تاریخ ارسال : ۲۴ آذر ۱۳۹۶ ساعت : ۱۰:۲۰ 0 نظر چاپ این صفحه چاپ این صفحه

تحریم های تئاتری با کلنگ بی عدالتی

باشگاه خبرنگاران پویا – احسان زیورعالم

ما یک تئاتر داشتیم که جاى روشنفکرها و نفس کشیدن و اندیشه بود، اگر همان هم با ورود شاکردوست‌ها و افشارها و فروتن‌ها به سبب سرمایه‌سالارى در حال نابود شدن هست.»

»حرف‌های هیجان‌انگیز چیستا یثربی در حالی اظهار می‌شود که در ایرانشهر الناز شاکردوست در نمایش «گم‌وگور» روی صحنه هست. نمایشی که با فروش بالایی روبه‌روست و از سقف نرخ بلیت در ایرانشهر بهره می‌برد. نمایش ۵۰هزار تومانی مهندسیان که برای بسیاری از تئاتری‌ها شخصیتی ناشناس به حساب می‌آید، به زعم بسیاری از منتقدان اثری فراموش‌شدنی با بازی‌های غیرقابل‌قبول امیر جعفری و الناز شاکردوست هست.

شاکردوست گرچه مدرک تحصیلی کارشناسی طراحی صحنه از دانشگاه آزاد دارد تا شاید به ابزار آن بتواند دهان منتقدانش را ببندد؛ ولی قبل از این حضور پرهیاهو، هیچگاه کار شاخصهی در تئاتر انجام نداده هست و حتی به یاد نمی‌آوریم طراحی صحنه فلان نمایش را به عهده داشته هست.

با این حال او موفق به رهایی گیشه نمایش مرسومی پسر جوانی شده هست و پشت حضورش در تئاتر چیزی به اسم #تحریم_ الناز_شاکردوست وجود ندارد.

یعنی مشابه شاکردوست بعد از بازیگر شدن تعلیم می‌بیند.

افشار برخلاف شاکردوست در سال‌های موخر در تئاتر مشغول بوده و از ۱۳۹۰ تا هم حالا سالی یک بار روی صحنه رفته هست. یعنی او سه رکن کلیدی از ارکان بازیگری را ندارد و در نقش نخست زن یک نمایش موزیکال بزرگ ظاهراً بیننده تئاتر ندیده را به وجد می‌آورد.

با این حال او موفق به رهایی گیشه نمایش پرحاشیه مدیر تئاتری پرحاشیه‌تر می‌شود و پشت حضورش در تئاتر چیزی به اسم #تحریم_ مهناز_افشار وجود ندارد.

تاکنون نمایش شروع نشده کمپین #تحریم_ سحر_قریشی به پا می‌شود. علی رغم پیش‌بینی‌هایی مبنی بر فروش مطلوب نمایش – کما اینکه بخش نخستش فروش مطلوبی داشت – نمایش بدون بیننده قابل‌توجه روی صحنه می‌رود. با کمی جستجو می‌فهمیم پشت کمپین چهره‌های تئاتری می باشند و البته بعضی تئاترروهای قهار و این در حالتی هست که سحر قریشی باز به زعم منتقدان بازی قابل‌قبولی در نقش یک کارتن‌خواب عرضه می‌دهد و علی رغم ابزارها اغراق‌آمیز در بازی تئاتر، با آرامش روی صحنه بازی می‌کند؛ ولو اینکه بازی او کماکان ناپخته و آماتوری هست.

حال این مثلث که محصول هم زمانی حضور سه بازیگر سینمای خالتور دهه هفتاد و هشتاد هست، چرا وضعی نامتقارن را شکل داده است؟ چرا نمایش دو بازیگر تحریم نمی‌شود و نمایش یک بازیگر تحریم می‌شود؟

پاسخ به این دو سوال زمانی جذاب‌تر می‌شود که می‌توان مقایسهی میان سه کارگردان نمایش هم دارا باشیم. حسین پارسایی کسی هست که به زعم بسیاری از تئاتری‌ها و از جمله چیستا یثربی – که مقدمه یادداشت با گفتار او شروع گردید – یکی از عوامل حذف در تئاتر و انحطاط کنونی در عرصه نمایش بوده هست. او پرونده روشنی در تئاتر ندارد و به طور مستمر در میان جماعت تئاتری انگشت اتهام به سویش بوده هست.

  با این وجود نمایش او جایگزین نمایش ریما رامین‌فر، همسر امیر جعفری می‌شود که از قضا رفیق مطلوبی برای بابک زنجانی بود. حال اگر نصب به بعضی اشخاص سببی برای تحریم کردن از سوی تئاتری‌هاست، چرا کسی نمایش امیر جعفری و شاکردوست  را تحریم نکرد؟

حال اگر نصب به بعضی اشخاص سببی برای تحریم کردن از سوی تئاتری‌هاست، چرا کسی نمایش امیر جعفری و شاکردوست  را تحریم نکرد؟نمایش سوم را سیامک صفری بازی کرده هست که به زعم بسیاری یکی از شاخص‌های بازیگری در دو دهه موخر تئاتر ایران هست. او که دوست داشتنی علی رفیعی، یکی از بزرگان تئاتر ایران هست، در سال‌های موخر به ابزار بازیگریش ناجی بسیاری از تئاترها و کارگردانان بوده هست. با تمام کاستی‌هایش، او عاملی برای رهایی تئاتر ایران بوده و با رابطه‌ها و رفاقت‌ها برای خودش در تئاتر جای پایی باز نکرده هست. حال چرا تئاتری‌ها وی را تحریم می‌کنند؟

حال چرا تئاتری‌ها وی را تحریم می‌کنند؟تئاتری‌های این ایامی ایران نمی‌دانند در اطرافشان چه می‌گذرد. آ


لینک کوتاه مطلب : http://www.shalamchenews.com/?p=79035

دیدگاه شما

معادله ی امنیتی * Time limit is exhausted. Please reload CAPTCHA.