تاریخ ارسال : ۲۴ بهمن ۱۳۹۶ ساعت : ۱۰:۰۰ 0 نظر چاپ این صفحه چاپ این صفحه

تبعات پرخطر سقوط «ریال» بر اقتصاد ایران

غلامرضا سلامی در روزنامه اعتماد درج کرد: افزایش قیمت دلار در ایران، آن هم در شرایطی که قیمت برابری این ارز در برابر واحدهای پولی دیگر در حال تضعیف هست، پیش از هر چیز یک پیام را به اقتصاد ایران می دهد؛ ریال در حال تضعیف شدن هست.    این امر طبیعتا ناشی از مجموعه ای سیاستگذاری های غلط هست که همچنان در اقتصاد کشور ادامه دارد و پیامی که به سرمایه گذار می دهد این هست: دست نگه دار! در شرایطی که بازارهای جهانی شاهد کاهش اعتبار دلار امریکا در برابر ارزهای معتبر دیگر هست، اعتبار این واحد پولی در برابر ریال ایران تقویت می گردد. این امر هنگامی که مورد واکاوی بیشتر قرار می گیرد می توان رویت کرد که اعتبار ریال در برابر تمام ارزهای معتبر دیگر نیز در حال تضعیف شدن هست؛ درنتیجه اتفاقی که در حال رخ دادن هست، یک پیام دارد، واحد پول ملی ایران در برابر تمام ارزهای دیگر ارزان تر شده هست.    ریال ضعیف می گردد چون بیماری مزمن اقتصادهای نفتی دهه ها هست در اقتصاد ایران حاکم هست. دولت ایران سعی می کند از طریق تزریق مراجع حاصل از فروش نفت پول ملی کشور را در یک قیمت ثابت نگه دارد ولی این سیاست هر بار شکست می خورد. ک کنترل دستوری قیمت دلار آن هم در شرایطی که اقتصاد کشور تورم را تجربه می کند نهایتا به انباشت قیمتی و پس از ان سرریز شدن منتج می گردد. اتفاقی که در شروع دهه ٩٠ یک بار افتاد و اگر دو مرتبه هم در دهه های گذشته تمرکز گردد، تکرار این روند قابل رویت شدن هست. دولت دوازدهم نیز کار تازه ای نکرد، سراغ همان ترفندهایی رفت که دولت های دیگر نیز رفته بودند و البته نتیجه ای هم حاصل گردید همانند کشورهای دیگر هست. افزایش قیمت دلار هر چند سال یک بار تنها نیازمند یک اتفاق ویژه هست، این اتفاق در سیکل اخیر به دلیل کاهش قیمت نفع بانکی اتفاق افتاد. دولت و بانک مرکزی بدون آنکه تبعات تصمیم خود را بررسی کند، قیمت نفع بانکی را از ٢٢ درصد تا ١۵ درصد کاهش دادند. این اقدام باعث گردید تا سرریز بازار بانکی به بازار ارز رود و با افزایش درخواست ها قیمت ارز بالاتر برود. از سوی دیگر در بخش ارائه نیز با توجه به مناسب بودن رقم صادرات نسبت به واردات، دو مرتبه هم ارز کافی در کشور وجود ندارد.    این امر می تواند ناشی از آن باشد که همه ارز حاصل از مبادلات کشور وارد نشده هست. از سوی دیگر دولت و حکومت هزینه های ویژه ای هم دارند که طبیعتا تا حدودی مراجع ارزی کشور را به سمتی دیگر می برد. همچنین دو مکان برای دور زدن تحریم ها برای ایران وجود داشت، یکی ترکیه و دیگری دوبی که اختلافات سیاسی علت کاهش ارتباطات اقتصادی ایران با این دو کشور شده هست و همین امر تا حدودی مبادلات ارزی ایران را ناشی کرده هست. هنگامی که دولت دایم وعده کاهش قیمت ها را به مردم می دهد ولی عملا اتفاق دیگری می افتد و مردم نمی توانند بفهمند منظور مدیران چیست، طبیعی می باشد که علی رغم توصیه مدیران دولتی، دو مرتبه هم مردم به بازار ارز سرازیر گردند.
دو درخواست ها برای ارز در کشور وجود دارد، یکی تقاضای واقعی هست و دیگر سوداگرانه. تقاضای واقعی به اندازه ای هست که قیمت دلار مانع واردات نشود زیرا اگر دلار خیلی گران گردد دیگر واردات کالا توجیه نخواهد داشت. در برابر تقاضای سوداگرانه تنها خواهان افزایش قیمت هست و اکنون این درخواست ها بر بازار فشار می آورد. در حال حاضر کنترل سوداگری با اهمیت ترین کاری هست که دولت می تواند انجام دهد.    باید توجه داشت کاهش اعتبار پول ملی به معنای بی ثباتی و تضعیف یک اقتصاد هست و به سرمایه گذار این پیام را می دهد که اقتصاد فوق در حال حاضر شرایط سرمایه گذاری را ندارد و خوب تر هست مکان دیگری برای سرمایه گذاری آماده گردد. از سوی دیگر تضعیف ریال باعث افزایش قیمت تورم هم خواهد گردید و با توجه به اینکه تک رقمی شدن قیمت تورم یکی از با اهمیت ترین دستاوردهای دولت یازدهم بوده، خوب تر هست که مانعی در برابر این روند به وجود بیاید.


لینک کوتاه مطلب : http://www.shalamchenews.com/?p=87604

دیدگاه شما

معادله ی امنیتی * Time limit is exhausted. Please reload CAPTCHA.