تاریخ ارسال : ۰۳ بهمن ۱۳۹۶ ساعت : ۰۰:۱۴ 0 نظر چاپ این صفحه چاپ این صفحه

خاموشی: دولت هاشمی را در ورشکستگی رهایی دادم؛ مجمع تشخیص باید مبدل به مجلس دوم گردد

در قسمت اول گفت و گو با علینقی خاموشی که با ۲۷ سال پیشینه طولانی ترین دوره را در رئیس بر اتاق بازرگانی، صنعت های، معادن و کشاورزی ایران دارد به تاریخچه اتاق، ورود به اتاق پس از انقلاب به دستور امام(ره) و مشکلات کنونی این نهاد پرداخته گردید. خاموشی به مشکلات در اداره کشور پس از انقلاب که ساختار مدیریتی فروپاشیده بود و ضرورت تصمیم گیری سریع برای عادی سازی وضعیت اقتصاد اشاره نمود.  وی مشکلاتی مثل اداره همزمان اتاق بازرگانی و بنیاد مستضعفان، کم بودن بعضی اقلام بنیادی در بازار و ضرورت تعریفی برای تخصیص ارز اشاره نمود. در قسمت دوم گفت و گو به مسائل مهمی در دهه های موخر پرداخته شده هست که بازخوانی آنان زوایای تازه ای را پیش روی خواننده قرار می دهد. کثرت مطالب با اهمیت به مقداری بود که انتخاب تیتر را دشوار کرده بود.

آیا قانون اتاق بازرگانی پس از انقلاب تغییر کرد؟

خیر. همان قانون پیش از انقلاب هست. اتاق بازرگانی مشاور سه قوه هست. ما با جان و دل کار می کردیم و چون برای حل مشکلات کشور برنامه کارشناسی داشتیم؛ یادم نیست چیزی به روسای جمهور گفته باشم که نپذیرفته باشند. ارتباط ما با قوا بسیار عالی و موثر بود و خیلی از مشکلات را حل می کرد. تا اینکه به آرامی دولت وقت ما را به ارتباطات بیگانه کشید و کارمان زیادتر گردید.

وارد بحث ارتباطات بیگانه گردیدیم

از چه سالی؟

از دوره میرحسین موسوی. هیات های بسیاری را از خارج می قبول کردیم و هیات های بسیاری را ارسال می کردیم. به لطف خدا شهرت بسیار خوبی در دنیا پیدا نمودیم. بنده در نشست ها اقتصادی اروپا به عنوان تنها غیراروپایی شرکت می کردم. در پنل ها حضور داشتم. در دوره جنگ انقدر سخنرانی موثر داشتم که گلویم گرفته بود. نمایندگی در اتاق اسلامی را زنده کردیم که تا یک قدمی رئیس آنجا هم پیش رفتیم که حتی ابوداوود رییس وقت؛ من را برای رئیس کاندیدا کرد. در دوره شکست اعتباری کشور هم ورود پیدا نمودیم.

در دهه هفتاد؟

بله.

کشور را در بحران ورشکستگی دهه هفتاد رهایی دادم

تا اکنون از جانب شما در این خصوص چیزی گفته نشده هست. مگر مقامهای وقت اقتصادی کشور متخصص مالی و بانکی نبودند؟ علی الظاهر آقای هاشمی تیم اقتصادی قدرتمندی در اختیار داشت. اقای عادلی رییس بانک مرکزی بود و آقای نوربخش وزیر اقتصاد.

بانک های ما ناگزیر از نکول شده بودند و شکست اعتباری بدی خورده بودیم. یادم هست که برای حل مشکل رفتم آلمان؛ چون آلمان و ژاپن طلبکاران کلیدی از ایران بودند. وقتی آمدم آلمان سفیر ایران در این کشور؛ آقای موسویان؛ اظهار کرد که به چه سبب اینجا آمده ای وضعیت خیلی بد هست. شاید کتک بخوری. اظهار کردم طوری نیست کتک می خوریم. فضا خیلی سنگین و عجیب بود. وارد نشستی برای سخنرانی گردیدم. یک آلمانی از میان جمعیت بلند گردید و برگه ای نمایش داد و اظهار کرد ببین، ۴ هزار مارک طلبکارم و توان ندارم پولم را بگیرم. بحث را اینجوری آغاز کردم که متاسف هستم که ۴ هزار شرکت آلمانی دستخوش ایران شده اند. و ادامه دادم که ما در تجارت دو جور ورشکست داریم؛ یکی ورشکست به تقصیر و یکی هم ورشکست عادی. اولی را محبوس می کنند و دومی را کمک می کنند تا کارش را جلو ببرد و بدهی ها را بپردازد. شماها مقصر هستید چون پس از جنگ با ایران جوری کار کردید که ارزیابی نکردید که آیا ایران توان دارد قرض هایش را بازپرداخت کند یا نه.

با مقامهای اقتصادی آلمان مطمئنا ترافیک ملاقات و رایزنی داشتید.

دیداری با مستر مولن رابط اقتصادی آلمان با ایران داشتیم. موسویان اظهار کرد ببین توان داری با این مولن ۱۰ دقیقه صحبت کنی. اون موقع به علت ارتباطات غیراخلاقی یک آلمانی با یک ایرانی وضعیت بدتر شده بود. به محض ملاقات اظهار کرد که به چه سبب به اینجا آمده ای؟ اظهار کردم برای حسن ارتباطات امده ام. اظهار کرد هفته پیش نوربخش و عادلی اینجا آمده بودند که سؤال کردم ۴ میلیارد دلار بدهی را کی می خواهید بدهید؟ که اظهار کردند دو سه ماه دیگر می دهیم. که من در عکس العمل به حرف مولن خندیدم. متعجب شد و اظهار کرد به چه سبب می خندی؟ اظهار کردم توان نداریم دو سه ماهه بدهیم. عصبانی گردید و اظهار کرد وزیر اقتصاد و بانک مرکزی شما گفته. جواب دادم من با منطق اقتصادی صحبت می کنم و وعده بی ربط نمی دهم. اظهار کرد پس چه کار می کنید؟ اظهار کردم دو سال استمهال بدهید پرداخت می نماییم. این انسان بانخوت موقع بازگشتن من را تا پای ماشین معیت کرد و آقای موسویان خیلی از برخورد او تعجب کرده بود. در راه پله از من در مورد وضعیت آلمانی متهم در ایران سؤال کرد که می خواهید با او چه کار کنید؟ می خواهید اعدامش کنید؟ جواب دادم نه و می اندیشم تا ۳۰ ساعت دیگر آزاد می گردد. با تعجب سؤال کرد توان دارم این خبر را منتشر کنم؟ اظهار کردم البته. پیش از رفتن به آلمان به آیت الله یزدی رییس اسبق قوه قضائیه تلفن زدم و اظهار کردم دارم به آلمان می روم.

از کجا می دانستید تا ۳۰ ساعت دیگر آزاد می گردد؟

خیلی متعجب شد و اظهار کرد به چه سبب می روی آلمان مگر عقلت را از دست داده ای. اظهار کردم برای حسن ارتباطات می روم و لازم هست بروم. در مورد فرد آلمانی صحبت کردم و به وی عرض کردم که حکمی که هست مگر برای مسلمان نیست؟ فرمودند که به چه سبب هست و دربردارنده غیرمسلمان نمی توان و پذیرفتند که فرد آلمانی با شرایطی قانونی آزاد گردد. در اشتوتگارت با وزیر صنعت های کوچک و متوسط آلمان نشستی داشتیم که آقای موسویان سفیر ایران هم حضور داشت.

آلمان ها به سادگی با استمهال موافقت کردند؟

تا وارد گردیدیم و سلام کردیم؛ وزیر اظهار کرد که آقای خاموشی بنده از جانب صدراعظم پیامی دارم. آقای موسویان فکر کرد برای وی پیام دارد. طرف آلمانی اظهار کرد که صدراعظم سلام رسانده و گفته که من حرف های شما و پیشنهاد شما را پذیرفته ام و استمهال را هم می پذیریم و حتی اظهار کرد که در برنامه دوم توسعه شما هم حاضر هستیم شرکت کنیم. فردا که به تهران آمدم و هنوز نرفته بودم که گزارش عزیمت بدهم، رسانه ها خبر دادند که آلمان استمهال را قبول کرده و ژاپن هم بلافاصله قبول کرد که استمهال کند. اتاق حقیقی باید چنین نقشی داشته باشد. مورد ها دیگری هم از کمک شما به حل مشکلات باید وجود داشته باشد.

در واقعه ی بازداشت ملوانان انگلیسی هم ورود کردم

همین گونه هست.

در مبحث بازداشت ملوان های انگلیسی هم رفتیم و برای حل مشکل نقش ایفا کردیم. یک روز بود که خدا رحمت کند آقای دانشور نایب رییس اتاق مشترک انگلستان و ایران در لندن از خارج ارتباط برقرار کرد که کجایی. اظهار کردم چه خبر هست؟ اظهار کرد از مجلس اعیان انگلستان با شما کار دارند. تا تلفن همراه را گذاشتم لرد لوموند انگلیسی ارتباط برقرار کرد و اظهار کرد ارتباطات دو کشور خیلی بد شده و این همه برای حل مشکلات زحمت کشیدیم دارد هدر می رود. ملوان های انگلیسی دستگیر شده اند. به وی اظهار کردم که اگر من بی اذن وارد آبهای سرزمینی شما شوم با من چه کار می کنید؟ جواب داد بازداشتت می کنیم. به وی اظهار کردم که خوب ما نیز همین کار را کرده ایم. ناراحت گردید و اعتراض نمود. اظهار کردم اعتراض ندارد. قانون را اجرا کرده ایم. اظهار کرد خوب چه کار کنیم؟ اظهار کردم اولا به نخست وزیرتان آقای بلر بگویید اینقدر داد و بیداد نکند و دوما حرف بزند و بپذیرد که نیروهای انگلیسی اشتباه کرده اند. اظهار کرد یعنی حل می گردد؟ اظهار کردم بله. آقای احمدی نژاد نپذیرفت و اظهار کرد دسیسه هست.

دولت ایران چه دیدگاهی داشت؟

چند روز بعد خدمت آقای هاشمی رفتم. وی سؤال کرد چه خبر؟ اظهار کردم خبر خیر هست که عرض می نمایم. توضیح دادم و اظهار کردم که جلوی تخریب کار توسط احمدی نژاد را بگیرید و بعد با آقای ولایتی هم کلام کردم. یکی دو روز بعد اعلام گردید که رییس جمهور گفت و گو مطبوعاتی بین المللی دارد. اظهار کردم الان موضع تند می گیرد و همه کارها خراب می گردد. دو وزیر خارجه اروپایی هم پادرمیانی کرده بودند که سودی نداشت. نشستم پای رادیو که چه خبره که خبر دادند از رئیس جمهوری فرستادن از فروشگاه ها کت و شلوار بخرند و آقای احمدی نژاد آنان را خواسته بود تا آزاد گردند.

با عربستان هم پس از ان واقعه تلخ که به ممنوعیت حج رسید ورود کردیم که توضیحات مفصلی دارد و حتی در ارتباطات دو کشور ایران و مصر پس از داستان خالد اسلامبولی ورود کردیم که خیلی طولانی هست و انشاالله در فرصتی مناسب می گردد ارزیابی کرد. اینها کارهایی هست که باید اتاق ورود نماید و کار دولت را تکمیل کند. مطمئنا.

اگر در اتاق بودم وضعیت پسابرجام به این روز نمی افتاد

آیا الان هم می گردد با توجه به وضعیت تحریم و برجام چنین کارهایی کرد؟

مطمئن باشید که بنده در اتاق بازرگانی اذن نمی دادم این رخدادهای بد پس از برجام بیافتد و کمک حال دولت می گردیدم. اگر می خواهیم اتاق فعال و موثر باشد؛ باید انسان های سالم در آنجا کار کنند. کمیته انضباطی که ما در اتاق بازرگانی داشتیم مانع حضور انسان های مسئله دار می گردید و بدون سر و صدا با آنان برخورد می کردیم. حجم اتاق را باید در خدمت کشور قرار داد. متاسفانه دولت برنامه ای برای بهبود اقتصاد کشور ندارد.

وضعیت کلان اقتصادی را چه طور خواهید دید؟

انتخاب تیم اقتصادی دولت نادرست و نامناسب انجام شده هست. بنا بر سیره انقلاب اسلامی که همان سیره پیامبر(ص) و علی(ع) باید برگردیم. در انگلستان برای انتخاب یک مامور آسان پلیس تمام خانواده فرد را ارزیابی می کنند. تندرستی آنان باید تایید گردد. تیم اقتصادی دولت برای این کار مناسب نیست. تخصص کافی ندارند. مقامی در دولت قبل در سطح وزیر داشتیم که بستگانش اقدامات اقتصادی پرسوالی انجام می دادند. اینها نباید باشد. نظام نظارتی ما در کشور زیرصفر هست و همه فسادهایی که خواهید دید به علت عدم نظارت دولت هست. خدای ناخواسته چون خیلی از مقامهای ناظر درگیر کار اجرایی و اقتصادی هم می باشند.

در کشور نظام نظارتی قوی نداریم

به چه سبب نظارت نمی توان؟

مجری و ناظر یکی شده هست و این نتیجه خوبی ندارد. اما گفته می گردد که تیم اقتصادی دولت در حوزه دیدگاهی و دانشگاهی ارزش بسیاری دارد.

مگر قرار هست کتاب بنویسیم یا بحث دیدگاهی کنیم.

وظیفه کلیدی و جدانشدنی بانک مرکزی محافظت ارزش پول ملی هست. هر چقدر پول ملی ضعیف گردد فقر و گرفتاری اقتصادی هم زیادتر می گردد. شب می خوابید و خواهید دید که از یک میلیون تومان شما پانصد هزار تومان از بین رفته و این کار در دولت انجام می گردد. خوب تیم اقتصادی دولت در مورد تضعیف ارزش پول ملی بیاید و اظهارنظر و از ان با اهمیت تر کار کند و مانع گردد.

بانک مرکزی باید استقلال داشته باشد؟

توان اداره کار را ندارد و وضعیت بازار ارز نشان می دهد که چه خبر هست. در اغتشاش های موخر نشان داده گردید که مردم از حیث اقتصادی ناراضی و ناراحت شده اند. دولت آمارهایی عرضه می دهد که با واقعیت های نمی قرائت کرد. وقتی مردم در کف خیابان توان دارند نگاه کنند اقتصاد در چه وضعیتی هست، به چه سبب آمارهای عجیب از رشد و تورم داده می گردد. سیاست های اقتصادی دولت نادرست هست. به طور مثال همین مسئله گرانی بنزین.

به طور مثال چه سیاستی؟

قصد دارند با افزایش نرخ بنزین اختلاف طبقاتی را کم کنند. در خیلی از کشورهای دنیا نرخ بنزین سر جای خودش هست و از ماشین ها مالیات سوخت می گیرند. دولت خوب تر هست به نرخ بنزین دست نزده و مالیات سوخت ایجاد کند. در آن صورت تورم مازاد ایجاد نمی توان. ۳۰ تا ۳۵ درصد از نرخ کالاها به سبب هزینه حمل و نقل هست که با توجه به کالاهای متفاوت فرق می کند. ۳۰ اگر بنزین ۱۵۰۰ تومان گردد در آن صورت به هزینه متوسط ۳۰ تا ۳۵ درصد؛ ۵۰ درصد اضافه می گردد که با یک تخمین آسان می گردد اظهار کرد که تا یک سوم به تورم می افزاید. متاسفانه اظهارنظرهای نادرست و بی تجربه از مقامهای عالی اقتصادی شاهد هستیم. به یک باره گفته می گردد که نان گران می گردد و جامعه را ملتهب می کنند و بعد هم مقام دیگری مبحث را پس می گیرد. ما اسلامی حرکت نکرده ایم.

باید مجلس دومی ایجاد کنیم

به چه سبب مشکلات اقتصادی به این نقطه دست یافته؟

نه بانک اسلامی داریم و نه در مدیریت اقتصادی اسلامی. اسلام ایرادی ندارد و این مسلمانی ما هست که ایراد دارد. با این وضعیت در آینده به نقطه روشنی نمی رسیم. ما باید شیوه نظارت و قانونگذاری را تغییر دهیم. باید مجلس دومی را به طور مثال با تغییر کاربری مجمع تشخیص مصلحت نظام شکل دهیم. در هیچ جای دنیا یک کشور با نظام پارلمانی که منحصرا یک مجلس داشته باشد غیر از ایران وجود ندارد. از حرف امام برداشت اشتباه شده هست. امام مجلس سنای دوره طاغوت را نفی کرد و نه اصل مجلس دیگری را داشتن که نظارت و قانونگذاری را قاعده مند کند. ما با این ساختار قانونگذاری و نظارت موفق نمی شویم.

نگاه کنید برای تحقق اقتصاد مقاومتی چه کاری انجام شده هست. در عمل هیچ. یک سری از اقدامات عادی وزارتخانه را به عنوان گزارش کار از پیشبرد اقتصاد مقاومتی عرضه می کنند. از این که قبول زحمت کردید و دعوت تسنیم را برای گفت و گو پذیرفتید تشکر می نمایم.

من هم برای شما آرزوی عاقبت به خیری دارم.


لینک کوتاه مطلب : http://www.shalamchenews.com/?p=84292

دیدگاه شما

معادله ی امنیتی * Time limit is exhausted. Please reload CAPTCHA.