تاریخ ارسال : ۱۸ دی ۱۳۹۶ ساعت : ۰۸:۳۵ 0 نظر چاپ این صفحه چاپ این صفحه

حذف فقر مطلق، از شعار تا عمل

دکتر داود سوریه ای در روزنامه دنیای اقتصاد درج کرد: حذف فقر مطلق به عنوان یکی از اغراض دولت در سال آتی طرح شده هست و در چند دیروز، به ویژه بعد از ابراز ناخشنودی مردم و اعتراض های خیابانی، ریاست جمهوری و وزرای ذیربط کوشش وافری برای توجیه و توضیح این هدف به مردم دلواپس و خسته از ناملایمت های اقتصادی داشته اند. در عین حال هیچکدام از مدیران به صورت صریح و روشن منظور خود را از فقر مطلق اظهار نمی کنند و منحصرا به اظهار و تکرار واژه آن اکتفا کرده اند.  فقیر مطلق به صورت کلی به خانواری گفته می شود که «نتواند مجموعه کالاها و خدمات لازم برای دستیابی به سطحی از زندگی متناظر با دست کم محتمل رفاه را تهیه کند.» » از این رو برای تشخیص و تعیین خانوارهای فقیر مطلق ابتدا لازم است این معیار تجربی که در ادبیات اقتصادی به آن خط فقر گفته می شود، محاسبه و مشخص شود. تا آنجا که نگارنده اطلاع دارد هیچ خط فقری تا الان به عنوان خط فقر مطلق رسمی کشور از جانب هیچکدام از وزارتخانه های مسوول گزارش نشده هست! و همین امر این پرسش را به ذهن متبادر می کند که مقصود دولت از حذف فقر مطلق چیست؟ به صورت حتم دولت در طراحی این برنامه، خط فقری را در نظر گرفته، اما نه تنها شایسته، لکن واجب هست که آن را به اطلاع عموم برساند و منحصرا بعد از ایجاد زمینه ای مشترک با مردم هست که توان دارد انتظار داشته باشد که مردم و کارشناسان نیز فهم و شناخت شایسته ای از برنامه دولت دارا باشند.    در گفت وگو های وزرای مسوول دولت غالبا به کمیتی معادل ۷۰ درصد دست کم دستمزد به عنوان سقف پرداخت های جا به جایی به خانوارهای فقیر اشاره می شود که از یک طرف با مشخص نبودن دست کم دستمزد در سال آتی هنوز نمی شود تخمین درستی از خط فقر مطلق مد نظر دولت داشت و ازسوی دیگر گره زدن خط فقر مطلق به دست کم دستمزد که خود کمیتی هست که در چانه زنی بین دولت، کارگران و کارفرمایان تعیین می شود، نشان می دهد که معنا «تامین دست کم محتمل رفاه» در تشریح دولت از خط فقر مطلق غایب هست.    با فرض رشد سخاوتمندانه ۲۰ درصدی دست کم دستمزد در سال ۹۷، به نظر می آید خط فقر مطلق مد نظر دولت کمیتی حدود ۷۸۰ هزارتومان در ماه می باشد. این رقم زیاد به رقم ۹/ ۱ دلار برای هر نفر در روز که از طریق بانک جهانی به عنوان خط فقر مطلق و برای اندازه گیری و قیاس فقر در سطح بین المللی مورد استفاده قرار می گیرد، نزدیک هست؛ چراکه اگر متوسط بعد خانوار را ۵/ ۳ نفر و قیمت دلار را نیز ۴۰۰۰ تومان در نظر دریافت کنیم، خط فقر مطلق برابر ۷۹۸ هزار تومان می باشد.
اول، قیمت ۴۰۰۰ تومان دلار هم حالا دیگر وجود ندارد و شاید تنها در وقتی که دولت این محاسبه های را می کرده مصداق داشته هست. دوم، به صورت کلی به سبب فقدان بازار ارز داشتن معیاری برای مبدل دلار به ریال به گونه ای که توان یکسان سازی اعتبار حقیقی هزینه های خانوارهای ایرانی و غیر ایرانی را داشته باشد، امکان ندارد.    سوم، معیار ۹/ ۱ دلار در روزانه بانک جهانی بر مبنای دست کم محتمل رفاه در ۱۵ کشور از فقیرترین کشورها در دهه ۸۰ قرن بیستم محاسبه شده هست و شاید شایسته نباشد که معیار دست کم رفاه محتمل خانوارهای ایرانی در دهه دوم قرن بیست و یکم را با دست کم رفاه محتمل فقیرترین کشورهای چهار دهه پیش یکسان در نظر گرفت. فارغ از این ملاحظات، با توجه به اطلاعات سال ۱۳۹۴ به عنوان آخرین اطلاعاتی که از هزینه و درآمد خانوار در دسترس هست (متاسفانه حالا که در انتهای سال ۱۳۹۶ هستیم هنوز اطلاعات سال ۱۳۹۵ در اختیار محققان قرار نگرفته هست!) و بر مبنای هزینه های خانوار تنها ۵/ ۱۱ درصد از خانوارهای ایرانی هزینه ای کمتر از خط فقر ۹/ ۱ دلار در روز داشته اند و با توجه به بهای بالای رشد اقتصادی و قیمت پایین تورم در دو سال موخر بعید هست که بر این تعداد افزوده شده باشد.    از این رو به نظر می آید دست یابی به این هدف کار سختی نباشد و شاید دست کم هدفی هست که دولت می توانسته برای سیاست های رفاهی خود برگزیند. امید داریم که این هدف حداقلی به خوبی از هزارتوی ناکارآیی های اجرایی گذر کند و در زمره سیاست های موفق در کاهش پدیده ناموجه فقر در کشورمان قرار بگیرد.


لینک کوتاه مطلب : http://www.shalamchenews.com/?p=82410

دیدگاه شما

معادله ی امنیتی * Time limit is exhausted. Please reload CAPTCHA.