تاریخ ارسال : ۱۳ فروردین ۱۳۹۷ ساعت : ۰۸:۲۲ 0 نظر چاپ این صفحه چاپ این صفحه

حدیث روز/ فرازی از خطبه حضرت زینب(س) در مجلس یزید

مشرق- فرازی از خطبه حضرت زینب سلام الله علیها در کاخ یزید:

 

ای یزید! به خدا سوگند نشکافتی مگر پوست خود را، و نبریدی مگر گوشت خود را و زود باشد که بر رسول خدا ـ صلی الله بر علیه و آله ـ وارد شوی در صورتی که بر دوش دارا باشی مسیولیت ریختن خون ذریه وی را، و شکستن حرمت عترت و پاره تن وی را، در هنگامی که خداوند جمع می کند پراکندگی وی را، و می گیرد حق وی را «و تصور مبر آنها را که در راه خدا کشته گردیدند مردگانند، لکن وی زنده اند و نزد پروردگار خود روزی می خورند.» » و کافی هست تو را خداوند از جهت داوری و کافی هست محمد ـ صلی الله بر علیه و آله ـ تو را برای مخاصمت و جبرئیل برای یاری او و معاونت. 

  و بزودی آن کس که کار حکومت تو را فراهم ساخت و تو را بر گردن مسلمین سوار نمود، بداند که جایزه ستمکاران بد هست و در یابد که مقام کدام یک از شما بدتر و یاور او ضعیف تر هست.  و اگر مصائب روزگار مرا بر آن داشت که با تو مخاطبه و تکلم کنم ولی بدان قدر تو را کاهش می دهم و سرزنش تو را شگرف و توبیخ تو را بسیار می شمارم، این جزع و بی تابی که می بینی نه از بیم قدرت و هیبت توست، لکن چشمها گریان و سینه ها سوزان هست.

چه سخت و دشوار هست که نجیبانی که لشکر خداوندند به دست طلقاء (آزاد شدگان) که حزب شیطانند، کشته شوند و خون ما از دستهایشان بریزد، و دهان وی از گوشت ما بدوشد و آن جسد های پاک و پاکیزه را گرگهای بیابان سرکشی کنند، و کفتارها در خاک بغلطانند (کنایه از غربت و بی کسی آنها).  ای یزید! اگر امروز ما را غنیمت خود دانستی زود باشد که این غنیمت باعث غرامت(ضرر) تو شود در هنگامی که نیابی مگر آنچه را که از پیش فرستاده ای، و نیست خداوند بر بندگان ظالم، به خدا شکایت می کنیم و بر او اعتماد می نماییم. 

  ای یزید! هر حیله و مکر که داری بکن، هر تلاش که خواهی بنمای، هر جهد که داری به کار گیر، به خدا سوگند هرگز نتوانی اسم و یاد ما را محو کنی، وحی ما را نتوانی از بین ببری، به نهایت ما نتوانی رسید، هرگز ننگ این ظلم را از خود نتوانی زدود، رای توست و روزهای قدرت تو اندک و جمعیت تو رو به پراکندگی هست، در روزی که منادی حق ندا کند که لعنت خدا بر ستمکاران باد. 

متن حدیث:

  فقامت زینب بنت علی ـ بر علیه السّلام ـ و قالت: الحمد لله رب العالمین، و صلی الله علی محمد و آله اجمعین. صدق الله کذلک یقول: «ثم کان عاقبه الذین اساءا السوی ان کذبوا بآیات الله و کانوا بها یستهزؤون» (سوره روم، آیه ۱۰). اظننت یا یزید ـ حیث اخذت علینا اقطار الارض و آفاق السماء فاصبحنا نساق کما تساق الاماء ـ ان بناء علی الله هواناً و بک بر علیه کرامه!! و ان ربک لعظیم خطرک عنده!! فشمغت بانفک و نظرت فی عطفک، جذلا مسرورا، در خلال رایت الدنیا لک مستوسقه، و الامور متسقه و در خلال صفالک ملکنا سلطاننا، فمهلا مهلا، انیست قول الله عزوجل: «و لا یحسبن الذین کفروا انما نملی لهم خیر لانفسهم انما نملی لهم لیزدادوا اثما و لهم عذاب مهین» (سوره آل عمران، آیه ۱۷۸). 

  امن العدل یابن الطلقاء تخدیرک اماء ک و نساءک و سوقک بنات رسول الله سبایا؟! قد هتکت ستورهن، و ابدیت وجوهَهُنَّ، تحدوبهن الاعداء من بلد الی بلد، و یستشرفهن اهل المنازل و المناهل، و یتصفح وجوههن القریب و البعید، و الدنی و الشریف، لیس معهن من رجالهن ولی، و لا من هماتهن حمی، و کیف ترتجی مراقبه من لفظ فوه اکباد الاذکیاء، و نبت لحمد بدماء الشهداء؟! و کیف یستظل فی ظللنا اهل البیت من نظر الینا بالشنف و الشنآن و الإحن و الاضغان؟! ثم تقول غیر متاثم و لامستعظم: فاهلوا استهلوا فرحا. ثم قالوا: یا یزید لا تشل.

منتحیاً علی ثنایا ابی عبدالله ـ بر علیه السّلام ـ سید شباب اهل الجنه تنکتها بمخصرتک. و کیف لا تقول ذلک، و قد نکات القرحه، و استاصلت الشافه، باداقتک دماء ذریه محمد ـ صلی الله بر علیه و آله ـ و نجوم الارض من آل عبدالمطلب؟! و تهتفُّ باشیاخک، زعمت انک تنادیهم! فلترون و شیکاً موردهم، و لتودن انک شللت و بکمت و لم تکن قلت ما قلت و فعلت ما فعلت.  اللهم خذ بحقناه و انتقم ممن ظلمنا، و احلل غضبک بمن سفک دماءنا و کشتن حماتنا. 

 فوالله مافریت الاجلدک و لا حززت مگر لحمک، و لتردن علی رسول الله ـ صلی الله بر علیه و آله ـ بما تحملت من سفک دماء ذریته و انتهکت من حرمته فی عترته و لحمته و حیث یجمع الله شملهم ویلم شعشهم و یاخذ بحقهم «و لا تحسبن الذین قتلوا فی سبیل الله امواتا بل احیاء عند ربهم یرزقون» و حسبک بالله حاکماً، و بمحمد خصیماً و بجبرئیل ظهیراً، وسیعلم من سول لک و مکنک من رقاب المسلمین، بئس للظالمین بدلا و ایکم شرور مکاناً و اضغف جنداً. 

 و لئن جرت علی الدواهی مخاطبتک، انی لاستصغر و قدرک، و استعظم تقریعک و اسثتکثر توبیخک، لکن العیون عبری، و الصدور حری. مگر فالعجب کل العجب لقتل حزب الله النجباء بحزب الشیطان الطلقاء، فهذه الایدی تنصح من دمائنا، و الافواه تتحلب من لحومنا، و تلک الجثث الطواهر الزواکی تتاهبها العواسل و تعفوها امهات الفواعل، و لئن اتخذتنا مغنماً لبقدنا و شیکا مغرما، در خلال لا تجد مگر ما قدمت یداک، و ماربک بظلام للعبید، فالی الله المشتکی. و بر علیه المعول فکذکیدک، واسع سعیک، و ناصب جهدک فوالله لا تمعون ذکرنا، و لا تمیت وحینا، و لا تددک امرنا، و لا ترحض عنک عارها، و هل رایک الافندا و ایامک الاعددا، و جمعک مگر بددا، یوم ینادی المناد، مگر لعنه الله علی الظالمین، فالحمد لله الذی ختم لاولنا بالسعاده و المغفره، و الاخرنا بالشهاده و الرحمه. و نسال اللدان یکمل لهم الثواب و یوجب لهم المزید، و یحسن علینا الخلافه، انه رحیم و دود. و حسبنا الله و نعم الوکیل.

” *ارشاد شیخ مفید،ص۴۷۹- الملهوف علی قتلی الطفوف، ۲۱۵”


لینک کوتاه مطلب : http://www.shalamchenews.com/?p=94229

دیدگاه شما

معادله ی امنیتی * Time limit is exhausted. Please reload CAPTCHA.