تاریخ ارسال : ۱۱ آبان ۱۳۹۶ ساعت : ۰۷:۲۳ 0 نظر چاپ این صفحه چاپ این صفحه

تفرقه‌ افکنی اصولگرایانه با اسم رمز لاریجانی!

مرجان زهرانی در روزنامه اعتماد نوشت: ماجرای القای مقبولیت علی لاریجانی در میان اصلاح‌طلبان از تب و تاب نمی‌افتد، موضوع کاندیداتوری‌ او برای ۱۴۰۰ هم زودهنگام و هم دنباله‌دار است.  بعد از هم‌نشینی علی لاریجانی و سیدمحمد خاتمی در حاشیه مراسم ختم آیت‌الله راستی‌کاشانی بسیاری گمانه‌زنی کردند که لاریجانی به «روحانی دوم» تبدیل خواهد شد. گرچه اصلاح‌طلبان اصرار داشتند که این اتفاق دور از ذهن رخ نخواهد داد، برخی اصولگرایان تلاش می‌کردند که طیفی از جریان اصلاح‌طلب را موافق با این گزینه جلوه دهند. مشخصا آنها اصرار داشتند که «کارگزارانی‌ها» در مذاکرات پشت‌پرده مقدمات این ائتلاف عجیب را فراهم کرده‌اند. اظهارات روز گذشته علی‌محمد نمازی، عضو شورای مرکزی حزب کارگزاران سازندگی در نمایشگاه مطبوعات آخرین واکنش کارگزارانی‌ها به ائتلاف با علی لاریجانی است.
نمازی در مورد حواشی به وجود آمده مبنی بر حمایت کارگزارانی‌ها از علی لاریجانی در انتخابات ریاست‌جمهوری آینده این موضوع را به سخنان حسین مرعشی، سخنگوی حزب ارجاع داد که پیش از این گفته‌بود با لاریجانی هیچ‌گونه صحبت و گفت‌وگویی نداشته‌اند و چنین زمینه‌ای هم وجود ندارد. او همچنین تاکید کرد که اولویت حزب پس از برگزاری کنگره انتخابات مجلس است و هنوز زمان ورود به مبحث انتخابات ریاست‌جمهوری فرا نرسیده است. نمازی اما آب پاکی را روی دست اصولگرایان ریخت و گفت که همکاری حزب کارگزاران سازندگی با شورای عالی اصلاح‌طلبان در نوع خود بی‌سابقه است و غلامحسین کرباسچی به عنوان دبیر کل و حسین مرعشی در جایگاه سخنگوی حزب با سید محمد خاتمی همکاری لازم را دارند. او البته تاکید کرد که اساسا سیاست حزب این است که هر جا قرار است اتفاقی رخ دهد یا تصمیمی گرفته شود «ما» کوتاه خواهیم آمد و نمی‌گذاریم اختلافی در درون جبهه اصلاحات به وجود بیاید. پیش از این یدالله طاهر‌نژاد، دیگر عضو کارگزاران موضوع ائتلاف این حزب با علی لاریجانی را شایعه‌ای خواند که در جهت اختلاف‌افکنی و شکاف میان اصلاح‌طلبان است.
از آن سو محمد عطریانفر، عضو شورای مرکزی کارگزاران هم اعلام کرد که اگر هم قرار بر یک کار –انتخاباتی- ائتلافی، تشکیلاتی و منحصر در احزاب اصلاح‌طلب باشد باید به گونه‌ای فراگیر و اصولی عمل کرد و اگر هم قرار است بنا به اقتضائات و شرایط خاص با بخش معتدلین اصولگرایان همکاری سیاسی صورت بگیرد باید آن را به زمان خود موکول کرد. در این حال اصلاح‌طلبان دیگر طیف‌ها گرچه تاکید داشتند ائتلاف با لاریجانی ممکن نیست تلاش کردند از ظن اختلاف در این جریان جلوگیری کنند. چنان که علی شکوری‌راد، دبیر‌کل حزب اتحاد ملت در واکنش به این اخبار گفته ‌بود «اصلا نگران نیستم که در انتخابات آینده مجبور بشویم از لاریجانی حمایت کنیم و لاریجانی ۱۴۰۰، لاریجانی ۸۴ نیست.» اما تغییر نگاه اصلاح‌طلبان به لاریجانی از کجا کلید خورد؟ لاریجانی مدت‌ها است سفره خود را از باقی اصولگرایان جدا کرده است. از همان زمانی که بر مسند ریاست مجلس نشسته بود و تلاش کرد با تصمیمات غیرکارشناسی و هیجانی محمود احمدی‌نژاد مقابله کند. همین اتفاق صدای بسیاری از حامیان او در پارلمان را بلند کرد. این تغییر رویکرد در دهه ۹۰ تکامل جدی‌تری یافت. علی لاریجانی پرچم اصولگرایی معتدل در مجلس را به دست گرفت و تلاش کرد یک تنه مقابل نمایندگان تند و تیز مجلس نهم در حمایت از دولت بایستد. برجام و روند تصویب آن شاید مصداقی مناسب برای این حمایت باشد. او نشان داد که در مفاهیم کلان و تعاریفی چون تعاریف منافع ملی و امنیت ملی با باقی اصولگرایان مجلس‌نشین متفاوت است. از همین رو خیلی زود خط و مرز پررنگی با آنان پیدا کرد.  اصلاح‌طلبان با توجه به شرایط موجود با تیم نزدیک به لاریجانی در انتخابات مجلس دهم همراهی ویژه‌ای داشتند تا جایی که برخی از آنان به نام لیست امید وارد مجلس شدند. این اتفاق اما در اولین کنش آنان به عنوان نماینده تاثیری نداشت چرا که آنها حاضر نشدند در انتخابات ریاست‌ مجلس با فراکسیون امید همراهی کنند. در مورد انتخابات هیات رییسه مجلس اختلاف دیدگاه‌هایی وجود داشت. برای نمونه غلامحسین کرباسچی معتقد بود که در مجلس دهم «با سه ضلع اصلاح‌طلب، اصولگرا و افراد مستقل مواجه هستیم و تجربه به ما می‌گوید آقای لاریجانی بهتر می‌تواند از عهده این گروه در جهت اداره صحیح مجلس برآید.»  با این حال حسین مرعشی، هم حزبی کرباسچی با بقیه اصلاح‌طلبان در مورد ارجحیت ریاست عارف بر پارلمان همراه بود. چه آنکه در همان گیرودار انتخابات هیات‌رییسه مجلس مرعشی با علی لاریجانی دیداری داشت که گویا بدون جنجال و تنش به پایان نرسیده‌ بود؛ دیداری که هدفش پیدا کردن راهی برای تعامل بود اما نتیجه‌اش رقابت لاریجانی و عارف در صحن علنی برای رسیدن به کرسی ریاست شد. شاید از همین‌جا بود که رقبای اصلاح‌طلبان دریافتند همان‌قدر که لاریجانی می‌تواند به پیشبرد اهداف دولت کمک کند به همان میزان می‌تواند در جریان اصلاحات تفرقه‌افکن باشد. از همین رو شاید زمانی که نام لاریجانی به عنوان گزینه طیفی از اصلاح‌طلبان در انتخابات ۱۴۰۰ پس از هم نشینی او با سید محمد خاتمی مطرح شد آنان نه تنها به لاریجانی نتاختند بلکه از این اتفاق خوشحال بودند چرا که تصورشان بر این بود که علی لاریجانی می‌تواند در انتخابات ۱۴۰۰ تفرقه‌افکن میان اصلاحات باشد. اما آیا جریان اصلاحات به واقع نیاز دارد که بر روی گزینه‌ای چون علی لاریجانی به اجماع برسد؟ به هر روی نمی‌توان منکر بود که شرایط آغازین دهه ۹۰ با ۱۴۰۰ تفاوت‌های آشکاری دارد. اصلاح‌طلبان توانسته‌اند از گردنه سخت حوادث پس از انتخابات ۱۳۸۸ عبور کنند. گرچه نه به سلامت و بدون هزینه اما ۴ سال دولت حسن روحانی و ائتلاف اجباری آنان با رقبای معتدل باعث شد رابطه سرد حاکمیت با اصلاح‌طلبان تا حدودی ترمیم شود. این ارتباط گرچه تا سال ۱۳۹۴ و در جریان انتخابات مجلس دهم نتوانست منجر به تایید صلاحیت نیروهای طراز اول اصلاحات برای ورود به پارلمان شود اما دست‌کم آنها توانستند پس از قریب به ۱۴ سال فراکسیون حدودا ۱۰۰ نفره‌ای در مجلس تشکیل دهند. از سویی اصلاح‌طلبان برای ریاست‌جمهوری با کمبود نیرو مواجه نیستند. هنوز و همچنان گزینه‌های اصلاح‌طلبی وجود دارند که هم از سد شورای نگهبان عبور کنند و هم بتوانند این جریان فکری-سیاسی را نمایندگی کنند. کما اینکه در انتخابات سال ۹۲ محمدرضا عارف و در انتخابات ۹۶ اسحاق جهانگیری نماینده جریان اصلاح‌طلب در انتخابات بود که صلاحیت‌شان از سوی شورای نگهبان احراز شد. با این حال نباید فراموش کرد که رفتارهای نهادهای نظارتی آنچنان هم که به نظر می‌رسد ساده و قابل پیش‌بینی نیست.  بنابراین اصلاح‌طلبان باید خود را برای شرایط بحرانی هم آماده کنند. شاید از همین رو اصلاح‌طلبان از ائتلاف با اصولگرایان معتدل ابایی ندارند و تاکید می‌کنند که با توجه به شرایط و در راستای منافع ملی تصمیم خواهند گرفت.


لینک کوتاه مطلب : http://www.shalamchenews.com/?p=72904

دیدگاه شما

معادله ی امنیتی * Time limit is exhausted. Please reload CAPTCHA.