تاریخ ارسال : ۱۵ فروردین ۱۳۹۷ ساعت : ۰۷:۰۹ 0 نظر چاپ این صفحه چاپ این صفحه

جایگاه اصناف و بازاریان در انتخابات عصر رضاشاه و عکس العمل آنها در مقابل نوسازی

 

اثرگذاری سیاست های رضاشاه بر جایگاه و موضع اصناف در دهۀ اول قرن۱۴ش/۲۰م

در جریان به سلطنت رسیدن رضاخان، اصناف و پیشه وران که از احمدشاه قاجار قطع امید کرده بودند، شرکت نمودند و به وی تبریک اظهار کردند. پس از انصراف رضاخان از جمهوری خواهی، بزرگان اصناف تبریز، مثل تهران، در بازار دست به اعتصاب زدند و با تلگرافی،۵ اعلام نمودند اگر مجلس رضاخان را به جای احمدشاه نگذارد، آذربایجان را جدا خواهند کرد (Wilber,1975: 79)؛ اگر چه همه اصناف یک دل نبودند.

تجار معروف و قدیمی، مثل امین الضرب و محمدتقی بنکدار، در انتخاب او حاضر بودند (کاتوزیان،۱۳۸۲: ۳۸)؛ در نتیجه گزارش فوق، متاثر از امیدواری این طبقه جامعه، به روی کارآمدن رضاشاه بود و اینکه بدین ابزار، منفعت های خود را حفظ نمایند.

رضاشاه به صنف روحانیان و بازرگانان و بازاریان وابستگی نداشت و با کاهش توان سیاسی و مالی، به دنبال متحول کردن حیات آنان بود (بروجردی، ۱۳۸۹: ۱۳۲). شاید اغراق باشد که رضاشاه کلاً آنان را نادید می گرفت؛ ولی در قیاس با شاهان قاجار، ارتباط کمتری با این اقشار داشت. همچنین، سیاست نوسازی جامعه منتج به پیدایش لایه های اجتماعی تازه ای از روشنفکران و دیوانسالاران و…،

در این دوره نیز، گام های بلندی برای صنعتی شدن کشور، از راه جذب سرمایه بیگانه برداشته و کارخانه های زیادی ساخته شد و این امر، نقش بازار را در اقتصاد کم رنگ کرد. رضاشاه معتقد بود هرچه ماشین بیشتری به کشور وارد و کارخانه بیشتری تأسیس گردد، مردم به همان نسبت، خوشبخت تر می گردند (بلوشر، ۱۳۶۳: ۲۱۷). او برای دولتی کردن اقتصاد و بازار، در کوشش بود و در این راستا، انحصارات دولتی شوروی می توانست الگوی شایسته ای باشد. در اواخر دهه ۱۳۰۰ش/۱۹۲۱م، ایران تجارت را دولتی کرد و نظارت بر تولیدات آغاز شد که این روند به آسیب منفعت های تجار بود (آوری، ۱۳۷۷: ۴۶۱ و ۴۶۲).

سیاست اقتصادی رضاشاه، توسعه تجارت بیگانه و ورود کالاهای بیگانه، تا حد چشمگیری وضع اصناف را عوض کرد و در نتیجه ملحق شدن ایران به اقتصاد جهانی، ساختار اقتصادی زمینداری و محلی کشور غیرمنتظره تغییر یافت؛ پس نقش و عملکرد بازارهای سنتی کم رنگ و همین مساله، اصناف را زیادتر متوجه هویت سیاسی خود کرد.

پس از انعقاد عهدنامۀ مودت بین ایران و شوروی، بندرهای شمالی کشور محل تخلیه کالاهای روسی و صادر کردن مواد ایرانی به آنجا بود و روسیه به بازارهای ایرانی احتیاج داشت؛ بنابراین تجارت با روس، در انحصار دولت جای گرفت.۶ ۶ در سال ۱۳۰۹ش/۱۹۳۰م، انحصار دولت بر تجارت بیگانه برقرار شد (فوران، ۱۳۸۸: ۳۳۶)؛ بنابراین در نتیجۀ ورود کالای بیگانه، تولیدات بیگانه دچار رکود شد و اصناف تهران و شهرستان ها اعتراض نمودند. در دیماه۱۳۰۵ش/۱۹۲۶، صنف کفاش خواستار استعمال کالای وطنی، به جای پوتین بیگانه شدند (مختاری ،۱۳۸۰: سند۴۲، ۱/۱۷۹ و ۱۸۰).

صنف ارسی دوز تبریز، در اسفند ۱۳۰۶ش/۱۹۲۷م، در کسادی بازارشان عریضه ای به مجلس فرستادند (اسناد مجلس شورای اسلامی، کارتن۱۶، دوسیه ۵۴۹، شماره بازیابی۱۸۲۹۹)؛ همین گونه صنف صابونچی این شهر، در مخالفت با رایج شدن صابون بیگانه و رکود کسبشان عریضه فرستادند (اسناد مجلس شورای اسلامی، کارتن۱۵، دوسیه۹۰، شماره بازیابی۱۴۵۸). این نمونه ها نشانۀ مخالفت این اصناف، در مقابل سرمایه و کالای بیگانه بود و اینکه بیگانگان را دشمن خود می دانستند. دولت به ویژه پهلوی اول، قوانین و لوایحی در این زمینه تصویب کرد؛ مثل قانون البسه وطنی (ترابی فارسانی، ۱۳۸۴: ۴۷۲ و ۴۷۳)؛ ولی در این دوره، ما شاهد ورود روزافزون اقلام بیگانه هستیم که زیادتر، به آسیب اصناف تمام می شد و این یکی از دلایل مخالفت آنان بود. افزایش واردات به زیان بازرگانان و اصناف سنتی بازار بود.

اما این روند، به نفع معدودی شرکت های تجاری بزرگ بود و گروه دیگری که سو می بردند، افرادی بودند که در بازار سیاه و قاچاق دست داشتند (فوران: ۱۳۸۸: ۳۵۴). دولت با اجرای قانون انحصار تجارت بیگانه، در سال ۱۳۰۹ش/۱۹۳۰م، تا حد زیادی واردات را محدود کرد و اعتراض هایی که در اینجا از سوی اصناف ذکر شد، پیش از اجرای قانون ذکر شده بود. در نتیجه قانون فوق، در جواب به حمله سیل آسای کالاهای بیگانه به بازار مورد موافقت قرار گرفت.

در نظام مالیاتی عصر رضاشاه، قدرت اصناف و بازاریان بشدت کاهش یافت. تا این زمان، مثل ساختار حکومت، مالیات اصناف نیز منطقه ای بود و نظم مشخصی نداشت؛ بدین معنی که پرداخت بعضی از آسیب ها، مختص به اصناف نواحی خاصی بود و در ناحیه ای دیگر، همان اصناف از پرداخت آنان معاف بودند (نفیسی، ۱۳۴۵: ۱۰۰ و ۱۰۱). این تشکیلات با تمایل به سوی احزاب سیاسی، نتوانستند عملکرد اقتصادی خود را انجام دهند و بنابراین، قدرت حل مشکلات اقتصادی را نداشتند.۷

۷در مجالس دهه اول سلطنت رضاشاه نیز، گفتگوها زیادی بین نمایندگان، برای کنسل مالیات های غیرضروری به خاطر بیچار گی اصناف صورت گرفت (لوح گفتگوها مجلس شورای ملی، دوره پنجم، جلسه۱۲۳، پنج شنبه۱۶ دلو۱۳۰۳ش). بالغو مالیات صنفی، با اصناف به عنوان انجمنی تشکیل شده برخورد نمی شد و آنان به عنوان تشکیلات سیاسی اجتماعی، به حیات خود ادامه دهند؛ اما دولت در کوشش بود قدرت خود را در مقابل آنان افزایش دهد (فلور، ۱۳۶۵: ۲/۱۰۶ و ۱۰۷)؛ در نتیجه، بدون وساطت تشکیلات صنفی، امور اقتصادی را به دست گرفت.

  در مجلس نیز، پس از گفتگوها مفصلی بین نمایندگان در این خصوص، قانون کنسل مالیات صنفی مورد موافقت قرار گرفت (لوح تفضیل گفتگوها،  قانون الغاء مالیات های صنفی و مالیات سرشماری، مصوب ۲۰آذر۱۳۰۵). علت وجودی اصناف و پیشه وران، اخذ مالیات بود که با کنسل آن، نظام صنفی به عنوان یکی از عناصر دستگاه مالیاتی محو شد. بدین ابزار، استقلال درونی آنان را گرفته و مقرر شد که مالیات واحدهای صنفی، طبق درآمد هر شخص وصول گردد.

ازطرفی، تلاشی برای نظارت مستقیم نه غیرمستقیم، بر بازار و اصناف بود؛ اگر چه رضاشاه آن را نوعی عفو عمومی می دانست (بصری،۱۳۵۰: ۳۴).

بااین حال، در بعضی از مناطق، حکام محلی از آنان مالیات صنفی اخذ می کردند (اسناد مجلس شورای اسلامی، کارتن۱۹، دوسیه۴۵، بازیابی۱۷۳۱۱)؛ برای نمونه، شکایت هیئت اصناف ابهر خمسه از مباشران محل و همین گونه، عریضه اصناف شهرضا از مطالبه بقایای مالیات صنفی (اسناد مجلس شورای اسلامی، کارتن۲۰، دوسیه۴۵، بازیابی۱۷۳۱۲). مکاریان، (کرایه دهندگان چهارپایان) چهارمحال اصفهان نیز، در نامه ای از وجود مالیات گیران شکایت نمودند (اسناد مجلس شورای اسلامی، کارتن۲۴، دوسیه۱۳۶، بازیابی۱۹۲۴۵) و نمونه های زیادی از این دست عرایض. ازجمله مالیات مسلخ شویی و تنظیف تلمبه و همین گونه قپان (مختاری اصفهانی، ۱۳۸۰: ۱/۱۰۷ تا ۱۱۱و ۴۲۰ و ۴۲۱)؛ در نتیجه، اصناف همچنان مالیات می دادند.

پس از تصویب قانون مالیات بر عایدات، در مجلس هفتم، ترتیب اخذ مالیات از اصناف متفاوت کالبدشکافی شد (مذکرات مجلس شورای ملی، دوره هفتم، ۱۲فروردین۱۳۰۹ش، قرائت لایحه مالیات). بدین ابزار، با تصویب قوانین جدید، اصناف زیادتر منسوب دولت شدند.

در این راستا، قانون دیگری در مهرماه ۱۳۱۱ ش/۱۹۳۲م، در سه ماده به تصویب رسید (لوح تفضیل مجموعه قوانین حق، قانون برطرف اختلافات صنفی، مصوب ۵/۷/۱۳۱۱ش) که ضربۀ دیگری به استقلال درونی و سنتی اصناف وارد کرد. این قانون امور قضایی و دعاوی حقوقی آنان را به دادگستری جدید واگذار کرد و تلاشی برای عرفی کردن آیین دادرسی بود؛ درحالی که اصناف این دوره، ازجمله قصابان، طباخان، قهوه چیان و… در حقیقت پس از تأسیس عدلیه نوین، دعاوی قضایی و رسیدگی به شکایات اصناف، به آن واگذار شد.

  اصنافی مثل طباخان، قهوه چیان (مختاری اصفهانی، ۱۳۸۰: ۱/۱۴۰ تا ۱۴۵) به ریاست الوزرا نامه دادند که ادارۀ بلدیه بر آنان نظارت کند؛ زیرا توجه چندانی به آنان نمی شد. ازطرفی، خود اصناف نیز آن را مرجعی برای رسیدگی به شکایات به  شمار آوردند؛ به طور مثال فردی به اسم مشهدی حیدر قناد، بر علیه احمدولد عبادبیگ تبریزی به خاطر پرداخت نکردن بهای اجناسش، به وزارت دادگستری شکایت برد (ساکما، ش بازیابی۸۲۹۵۲/۲۹۸). رضاشاه در جلب توجه طبقۀ متوسط سنتی، به اندازه روشنفکران، موفق نبود.

ایجاد انحصارات و کارخانجات دولتی، موجبات ناخشنودی جامعۀ صنفی و تجاری قدیم را فراهم کرد. کنسل مالیات های صنفی، قدرت و جمع مالیات را از بزرگان اصناف گرفت و برای ازبین بردن نظارت استادکاران بر زیردستان اجرا شد (آبراهامیان، ۱۳۸۸: ۱۸۸ و ۱۸۹). این قانون با کنترل تشکیلات صنفی و نرخ گذاری و دخالت در حیات اقتصادی، تلاشی در زمینه تمرکززدایی از بازار و کشیدن سلطۀ دولت بر آنجا بود.

در قیاس با دوران قبل، اصناف در این دوره، تحت مدیریت دقیق دولت بودند. .. بود که ارتباط میان دولت با اصناف را کینه توزانه کرده (فوران، ۱۳۸۸: ۴۹۷) و این امر تا حد زیادی اصناف را در مقابل دولت قرار داده بود. پس از استعفای سردارسپه، در نتیجه شکست جمهوریت و برگشت او، ازجمله برنامه های دولت جدید اتحاد اوزان و مقادیر، از روی مبانی علمی بود (بهار، ۱۳۶۳: ۲/۸۲).

در ۱۰خرداد۱۳۰۴ش/۳۱ژوئن۱۹۲۵، نیز قانون اوزان و مقادیر در یازده ماده و یک ضمیمه، در مورد اوزان و معیارهای پیمانه کردن به تصویب مجلس شورای ملی رسید.

در نتیجه وضع این قانون، نشانۀ بی نظمی در اوزان بود و در این عصر، برای جلوگیری از این مشکلات و تمرکز اقتصادی به دست دولت، اقدام کردند و قطعاً این قانون تا حد چشمگیری استقلال درونی فروشندگان بازار را کاهش می داد.

  تا این زمان، اوزان و مقادیر مقیاس واحدی نداشتند و خودسرانه وزنه هایی را تهیه کرده بودند؛ بنابراین، برای ایجاد اقتصاد دولتی، چنین اقدامی لازم بود. پس از آن نیز اصول فروش تعیین شد که رعایت آن برای تجار خرده فروش و اصناف با اهمیت بود؛ ازجمله داشتن محل دردسترس و مرغوب، داشتن تابلو بر سردر مغازه ها، چیدن اجناس، رعایت بهداشت، فروش با تبلیغات و اعلامیه و… ( بلدیه نیز در ۱۳۰۶ش/۱۹۲۷م، اعلامیه ای چهار ماده ای صادر نمود که در آن، بر ضرورت رعایت نکات بهداشتی از سوی اصناف اهتمام شده بود (مختاری اصفهانی، ۱۳۸۰: سند ش۴۷، ۱/۱۸۵).

این کارهای از یک منظر، برای ناتوانی بنیه مالی و محو استقلال درونی اصناف بود تا با فاصله انداختن بین روحانیان و بازار، از پایگاه اجتماعی آنان بکاهد.

( (عصرحدید، آذر۱۳۰۷، ش۵۵: ۱۶)؛ در نتیجه، دولت وقت برای عرفی سازی جامعه، تضعیف این دو طبقه را لازم می دانست. نکتۀ با اهمیت دیگر اینکه در این زمان، همگام با نفوذ دولت در بازار، زیادی از مالک منصبان، در کار بازار وارد شدند و برای افزایش توان مالی خود، بهره بردند؛ به طور مثال سرلشکر آیرم ازجمله این اشخاص بود (حکیمی، ۱۳۶۵: ۹۶ و ۱۹۵). این مساله نیز، استقلال نسبی بازار و اصناف و پیشه وران را کاهش می داد.

در نتیجه، اصناف عصر رضاشاه از جنبه های سیاسی اقتصادی و از سوی او و زیادی از دولتمردان تحت فشار بودند و اهتمام می شد با برداشتن واسطه ها، به طورمستقیم، در کار آنان دخالت گردد. با این ابزار، هم ضربه محکمی به حیات درونی آنان وارد می شده و هم درآمد و نفع دولت از این مجرا افزایش می یافت؛ بنابراین، طبقات سنتی با نوسازی که باعث ناتوانی موقعیت آنان شده بود، مخالفت می کردند. بااین حال در این دوره، برخلاف دوره قاجار، مجالی برای ابراز ناخشنودی در سطح وسیع نداشتند.

 جایگاه اصناف و بازاریان در انتخابات عصر رضاشاه و عکس العمل آنان در مقابل نوسازی

از انتخابات بیست وچهارگانه مجلس ملی، هفت دوره در عصر رضاشاه برپا شد. مجلس ششم تا سیزدهم، ۱۳۰۵ تا ۱۳۱۹ش/۱۹۲۶ تا ۱۹۴۰م، با کمک فرمانداران، تحت مدیریت رضاشاه بود (فوران، ۱۳۸۸: ۳۳۴). ..، ۱۳۷۸: ۷۶). از اصناف مخالف او نیز کسی به مجلس راه نمی یافت…، ۱۳۷۸: ۱۵۰).

در این دوره، برخلاف قبل، اصناف و پیشه وران نماینده ای نداشتند و از بین تجار، چند نفری انتخاب شدند؛ مثل امین الضرب و محمدتقی بنکدار (اسنادی از انتخابات.

در عصر مشروطه، اصناف طبقه  جداگانه ای بودند و دست کم استقلال بیشتری داشتند؛ ولی در اواسط سلطنت رضاشاه، آنان در گفتگوها نمایندگان درمورد مالیات بر عایدات، بخشی از طبقه تجار شمرده می شدند (مذاکرات مجلس شورای اسلامی، دوره نهم، جلسه۵۰، ۲۹آبان۱۳۱۲). با ارزیابی پایگاه طبقاتی نمایندگان، آشکار می گردد که طی این دوران، یعنی مجلس ششم تا سیزدهم، به ترتیب ۱۲، ۹، ۱۳، ۱۶، ۱۸، ۲۱، ۲۲ و ۲۳درصد نمایندگان، از بین اصناف و بازاریان انتخاب شدند که اکثراً چند شغلی بودند (شجیعی، ۱۳۷۲: ۴/۲۵۱ تا ۲۵۷).

این آمار به خوبی، نشان دهندۀ ناتوانی سیاسی آنان، مثل توان اقتصادی شان، هست و در اواخر دوره پهلوی، از آنان کسی به مجلس راه نیافت. در نتیجه دست آنان به عنوان قسمتی از طبقه متوسط و بورژوا، از قدرت ملی و دخالت بر سرنوشت سیاسی کشور کوتاه شد؛ درحالی که یک هدف کلیدی آنان از شرکت و دخالت در امور و مخالفت با دولت، کوشش برای احقاق حقوق و مطرح شدن در عرصه های متفاوت بود. عصر رضاشاه، در مقایسۀ با قبل، دورۀ آغاز کارهای نوسازی و ایجاد تغییراتی در کشور بود.

  اصناف و پیشه وران ازجمله بزرگ ترین مخالفان، در مقابل نوسازی جامعه بودند. آنان در کنار علما، عکس العمل نشان می دادند و مثل پیشین، ایستادگی می کردند؛ در تابستان ۱۳۰۶ش/۱۹۲۷م، وقتی دولت تصمیم به رایج شدن کلاه پهلوی گرفت، علما به شهر قم رفتند و بازارها تعطیل شد (شهابی، ۱۳۹۱: ۱۹۵).  اهمیت این مساله زمانی زیادتر فهم می گردد که گفته گردد تا این زمان، رسم بود همه مردم کلاه بزنند؛ چراکه آن را نشانۀ مسلمانی می دانستند (شهری، ۱۳۶۹: ۲/۴۶۲). این عکس العمل فوری از سوی مردم و علما، نیز به اهمیتی بر می گردد که آنان برای رسومی، مثل کلاه ایرانی، قائل بودند.

نکتۀ دیگر اینکه بازاریان زیادی از طریق فروش کلاه های گوناگون، امرار معاش می کردند که این قانون باعث کساد بازار آنان می شد و نه فقط این صنف که اصناف بسیاری، از سیاست های دولتی در بازار، متحمل خسارت می شدند. این بود که عکس العمل نشان دادند؛ در نتیجه داعیه اقتصادی و مذهبی آنان را به عکس العمل وامی داشت. من جمله قوانینی که جنبش هایی در کشور ایجاد کرد، قانون نظام وظیفه بود. در جریان این برنامه، اصناف به رهبری علما تحصن کرده و با تعطیلی بازار، در مقابل مجلس تجمع کردند (Cronin, 2007: 76-77).

اصناف باغمیشۀ تبریز این قانون را خلاف اصول دین اسلام دانستند و خواستار کنسل آن شدند (اسناد مجلس شورای اسلامی، کارتن۱۶، دوسیه۴۸۹، ش بازیابی۱۶۰۲۶). همین گونه کسبۀ تویسرکان آن را مخالف منفعت های خود دانستند (اسناد مجلس شورای اسلامی، کارتن۳۰، دوسیه۸، ش بازیابی۵۷۲۶).

کسبه نجف آباد نیز، از اهانت و سختگیری مأمورین سربازگیری شکایت نمودند (اسناد مجلس شورای اسلامی، کارتن۲۴، دوسیه۱۳۱، ش بازیابی۲۲۷۹۱). این عریضه در حقیقت اعتراض به امر نظام اجباری بود که اصناف و پیشه وران را نیز وادار می کرد، فرزندان خود را به سربازی بفرستند؛ در نتیجه کسبه و اصناف در شهرهای متفاوت، در مقابل برنامه های دولتی و تجدد رضاشاهی که آنان را از لحاظ مالی در تنگنا گذاشته بود و ساختار سنتی حیات آنان را تحت اثرگذاری، عکس العمل نشان دادند… در ادامه سلطنت رضاشاه نیز، این روند عرفی سازی جامعه ادامه پیدا نمود. از دیگر برنامه ها قانون کلاه و تغییر لباس، کشف حجاب،شکست قدرت مذهب، عرفی کردن قوانین و. قوانین قضایی غیرشرعی و قانون سربازی باعث تحصن در بازار تهران و شیراز شد (فوران، ۱۳۸۸: ۳۷۵).

ناآرامی های سال ۱۳۱۴ش/۱۹۳۵م، نیز به مساله کشف حجاب بود که منتج به اعتراضاتی، ازجمله در مشهد شد (آبراهامیان، ۱۳۸۸: ۱۸۹). در این جریان که شاید جدی ترین عکس العمل اعتراضی این دوره بود، تجار و کسبه و مغازه داران، به استثنای فروشندگان لوازم آرایشی و لباس های جدید، در مقابل این برنامه عکس العمل منفی نشان دادند (صلاح، ۱۳۸۸: ۱۷۹). اشرف درباب مشی بازاریان، در مقابل تحولات جامعه نوشته هست:

«

به هرحال، با عملی شدن این برنامه، کسبه از فروش جنس به بانوان باحجاب منع شدند و این بانوان حق ورود به بازار را نداشتند (امینی، ۱۳۸۲: ۲۴۱). اشرف درباب مشی بازاریان، در مقابل تحولات جامعه نوشته هست:«نگرش بازاریان در طول سلطنت رضاشاه دوسویه بود؛ درحالی که ازاستقرار نظم و قانون و رشد اقتصادی استقبال می کردند، از دخالت بیش ازحد دولت در فعالیت های تجاری ابراز انزجار داشتند، سرکوب بازاریان توسط دولت، پیشرفت های جدید شهری که یکپارچگی فیزیکی بازار را تضعیف کرد و انحراف از قوانین اسلامی که از نتیجه های حاصل از فرآیند غربگرایی بود، صورت گرفت (Ashraf, 1990: 38). این عکس العمل ها علاوه بر داعیه مذهبی و کوشش برای حفظ منفعت های، تا حد زیادی به خاطر دخالت مأمورین دولتی و کمین پلیس پنهان بود.

 شهرسازی دوره رضاشاه و نقش آن بر وضع اصناف

هزینه لباس های جدید سنگین بود و فرستادن بچه ها به مدرسه و تحصیل اجباری، باعث کاهش کمک فرزندان اصناف به پدرانشان می شد (آپتون، ۱۳۸۰: ۱۱۰ و ۱۱۱)؛ در نتیجه، ساختار زندگی پیشرفته به تدریج سبک سنتی آنان را عوض کرد. ازطرفی سیاست های داخلی، برای آنان خوشایند نبود؛ ولی ازآنجاکه دورۀ رضاشاه، دورۀ فشردگی نیروهای اجتماعی بود، اصناف نیز ناچاراً به مشارکت پرداختند (فوران، ۱۳۸۸: ۳۷۳ و ۳۷۴)؛ اگر چه سکوت و مشارکت آنان، به معنای رضایت نبود… تا عصر پهلوی اول، وضع ظاهری زیادی از شهرهای ازجمله تهران، مناسب نبود. فقدان روشنایی و نقشه های خط کشی شده، وجود حصار و دروازه و.

ازجمله خصوصیات آن بود و شهر به چند محله کلیدی تقسیم شده بود (شهری، ۱۳۷۱: ۱/۱۳ تا ۲۶).۹ اساساً بافت شهرها، در قیاس با نمونه های پیشرفته آن، ظاهر مناسب و منظمی نداشتند و با تشکیل دولت پهلوی و تأسیس ادارۀ بلدیه، زیرنظر بزرجمهری،۸ زمینه برای برهم زدن شکل بیرونی شهرها، ازجمله پایتخت فراهم شد. در دوره پهلوی، برنامه وسعی برای خراب کردن بناهای قدیمی، قبور و بناهای مذهبی و کشیدن نقشه های جدید، درپیش گرفته شد و بلدیه تضمین اجرایی آن را عهده دار شد. ۹ با روی کارآمدن رضاخان، به شهرنشینی و مقابله با ساخت فئودالی جامعه، توجه شد و مقدمۀ این کار، ایجاد تحولات اساسی، در بافت و بنای قدیمی شهر و خیابان کشی بود.

بافت بازارها نقش اقتصادی پررنگی داشتند؛ ولی به لحاظ قرارگرفتن، چندان با نظم نبودند.

این زمان پیشه وران و سایر مردم جنوب تهران، محل قرارگرفتن مسجدشاه و بازار کلیدی، در خیابان های تنگ و تاریک به سر می بردند (ایوانف، ۱۳۵۶: ۸۰). تا سال ۱۹۴۰م/۱۳۲۰ش، در زیادی از شهرها، با نقشه های جدید، ساختار فیزیکی تغییر شکل داد و بازارها و خیابان ها قطع و بناهای جدید در مجاورت بافت قدیمی تأسیس شد (Groot, 2007: 34). در نتیجه، تحولات وسیع ای در ساختار شهرها به وجود آمد و این مساله، بیشتر شهرنشینان و همین گونه اصناف و صاحبان سخن و بازاریان را نیز تحت اثرگذاری قرار می داد. رشد فوری صنعت و ادارات دولتی، چهرۀ شهرها را دگرگون کرد.

محلات قدیمی نابود شدند و جایگاه ها تازه ای ایجاد شدند (آبراهامیان، ۱۳۸۸: ۱۸۴). شهری اشاره کرده هست، رضاشاه قصد داشت همه بازارهای قدیمی را نابود کند؛ ولی موفق نشد؛ بااین حال بازارهای کنار خندق، عطارها، مرغی ها و گلوبندک، با خیابان کشی های زمان پهلوی از میان رفتند  و بازارچه پامنار به صورت خیابان درآمد و بازارهای تازه ای سربرآوردند (شهری، ۱۳۶۹: ۱/۳۱۷ تا ۳۲۱)…

تحولات فیزیکی شهرها در دهه دوم حکومت رضاشاه، در غالب قوانین نوسازی، یعنی تعریض و ساخت خیابان ها و میدان ها و. را شهرداری ها انجام می دادند و این تحولات، به نوبۀ خود، عملکرد بازار و محلات قدیم را تضعیف کرد. بازارها به خاطر اهمیتی که در اقتصاد داشتند، به صورت کامل از بین نرفتند؛ ولی ایجاد خیابان های جدید، باعث پیدایش رقیبی برای بازارهای سنتی شد.

خیابان کشی های جدید، برای برگزاری نمایشگاه های جدید موقتی و دائمی، در بیرون از بازار بستری فراهم کرد (فوران، ۱۳۸۸: ۳۵۵)؛ درحالی که قبلاً عمده ترین محل تهیۀ کالا، بازارها بودند. خیابان در این زمان، فعالیت های شهری را رونق داد و در فضاهای شهری، به تشریح وجایگاه تازه ای دست یافت که بازارهای قدیمی بدون آن بودند (کیانی، ۱۳۸۳: ۲۰۰)؛ در نتیجه در این دوره، وضع درونی زیادی از طبقات و شکل ظاهری شهرهای با اهمیت، با ایجاد بناها و تأسیسات جدید تغییر پیدا نمود و همین مساله علت تحولات زیادی در زندگی مردم می شد؛ هرچند عملا، زیادی از الزامات زندگی، مثل دورۀ قبل همچنان وجود داشت.

 نتیجه

آخرین نکته اینکه در این دوره، بازارهای کوچک محلی بسیاری، در بیشتر شهرها احداث شد (حسامیان، ۱۳۶۳: ۳۸) و بدین ترتیب، رقیبی برای بازارهای کلیدی به وجود آمد. سمبل شهرهای ایران تا این دوره، بازار و مسجد بود که جای خود را به خیابان داد؛ در نتیجه در این دوره، در نتیجۀ برنامه های شبه مدرنیستی،۱۰ بافت فیزیکی شهرها و به دنبال آن ساختار و سبک معیشت بازاریان نیز تغییر پیدا نمود. در تاریخ ایران دورۀ معاصر و بویژه با روی کارآمدن حکومت پهلوی، مسئلۀ بسیار با اهمیت، تغییر وضع درونی و ساختار زندگی گروه های اجتماعی هست… در این راستا، اصناف و بازاریان یکی از این طبقات به شمار می روند که در نتیجۀ نوسازی فوری و همه جانبۀ کشور، در محور توجه دولت جای گرفتند.

  نقش آفرینی کردند. ..  این گروه در جریان نهضت مشروطه خواهی، جان فشانی زیادی از خود نشان دادند و زیادی از بزرگان مشروطه خواه، از میان وی برخاستند.

همه در بازار قرار داشتند و اصناف، گردانندۀ کلیدی آنان بودند؛ دست کم به لحاظ مالی. اصناف و بازاریان زیادتر به خاطر منفعت های اقتصادی، با دولت های زمان خود مخالف می کردند؛ ولی این داعیه، در کنار علایق مذهبی، بین آنان با روحانیان و علما ارتباط تنگاتنگی ایجاد می کرد. برآمدن رضاخان سرآغاز عصر تازه ای، در سرنوشت و وضع سیاسی و اقتصادی و اجتماعی آنان بود.

در سیاست های دولتی این دوره، از جنبه های متفاوت اهتمام شد، نفوذ دولت در بازار افزایش یافته و استقلال درونی پیشین نهاد بازار و اشخاص منسوب به آن، یعنی اصناف و پیشه وران، کاهش یابد. خیابان کشی های جدید الگوهای سنتی را بر هم زد و بازارها در مقابل بناهای جدید، اهمیت تاریخی خود را از دست دادند. سیاست های اقتصادی دولتی چهرۀ ظاهری اقتصاد و جامعه را متحول کرد و ازجمله پیامدهای این روند، تضعیف فعالیت های صنفی و جامعه بازاری بود؛ در نتیجه، این گروه ها که به طور مستمر پشتیبان روحانیان بودند، منزوی شدند.

  با ازدست رفتن توان مالی و استقلال درونی، در حقیقت عملکرد سیاسی اصناف و بازاریان نیز از بین رفت؛ بنابراین در عصر رضاشاه، برخلاف قبل، ما حضور فعال بازاریان را در سیاست شاهد نیستیم و تعداد نمایندگان آنان در مجلس کاهش یافت. اگر چه آنان ازجمله مهمترین مخالفان او به شمار می رفتند و در کنار علما، تنها طبقه ای بودند که در مقابل بعضی از برنامه های پهلوی اول، ازجمله جمهوری خواهی وکشف حجاب، ایستادند؛ بنابراین منتظر رفتن او ماندند و در جریان خارج شدن او از کشور، واکنشی نشان ندادند.  روند نوسازی کشور و ایجاد دولت پیشرفته، نیازمند برخورد محکم با گروه های نیمه مستقل داخلی، ازجمله اصناف و بازاریان بود که این امر، قدرت دولت مرکزی را در بین آنان زیاد کرد.

 پی درج کرد ها:

۵٫ دولت با اعمال سیاست های خود، بر بازار مانع از استمرار و پویاییِ همبستگی دوطرف بازار و روحانیان شد.

۶٫ در این دوره، اصناف و صاحبان حِرَف زیادی نابود شدند و اصناف جدید، با توجه به مقتضیات روز، ایجاد شدند و خواسته های تازه ای در آنان به وجود آمد که ارزیابی آن نیازمند پزوهش مستقلی هست.

۷٫ ک: اشرف، ۱۳۷۵: ۱۷ تا ۴۸)

۸٫ اصناف و نظام صنفی در تاریخ معاصر، علی رغم تمام اهمیتی و کارکردی که در تحولات داشته ، از پویایی درونی و قانونی خود بهره مند نبوده هست و حتی به زعم تعدادی از محققان، فقدان وجود نظام صنفی حقیقی از موانع تاریخی رشدنیافتن سرمایه داری بوده هست (درباره آسیب شناسی اصناف و تشکل ها در تاریخ معاصر ایران ر.

۹٫ کریم بوذرجمهری از نظامیان عصر پهلوی اول و از نزدیکان به وی بود که در ۱۳۰۲ش، به کفالت بلدیه تهران منصوب شد و ده سال پیاپی، ریاست بلدیه تهران بود.

۱۰٫ وی در نوسازی شهر تهران و خیابان کشی و ساختن عمارات ضروری زحمات زیادی متحمل گردید.

مراجع

سندهای و مدارک آرشیوی

. اداره خیریه و مریضخانه بلدیه و دارالمجانین و آتش نشانی را تأسیس کرد و در آسفالت کردن خیابان های تهران کوشید.

. —–، او توانست قسمت عمده ای در مدرنیزه کردن تهران بین سال های ۱۳۰۲ تا ۱۳۱۲ داشته باشد (عاقلی، ۱۳۸۶: ۴۲۷).

. —–، ش سند ندارد، بازیابی ۸۷۴۵/۲۹۰

.

 . زمان رضاشاه در تاریخ شهرسازی و معماری ایران، در زمینه برنامه های نوسازی و تجدد و مسائلی چون ناسیونالیسم، دوره مهمی بود که طی آن، بافت زیادی از شهرها و شکل ظاهری ابنیه تحولات زیادی پیدا نمود و کارهای بسیاری نیز در اصلاح شهری انجام گرفت؛ اصلاحاتی که در زمان مشروطه مطرح گردیده بود؛ ولی تا زمان رضاشاه به دیرکرد افتاده بود (برای اطلاع زیادتر از این جریان، ر.

. —–،

. —–،

. —–،

. —–،

. —–،

. —–، سازمان سندهای و کتابخانه ملی ایران، ش سند ۱۴۷۶۹/۱/۱۲، ش بازیابی ۶۱۳۸/۲۹۳٫

مجموعه قوانین و مصوبات مجلس

.

. – —–،

.

.  —–، مرکز سندهای مجلس شورای اسلامی، کارتن۱۶، دوسیه۴۸۹، ش بازیابی۱۶۰۲۶٫

.  —–، —–، کارتن۱۶، دوسیه۵۴۹، شماره بازیابی۱۸۲۹۹٫

.  —–، —–، کارتن۱۹، دوسیه۴۵، بازیابی۱۷۳۱۱٫

. —–، کارتن۲۰، دوسیه۴۵، بازیابی۱۷۳۱۲٫ —–، کارتن۱۵، دوسیه۹۰، بازیابی۱۴۵۸٫

—–، کارتن۲۴، دوسیه۱۳۶، بازیابی۱۹۲۴۵٫ کتاب‏های فارسی

. —–، کارتن۲۴، دوسیه۱۳۱، بازیابی۲۲۷۹۱٫

.

. مجموعه قوانین و مصوبات مجلس.

. لوح تفضیل مجموعه قوانین حق،  قانون الغاء مالیات های صنفی و مالیات سرشماری، مصوب ۲۰آذر۱۳۰۵٫

. – —–، قانون الغاء مالیات های صنفی و مالیات سرشماری، مصوب۲۰ آذر۱۳۱۱٫

. لوح تفضیل گفتگوها مجلس شورای ملی، دوره پنجم، جلسات۱۲۳ و ۱۲۴، گفتگوها ذی ربط به کنسل مالیات صنفی.

.  —–، دوره ششم، جلسه۳۷، ۱۳آذر ۱۳۰۵٫

.  —–، دوره هفتم، جلسه۱۱۳، ۱۲فروردین۱۳۰۹، قرائت لایحه مالیات.

.  —–، دوره نهم، جلسه۵۰، دوشنبه ۲۹آبان۱۳۱۲٫

. مجموعه قوانین موضوعه و مصوبات دوره پنجم قانون گذاری، ۱۳۵۰٫ تهران: اداره کل قوانین.

.

.

. آبادیان، حسین، (۱۳۸۹)، بسترهای تأسیس سلطنت پهلوی، تهران: مؤسسه پژوهش ها و پژوهش های سیاسی.

. آبراهامیان، یرواند، (۱۳۸۸)، ایران بین دو انقلاب، ترجمه احمد گل محمدی و محمدابراهیم فتاحی، تهران: نی.

. آپتون، جوزف، (۱۳۸۰)، تحلیلی بر تاریخ معاصر ایران، ترجمه عباسقلی غفاری فرد، تهران: سرا.

. آوری، پیتر، (۱۳۷۳)، تاریخ معاصر ایران،ترجمه محمد رفیعی مهرآبادی، تهران: عطایی.

.

. اتابکی،تورج، (۱۳۹۱)، تجدد آمرانه، ترجمه مهدی حقیقت خواه، تهران: ققنوس.

. اسنادی از انتخابات مجلس شورای ملی در دوره پهلوی اول، (۱۳۷۸)، زیر نظر جمعی از نویسندگان، تهران: وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی.

. اشرف، احمد، (۱۳۵۹)، موانع تاریخی رشد سرمایه داری در ایران: دوره قاجار، تهران: زمینه.

. امینی، علرضا، (۱۳۸۲)، تحولات سیاسی و اجتماعی ایران: از قاجار تا رضاشاه، تهران: قومس.

.

. س، (۱۳۵۶)، تاریخ نوین ایران، ترجمه هوشنگ تیزابی، تهران: حزب توده.

. بروجردی، مهرزاد، (۱۳۸۹)، تراشیدم، پرستیدم، شکستم، تهران: نگاه معاصر.

. بهار، محمدتقی، (۱۳۶۳)، تاریخ مختصر احزاب سیاسی، تهران: امیرکبیر.

. —–، (۱۳۷۱)، بهشتی سرشت، محسن، (۱۳۸۰)، نقش علما در سیاست: از مشروطه تا انقراض قاجار، تهران: پژوهشکده امام خمینی و انقلاب اسلامی.

. بصری، علی، (۱۳۵۰)، یادداشت های رضاشاه در زمان ریاست الوزرایی و فرماندهی کل قوا، ترجمه شهرام کریملو، تهران: چاپخانه ارتش.

. بهبودی، سلیمان، (۱۳۷۲)،  خاطرات دوران رضاشاه، به کوشش غلامحسین میرزاصالح، تهران: طرح نو.

. بلوشر، فون، (۱۳۶۳)،  سفرنامه، ترجمه کیکاووس جهانداری، تهران: خوارزمی.

. ترابی فارسانی، سهیلا، (۱۳۸۴)، تجار، مشروطه و دولت پیشرفته، تهران: تاریخ ایران.

. حائری، عبدالهادی، (۱۳۶۰)، تشیع و مشروطه در ایران، تهران: امیرکبیر.

. حسامیان، فرخ و دیگران، (۱۳۶۳)، شهرنشینی در ایران، تهران: آگاه.

. حکیمی، محمود، (۱۳۶۵)، داستان هایی از عصر رضاشاه، تهران: قلم.

. دلدم، اسکندر، (۱۳۷۱)،  زندگی پرماجرای رضاشاه، ج۱، تهران: گلفام.

. دولت آبادی، یحیی، ( ۱۳۶۲، حیات یحیی، ج۴، تهران: عطار.

. رجبی، پرویز، (۲۵۳۵)، معماری عصر پهلوی، تهران: دانشگاه ملی.

. شجیعی، زهرا، (۱۳۷۲)،  نخبگان سیاسی در ایران: از مشروطه تا انقلاب اسلامی، ج۴، تهران: سخن.

. شهری، جعفر،  (1369)، تاریخ اجتماعی تهران در قرن سیزدهم، ۲ج، تهران: رسا.

. —–، (۱۳۷۱)، طهران قدیم، ج۱، تهران: معین.

. صلاح، مهدی،  (1388) ، کشف حجاب، تهران: مؤسسه پژوهش ها و پژوهش های سیاسی.

. عاقلی، باقر، (۱۳۸۶)، رضاشاه و قشون متحدالشکل، تهران: نامک.

. عیسوی، چارلز، (۱۳۶۹)، تاریخ اقتصادی ایران، ترجمه یعقوب آژند، تهران: گستره.

-.

غنی، سیروس، (۱۳۷۷)، ایران: برآمدن رضاشاه و نقش انگلیسی ها، ترجمه حسن کامشاد، تهران: نیلوفر. مقالات

. فلامکی، منصور، (۱۳۷۵)، سیری در تجارب مرمت شهری، تهران: دانشگاه تهران.

. فلور، ویلم، (۱۳۶۵)، جستارهای تاریخ اجتماعی ایران عصر قاجار، ج۲، ترجمه ابوالقاسم سری، تهران: توس.

. فوران، جان، (۱۳۸۸)، مقاومت شکننده؛ تاریخ تحولات اجتماعی ایران، ترجمه احمد تدین، تهران: رسا.

. کاتوزیان، محمدعلی همایون، (۱۳۸۲)، اقتصاد سیاسی ایران، ترجمه محمدرضا نفیسی و کامبیز عزیزی، تهران: مرکز.

. کرونین، استفانی، (۱۳۸۷)، رضاشاه و شکل گیری ایران نوین، ترجمه مرتضی ثاقب فر، تهران: نیل.

کیانی، مصطفی، (۱۳۸۳)، معماری در دوره پهلوی، تهران: مؤسسه پژوهش ها تاریخ معاصر. روزنامه ها

. مختاری اصفهانی، رضا، (۱۳۸۰)، اسنادی از انجمن بلدی، تجار و اصناف، ۲ج، تهران: وزارت فرهنگ و ارشاد.

. مستوفی، عبدالله،  (1371)، توصیف زندگانی من، ج۳، تهران: زائران.

. مکی، حسین، (۱۳۶۲)، تاریخ بیست ساله ایران، ج۲، تهران: علمی.

. میلسپو، آرتور، (۱۳۵۶)،  مأموریت آمریکایی ها در ایران، ترجمه حسین ابوترابیان، تهران: پیام.

. نفیسی، سعید،  (1345)،  تاریخ معاصر ایران، تهران: اقبال.

هدایت، مهدیقلی خان، (۱۳۶۳)، خاطرات و خطرات، تهران: زائران. مراجع لاتین

Ashraf, Ahmad (1990). Bazar: Socioeconomic and political roll,Encyclopedia of Iranica, vol IV, edited by Ehsan Yarshater, Londen & NewYork.

Groot, Joanna de (2007). Religion, Cultur and Politic in Iran, I.B.Tauris Publishers & Co. Ltd in New Yourk.

Keshavarzian, Arang(2007). Bazar and State in Iran, Cambridge University Press.

Wilber, D. 1975. Riza shah Pahlavi: The Resurrection and Reconstruction of Iran, NewYork.

نویسندگان:

عبدالرفیع رحیمی؛  محسن بهشتی سرشت

مسعود آدینه وند: دانشگاه بین المللی امام خمین قزوین 

انتهای متن/


لینک کوتاه مطلب : http://www.shalamchenews.com/?p=94540

دیدگاه شما

معادله ی امنیتی * Time limit is exhausted. Please reload CAPTCHA.