تاریخ ارسال : ۱۱ مهر ۱۳۹۶ ساعت : ۰۹:۵۹ 0 نظر چاپ این صفحه چاپ این صفحه

«تندروها» عملا هیچ جناحی را قبول ندارند

روز نو : تندروها اساسا تندروی را درست می‌دانند و در موارد بسیاری حتی با وجود اینکه نه تنها جامعه بلکه جهان تندروی را محکوم می‌کند اما تندروها آن را با دلایل مختلف بنا به اقتضای شرایط توجیه می‌کنند. بدین ترتیب طی سال‌های اخیر در برابر تندروها اندیشه و گفتمان اعتدالی ظهور کرد تا اجازه ادامه بقا به تندروی در جامعه ایران ندهد. به‌خاطر اقدامات غلط تندروها طی سال‌های گذشته مانند برخوردهای تند برخی از نمایندگان در مجلس نهم و تهدید صالحی و ظریف در روز تصویب اجرای برجام، حمله خودسران به سفارتخانه‌ها، تخریب دولت با برچسب رانت خوار، اشرافی و… باید به این موضوع به عنوان یک معضل توجه شود. مساله‌ای که اغلب از دید رسانه‌ها پنهان می‌ماند و یا به دلیل اینکه شاید کمتر جذابیت سیاسی دارد به آن پرداخته نمی‌شود. به هر رو این مسائل با توجه به تهدیدهای جهانی، مشکلات و منافع کشور و ظهور گاه و بی‌گاه اقدامات تندروانه ما را بر آن داشت که به این مساله بپردازیم. چرا باید تندروی وجود داشته باشد؟ چه چیز سبب بقای تندروها در جهان شده است؟ برای نمونه فعالیت‌های داعش در منطقه و اقدامات افراطی ترامپ رئیس جمهور آمریکا که از اقدامات خود به عنوان عملکرد ملی گرایانه نام می‌برد! چرا با تندروی به طور جدی مقابله نمی‌شود و چگونه می‌توان از گسترش آن جلوگیری به عمل آورد. در این راستا محمد کیانوش راد، استاد دانشگاه، تحلیلگر مسائل سیاسی و فعال سیاسی اصلاح‌طلب به گفت‌وگو پرداخته است که در ادامه آن را می‌خوانید.به گزارش شلمچه نیوز به نقل از روز نو : طی سال‌های گذشته به ویژه در دولت یازدهم مساله‌ای که در ادبیات و گفتمان سیاسی جریان‌ها بیش از هر چیز مورد توجه قرار گرفت دو واژه تندروی و اعتدالگرایی بود. تندروی چیست و به چه افرادی تندرو می‌گویند؟تندروی خروج آدمی از اعتدال است، اما اعتدال چیست؟ تندروی کدام است؟ شکست را چگونه تحلیل کردن مهم است. واقعیت آن است که آنچه را ما تندروی می‌نامیم، نه تندروها قبول دارند و نه نتایج آن را محکوم به شکست می‌دانند. البته در عمل به همان اندازه که تندروی می‌تواند زیانبار باشد، کند روی هم می‌تواند آثار زیانباری در پی داشته باشد. در بررسی دلایل و علل تندروی در افراد باید به چند نکته توجه داشت؛ ۱- عقلانیت و خردورزی، شرط لازم و مقدمه هر کنش اعتدالی و دوری از افراطی‌گری است، اما شرط کافی آن، فقدان خصلت‌ها و تمایلات افراطی در فرد است.۲- بررسی تیپ های شخصیتی آشوبگر و ریخت شناسی سیاسی افراد افراطی و تندرو. تندروی اصلاح طلب و اصولگرا نمی‌شناسد. ۳- وجود محرومیت های اجتماعی، یاس و سرخوردگی یکی از دلایل تندروی است. همان‌گونه که بخشی از تحلیل ظهور جریان داعش را باید در این امر جست‌وجو نمود. ۴- تفاوت ساخت نظری و عملی در کنش سیاست‌ورزان، بخشی از زمینه های تندروی است. دوگانه کنش تئوریک آرمان‌پرستانه صرف و یا برخورد پراتیک واقعگرایانه است که گروهی را به طور مثال طرفدار تئوری جنگ مسلحانه و گروهی را طرفدار تئوری بقا می‌کند.۵- فقدان تجربه تاریخی و عدم انباشت آن و بررسی ناقص دلایل ناکامی جنبش‌های اجتماعی در ایران نیز یکی از دلایل تجویز استراتژی‌های تندروانه و افراطی است.چه عواملی سبب می‌شود که افراط‌گرایان، تندروی در سیاست را به عنوان یک کنش اشتباه و محکوم به شکست نپذیرند؟گزاره «تندروی سیاسی» صحیح نیست. تقریبا این مهم مورد قبول همه فعالان سیاسی است، اما به دلیل بین الاذهانی نشدن این مفهوم، میان تصورات شخص کنشگر یا کنشگران از اعتدال و تندروی، با تحلیل مشاهده‌گران یک کنش سیاسی، به صورتی گنگ و مبهم خود را نشان می‌دهد. همچنین در محکوم به شکست بودن تندروی، باید دید شکست از چه منظری مورد نظر است. در واقع بعضا، ناظر و منظور از یک منظر به موضوع نمی‌نگرند. پذیرش شکست روش های تندروانه در سیاست، نزد کنشگران تندرو و تحلیلگران بعضا متفاوت است. آنچه کنش کنشگران را می‌سازد، ادراک آنها از عمل خویش است، به همین دلیل بسیاری از تندروها، عمل خویش را تندروی نمی‌دانند و علت آن را شرایط واقعا موجود اجتماعی و در نتیجه درست می‌پندارند. برخی از اصل «هر چیز را در زمان خود باید تحلیل کرد» به عنوان راهی برای توجیه و تفسیر هر کنشی بهره می‌برند، مثلا اگر از کسانی که سفارت آمریکا را در ابتدای انقلاب در ایران اشغال نمودند سوال شود که آیا عمل آنها تندروی نبوده است، احتمالا پاسخ خواهند داد: باید شرایط آن روز را در نظر گرفت و سپس قضاوت کرد. از نظر آنان، اشغال سفارت آمریکا عملی تندروانه نبود، بلکه عملی انقلابی بوده است و انقلاب هم خصلت‌ها و ویژگی های خاص خود را دارد، در نتیجه موجه و درست بوده است.چرا عده‌ای تندروها و عملکرد آنها را اشتباه و محکوم به شکست می‌دانند، اما برخی نیز آن را توجیه می‌کنند. دلیل این اختلاف نظر چیست؟تندروی را همه نادرست می‌دانند، اما برخی تندروی را در شرایط انقلابی، اگر درست هم ندانند اما آن را موجه می‌پندارند. اینکه انقلاب ما را با خود می‌برد و انقلابی می‌سازد و یا ما انقلاب را می‌سازیم و تندروی می‌کنیم، البته جای بحث دارد. کرین برینتون در کالبد‌شکافی چهار انقلاب، تندروی که بخشی از آن مبتنی بر آرمان پرستی احساسی است را از ویژگی‌های انقلاب‌ها برمی‌شمارد. انقلاب با تندروی آغاز و با میانه‌روی تثبیت و با فروکش شدن بازگشت مجدد تندروی‌ها، به دوره ترمیدوری و آرامش آغازین پیش از انقلاب و احتمالا با نظمی نو تثبیت می‌شود. تندروی از دید تندروها، نه تنها تندروی نیست بلکه بهترین راه انتخاب شده است. در مورد مفهوم شکست نیز، باید گفت که شکست در نظر تندروها با آنچه میانه‌روها، محافظه‌کاران و اعتدالیون و… می‌گویند، متفاوت است. به عنوان نمونه، تحلیل «ضرورت مبارزه مسلحانه و رد تئوری بقا» که در بهار ١٣۴٩ توسط امیر پرویز پویان نگاشته شد؛ اساس تحلیل پویان در این نوشته، اثبات ضرورت مبارزه مسلحانه است، یعنی امری که به عنوان تندروی از سوی بخش دیگری از نیروهای مارکسیست مورد انتقاد قرارگرفته بود. از نظر طرفداران مبارزه مسلحانه، از بین رفتن این یا آن واحد رزمنده به هیچ‌ وجه نابودی محسوب نمی‌شود. در آن سال‌ها طرفداران مبارزه مسلحانه که دربین مارکسیست‌ها به‌وفور دیده می‌شدند، مخالفان خود را فرصت‌طلبانی می‌دانستند که با دریوزگی سیاسی و خودفروشی‌های ننگین و با درپیش گرفتن خط مشی فرصت‌طلبانه، بارها مبارزات خلق‌ها را به بن‌بست کشانده‌اند.آیا تندروها برای بقای سیاسی خود دست به اقدامات تند می‌زنند؟ادراک و تصویری که تندروها از کنش خویش دارند، اقدامی معطوف به شکست نیست. اقدامی است که در آن بقای واقعی خویش را می‌یابند. مخالفان مبارزه مسلحانه کسانی شمرده می‌شدند که از موضعی منفعل به بقای خود ادامه دادند، از دیدگاه تاریخی بقا نیست، بلکه در نهایت نابودی است. ولی تعرض کردن و از خود تجربه باقی گذاشتن و آنگاه از بین رفتن در صورتی که ژرف و تاریخی قضایا را بررسی کنیم وجود و باقی ماندن است. مثلا همان شخص اعتقاد داشت، اگر می‌باید پنهانکاری و قدرت انقلابی توامان شرط بقای ما باشند، ناگزیر باید اصل بنیادی تئوری بقا یعنی اصل عدم تعرض را نفی کنیم. به این ترتیب نظریه «تعرض نکنیم تا باقی بمانیم»، لزوما جای خود را به روش «برای اینکه باقی بمانیم، تعرض کنیم» می‌دهد. در این مساله که تندروی در سیاست، لزوما محکوم به شکست می‌شود باید تامل کرد. این را هم از نظر نتیجه گرایانه و هم از نقطه نظر ادراک فرد یا گروه تندرو می‌توان مردود دانست. از نظر تندروها؛ ١- تندروها خود را تندرو نمی‌دانند و تندروی نمی‌کنند، این فرصت طلبان هستند که کندروی را برای بقای خویش حربه ساخته اند. ۲-عمل آنها ولو از دید دیگری تندروانه اعلام گردد، اما این عمل معطوف به کسب نتیجه بوده است و پیروزی انقلاب‌ها، نتیجه دوری از محافظه‌کاری و کندروی است. ۳- شکست و پیروزی از نظر تندروها، مفهومی دیگر دارد. از نظر آنها، تئوری بقا یعنی فنا و شکست بوده و تئوری مبارزه مسلحانه و فنا یعنی بقای واقعی و پیروزی. تندروها، تنها از منظر سیاست‌های واقعگرایانه مبتنی بر عقلانیت، تندرو نامیده شده‌اند. با بهره‌گیری از نظر وبر، تنها کنش عقلانی معطوف به هدف را می‌توان کنشی دور از تندروی دانست. در کنش عقلانی ارزشی یا کنش عاطفی و یا در کنش سنتی می‌توان کنش‌های تندروانه را به‌خوبی شناسایی کرد. برای این دسته از کنشگران، شکست در معنای واقعگرایانه آن معنایی ندارد.به طور کلی تندروی چه پیامدهایی دارد؟جامعه ایران زمینه های تندروی و افراطی‌گری را در خود دارد. محرومیت های اجتماعی، فقر، تبعیض و نابرابری‌های فرصت های اجتماعی، ناخرسندی های روزافزون را دامن می‌زند. از طرفی به قول مرحوم بازرگان، مردم ایران، همه چیز را به بهترین شکل و فوری و به تمامه می‌خواهند و این با سیاست‌های گام به گام در تضاد است. اگر شکست را به معنی از دست رفتن سلطه و غلبه بر دیگری و یا از دست رفتن آمال و آرزوها بنامیم، تندروی‌ها هم گاهی با کامیابی و پیروزی همراه بوده‌اند، چه از نظر فرد تندرو و چه از نظر تحقق عینی آن، و اگر شکست را به مفهوم از دست رفتن فرصت های عقلانی و واقع بینانه بدانیم، البته تندروی‌ها و خروج از اعتدال، خود به گسترش بحران‌های فزاینده بعدی منجر می‌شود و همیشه محکوم به شکست خواهد بود.با توجه به اینکه جامعه ایران زمینه‌های تندروی را دارد آیا راهی برای جلوگیری از اقدامات تند و افراطی در ایران وجود دارد؟وضعیت جامعه ایرانی از نظر سیاسی، اجتماعی‌وفرهنگی، به نسبت دوره‌های قبل، سیر نزولی یافت. از نظر اقتصادی وضعیت خط فقر به نسبت دوره‌های قبل بدتر و به وضع اول انقلاب رسیده است. از نظر اجتماعی وضعیت طلاق، اعتیاد، جرم و جنایت، کثرت پرونده‌ها در دادگستری‌ها و شیوع بیماری‌هایی چون ایدز، همه گویای وضع نامناسب و تسریع آن است. از نظر فرهنگی گروه قابل توجهی از جوانان می‌گویند این انقلاب، انقلاب پدران ما بود. آنها همچون نسل قبل به انقلاب نمی‌نگرند. جوانان با نگاه غیرجانبدارانه به آینده می‌نگرند و با تحول مفاهیم ارزشی مواجه شده‌اند. نسل گذشته نتوانسته مفاهیم و ارزش‌های خود را به‌صورت مستدل، به نسل بعدی یعنی جوانان امروز منتقل کند. همه این مسائل به ما می‌گوید اصلاحات روندی دائمی برای بهبود مستمر جامعه است.طی سال‌های گذشته برای مقابله با تندروی در کشور اقدامات بسیاری به ویژه در انتخابات به عمل آمد اما امروز با توجه به اینکه همچنان تندروها درصدد ضربه به دولت هستند، دولت روحانی چگونه می‌تواند با آن مقابله کند؟دولت باید احزاب با گرایشات مختلف را تقویت کند و اگر یک جناح سیاسی به زمین خورد، دولت حاکم، به‌رغم مخالفت با آن جناح، باید فرصت و امکان بازسازی را به مخالفان بدهد و از نظر مدنی و اجتماعی، حتی برای مخالفان خود بسترهای لازم را مهیا کند. زیرا وجود مخالف، باعث نظارت و تصحیح مداوم رفتار دولت خواهد شد. اما باید توجه کرد، قرار نیست دولت بدنه اجرایی و بخش سیاستگذاری خود را در اختیار مخالفانش قرار دهد. این برداشتی سطحی از اعتدال است که متاسفانه برخی مدیران دولتی متوجه آن نیستند. در هیچ کجای دنیا و در هیچ نوعی از دموکراسی‌ها، بدنه اجرایی دولت که کارگزار سیاست‌های دولت مورد قبول اکثریت مردم است، به بهانه اعتدال در اختیار مخالفان دولت قرار نمی‌گیرد. مگر اینکه در پست‌ها و موقعیت‌هایی باشد که جنبه سیاستگذاری آن کم بوده و یا اصلا نباشد؛ یعنی موقعیت‌ها و پست‌های تخصصی. البته در حوزه‌های تخصصی نباید خط و خطوط سیاسی را ملاک قرار داد. در اینجاست باید دقت کرد که دولت در بخش مدنی موظف به ایجاد بستر حتی برای مخالفان خویش است، اما در بعد اجرا، دولت موظف به اجرای وعده‌های خود به مردمی است که به شعارها و برنامه‌های او رای داده اند.


لینک کوتاه مطلب : http://www.shalamchenews.com/?p=68226

دیدگاه شما

معادله ی امنیتی * Time limit is exhausted. Please reload CAPTCHA.