تاریخ ارسال : ۲۵ فروردین ۱۳۹۷ ساعت : ۱۰:۵۹ 0 نظر چاپ این صفحه چاپ این صفحه

«خرگیوش» یا خرگوش تیزپا

به گزارش شلمچه نیوز به نقل از خبرنگار مهر، محمدرضا لطفی منتقد و کارگردان سینما در مورد فیلم «خرگیوش» ساخته مانی باغبانی یادداشتی را به نگارش درآورده هست و در آن با اشاره به خصوصیات این فیلم از شجاعت و پیشرو بودن آن درج کرد.

در این یادداشت مطالعه می کنیم:

««وقتی به سینمای ایران پیشوند صنعت را می افزاییم، در حقیقت از رویاهایمان حرف می زنیم… سینمای ایران نه فقط ماهیتی صنعتی ندارد که حتی از داشتن یک مارکت معتبر داخلی هم محروم هست و مشابه دستفروشی می ماند که در یک جمعه بازار پرازدحام بساطی پهن کرده هست و محصولاتی را ارائه می کند.

باید تاسف خورد برای سینمایی که تا این اندازه مدعا دارد و خود را مالک تشکیلات می داند و در عوض در برابر فیلم هایی که بشدت جسور و بکر و ناب می باشند تا این اندازه بی تفاوت و خنثی عمل می نماید… « «خرگیوش» نخستین ساخته مانی باغبانی به شکلی دقیق یکی از مواردی هست که میتوان به آن استناد کرد و افسوس خورد که چگونه این فیلم جسور و تازه در سینمای ایران تا این اندازه مورد بی تفاوتی قرار گرفته هست.

در شرایط کنونی سینمای ما به سه بخش تقسیم شده هست: بخش اول مافیای نیرومند دولتی ها می باشند که با بودجه و رانت کلان فیلم می سازند و نفع خود را در تولید به جیب می زنند و همه جوره هم مورد پشتیبانی قرار می گیرند.

بخش دوم بخش خصوصی هست که خب در این برهه تنها فیلم های کمدی آزمون پس داده می باشند که تا اندازه ای ضمانت گیشه دارند و بخش خصوصی هم راغب به سرمایه گذاری در آنان هست.

و بخش سوم آثاری می باشند که سازندگان با سرمایه هایی که از بیرون آورده اند روی فیلم های اجتماعی سرمایه گذاری می کنند تا پز مصلح اجتماعی بودن را بدهند و سر انجام هم غالب آنان با شکست در گیشه رو به رو می گردند و سرمایه گذار هم برای نخستین و آخرین بار در سینما پول می گذارد.

حال در چنین فضا و شرایطی، تجربه نو و برنامه ای نو در انداختن دیگر مفهوم و مفهومی ندارد و همین می شود که اصلا کلمه ژانر در سینمای ما به یک شوخی مبدل شده و کار به جایی می رسد که همه اهتمام در استفاده از تکرار فرمول ها دارند.

شک نکنید در کشورهای پیشرو و مالک صنعت، به طور مستمر از تجربه های نو و جدید نه فقط استقبال می شود که آنان را مورد پشتیبانی قرار می دهند … اما در سرزمین ما … .

.. .

حرف در مورد فیلم «خرگیوش» هست… فیلمی که بشدت بکر و جسور هست و آنقدر از دیدن آن سر ذوق رسیدم که تصمیم به نوشتن این یادداشت کردم… فیلمی که نمونه مشابه اش را من شخصا دست کم در ۱۰ سال موخر در سینمای ایران ندیدم … .

فیلمی معلق میان یک فضای رئال و سوررئال که فیلمساز بدرستی با مهندسی دقیق این مرز باریک تر از مو را محافظت کرده هست و در تمام طول فیلم از آن گذر نکرده هست.

««خرگیوش» یک موقعیت آسان هست… .. .

.. یک موقعیت آسان که دست کم من که تجربه داستان نویسی و فیلمنامه نویسی دارم در برابر چنین برنامه ای خواهم اظهار کرد که ممکن نیست با همین یک موقعیت نود دقیقه تماشاگر را روی صندلی سینما بنشانید … اما «خرگیوش» بدرستی و خوبی این کار را می کند … در همان دقیقه های اول ضربه را می زند و قوانین دنیای فیلم را با تماشاگر قرارداد می کند و بعد بیننده را در فیلم رها می کند… به شکلی که در کل طول فیلم حتی یکبار هم احساس نمی کنی که ریتم فیلم افتاده هست و بعد که به عقب نگاه می کنی می بینی که هیچ اتفاق فوق العاده خاصی هم رخ نداده، اما همچنان با فیلم همراه هستی و خود را در دل شخصیت ها می بینی، که این نشان از مهندسی بسیار دقیق فیلمنامه دارد و عجیب هست که چنین اثر چالاک و خوبی در جشنواره فجر پذیرفته نشده هست و به جرات توان دارم بگویم که فیلمنامه و کارگردانی این فیلمساز فیلم اولی از زیادی از مدعیان جلوتر و پیشرو تر هست… خرسندم که نسل ما این گونه جسور و با قدرت فیلم می سازد و در همان آثار خستین خود نشان می دهند که با سواد می باشند … حتی اگر مورد بی اعتنایی قرار دریافت کنند.

اعتراف می کنم که «خرگیوش» نه فقط یکی از خوب ترین و شریف ترین فیلم های اکران نوروزی محسوب می شود … که از انگشت شمار فیلم هایی هست که در چند سال موخر در این فضای بی ژانر و خسته کننده و تکراری سینمای ایران مرا حسابی سر اشتیاق آورد و به تمام اشخاص سینمادوست سفارش می کنم تا دیدن این فیلم را از دست ندهند.

و کلام آخر اینکه… لطفا این یادداشت را به حساب رفاقت یا همکار بودن من با مانی باغبانی نگذارید.

.. اتفاقا اگر برای سایر فیلمسازان یک شمشیر کشیده می شود، برای منتقدی که فیلمساز می شود ۱۰ شمشیر از نیام بیرون آورده می شود»… ..


لینک کوتاه مطلب : http://www.shalamchenews.com/?p=95893

دیدگاه شما

معادله ی امنیتی * Time limit is exhausted. Please reload CAPTCHA.