تاریخ ارسال : ۰۲ بهمن ۱۳۹۶ ساعت : ۰۸:۰۵ 0 نظر چاپ این صفحه چاپ این صفحه

تحلیلی از آخرین قیمت «خط فقر» در ایران

روزنامه اعتماد در گزارشی درج کرد: ١٠ سال بعد از اعلام آخرین قیمت خط فقر، یک مقام دولتی رقم خط فقر ملی را درآمد کمتر از ٧٠٠ هزار تومان برای خانوار در طول ماه اعلام کرد.

احمد میدری، معاون رفاه اجتماعی وزارت تعاون، کار و رفاه اجتماعی در گفت و گو ای که چهارشنبه ٢٧ دی ماه ٩۶ در «اعتماد» منتشز شد، گفته است: «برای رسیدن به رقم فقر ملی، فرمول مشخصی را مدنظر قرار داده ایم بدین صورت که فقر شدید یا همان خط فقر ملی را از حاصلضرب هزینه های خوراکی هر خانواده به دست می آوریم که میانگین آن چیزی حدود ٧٠٠ هزار تومان برای هر خانوار ٣ تا ۵ نفره است.»

»این رقم به عنوان ملاک خط فقر ملی در حالی توسط یک مقام رسمی اعلام گردیده که دست کم پاداش سال جاری ٩٣٠ هزار تومان است. پایه مزدی در مقایسه با قیمت متوسط هزینه خانوار شهری که توسط بانک مرکزی حدود ٣ میلیون و ۴٠٠ هزار تومان اعلام گردیده و قیمت دست کم هزینه سبد معیشت برای یک خانواده ۵/٣ نفره که توسط شورای عالی کار برای سال جاری ۲ میلیون و ۴۸۹ هزار تومان تعیین شده، تفاوت چشمگیری دارد. در این شرایط اعلام رقم ٧٠٠ هزار تومان به عنوان خط فقر ملی، به یکباره و با هزینه یک گفت و گو، میلیون ها نفر از نیروی کار سطوح دست کم بگیری را به بالاتر از خط فقر- با هر پسوندی- می رساند بی آنکه تغییری در وضعیت معاش آنان اتفاق افتاده باشد.

حسین راغفر و عضو هیات علمی دانشگاه الزهرا که به عنوان محقق فقر شناخته می گردد و در حوزه رفاه اجتماعی تالیفاتی دارد، در اظهار کرد وگو با «اعتماد» سخنان اخیر معاون وزیر کار را نقد می کند و معنای خط فقر ملی را مورد تردید قرار می دهد. به باور این اقتصاددان رقم اعلام گردیده توسط معاون وزیر کار، مقام های دولتی را به اشتباه می اندازد.

معاون رفاه اجتماعی وزارت کار اعلام کرده است میانگین خط فقر ملی ٧٠٠ هزار تومان برای هر خانوار است. به نظر شما این رقم خط فقر است؟

به نظر شما این رقم خط فقر است؟این رقم حتی خط بقا را هم نشان نمی دهد. گمان می کنم منظور ایشان از خط فقر، دست کم نیاز کالری یک فرد برای زنده ماندن باشد. با این رقم شاید بشود غذاهای حداقلی که یک نفر- و نه یک خانواده- برای زنده ماندن لازم دارد را خرید. این رقم اگر در مقیاس تعداد متوسط خانوار محاسبه گردد، به اسم خط فقر شدید شناخته می گردد. طبیعتا اگر فردی کمتر از ٧٠٠ هزار تومان در ماه درآمد داشته باشد، با گرسنگی روبه رو می گردد. بنابراین این رقم، مرز گرسنگی برای یک نفر است و با خط فقر شدید که یک خانواده در آن مورد محاسبه قرار می گیرند فرق دارد. مطمئنا خانواده ها با این رقم نمی توانند زندگی کنند.

معاون وزیر کار این رقم را به عنوان «خط فقر ملی» اعلام کرده است. خط فقر ملی یعنی چه؟

خط فقر ملی یعنی چه؟ما خط فقر ملی نداریم. خط فقر ملی- اگر چنین چیزی را بشود متصور شد- رقمی است که بتواند در کل کشور قابل اعمال باشد. این مسئله در کشورهایی که اقتصادشان دچار دوگانگی شهر و روستا نیست و از نوعی همگنی بین نقاط متفاوت اقتصاد کشورشان برخوردارند ممکن است بتواند کاربردی داشته باشد. اما در مورد ایران قیمت ها در نقاط شهری و روستایی متفاوتند، در نقاط شهری هم تفاوت های فاحشی دارند و حتی بین روستاها هم یکدستی وجود ندارد، اعلام خط فقر ملی بی معناست. شاید منظور ایشان از اعلام این رقم، میانگین خط فقر کشور بوده که این مبحث هم با توجه به رقم ٧٠٠ هزار تومانی که برای خانوار و نه یک فرد اعلام کرده اند مفهوم ندارد و قابل اعمال نیست.

دولت با ملاک قرار دادن این رقم می تواند با فقر مبارزه کند؟

هدف از مطالعه فقر و کوشش دولت ها برای کاستن از فقر، محافظت عزت نفس آدم هاست. به ویژه نقش دولت ها جایی با اهمیت می گردد و گزارش های دولتی وقتی معنادار می گردند که اشخاص در اثر عواملی خارج از عزم و کنترل خودشان دچار فقر شده باشند. دلیل های این اتفاق هم فرق دارد. به طور مثال فردی که در یک خانواده فقیر به دنیا می آید، بی آنکه هیچ تصمیمی گرفته باشد که کجا به دنیا بیاید، مشمول پیامدها و تبعات زندگی در فقر می گردد. در اینجاست که دولت ها مسوولیت پیدا می کنند. دولت ها مسوولند مجال های برابر رشد را برای این فرد فراهم کنند. هدف اصلی از مطالعه فقر، مطالعه بخش قابل توجهی از مردم در جوامع متفاوت است. وضعیت زندگی شان و پیامدهای اجتماعی و اخلاقی و سیاسی فقر بر زندگی آنان می تواند بافت اجتماعی را کهنه کند، سرمایه اجتماعی را تحلیل ببرد و باعث بروز آسیب های عمومی برای کل پیکره جامعه گردد و ضمنا تهدیدی برای امنیت سیاسی آن جامعه باشد. به همین دلیل دولت ها باید نسبت به مسئله فقر حساس باشند.

از سال ٨۶ تا امروز خط فقر رسمی از جانب دولت اعلام نشده. این وقفه چه تبعاتی داشته است؟

این وقفه چه تبعاتی داشته است؟خط فقر نشان دهنده تغییرات میزان فقر در طول زمان است. این رقم مشخص می کند سیاست های بخش عمومی و دولت در کاهش و افزایش فقر چه تاثیراتی داشته اند. بنابراین اهمیت و جای خودش را دارد. اما در شرایط کنونی که آمار و اطلاعات خط فقر در عمل تولید نشده است، باتوجه به اینکه جامعه ایران بسیار پرشتاب و پرتحول است، آمارهای سال های قبل نمی توانند چندان قابل استناد باشند.

با این حال هر اقدامی که دولت برای کاهش فقر انجام بدهد، هر گروهی را که در نظر بگیرد به خودی خود مبحث ارزشمندی است. با اهمیت این است که هدفگذاری صحت داشته باشد و گروه های هدف مناسب انتخاب شده باشند و دوم اینکه پایداری این سیستم برای کاهش فقر امکان پذیر باشد و سوم اثربخشی این سیاست ها قابل پیگیری باشد و مشخص گردد که آیا این سیاست ها اثربخش بوده اند یا خیر. به ویژه نکته آخری، اثربخشی، اینکه ما چه شیوه هایی را پیگیری می کنیم و آیا این شیوه ها به هدف مد نظر که کاهش فقر و محرومیت بین گروه هایی از جامعه است منجرمی گردد یا خیر، این با اهمیت است.

آنچه تاکنون در عمل اتفاق افتاده نشان می دهد عاملان مکرر دیگری همچنان در کار می باشند و تاثیر آنان بر کیفیت زندگی گروه های پایین جمعیت نسبت به سیاست هایی که برای کاهش دردهای و محرومیت های گروه های هدف انجام شده است بشدت بیشتر و موثرتر بوده است.

سیاست های نادرست در بخش های اقتصادی کشور نسبت به سیاست های کاهش فقر اثر مخرب تری داشته اند.

به عنوان نمونه ای از تاثیر سیاست های مخرب دولتی، می توان به پرداخت یارانه های نقدی اشاره کرد. باید سیاست هایی که منتج به افزایش اشتغال می گردد هدف برنامه های فقرزدایی قرار بگیرند. پرداخت یارانه نقدی تنها می تواند به کسانی که از تندرستی جسمی کافی بهره مند نیستند یا دچار ازکارافتادگی می باشند معنادار باشد. در غیر این صورت پرداخت یارانه نقدی نه فقط اثربخشی ندارد بلکه در بلندمدت مشکلات جدی تری را به دلیل تورم و کاهش قدرت این مراجع در پی خواهد داشت.

بر این اساس، در دی ماه سال ٨٩ که پرداخت یارانه ها آغاز گردید تا امروز به یک خانواده پنج نفره ٢٢۵ هزار تومان پرداخت می گردد. امروز به دلیل تورم، قدرت خرید این مقدار یارانه که در سال ٨٩، ٢٢۵هزار تومان بود، در دی ماه ٩۶ به ٨١٢ هزار تومان رسیده است که نشان می دهد میزان یارانه پرداختی به یک خانوار ۵ نفره ٣۵ درصد هزینه های امروزش را جبران می کند. بنابراین اگر بخواهیم آن قدرت خرید را محافظت کنیم دولت ناگزیر است فقط به دلیل وجود تورم، مبلغ بیشتری پرداخت کند.

اگر این ارزیابی در مورد رقم ٧٠٠ هزار تومان برای یک خانواده پنج نفره صورت گرفته باشد، این رقم حتی کفاف خوراک آن خانوار را هم نمی دهد. هر فرد در این خانواده ماهانه ١۴٠هزار تومان می تواند خرج کند. به این ترتیب هر فرد همه روزه تقریبا ۴ هزار و ٢۵٠ تومان سرانه برای تغذیه دارد که گمان نمی کنم کسی بتواند با این رقم دو هزار کیلو کالری با ریزمغذی های کافی بر طبق معیارهای تغذیه در سال ٩٧ (سال اجرای برنامه) تامین کند. به احتمال زیاد با این پول فقط می توان با نان بربری سیر گردید.

گفته می گردد دولت می خواهد پرداخت نقدی یارانه ها را محدودتر کند. اعلام خط فقر ملی و اختصاص بودجه برای مبارزه با آن، ادامه همان مسیر یارانه است؟

یکی اعلام خط فقر ملی و اختصاص بودجه برای مبارزه با آن، ادامه همان مسیر یارانه است؟یکی از با اهمیت ترین دلایلی که دولت نمی تواند یارانه اقشاری که نیازمند نیستند را محدود کند، پیامدهای سیاسی آن است. دولت دهم با همین هدف پرداخت یارانه ها را آغاز کرد. دولت دهم می دانست دولت های بعدی برای قطع این یارانه به دلیل پیامدهای سیاسی اش دچار مشکل خواهند گردید. اکنون گمان کنید این مقیاس بسیار بزرگ تر گردد. به این ترتیب بخش بیشتری از مراجع دولت را به خود اختصاص می دهد و طبیعتا کار بسیار مشکل تر خواهد گردید. ضمن اینکه وقتی مقدار یارانه بزرگ تر می گردد ظرفیت درخواست ها هم بشدت افزایش می یابد و فقط این نیست که به گروه هایی که در شرایط کنونی از بهزیستی یا کمیته امداد کمک دریافت می کنند محدود گردد. ک کمیته امداد همیشه مدعی بوده تقریبا به میزانی که در شرایط کنونی کمک می کند، به همان میزان جمعیت پشت در دارد که متقاضی و به احتمال زیاد مشمول دریافت کمک می باشند.    بنابراین معنی اش این است که جمعیت بسیار بزرگی در سبد یارانه بگیران کشور جا خواهند گرفت واگر ظرفیت این مبالغ بزرگ گردد، جاذبه اش هم برای برخی گروه ها بیشتر خواهد گردید و این می تواند یک مشکل جدی دیگری برای دولت ایجاد کند. این در عمل همان سیاست های شکست خورده گذشته است ولی در یک مقیاس بزرگ تر. بنابراین دولت با سیل تقاضاهای جدید رو به رو می گردد که قادر به تامین شان نخواهد بود. این تله ای است که دولت احمدی نژاد برای این دولت کار گذاشت و دولت روحانی هم در آن افتاد. برای اینکه دولت بتواند از این تله خلاص گردد انتظار می رود تجدیدنظر جدی در این سیاست ها انجام دهد اما آنچه به عنوان سیاست های دولت اعلام می گردد در عمل آن اغراض را تامین نمی کند.
رقم ٧٠٠هزار تومانی که معاون وزیر کار به عنوان خط فقر ملی ماهانه هر خانوار اعلام کرده است در شرایط فعلی چه کاربردی دارد؟

این رقم تنها هزینه اولیه تامین غذای یک فرد در طول ماه را نشان می هد. آنهم در شرایطی که یک فرد در دنیای ارتقا یافته، نیازهای مختلفی برای زیست انسانی دارد و فقط با یک غذا به تنهایی و آنهم با دست کم کالری مورد نیاز نمی توان انتظار داشت اهدافی که در مسوولیت های اجتماعی دولت ها قرار می گیرد تامین گردند.

اگر منظور دولت از حدف فقر مطلق برطرف گرسنگی اشخاص است، نباید اسم این رقم را خط فقر یا خط فقر مطلق بگذارد. اسم این رقم کوشش برای غلبه بر گرسنگی است.

البته مشخص کردن رقم غلبه بر گرسنگی هم می تواند اقدامی متعالی باشد. وقتی پژوهش ها نشان می دهد ۶ درصد از جمعیت کشور کمتر از رقم غلبه بر گرسنگی درآمد دارند، در این شرایط اگر همین هم هدف مطالعه جامع برای اقدام دولت ها و سیاستگذاری های بخش عمومی قرار بگیرد، هدف ارزشمندی است. به شرطی که هدف این باشد که مشخص کنند ظرف چند سال آینده در ایران گرسنه نداشته باشیم. این خود یک هدف متعالی است. اما اولا دولت نباید هدف از برطرف نیازهای اولیه غلبه بر گرسنگی را محو فقر مطلق معرفی کند و ثانیا همان گونه که اشاره شد، در مورد روش های آزمون شده شبیه پرداخت یارانه صرف نظر کند.

بر طبق محاسبه های دولت کارگران دست کم بگیر هم بالاتر از خط فقر ملی قرار می گیرند.

اگر همین ٧٠٠ هزار تومان را هم بپذیریم، این رقم به معنی تامین خوراک یک خانواده نیست. به معنی تامین خوراک یک نفر است. خط فقر باید در مقیاس تعداد متوسط خانوار یعنی چهار نفر محاسبه گردد. این رقم دست کم هزینه تامین کالری مورد نیاز یک نفر برای زنده ماندن است. البته این اعداد در منطقه های شهری و روستایی فرق دارد. ولی نکته قابل ملاحظه این است که همان گونه که اشاره کردید اگر دولت تنها این مسئله را هدف گذاری کند، دست کم دستمزد باید با توجه به بعد خانوار محاسبه گردد. حتی اگر این رقم بخواهد محدوده دست کم بقا را تعیین کند باید تعداد متوسط یک خانواده در آن مدنظر داشته می گردید.

در جریان اعتراضات دی ماه ٩۶، به نظر می رسید دولت و بخش هایی از جامعه غافلگیر شده اند. این غافلگیری می تواند ارتباطی با اعلام نشدن خط فقر در یک دهه گذشته داشته باشد؟

این غافلگیری می تواند ارتباطی با اعلام نشدن خط فقر در یک دهه گذشته داشته باشد؟دولت ها بیش از آنکه به واقعیت های روی زمین فکر کنند، به این فکر می باشند که چه کاری را در شرایط فعلی می توانند انجام دهند. در حقیقت دولت ها کاری به این ندارند که واقعیت های فقر چیست.

در مورد تاثیرگذاری آمار بر تصمیمات دولت ها، واقعیت این است که نظام آماری در ایران بسیاری مواقع کیفیت لازم را برای تاثیرگذاری ندارد. زیادی خوشبینانه تهیه می گردند به طوری که اگر تاثیری هم روی مدیران داشته باشد، آنان را به این اعتقاد می رساند که وضعیت خیلی هم بد نیست. در عین حال، در فقدان آمارهای قابل اطمینان، ناگهان جامعه و دولت با شوک هایی رو به رو می گردند، نظیر آنچه اخیرا در دی ماه رخ داد.

خط نان  هر فرد در خانواده پنج نفره ای که ٧٠٠ هزار تومان درآمد دارد، ماهانه ١۴٠هزار تومان می تواند خرج کند. به این ترتیب هر فرد همه روزه تقریبا ۴٢۵٠ تومان سرانه برای تغذیه دارد که گمان نمی کنم کسی بتواند با این رقم دو هزار کیلو کالری با ریزمغذی های کافی بر طبق معیارهای تغذیه در سال ٩٧ (سال اجرای برنامه) تامین کند.


لینک کوتاه مطلب : http://www.shalamchenews.com/?p=84234

دیدگاه شما

معادله ی امنیتی * Time limit is exhausted. Please reload CAPTCHA.