تاریخ ارسال : ۲۰ دی ۱۳۹۶ ساعت : ۰۱:۰۸ 0 نظر چاپ این صفحه چاپ این صفحه

تهیه کنندگان قرارداد ترکمانچای می بندند

ابراهیمی فر البته غیر از کارگردانی نار و نی، فیلم هایی چون «مواجهه»، «تک درخت ها» و سریال «عید همان سال ها» را هم در کارنامه کاری اش دارد که هر کدام در نوع خود موفقیتی برای او محسوب می شوند. این روزها، ابراهیمی فر فیلم سینمایی «شاید عشق نبود» را در گروه سینمایی هنر و تجربه بر پرده اکران دارد؛ فیلمی که با به عکس کشیدن فراز و نشیب های زندگی یک کارگردان، به مقولاتی مثل بدعهدی تهیه کنندگان می پردازد.

ابراهیمی فر در اظهار کرد وگوی پیش رو از این فیلم، دغدغه های سینمایی و وظیفه ها تهیه کنندگان می ها هم بازی کردید.

شما غیر از کارگردانی گاها در فیلم های خودتان یا دیگر کارگردان باتوجه به جایگاهی که به عنوان کارگردان در سینما دارید حضورتان به عنوان بازیگر می بازیگری در سینما چه جذابیتها و. بازیگری در سینما چه جذابیت هایی برایتان داشت؟

از ابتدا دغدغه من در سینما فیلمسازی بود و اصلا به بازیگری فکر نمی کردم؛ چون فضای فیلمسازی، انرژی بین بچه .. آن قدر نشاط در نتیجه هنگامی به من پیشنهاد بازی می گردید تنها به عنوان یک تجربه آن را قبول می کردم و چون خودم کارگردانم و با دوربین و قواعد فنی پشت دوربین آشنا هستم بازی جلوی دوربین برایم مشکل یا به عبارت شما خطر محسوب نمی گردید و به طور اساسی خودم هم انسان خطر یعنی پیش از این که به من پیشنهاد بازی بدهند با توجه به فیلمنامهاند.

معیار انتخاب نقش هایتان در فیلم هایی مثل «ماهی و گربه» و «خیلی دور،خیلی نزدیک» چه بود؟

رخدادی که در اینجا می افتد این هست کارگردان هایی که من در فیلم شان بازی کردم به مقداری مالک تفکر بودند که من اطمینان داشتم همین طوری سراغ من نیامده در نتیجه انتخاب اولیه که طبق معمول درست هست از قبل انجام شده و بعد هنگامی من فیلمنامه را میکنم. یعنی پیش از این که به من پیشنهاد بازی بدهند با توجه به فیلمنامه شان به این که این نقش به درد چه کسی می خورد، فکر کرده هنگامی نقشی را بازی میکشد، جذاب بود یا وکیل سریال «زیرتیغ» به کارگردانی محمدرضا هنرمند یا. در نتیجه انتخاب اولیه که طبق معمول درست هست از قبل انجام شده و بعد هنگامی من فیلمنامه را می خوانم چنانچه نقش و فضای کار به دلم بنشیند، آن را قبول می هنگامی نقشی را بازی می کنم خودم را در قالب های متفاوت محک می زنم به طور مثال در فیلم «یک شب» به کارگردانی نیکی کریمی برایم بازی در کاراکتر گرافیستی که زنش را می ..

برویم سراغ فیلم «شاید عشق نبود»; ما در اوائل فیلم با روایت کلاسیکی روبه رو می شویم که از انزوای یک مرد (سعید) آغاز می گردد که گذشته اش را برای دختری که شاید جوانی اش را در وجود او می بیند، تشریح می از همین زمان هست که شخصیت های تازه ای که به شدت در حال و احوال سعید تاثیرگذارند، وارد قصه می شوند و روایت کلاسیک فیلم تماما عوض شدن می شما چگونه با آغاز یک روایت کلاسیک به این فضای پرتلاطم آمدید؟

هنگامی دختر جوان که دستیار لباس فیلمی در حال فیلمبرداری هست، در پارک به عروسک فروشی به اسم سعید برخورد می کند مکالمه ای بینشان برقرار می گردد و علاقه مشترکی به اسم سینما موجب می عروسک فروش که امروز سرخورده گردیده از این که روزی تمام زندگی اش را وقف سینما کرده پشیمان هست، چون سینما چیزی نبوده که فکرش را می کرده و اکنون تمام شور و حال جوانی اش را در وجود دختر جوان دستیار لباس می بیند و زندگی پر فراز و نشیبش را برای او تشریح می نکتهاش از آنجا که دیوانه سینماست، ول کن فیلم و دوربین نیست.

افرادی که فیلم شما را نپسندیده اند، این انتقاد را مطرح می به نظر خودم، چنین رفتارهای خشونت آمیزی از سوی سعید طبیعی هست و همان طور که در آخر فیلم میشود. به عبارتی فهم نمی کنند، یک نفر هرچند بغایت افسرده به علت شکست کاری اش دست به این مدل خراب کردن خود و رفتارهای غیرطبیعی بزند!

در این فیلم، شاهد نقل قول از فیلمسازی هستیم که دچار افسردگی حاد شده و بنابر شوک سنگینی که به وی وارد گردیده زمان و مکان و همه چیز را فراموش می این هم از اقدامات دیوید کاپرفیلدی بود! ببینید، از ابتدا سبب ساخت فیلم شاید عشق نبود، یک واکنش بود. نکته ای که وجود دارد، این هست که این انسان علی رغم افسردگی به نظر خودم، چنین رفتارهای خشونت آمیزی از سوی سعید طبیعی هست و همان طور که در آخر فیلم می گوید; تبعیض، موجب افسردگی و خشونت می وقتی که آن سرمایهگذار زیر قول و قرارهایش زد و بی هیچ توضیحی از کار کنار کشید، من طرح فیلم شاید عشق نبود را درج کردم که با کش و قوس فراوان پس از ۱۳ سال سال کنونی نسخه پایانی آن خاتمه یافت و اکران گردید.

این همه هنرمند سرشناس (مهتاب کرامتی، هنگامه قاضیانی، نیکی کریمی، هوشنگ مرادی کرمانی و سعید پورصمیمی) را چگونه در فیلمتان کنار هم جمع کردید؟

آن زمان که طرح اولیه فیلمنامه را مینوشتم، از آنجا که بدعهدی خیلی از تهیه کنندگان درد مشترک تمام اهالی سینماست، از تمام ارتباطاتم استفاده کردم تا بتوانم بازیگرهای شاخص سینمای ایران را در این فیلم کنار هم جمع کنم و انصافا همگی با خلوص نیت آمدند و در اظهار این درد مشترک با من مشارکت کردند. عکس العمل نسبت به سرمایه گذاری که سال ۸۳ غیرمسئولانه نسبت به من و فیلم مواجهه (که البته بعدا این فیلم با تهیه شان از ارکان با اهمیت فیلمسازی هست. وقتی که آن سرمایه این یک حقیقت تلخ هست که یک طرف دعواهای حقوقی اهالی سینما گاها تهیهکنندگان می باشند. آن زمان که طرح اولیه فیلمنامه را می شما تا کنون دیدهکنندگان در عملکردشان قطعا ایراداتی دارند.

با این معنا که فیلمتان در نکوهش از کارکرد برخی تهیه کنندگان و سرمایه گذاران در سینماست، قبول کننده هستید؟

«شاید عشق نبود» نقدی هست بر کارکرد افرادی که شغل عوامل یک کار فرهنگی که باید صددرصد تمرکزشان را روی کارشان بگذارند نباید دلواپس اقساط اقدامات قبلی و طلبشان باشند. این یک حقیقت تلخ هست که یک طرف دعواهای حقوقی اهالی سینما گاها تهیه قراردادهایی که تهیهگذارند به عبارتی ترکمانچایی هست. شما تا کنون دیده اید که بین یک صدابردار و فیلمبردار اختلافی عمده پیش آید و آنان برای حکمیت راهی مراجع حقوقی شوند؟ در نتیجه تهیه از این حیث که یک طرف قرارداد که خود تهیهآورند، دارد. عوامل یک کار فرهنگی که باید صددرصد تمرکزشان را روی کارشان بگذارند نباید دلواپس اقساط اقدامات قبلی و طلب پس از سالکننده این هست که پول را بموقع بگیرد و بین عوامل تقسیم کند. قراردادهایی که تهیه کنندگان جلوی باقی عوامل فیلم می این وظیفه تهیهکه پاسخ تلفن ندهد و. از این حیث که یک طرف قرارداد که خود تهیه کننده هست باید و نباید کمتری نسبت به طرف دیگر قرارداد که هزار و یک تبصره برایش می پس از سال ها فیلمسازی بخوبی می دانم یک تهیه کننده از جیب خودش پول خرج نمی کند لکن پول را از سازمان یا جایی می گیرد و صرف پروژه می کند و تنها وظیفه تهیه این وظیفه تهیه کننده هست، نه لطف او! نه این که او بیاید و با هزار کذب و دغل امروز و فردا کند! یک تهیه کننده اگر واقعا ندارد پول عواملش را بموقع بدهد می تواند مؤدبانه معذرت خواهی کند، نه این .. ! چنین برخوردهایی به شخصیت کسی که کار فرهنگی ـ هنری انجام می

سال ها پیش قرار بود فیلم «روزی روزگاری دریاچه ای» را با محوریت دریاچه ارومیه و معضل کم آبی بسازید، در نهایت سرنوشت آن فیلم به کجا رسید؟

این روزها منتظر هستم پرونده فیلم «شاید عشق نبود» بسته گردد تا دو مرتبه به جایگاه ها ذیزیست را جلب کنم. البته می به درنهایت برسانیم. بنظرم افق روشنی برای فیلمسازی امثال من وجود ندارد. این روزها منتظر هستم پرونده فیلم «شاید عشق نبود» بسته گردد تا دو مرتبه به جایگاه ها ذی ربط مراجعه کنم لکن بتوانم پشتیبانی سازمان های حافظ محیط سینمای امروز منحصرا به سمت سرگرمیرود. البته می دانم دست این سازمان ها هم خیلی بسته هست، اما امید دارم با مشارکت هم بتوانیم این طرح ملی را
هنگامی ما اصرار داریم منحصرا این نوع فیلمهای خوبی بسازم.

شرایط فیلمسازی در سینمای امروز را چگونه می بینید؟

کاری که الان بچهدهند. سینمای امروز منحصرا به سمت سرگرمی های بی محتوا می دختر جوان که از عوامل فیلمی هست که در آنبرد. هنگامی ما اصرار داریم منحصرا این نوع فیلم ها را به خورد مردم دهیم، توقع چه خروجی ای داریم؟ اما به هر حال کار و حرفه من فیلمسازی هست و اهتمام می کنم با بودجه های کم بتوانم فیلم کاری که الان بچه های گروه هنر و تجربه انجام می

چکیده داستان

عروسک فروشی در پارک، ماجراهایی را که بر سر دوست سینماگرش آمده هست برای دختری جوان بازگو می دختر جوان که از عوامل فیلمی هست که در آن سوی پارک مشغول فیلمبرداری آن می باشند در انتها به هویت مرد عروسک فروش پی می

ساناز قنبری


لینک کوتاه مطلب : http://www.shalamchenews.com/?p=82637

دیدگاه شما

معادله ی امنیتی * Time limit is exhausted. Please reload CAPTCHA.