروش فیلم بود و نتیجه اش ضعف در آنالیز ساختار جنایت سازمان یافته.

اروپا

هر چه در آمریکا قاچاق مشروب های الکلی دست بالا را داشت، در اروپا قاچاق و حفظ و دزدیدن اسلحه این نقش را بازی می کرد. خوب ترین و معروف ترین نمونه برای اهمیت داشتن و محافظت جنگ افزار گرم در سینمای گانگستری اروپا شاید «دایره سرخ» (۱۹۷۰) ژان پیر ملویل باشد. آلن دلون که در آن روزها چشم همه را به خود خیره کرده بود، در این فیلم به ایفای نقشی پرداخت که در یک نگاه الهیاتی گره به سرنوشت محتومی می خورد.

عکسی که ملویل از جنایتکاران فیلمش عرضه داد، به شکلی بود که در آن، شبکه ای پیچیده از اشخاص که دربردارنده پلیس های فاسد نیز می گردید، سر انجام به نقطه ای تاریک که همان فوت باشد، کشیده می گردیدند. دو مرتبه هم در این فیلم مثل نسخه های هالیوودی جنایتکاران توسط مامورین دولتی کشته گردیدند، اما تقدیرگرایی ملویل باعث می گردید که شکلی از ساختار در این گروه ها و اعمال شکل بگیرد، هر چند که این ساختار هم به شکلی دقیق اقتصادی و اجتماعی نبود، اما رنگ و بوی فردی شدید سینمای هالیوود را هم در خود نداشت. ارجاعات دقیق و جزئی ملویل مثل «گل رُز» باعث می گردید از دل شخصیت های این فیلم معنایی بزرگ تر استخراج شود، و بیننده دیگر خود را تنها با سمپاتی یا آنتی پاتی یا جنایتکار رو به رو نبیند، لکن نقطه اتکایی پیدا نماید برای تامل کردن در باب یک اجتماع جنایتکار.  تاریخ سینمای گانگستری در آمریکا و اروپا«دایره سرخ» (ژان پیر ملویل – ۱۹۷۰ – فرانسه)

  جنایت سازمان یافته همیشه محدود به گروه های مردمی نیست و شاید گروهی از مامورین دولتی نیز وارد این قضایا گردند. به طور مثال عده ای از مامورین پلیس را در نظر بگیرید که با یکدیگر متحد می گردند تا جنایتکاران بنام را از بین ببرند و در این راه از محدودیاتی که قانون بر آنان اعمال می کند، فراتر روند. این جملات خلاصه داستان فیلم «جوخه اعدام» (۱۹۷۲) اثر استفانو وانزینا یا همان «اِستنو» هست. البته جدای از یک خط داستان، بخش با اهمیت دیگری که در فیلم وجود دارد، کوشش یک افسر پلیس برای پرده برداشتن از جنایت آن گروه از مامورین هست، که به سختی ها و موانع متعددی برخورد می نماید.

این فیلم نیز در امتداد سنت ایتالیایی سریعا مساله جنایت سازمان یافته را به سمت یک ساختار اجتماعی – سیاسی سوق می دهد و برخلاف نسخه های آمریکایی و حتی فرانسوی پیشینه اقتصادی پررنگی ندارد. فیلم های گانگستری تولید شده در سنت ایتالیایی شاید نخستین عکس ها از یک ساختار اجتماعی کامل از جنایت سازمان یافته باشند.

در مورد گانگسترهای یهودی
… بعضی برابرترند

یکی از نام هایی که سریعا کنار لوچیانو قرار می گیرد، مایر لنسکی هست. لنسکی که بود؟ یک یهودی اهل امپراتوری روسیه که به آمریکا کوچ کرده بود. لنسکی دز همان ابتدا در حساب و کتاب و مدیریت امور مالی سررشته داشت و به مرور زمان زمان مبدل به حسابدار گروه های گانگستری گردید.  تاریخ سینمای گانگستری در آمریکا و اروپالاکی لوچیانو

  یکی از کسانی که با لنسکی ارتباط بسیار نزدیکی داشت، لوچیانو بود و این ارتباط و مشارکت تا حدودی شدت گرفت که امروزه لنسکی را به عنوان یک چهره کلیدی در شکل گیری «سندیکای جنایت ملی» می شناسیم. « «سندیکای جنایت ملی» چه بود؟ نامی بود که مطبوعات آن روزهای آمریکا به مجموعه ای از چندین گروه گانگستر که با یکدیگر ارتباط داشتند، می دادند. ترکیب کلیدی این مجموعه تشکیل شده از گروه های ایتالیایی – آمریکایی و یهودی – آمریکایی بود و اسامی دانه درشتی مثل لاکی لوچیانو، آل کاپون و داچ شولتز در بین آنان به چشم می خورد.  تاریخ سینمای گانگستری در آمریکا و اروپامایر لنسکی

  مسئله ما از جایی شروع می شود که بپرسیم «چرا در عکس عرضه شده توسط هالیوود، گروه های گانگستری زیادتر ایتالیایی می باشند تا یهودی؟» و در این نوشته اهتمام خواهم کرد به جای آن که به صورت مستقیم به این «چرایی» جواب بدهم، به سراغ فیلم های معروفی بروم که ذی ربط به گانگسترهای یهودی بودند، اما در حد خط کلیدی «پدرخوانده – گودفلاس» که مبنای ایتالیایی دارند، مورد توجه قرار نگرفتند.

… تا شکست تجاری

تا شکست تجاریسرجیو لئونه پنج سال پیش از مرگش فیلمی را به روی پرده برد که از همان اوائل کار و در اکران با مشکلات متعددی مواجه گردید. منحصرا اشاره به همین حقیقت شاید کافی باشد که نسخه ۲۲۹ دقیقه ای که در سینماهای اروپا و شوروی منتشز شد، در آمریکا به ۱۳۹ دقیقه کاهش پیدا نمود و این اختلاف ۹۰ دقیقه ای مطابق معیارهای هالیوودی یک فیلم کامل توان دارد باشد. می اظهار کردند فیلم دارای صحنه های خشنی هست که بیننده را آزار داده و امکان گرفتن مجوز پخش برای سنین پایین را از دست می دهد و فروشش از بین می رود و سر انجام این که باید صحنه های خشنش حذف گردند اما آیا واقعا ۹۰ دقیقه؟  تاریخ سینمای گانگستری در آمریکا و اروپاسرجیو لئونه

می اظهار کردند فیلم دارای صحنه های خشنی هست که بیننده را آزار داده و امکان گرفتن مجوز پخش برای سنین پایین را از دست می دهد و فروشش از بین می رود و سر انجام این که باید صحنه های خشنش حذف گردند اما آیا واقعا ۹۰ دقیقه؟  قطعا این طور نیست و کمپانی لَد به دستاویز ضعف فیلم در جذب بیننده که توسط خود آنان «پیش بینی» شده بود، بدون در نظر گرفتن صلاحدید کارگردان اقدام به حذف سکانس هایی کامل از فیلم کرد و نتیجه این گردید که فیلم در زمان خودش قدرت خاصی در جذب بیننده آمریکایی پیدا نکرد و تماما شکست خورد و در نقد و ارزیابی هم وجهه ای ضعیف داشت، چون نسخه های پرشماری که از آن پخش می گردید، منتقدان را تماما به سرگیجه رسانده بود. « «روزی روزگاری در آمریکا» (۱۹۸۴) تنها قصد داشت داستان چند کودک را بگوید که در محله ای در میان گتوی مافیای یهودی رشد نموده و هر یک درنهایت عجیبی داشتند.

فیلم دیگری که یهودی ها را در نقطه مرکزی تشکیلات مافیایی قرار می داد، «بیلی باتگیت» (۱۹۹۱) اثر روبرت بنتون بود. یک درگیری بین خانواده های یهودی به سرکردگی شولتز و ایتالیایی به رئیس لوچیانو در سال ۱۹۳۳ شکل گرفته بود و آن رخدادهای دستمایه کلیدی این فیلم بودند. « «بیلی باتگیت» که از یک سو عکسی خشن از گروه ایتالیایی به دست می داد، از دیگر سو به وسیله خود شخصیت بیلی زیر و بم تشکیلات داچ شولتز را عریان می کرد.  تاریخ سینمای گانگستری در آمریکا و اروپا

  ای ال دوکتوروف در سال ۱۹۸۹ رمانی با همین نام «بیلی باتگیت» درج کرد که اتفاقا بسیار موفق بود اما نفوذ یهودیان در سینمای آمریکا سبب شد که دو سال پس از ان که فیلم این کتاب ساخته گردید، با یک شکست تجاری افتضاح مواجه شود و علی رغم هزینه ۴۸ میلیون دلاری، تنها ۱۵ میلیون دلار فروش داشته باشد. اما به چه سبب نمی بایست عکس «مافیای یهودی» بیش از حد معروف می گردید؟

اما به چه سبب نمی بایست عکس «مافیای یهودی» بیش از حد معروف می گردید؟از نزاع سیاسی…

اگر از زمان اکران عمومی این فیلم چیزی حدود دو دهه به قبل بازگردیم، یعنی به دهه ۶۰ میلادی، به سنگ بنایی می رسیم که امروز میتوان به آن «یهودیت معصوم» اظهار کرد. بعد از جنگ جهانی دوم، و ضرباتی که گانگسترها از دولت آمریکا طی دهه ۳۰ و ۴۰ خوردند و کارکرد افسارگسیخته اف بی آی شروع گردید، زیادی از خانواده های بزرگ مافیایی به کار خود ادامه ندادند.

مهمترین تباری که برخلاف خانواده های ایتالیایی – آمریکایی به سازماندهی مافیایی خود ادامه ندادند، گانگسترهای یهودی – آمریکایی بودند. در این سال ها گانگسترهای یهودی به جای ایجاد تشکیلات جنایتکاری، بیشتر از پیش در پی لابی با قدرت های رسمی سیاسی در آمریکا رفتند و تنها چیزی که نمی خواستند، یادآوری گذشته شان به مردم این کشور بود. باید حتی الامکان عکس مافیای یهودی از سکه می افتاد. طی همین سال ها بود که «پدرخوانده» با موفقیتی چشمگیر موفق شد تا این تز را جا بیندازد: «اگر مافیایی هستید، ایتالیایی هستید!»  تاریخ سینمای گانگستری در آمریکا و اروپا

طی همین سال ها بود که «پدرخوانده» با موفقیتی چشمگیر موفق شد تا این تز را جا بیندازد: «اگر مافیایی هستید، ایتالیایی هستید!»  بله! بعد از دهه های مافیایی «طلایی» ۲۰ و ۳۰ با شکست جریان های مافیایی در شهرهای کلیدی مثل نیویورک و شیکاگو، گانگسترهای باقی مانده یهودی طی دهه ۴۰ زیادتر به سمت شهرهای ساحلی مثل آتلانتیک سیتی یا به خارج از آمریکا به طور مثال کوبا، کوچ کردند و زیادتر تمرکزشان روی کازینوهای غیرقانونی بود. این افت حضور در محافل کلیدی برای آنان فرصتی را فراهم کرد که با حدود ۱۰ سال غیبت، پیشینه خود را از اذهان عمومی تقریبا پاک کنند و دیگر اسامی کلیدی مثل لنسکی و شولتزی در میان نبودند که یادآور سال های پر خون و خشونت یهودیان در آمریکا باشند. دلایل و ابزارها آن چیزی که پیش تر «یهودیت معصوم» نامیدم، به این شکل طی دهه های ۴۰ و ۵۰ تشکیل شد.


لینک کوتاه مطلب : http://www.shalamchenews.com/?p=83181

دیدگاه شما

معادله ی امنیتی * Time limit is exhausted. Please reload CAPTCHA.