تاریخ ارسال : ۲۹ دی ۱۳۹۶ ساعت : ۱۰:۲۲ 0 نظر چاپ این صفحه چاپ این صفحه

حکایت فرمانده ای که گروه «أحرار» را به «سپاه بدر» رساند

خبرگزاری مهر-گروه فرهنگ: برطرف محاصره شهر سوسنگرد و معیت با شهید سید حسین علم الهدی و سایر شهدای دانشجو، حضور تاثیرگذار در عملیات فتح المبین و البته پذیرفتن مسیولیت یگان مراقبت، تنها قسمتی از رشادت ها و سلحشوری های فرمانده اسماعیل هست؛ مردی از دیار جنوب غرب ایران اسلامی.

او وقتی در سال ۱۳۴۹، در کنکور هنرستان شرکت ملی نفت – که تنها شاگردان ممتاز و نمونه را می قبول کرد – شرکت نمود؛ البته قبول شد. اسماعیل در همین هنرستان با محسن رضایی   که بعدها به فرماندهی کل سپاه پاسداران انقلاب اسلامی رسید – آشنا شد و بهمراه او و بعضی دیگر از هنرآموزان دارای پایبندی، مقابله بر علیه رژیم ستمشاهی را شروع نمود.

سال دوم هنرستانِ او با ایام برگزاری جشنهای ۲۵۰۰ ساله شاهنشاهی همزمان شد و او و همرزمانش، در اعتصابی هماهنگ، شرکت فعالی داشتند و در آن سال، با هدف منفجر کردن مجسمه رضاخان – که در خیابان ۲۴ متری اهواز انتصاب شده بود – به اقدامی شجاعانه دست زد و قصد خود را عملی نمود؛ اما در کمال تأسف چاشنی مواد منفجره عمل نکرد.

تلاش های اسماعیل در آن سال ها، فقط به مبارزات سیاسی و نظامی محدود نشد؛ لکن او و همراهانش، در مجال های مناسب، کلاس های مختلفی را برای نوجوانان و جوانان برگزار می کردند تا با بیان مطالب علمی و فرهنگی و البته معارف اسلامی، نوجوانان و جوانان بیشتری را با این مسائل آشنا و به خود، جذب نمایند. در آن سال ها، او دو بار و بهمراه محسن رضایی و جمعی دیگر از دوستان، به زندان افتاد و هربار پس از چند ماه شکنجه، آزاد شد.

اسماعیل دو سال بعد، دو مرتبه در کنکور شرکت نمود و به دانشکده علوم تربیتی دانشگاه تهران راه یافت؛ محیطی که فضا را برای کارهای انقلابی و فرهنگی او مساعدتر می کرد.

وی در سال ۱۳۵۷ و در اعتصابات کارگران شرکت نفت، نقشی تاثیرگذار و ارزنده عهده دار شد.

اسماعیل که در آن سالها، ازدواج نموده و به جرگه متأهلین ملحق شده بود، با معیت همسرش، خانه ی خود را به یکی از پایگاه های فعال مقابله با رژیم تبدیل کرد که زیادی از اطلاعیه ها و اعلامیه های ضد رژیم، در این مکان تهیه و تکثیر می شد. سردار محسن رضایی با اشاره به فعالیتهایی که در منزل اسماعیل و در دوران انقلاب انجام می گرفت می گوید: « سخانه و خانواده وی ، یکی از خانواده هایی می باشند که انقلاب اسلامی در خوزستان، مدیون آنهاست.»

»انقلاب اسلامی که به برتری رسید، اسماعیل علاقه مند بود تا تحصیلات دانشگاهی خود را ادامه دهد؛ اما از سوی دیگر، لزوم معیت زیادتر با انقلاب و مردم را احساس کرد و به همین علت، مجاهدت عِلمی را ترک نمود و به مجاهدت عَمَلی روی آورد و جهاد سازندگی آغاجری را پایه ریزی کرد.

هنوز چند ماه از فعالیت و کوشش او و بعضی دیگر از همرزمانش در جهاد سازندگی آغاجری نگذشته بود که او، در حُکمی که اوایل مرداد ماه سال ۱۳۵۸ ابلاغ شد، مسیولیت یافت تا سپاه پاسداران انقلاب اسلامی را در آن منطقه تشکیل دهد.

این بود که اسماعیل با کمال دقت و دلسوزی، به عضوگیری نیروهای انقلابی پرداخت و در زمان تصدی فرماندهی سپاه منطقه، نمونه و الگویی از یک فرمانده مدبّر و کاردان شد.

یک سال از فرماندهی اش در این منطقه گذشته بود که به سبب لیاقت و شایستگی فراوان، برای تشکیل سپاه پاسداران استان خوزستان، به مدد علی شمخانی و سایر نیروهای حزب اللهی شتافت و با عهده دار شدن مسیولیت دفتر سازگاری استان، شروع به تشکیل و راه اندازی سپاه در تمامی شهرستانهای استان خوزستان کرد.

و اما بخش دیگری از توانمندیهای فرمانده اسماعیل، در شروع جنگ تحمیلی بر علیه ایران عزیز اسلامی نمایان شد؛ آنجا که به عنوان نماینده سپاه در اتاق جنگ لشکر ۹۲ زرهی اهواز حضور یافت و در شرایطی که با کارشکنی های بنی صدر خائن رو به رو بود، در سازماندهی نیروها و تجهیز آنها، کوشش وسیع ای را شروع نمود و این کوشش را تا لحظه ی شهادتش استمرار بخشید.

او در تیر ماه سال ۱۳۶۱، مسیولیت با اهمیت یگان مراقبت شخصیت ها را در شهر قم و استان مرکزی عهده دار شد و با تدبیر و درایت خاص خود به شکلی عمل کرد که در دوران تصدی فرماندهی وی در این مسیولیت، هیچگونه ترور و سوء قصدی از طرف منافقین و ضدّ انقلاب، در حوزه وظیفه ای او پیش نیامد.

اسماعیل، بیشتر از یک سال در جهت محافظت سرمایه انسانی انقلاب کوشش کرد؛ اما دوری او از جبهه ها، برایش گران بود و به همین علت درخواست داد تا دو مرتبه در خطّ مقدم جبهه حاضر باشد؛ خواسته شده که با آن موافقت شد و وی دو مرتبه به جبهه های دفاع مقدس برگشت و در خدمت رزمندگان اسلام جای گرفت.

سال های بعد، جلوه ای دیگر از فرماندهی اسماعیل معلوم شد. 

«احرار» اسم گروهی از مجاهدان عراقی بود که در اوایل دهه شصت و به همت آیت الله سید محمدباقر حکیم در دل خاک دشمن شکل گرفت تا مجاهدان و شیعیان مبارزی که در عراق حاضر می باشند، بر علیه حکومت مرکزی این کشور بسیج گردند و عملا، راه بزرگانی مثل آیت الله شهید سید محمدباقر صدر تدام یابد؛ ایده ای که با تشکیل احرار پا گرفت و کمی بعد، به «تیپ ۹ بدر» و پس از آن به «سپاه بدر»   تبدیل گردد تا نه فقط در آن سال ها، نقش پررنگی را در سرنوشت هشت سال دفاع مقدس بازی کند؛ لکن امروزه هم در جریان دفاع از کیان کشورهای اسلامی در مقابل جریانهای تکفیری، نقش حیاتی ای داشته باشد.

و جالب این هست که سردار اسماعیل دقایقی، یکی از فرماندهانی هست که توفیق یافته هست تا در سپاه بدر، به فرماندهی بپردازد؛ فرمانده ای که امروزه، مجاهدان عراقی هم، اسم و یاد وی را گرامی می دارند و عکسی از وی را در کنار عکس ها حضرت امام، حضرت آقا، شهید صدر و شهید حکیم، بر دیوار خانه های خود انتصاب می کنند؛ شهیدی که در مثل چنین روزی یعنی در بیست و هشتمین روز از دی ماه سال ۱۳۶۵ و در عملیات کربلای پنج، به دیدار معبود شتافت و امروز، سی و یکمین سالروز شهادت اوست.


لینک کوتاه مطلب : http://www.shalamchenews.com/?p=83845

دیدگاه شما

معادله ی امنیتی * Time limit is exhausted. Please reload CAPTCHA.