تاریخ ارسال : ۲۳ دی ۱۳۹۶ ساعت : ۰۲:۲۶ 0 نظر چاپ این صفحه چاپ این صفحه

جریان سینمای عامه پسند نزدیک به ابتذال هست

کارگردان فیلم هایی چون دوران عاشقی، چهل سالگی و ایستگاه متروک بتازگی مهمان ما در روزنامه جام جم بود و در اظهار کرد وگویی طولانی در مورد مسائل و مشکلات متفاوت این روزهای سینمای ایران به اظهارنظر پرداخت. بخش اول این گفت و گو پیش روی شماست و بخش دیگر هم که در بر دارنده مباحث با اهمیت دیگر به ویژه در مورد جشنواره فیلم فجر هست، در فرصتی دیگر منتشر خواهد گردید. هنگامی متن گفت و گو را برای تائید رئیسیان فرستادم، در قسمتی از جواب و در مورد این اظهار کرد وگو درج کرد: دشمنان مرا زیاد می هنگامی متن گفت و گو را برای تائید رئیسیان فرستادم، در قسمتی از جواب و در مورد این گفتکند. عیبی هم ندارد.

اظهار کرد وگو را با یک سؤال دو قسمتی آغاز می کنم؛ اول این که به چه سبب از سال ۹۳ به بعد و بعد از دوران عاشقی تاحالا فیلم کار نکردید و دیگر این که به چه سبب در طول سه دهه فعالیت، منحصرا شش فیلم ساخته اید؟

بعد از موفقیت دوران عاشقی، دلم می خواست زودتر یک فیلم بسازم، اما حقیقت این هست که الان شرایط فیلمسازی خیلی مناسب حال و هوای انسان در این چند سال گذشته، سینمای ایران تماما دوقطبی شده هست؛ یک بخش فیلمهای سفارشی. در این چند سال گذشته، سینمای ایران تماما دوقطبی شده هست؛ یک بخش فیلم های خیلی عامه پسند تجاری و قسمتی هم فیلم افرادی که در این دو شکل قضیه مهارت یا به آنان علاقه نداشته باشند و نتوانند کار کنند، شرایط دشواری خواهند داشت. فیلمسازانی که شاکله کلیدی سینمای ایران را شکل میدادند، تقریبا همه همین مشکل را دارند و سه چهارسالی هست که بیکار می باشند. فیلمسازانی که شاکله کلیدی سینمای ایران را شکل می همین چند ماه گذشته همراه بعضی از این دوستان جلسهکدام از ده کارگردانی که در این جلسه حضور داشتند، مشغول فیلمسازی نبودند. همین چند ماه گذشته همراه بعضی از این دوستان جلسه ای با آقای حیدریان، ریاست سازمان سینمایی داشتیم؛ هیچ به آقای حیدریان اظهار داشتیم، این وضعیت هیچ پرسشی برای شما ایجاد نمیکند. به آقای حیدریان اظهار داشتیم، این وضعیت هیچ پرسشی برای شما ایجاد نمی به چه سبب این آدمکدام مشغول فیلمسازی نیستند؟ این یک سوال جدی هست که به چه سبب شرایط سینمای ایران در این چند سال طوری پیش رفته که عدد جای کیفیت را گرفته هست. به چه سبب این انسان ها با این خاستگاه ها و سوابق خوبی که دارند هیچ یعنی یک مسابقه رکورد و عدد اتفاق میبرداری نیست. یعنی یک مسابقه رکورد و عدد اتفاق می افتد که فلان فیلم، رکورد فیلم دیگر را زده هست درحالی که این جا مسابقه وزنه اگر هم مسابقهای باشد در حوزه تفکر هست. اگر هم مسابقه یکی از دلایل فیلم نساختنم در این چند سال این وضعیت بود، سبب دیگر آن هم ارتباطات درون خود سینماست. همه چیز را هم نمیتوانیم گردن دولت و مدیریت بیندازیم. همه چیز را هم نمی بعضی فیلمسازان فیلمهایشان وجود دارد. بعضی فیلمسازان فیلم هایی می سازند که با جهت های شخصی روحی خودشان در رابطه هست و علایق آنان در فیلم گاهی برای فیلمسازی، باید احساس های و اندیشهفروشیم و باید نرخ خوبی در مقابل آن دریافت کنیم. گاهی برای فیلمسازی، باید احساس های و تفکر های چند انسان به هم گره بخورد و علایق آنان در یک زمان به هم نزدیک گردد تا یک محصول خوب به وجود بیاید، ضمن این که ما نباید به عنوان انسان حرفه ای، همیشه ملاکمان خودمان باشد و فکر کنیم هر فیلمی که داریم کار می کنیم، قسمتی از زمان را می بعضی وقتکنیم. بعضی وقت ها به این شکل هست که همه ما با یک فیلم بالا بردن می یابیم و جهت های هنری خود را تقویت می پس نباید آن شکلی را که برای یک فیلم پرفروش نوع دیگر از سینما درنظر میگیریم، با همکاران دیگر همان خرید و فروش را انجام دهیم. پس نباید آن شکلی را که برای یک فیلم پرفروش نوع دیگر از سینما درنظر می در دنیا هم این طور نیست و همه میکند، مناسبات و ارتباطات متفاوتی دارند. در دنیا هم این طور نیست و همه می دانند، انسان هایی که شکل فیلمسازی آنان با جریان سینمای عامه پسند و تجاری فرق می خیلی وقتها قصدی هم برای رکوردزنی ندارند. خیلی وقت ها شما در سینمای دنیا می بینید، بازیگرانی که دستمزد حد بالای سینمایی دارند، هنگامی با این پروژه ها کار می کنند، دیگر توقع دستمزد بالا ندارند، چون اگر این طور نباشد، دیگر آن فیلم ها ساخته نمی گردد، ضمن این که این فیلم رسد، فیلمسازی به معنای خلق اثر، برای شما مراتب و آدابی دارد.

با توجه به این گفت وگو ها به نظر می اگر این چیزی هست که شما بهخندد) چون فیلمسازی یک پروسه زمانبر، سخت و پیچیده هست. اگر این چیزی هست که شما به عنوان فیلمسازی به آن اعتقاد دارید، پس آن سازوکار سینمایی و تولید انبوه و با پایین ترین فاصله زمانی بعضی فیلمسازان را باید چه چیز اسم گذاری کرد؟!

هر وقت از من می پرسند به چه سبب کم فیلم می سازی، می گویم من همیشه حیرانم که به چه سبب بقیه زیاد فیلم می سازند! (می حتی افرادی که خودشان را صنعتگر میساختند. حتی افرادی که خودشان را صنعتگر می دانند، اگر خوب ترین آنان را هیچکاک در نظر دریافت کنیم، ـ گو این که کیشلوفسکی هم خودش را یک صنعتگر می دانست که بنظرم کذب می اظهار کرد و یک اندیشمند بودـ ، در اوج دوران کاری خود و در خوب ترین حالت در نهایت سالی یک فیلم می این طور نبود که هنگامی فیلم میکند. این طور نبود که هنگامی فیلم می ساختند، یک سریال را هم در پیش تولید دارا باشند و همزمان با ساخت سریال هم فیلمی آماده اکران دارا باشند! البته این وضعیت، توصیه حقیقی سینما نیست، یعنی با دوره ملتهبی که بعضی فیلم ها خوب می فروشد، اتفاق می افتد و بعد از دو سه سال کارنامه آن فیلمساز فروکش می این مسئله نشان می توان خیلی روی این محاسبات، حساب باز کرد. این مسئله نشان می دهد این یک امتیاز و خاصیت قوی برای هر فیلمساز نیست و نمی نمونههای آن هم در سینمای ایران و جهان زیاد هست. نمونه این منحصرا قسمتی از سینماست، اما اگر این مبحث مبدل به همه سینما گردید، خطری اتفاق میتواند از آن گذر کند؛ در حالی که این راه باید گسترده تر از اینها باشد. این منحصرا قسمتی از سینماست، اما اگر این مبحث مبدل به همه سینما گردید، خطری اتفاق می افتد و راه وسط و میانه سینمای مؤثر در میان فیلم های تحت تاثیر خیز رایج و آثار سفارشی، این قدر تنگ می گردد که حتی یک نفر نمی اکنون یا این یک تئوری هست که سینمای خواست مردم باید کمرنگ گردد یا از بی توجهی مسئولان و مسئولین هست که حواسشان نیست چه رخدادی در حال رخ دادن هست. به هرحال حتی در اوج سینمای پیش از انقلاب هم سینمای روشنفکرانه و هنری هیچ گاه منقطع نشد. جریان فیلمفارسی بالعکس آنچه آقای فریدون جیرانی در گفت و گو با شما در روزنامه جامجم عنوان کرده بود، منقطع گردید. جریان فیلمفارسی بالعکس آنچه آقای فریدون جیرانی در گفت و گو با شما در روزنامه جام یعنی هنگامی تولید سینمای ایران از ۹۱ فیلم در سال ۵۱ به ۱۳ فیلم در سال ۵۶ رسید (تازه از این ۱۳ فیلم تولیدی، منحصرا شش فیلم به نمایش درآمد) یعنی حیات این سینما منقطع گردید، اما سینمای روشنفکرانه و هنری به طور مستمر توسط فیلمسازهایی مثل تقوایی، حاتمی، مهرجویی، کیمیایی و کیمیاوی وجود داشت. پس اعتقاد دارم نباید آنالیز ما به سمتی برود که بگوییم جریان فیلمهای عامه پسند، خصوصیت و امتیاز بیشتری دارد و باید هم همین گونه باشد. پس اعتقاد دارم نباید آنالیز ما به سمتی برود که بگوییم جریان فیلم برای این که خاصیت جریاندهد. برای این که خاصیت جریان های عامه پسند خیلی به ابتذال نزدیک می گردد و هنگامی ابتذال رایج شدن پیدا کرد، دیگر خصلت های عمومی فرهنگ جامعه را هم تحت تاثیر قرار می آن وقت دیگر بازگرداندن یک جامعه به فاکتورهایی که نرمال فکری در آن مطرح هست، سخت میشود. آن وقت دیگر بازگرداندن یک جامعه به فاکتورهایی که نرمال فکری در آن مطرح هست، سخت می کنند سینما یعنی همین.

یکی از بحث های با اهمیت نیازمند ارزیابی در سینمای فعلی ایران همین هست؛ انگار مردم در مقابل فیلم های سطح پایین بی حس شده اند و به آن عادت کرده اند و این قدر که به لحاظ تعدد، فیلم کم کیفیت و دور از نرمال دیده اند، فکر می در میان این افت سلیقه، بعضی فیلمشوند. در میان این افت سلیقه، بعضی فیلم های خوب و با نگاهی نرمال و متمایز هم نزد این دیدگاه تنزل یافته، قربانی می منظورم دیکته و بخشنامهپرسش خوبی مطرح کردید که من برای پاسخگویی به آن مجبورم یک بحث با اهمیت دیگر را باز کنم. منظورم دیکته و بخشنامه ای کردن نیست، اما نمی توان با کنترل و نظارت کیفی (نه به معنای ممیزی) به سمت تولید فیلم های نرمال و جذاب برای بالا بردن سلیقه پایین آمده مردم رفت؟

این آمار، روح ندارد و محتمل هست ارقام، شما را فریب دهد. از دل چنین آماری همین تحلیلشود، اما واقعا این طوری نیست و اگر بخواهیم جدی تر به این قضیه نگاه کنیم، باید به تفاوت جامعه الان ما با جامعه پیش از انقلاب اشاره کنیم؛ بیننده ما در این مقطع زمانی، تماما واکنشی هست و به هیچ عنوان کنشگر نیست. از دل چنین آماری همین آنالیز ها بیرون می آید و بحث هایی چون سلیقه سازی و دنبال کردن سلیقه مردم و هنر به معنای سرگرمی صرف در سینما مطرح می سادهترین عکس العمل این هست که شما سراغ چیزی بروید که به گفته فرهنگ عامیانه با آن حال کنید و بخندید و سرگرم شوید که اصلا هم چیز بد و مذمومی نیست. آسان ترین و عامیانه گروهی حق دارند به سینما بروند و حال کنند، چه اشکالی دارد؟ این وسط یک امای بزرگ هم وجود دارد. اما هنگامی شما اظهار کردید اصل همین هست؛ هر چیزی که مردم خواستند، شما به آنان بدهید، هنگامی مردم شما و این فرآورده ها را پس زدند، آن وقت دیگر میهای پرفروش داشتیم و بعد سریعا سینما دچار رکود گردید. اما هنگامی شما اظهار کردید اصل همین هست؛ هر چیزی که مردم خواستند، شما به آنان بدهید، هنگامی مردم شما و این فرآورده ها را پس زدند، آن وقت دیگر می خواهید چه چیزی به آنان بدهید؟ کما این که در سینمای بعد از انقلاب، دست کم سه دوره این رقم خورد و ما سه خیز فیلم این یعنی نقش دولت به معنای ناظر و تنظیم کننده جریان بازار (و نه دخالتریزی آنچنانی و این همه سازمان عریض و طویل سینمایی و این همه مدیر و کارمند نبود و منحصرا یک اتاق به این امر اختصاص داشت. این یعنی نقش دولت به معنای ناظر و تنظیم کننده جریان بازار (و نه مداخله کننده) و ارائه و تقاضای فرهنگی چیست؟ این اتفاق که پیش از انقلاب به طور خود به خود پیش می آمد و احتیاج به برنامه کتاب «سینما و من» آقای مهدی فخیم زاده، تاریخچه خوبی از همین جریان حقیقی سینما را در اختیار خواننده قرار میدهد. کتاب «سینما و من» آقای مهدی فخیم زاده، تاریخچه خوبی از همین جریان حقیقی سینما را در اختیار خواننده قرار می یک اتاق بود و دو کارمند و ۹۱ فیلم با ابزارها آن روز سینمای ایران در سال ۵۱ تولید گردید و همه آنان به نمایش درآمد و قطعا تماشاگر هم داشت که اکران میدهد. یک اتاق بود و دو کارمند و ۹۱ فیلم با ابزارها آن روز سینمای ایران در سال ۵۱ تولید گردید و همه آنان به نمایش درآمد و قطعا تماشاگر هم داشت که اکران می گردید،اما چه گردید، کجا رفت و چه رخدادی افتاد؟ اگر ما الان تشکیلات گسترده ای داریم و یک بروکراسی بسیار بزرگ را داریم اعمال می کنیم و بر قدم خستین تا قدم پایانی فیلمساز نظارت می کنیم، پس نظارت و دقت ما بر بازار کجاست؟ این که فیلم ها همسان می گردند و یک جور کپی از همدیگر می باشند، حاصل همین نظارت دستگاه های دولتی هست؟ پس یک چیز دیگر در این میان حادث می گردد که خیلی با اهمیت هست و آن هم این هست که دولت وظیفه ها فرهنگی خودش را درست انجام نمی در وضعیت کنونی، اشکال بزرگی که وجود دارد، مخفی شدن پشت خواسته و میل یک گروه مشخص از تماشاگران هست؛ اگر به آمار فیلمهای پرفروش دو سه سال موخر نگاه کنید، حداکثر دو میلیون بیننده دارند. در وضعیت کنونی، اشکال بزرگی که وجود دارد، مخفی شدن پشت خواسته و میل یک گروه مشخص از تماشاگران هست؛ اگر به آمار فیلم یعنی از ۸۰ میلیون جمعیت، شما با دومیلیون بیننده برای تمام سینما ایجاد سلیقه میکنید. یعنی از ۸۰ میلیون جمعیت، شما با دومیلیون بیننده برای تمام سینما ایجاد سلیقه می این یعنی به هم ریختن بازار، نه حفظ بازار، به چه سبب؟ چون تماشاگرانی که به انواع دیگر فیلم علاقه دارند، اصلا فضایی برایشان وجود ندارد. فیلم رگ خواب، همین سال کنونی پنج و نیم میلیارد تومان فروخت، فیلمی که با هیچ کدام از معیارهای سینمای تجاری همخوان نبود. این یک اتفاق هست و رگ خواب، یکی از پرفروش ترین فیلمهای سال کنونی سینماست. این یک اتفاق هست و رگ خواب، یکی از پرفروش ترین فیلم پس این نوع فیلمها بیننده دارد؛ حتی اگر تلخ و گزنده باشد و حتی اگر منحصرا یک بازیگر سرشناس در آن حضور داشته باشد. پس این نوع فیلم همین فیلم خفه گی آقای جیرانی در یک ماه، چهار میلیارد تومان فروخت که رقم خوبی هست؛ یک فیلم تلخ و خاص و سیاه وسفید با یک مبحث خیلی ویژه. پس این فیلمها بیننده دارد، اما شرایط دیده شدن این آثار برای بیننده اصلا وجود ندارد، به چه سبب؟ چون تمایل کلیدی، خواست سالن دارها و سینمادارها شده هست. پس این فیلم پس معنی پشتیبانی دولت در بخش تولید از این نوع سینما و در بخش پشتیبانی از نمایش این آثار چیست؟ محتمل هست بگویید خود دست اندرکاران سینما و شورای صنفی نمایش که دست خود آحاد سینماست، برای ارائه این فیلمگیرند. پس معنی پشتیبانی دولت در بخش تولید از این نوع سینما و در بخش پشتیبانی از نمایش این آثار چیست؟ محتمل هست بگویید خود دست اندرکاران سینما و شورای صنفی نمایش که دست خود آحاد سینماست، برای ارائه این فیلم ها تصمیم می دراین صورت باید بگویم، این شورا بد عمل میکند و موجب شده الان تقریبا همه ناراضی باشند. دراین صورت باید بگویم، این شورا بد عمل می دولت باید ورود کرده و این سامانه را اصلاح کند که مورد رضایت اهالی سینما نیست. مردم که اطلاع ندارند شورای صنفی چیست، اما این شورای صنفی نمایش هست که با تصمیم های خود روی وضعیت بازار تاثیر میگذارد. مردم که اطلاع ندارند شورای صنفی چیست، اما این شورای صنفی نمایش هست که با تصمیم های خود روی وضعیت بازار تاثیر می اعضای شورا میگویند، حیاتی وضعیت پیش آمده نیستند. اعضای شورا می اصلا این شورا را برداریم، چه رخدادی میشود. اصلا این شورا را برداریم، چه رخدادی می افتد؟ شما می گویید بلبشو می گردد، اما من می گویم نمی بدتر از این چیزی که هست دیگر نمیشود. بدتر از این چیزی که هست دیگر نمی اگر شورا وجود دارد باید درست عمل کرده و این ناخشنودی باید کاهش پیدا نماید. وظیفه دولت ایجاد تعادل و تعادل هست، یعنی یک فیلم گودزیلا نشود و همه فرآورده ها کوچکبیند. وظیفه دولت ایجاد تعادل و تعادل هست، یعنی یک فیلم گودزیلا نشود و همه فرآورده ها کوچک تر را بخورد! در این وضعیت اکران، منحصرا وضعیت به سود آن فرآورده ها بزرگ هست و حتی بیشتر از ظرفیت خود تحویل گرفته می گردند، اما انواع دیگر سینما به شدت آسیب می های به نمایش درآمده، همخوانی ندارد و ما تورم در تولید داریم.

اینجا بحث فیلم سوزی هم مطرح می گردد که در این چند سال و بخصوص در این چند وقت موخر به وفور شنیده ایم و بعضی صاحبان آثار، شورای صنفی نمایش را مسئول این فشردگی اکران می باید جلوی این تورم در تولید را گرفت؛ یعنی تولید یک تعداد فیلم برای یک مدت اکران که دهه ۶۰ و ۷۰ هم همین گونه بود و دولت هم خودش جدول اکران را میبست و سلیقه مردم هم خیلی در آن دخیل نبود و اهمیت نداشت.

آنان می گویند نسبت میزان فیلم های تولیدشده به میزان فیلم پس این راه حل خوبی نیست، راهها باید مراعات گردد. باید جلوی این تورم در تولید را گرفت؛ یعنی تولید یک تعداد فیلم برای یک مدت اکران که دهه ۶۰ و ۷۰ هم همین گونه بود و دولت هم خودش جدول اکران را می در جاهای دیگر دنیا، درجهبندی سنی وجود دارد که ما اینجا نداریم. پس این راه حل خوبی نیست، راه حل خوب تر چیست؟ تا وقتی که سالن های سینما افزایش پیدا نماید، نوعی عدالت نسبت به نرمال فیلم در ایران شما نمیها. در جاهای دیگر دنیا، درجه اگر آمار فیلمهای پرفروش را دربیاورید، هرکدام بالای ۱۰۰ سالن در اختیار داشتند. در ایران شما نمی توانید بگویید این فیلم هایی که می فروشد محصول محاسبه درست سازندگان آن بوده یا شرایط پخش یا حال و هوای بیننده ها یا تعداد سالن در جواب به چرایی این همه سالن هم میخواهند. اگر آمار فیلم محتمل هست این توجیه را هم مطرح نمایند و بگویند برای آن مردم دیگر هم محصولاتی به نمایش درآوردیم، اما سؤال این جاست که از این جنس سینما چند فیلم به نمایش درآمد و از آن محصولاتی که خودشان و سینمادارها دوست دارند، چند فیلم اکران گردید؟ ضمن این که هر وقت هم فیلمعدالتی در اکران. در جواب به چرایی این همه سالن هم می اظهار کردند این خواسته سینماداران هست که آسیب نکنند، اما اگر جامعه آسیب کرد، چه کسی جواب می دهد؟ یعنی منحصرا سبدتان را با یک مدل میوه پر می کنید؟! همه باید پرتقال بخورند ولاغیر؟ با این وضعیت، کمبودهای دیگر جامعه از بین می رود؟ اصلا شاید بحث سینمادار را هم مطرح نکنند و بگویند مردم این را می خواهند، اما من به شما اثبات نمودم که مردمِ دیگر، چیزهای دیگر هم می هرجا که از قبل این تصمیم گرفته میافتد. محتمل هست این توجیه را هم مطرح نمایند و بگویند برای آن مردم دیگر هم محصولاتی به نمایش درآوردیم، اما سؤال این جاست که از این جنس سینما چند فیلم به نمایش درآمد و از آن محصولاتی که خودشان و سینمادارها دوست دارند، چند فیلم اکران گردید؟ ضمن این که هر وقت هم فیلم های سفارشی وجود داشت، خوب ترین زمان اکران را به مدت طولانی به آنان اختصاص داده اید، این هم نوعی دیگر از بی در همه جای دنیا و در حالت عادی هم اگر فیلمی با افت فروش رو به رو گردد، بتدریج سالندهد. هرجا که از قبل این تصمیم گرفته می گردد که مردم این را می خواهند یا مردم باید فلان فیلم را نگاه کنند، این محکوم به شکست هست، اما این که الان شما با این وضعیت بازار و عدم تناسب تولید و نمایش، شورای صنفی را نادیده بگیرید و گمان کنید که اصلا وجود ندارد، باز می گویم ضایعات آن از وضعیت فعلی کمتر هست و اتفاق بدتر از این نمی در چنین شرایطی بهکنند. در همه جای دنیا و در حالت عادی هم اگر فیلمی با افت فروش رو به رو گردد، بتدریج سالن های سینمای آن کم می گردد و جایش را به فیلمی دیگر می من هنگامی از دولت گفت وگو میکرد مردم در چه زمانی چه فیلمی نگاه کنند و چه فیلمی را نبینند. در چنین شرایطی به عنوان مثال، هم فیلم های وودی آلن امکان دیدن دارند و هم فیلم های ابرقهرمانانه و هم فیلم های خانوادگی و هم کمدی رمانتیک ها و همه فیلم ها اندک اندک جایگاه خود را در اکران پیدا می در این شرایط، نه برنامه ریزی تولید دست سازنده بود و نه پخش و نمایش آن. من هنگامی از دولت گفت وگو می کنم، مداخله در خود بازار نیست، لکن متعادل کردن هست، چون اگر مداخله دولت مدام باشد، همان رخدادهای دهه های ۶۰ و ۷۰ می افتد که علی رغم خوب بودن فیلم ها، ناخشنودی هم وجود داشت و سلیقه یکی دو نفر تعیین می منظورم این هست که دولت تا رسیدن به وضعیت مطلوب، ناگزیر هست که مشی درست را در تولیدات متنوع و در نمایش آنان و در ظرفیتهای مخاطبانی که دارند، تشریح کند. حتی اگر به نظر برسد، ابتدا خسارتسازی هست. منظورم این هست که دولت تا رسیدن به وضعیت مطلوب، ناگزیر هست که مشی درست را در تولیدات متنوع و در نمایش آنان و در ظرفیت حتی اگر به نظر برسد، ابتدا خسارت هایی دارد، اما یکی از وظیفه ها ذاتی دولت، زمینه این مسئله هم رابطه مستقیمی با تصمیم های شورای صنفی نمایش دارد.

یکی دیگر از معضلات اکران، تجمع و تراکم فیلم های با مولفه های بالای فروش در نیمه اول سال به ویژه عید نوروز و تابستان هست که موجب می گردد در نیمه دوم سال به ویژه ماه های پایانی، با فقدان یا کم بودن شدید فیلم موفق در گیشه و انبوهی فیلم کم بیننده روبه آن شورای صنفی نمایشی که من، زنده یاد سیفالله داد و آقای شاهسواری و یکی دو نفر از دوستان دیگر آیین نامه آن را نوشتیم، مربوط به همان زمان هست و برای امروز نوشته نشده بود.

تا آن مقطع، دولت همه کاره اکران بود و بعد از مدتی کمیسیون نمایش تشکیل گردید که اشکالات بسیاری داشت. آن شورای صنفی نمایشی که من، زنده یاد سیف بعد هم شورای صنفی نمایش راهکننده، سه سینمادار و یک کارگردان بود که الان شده چهار، چهار، یک. این شورا مربوط به آن دوران و آن شرایط بود، اما این که این برای همیشه عوض شدن نکند، همین مشکلات از آن درمیآید. بعد هم شورای صنفی نمایش راه اندازی گردید که ترکیب آن دربردارنده سه تهیه یعنی شما میهای بزرگ سینماداران دولتی می باشند، یکی از آنان به صورت توامان هم سینمادار هست و هم در حوزه پخش. این شورا مربوط به آن دوران و آن شرایط بود، اما این که این برای همیشه عوض شدن نکند، همین مشکلات از آن درمی تهیه کنندهدهد. یعنی شما می بینید که سال ها سه نفر از اعضای شورای صنفی نمایش، نماینده کمپین همین ایراد به خود ریاست شورای صنفی نمایش هم وارد هست، یعنی به نظر میآید ملاحظات بسیاری را درمورد دفاتر متفاوت دارد. تهیه کننده ها هم همین مشکل را دارند، به طور مثال تا همین الان تهیه کننده هایی آنجا می باشند که یکی از آنان مستقیما شریک بزرگ ترین دفتر پخش و سالن نمایش هست، در نتیجه آن منفعت های غالب می گردد و دیگر منفعت های تهیه کنندگی جایش را به آن می دولت هم بهزنید؟! هیچ راهی به جز اصلاح این وضعیت و این ترکیب وجود ندارد. همین ایراد به خود ریاست شورای صنفی نمایش هم وارد هست، یعنی به نظر می فرض کنید الان شورای صنفی نمایش دیگر احتیاج نیست، آن وقت جریان اکران چگونه باید اتفاق افتد؟ ما میگوییم این تعداد سالن داریم و این تعداد هم فیلم. دولت هم به عنوان ناظر شاید بدش نیاید که بگوید نگاه کنید! خودتان نمی توانید خودتان را اداره کنید، پس به چه سبب به من ایراد می گیرید و غر می شاید پایین ترین فایده این تجربه این باشد که ما نگاه کنیم راه مدیریتی ـ نیمه آزاد. فرض کنید الان شورای صنفی نمایش دیگر احتیاج نیست، آن وقت جریان اکران چگونه باید اتفاق افتد؟ ما می همه اینها وضعیت را دچار مشکل خواهد کرد، به سبب این که همان استثناها وسط میآیند. شاید پایین ترین فایده این تجربه این باشد که ما نگاه کنیم راه های نیمه کاره همیشه نادرست هست؛ نیمه دولتی ـ نیمه خصوصی، نیمه صنفی ـ نیمه غیرصنفی، نیمه تازه اگر آنان هم وسط نیایند، شما باید ظرفیت اندکی از فیلم را در شش ماهه اول سال به هر طریقی اکران کنید، در این میان هرکس که نفوذ بیشتری در شورا دارد دست به کار میشود… همه اینها وضعیت را دچار مشکل خواهد کرد، به سبب این که همان استثناها وسط می آشکار هست چه وضعیتی پیش میآید. تازه اگر آنان هم وسط نیایند، شما باید ظرفیت اندکی از فیلم را در شش ماهه اول سال به هر طریقی اکران کنید، در این میان هرکس که نفوذ بیشتری در شورا دارد دست به کار می به طور مثال ریاست شورای صنفی نمایش، فیلم خود را در عید اکران میگوید ما فیلم را زودتر ساخته بودیم و زود هم برای آن پروانه نمایش گرفتیم! خب، این مبحث غلطی هست، چون شما از سال گذشته اکران، هنوز ۱۷ فیلم ما بقی دارید، در حالی که شما فیلمتان را بعد از این آثار تولید کردید. آشکار هست چه وضعیتی پیش می پس اول برای آن ۱۷ فیلم قبلی، زمان اکران تعیین میهای گذشته پشت خط اکران می باشند. به طور مثال ریاست شورای صنفی نمایش، فیلم خود را در عید اکران می کند که گل اکران هست، اما جالب این جاست که فیلمش هم نمی فروشد! (می خندد) بعد که از او می پرسید، به چه سبب این طوری هست؟ می بله، همین گونه هست. پس اول برای آن ۱۷ فیلم قبلی، زمان اکران تعیین می کردید و بعد می اظهار کردید من نفر اولم!

تازه پیش از آن ۱۷ فیلم پارسال هم چندین فیلم از سال در همه دنیا اولویت با فیلمآید.

در سفری که سه پارسال و بمناسبت جشنواره بینشود. در همه دنیا اولویت با فیلم هایی هست که پیشتر تولید شده و به ترتیب در سینماها به نمایش در می یعنی آنان هفتههای زیاد زیادتر هست. در سفری که سه پارسال و بمناسبت جشنواره بین المللی بمبئی به هند داشتم، ریاست اتحادیه تهیه کنندگان این کشور به من اظهار کرد که همه هزار فیلم تولید هر ساله هند طی سال به نمایش در می آید و به سال های بعد موکول نمی شیوه اکران ما بالعکس هست. یعنی آنان هفته ای ۲۰ فیلم اکران می کنند، شاید طول اکران فیلم ها در آنجا کم باشد، اما اکران عرضی آنان به سبب نمایش در تعداد سالن در اروپا این طور نیست و به طور مثال فرانسه ۱۳۰ فیلم در سال تولید میکند که نصف آنان هم در سینماها به نمایش درنمی آید. حتی در آمریکا بخش عمده فیلمدهد، پس این محصول، سینمایی هست و باید در سینما اکران گردد. در اروپا این طور نیست و به طور مثال فرانسه ۱۳۰ فیلم در سال تولید می فیلم در سالن سینما اکران میخندد). حتی در آمریکا بخش عمده فیلم های رتبه ب و ج در سینماها اکران نمی گردد و برای نمایش سر از تلویزیون و شبکه های کابلی و ویدئویی درمی آورد، اما این جا چون می گوییم دولت، پروانه ساخت فیلم سینمایی می دهد، پس این فیلم، سینمایی هست و بعد پروانه نمایش همان فیلم را هم دولت می میگویند خب، تولید شده هست دیگر. فیلم در سالن سینما اکران می گردد، اما هیچ کس نمی رود آن را ببیند، بعد می گویند آن فیلمی که هیچ کس آن را در اکران نمی بیند، به هنر و تجربه برود! بعد شما می گویید قسمتی از این فیلم ها حتی در هنر و تجربه هم تماشاگر ندارند (می هنگامی میگویم این ارقام روح ندارند، همین جاست. می یعنی شما سال کنونی میشود ۲۵ و . هنگامی می میگویند جلوی تولید را دریافت کنیم، اما این اصلا راه خوبی نیست. یعنی شما سال کنونی می بینید ۱۷ فیلم دارید که اکران نشده اند و هیچ کس آنان را ندیده، سال بعد تعداد آن می گردد ۲۰ عنوان و سال بعدترش می شما با این کار، بازار کار را میبندید…. می گوییم پس راهش چیست؟ می شما خودتان هم چند دوره، عضو پروانه ساخت بودید. شما با این کار، بازار کار را می بله، من از دوره زنده یاد سیف الله داد تا شش هفت سال عضو پروانه ساخت و ریاست محور کارگردانان بودم.

انگار میهای نمایش، کمتر مجوز تولید صادر کنند.

سال کنونی شاهد افت تولید نسبت به سال پس قائل به این نیستید که چون سالن کافی نداریم، جلوی تولید گرفته گردد؟ها ماشین تولید نکنند. انگار می خواهند به علت کم بودن سالن شما باید برای این مسئله فکر داشته باشید؛ یعنی خیابانها را مرتب افزایش داده و حمل و نقل عمومی خود را توسیع دهید و . پس قائل به این نیستید که چون سالن کافی نداریم، جلوی تولید گرفته گردد؟

مثل این هست که شما بگویید ظرفیت راه ها و خیابان های شهر برای ماشین پر هست و دیگر کارخانه اعتقاد دارم این راه حلش نیست، ضمن این که از پروانه ساخت، خروجیآمد که بسیار ناراضی کننده بود، یعنی تنوع در تولید وجود نداشت و شاهد آثار هم شکلی بودیم که پشتیبانی آنان هم مسائل و مشکلات مربوط به خودش را داشت. شما باید برای این مسئله فکر داشته باشید؛ یعنی خیابان اصلا باید پروانه ساخت را هم برداشت و منحصرا پروانه نمایش صادر گردد… اعتقاد دارم این راه حلش نیست، ضمن این که از پروانه ساخت، خروجی هایی بیرون می آن وقت هر کسی که تولید میکند، نباید توقع اکران داشته باشد و این که چون دولت مجوز ساخت صادر کرده، آن فیلم را نمایش هم بدهد. الان هنگامی دولت ساخت فیلم شما را تائید میکند، باید تضمین نمایش آن را هم به عهده بگیرد. آن وقت هر کسی که تولید می در عمل دولت این وسیله را ندارد و بیشترین سینماها دست دولت نیست. الان هنگامی دولت ساخت فیلم شما را تائید می درچنین شرایطی شما با نقش تخریبی دولت رو به رو میشوید. بنظرم دولت باید پروانه ساخت را بردارد و بگوید اصلا ۱۵۰ فیلم در سال تولید گردد، اما تضمین نمایش و سالنها با من نیست. درچنین شرایطی شما با نقش تخریبی دولت رو به رو می دراین صورت تنوع فیلمتوانید. بنظرم دولت باید پروانه ساخت را بردارد و بگوید اصلا ۱۵۰ فیلم در سال تولید گردد، اما تضمین نمایش و سالن یکی از این هست و یکی میشود من سالوادور نیستم. دراین صورت تنوع فیلم ها هم زیادتر می گردد، چون مگر می گردد که شما ۵۰ نهنگ عنبر تولید کنید؟ نمی هر سال همین هست، بقیه میتوانند. یکی از این هست و یکی می هر سال همین هست، بقیه می خواهند این فیلم ها گردند، اما نمی نهنگ نمی گردند و می گردند ماهی حوض! این شرایط کم کم خودش را به تعادل می

علی رستگار


لینک کوتاه مطلب : http://www.shalamchenews.com/?p=83040

دیدگاه شما

معادله ی امنیتی * Time limit is exhausted. Please reload CAPTCHA.