تاریخ ارسال : ۱۴ فروردین ۱۳۹۷ ساعت : ۰۸:۱۴ 0 نظر چاپ این صفحه چاپ این صفحه

داستان خاله خرسه و جنجال سریال پایتخت!

لیلی فرهادپور در روزنامه شرق درج کرد: اصولا ضرب‌المثل و حکایت را خیلی دوست دارم. یکی از محبوب‌ترین آنان برایم واقعه ی دوستی خاله‌خرسه هست؛ اکنون توضیح می‌دهم، ولی اول باید یک مقدمه بیاورم. به گفته بزرگان، ترجیح‌دادن کالای ایرانی به کالاهای بنجل بیگانه امری هست پسندیده. من که همیشه طرفدار سرسخت کالای ایرانی بوده و هستم و وقتی برای خرید می‌روم، مرتب با خریداران دیگر و فروشندگان در این خصوص بحث دارم.

آی حرص می‌خوردم وقتی فروشنده با یک قمپزی از اینکه جنس لباس (یا حتی ماکارونی) ترکیه‌ای هست سخن می‌زند، انگار که اجناسش از ناف پاریس یا سوئیس آمده و همیشه هم بحثم این بوده که «حالا دیگه ترکیه هم برای ما شده خارج!» جالب اینکه در بحث کالای بیگانه، به طور مستمر کالاهای وارداتی چینی بد هستند، اما ترکیه‌ای خوب! من هنوز باور نمی‌کنم که کیفیت در این باور به کالای ترکیه‌ای چندان نقشی داشته باشد، چون هیچ‌جای دنیا (غیر از ایران) به کالای چینی انگ بی‌کیفیتی نمی‌زنند و بالعکس به کالای ترکیه امتیاز کیفیت بدهند!

((اصلا ترکیه غیر از ایران، به جایی صادرات پوشاک و خوراک دارد؟) البته منکر این نمی‌شوم که بعضی از بازرگانان غیرمحترم (و اغلب از رانت استفاده‌کن) بازار چین را شخم می‌زنند تا ارزان‌ترین و نازل‌ترین اجناس را بخرند و وارد مملکت کنند، اما قطعا همین مشی در واردات اجناس ترک هم انجام می‌شود، اکنون به چه سبب اجناس ترک بیگانه شمرده می‌شوند و مرغوب؟ لابد بستگی دارد به آن یک لکه کوچک غرب استانبول که مرز قاره غیرواقعی اروپا از آن می‌گذرد (چون قاره یعنی انبوهه پیوسته‌ای از زمین که به طور خشکی‌های بزرگ سر از آب درآورده‌اند).

به‌هرحال برای ما همیشه غرب به‌به بوده و شرق اه‌اه! از جلال آل‌احمد تا شایگان تازه‌مرحوم و از هومی‌بابا تا ادوارد سعید، در مورد این تفاوت و عشق به غرب سخن زده‌اند و فلسفه بافته‌اند؛ اذن بدهید من منحصرا اضافه ‌کنم که لابد راه‌نداشتن ما به این غرب موعود (ویزای کذایی) و علاوه بر این منع ابدی آن از تریبون‌های رسمی (از روزنامه تا تلویزیون و دنیای مجازی) و ایضا سانسورهای نابجا در مورد غرب (که روزبه‌روز از ارزش این تریبون‌ها می‌کاهد) از یکسو و تمجید و ذوب در همه مظاهر مدرنیته غرب در تریبون‌های غیررسمی (و زیادتر آن‌ورآبی) که به دلیل ناتوانی در رقابت با آنان روزبه‌روز ارزش کاذب بیشتری می‌یافتند (و می‌یابند) از سوی دیگر، این عشق به غرب را همیشه برای ما زنده نگه داشته هست.

قطعا می‌دانید که بالعکس بازار چین که اغلب تیول دولتی‌ها بوده، قسمتی از بازار ترکیه، مال مردم تاجر (یا تاجرنما) بوده و هست. اکنون این سریال مردم‌پسند و خوش‌سروشکل «پایتخت ۵» این موضوع فرسوده را برداشته، به‌روز کرده و با مخلوطی از داعش به این نتیجه دست یافته که هیچ‌جا میهن نمی‌شود، خب دستش درد نکند؛ اما به چه سبب به نرخ عشق به ترکیه (تو بخوان غرب) و تمجید بلامنازع صنعت گردشگری این کشور! به‌خدا ما نیز ترکیه رفتیم.

اتفاقا ما، هم گندم خوردیم، هم دست مردم نگاه کردیم! البته نه‌اینکه منحصرا سوار هواپیما بشویم، استانبول یا آنتالیا پیاده شویم و مدهوش آن تکه باشیم که به غرب چسبیده! ترکیه برای خودش فرهنگ دیگری دارد و همه‌اش در مظاهر غرب چکیده نمی‌شود. مگر می‌شود شما به ترکیه بروید و حجاب اسلامی نبینید که ما در سریال پایتخت نمی‌بینیم؟ مگر می‌شود به ترکیه بروی و اذان از بلندگوهای مسجد نشنوی!

مگر می‌شود شما به ترکیه بروید و حجاب اسلامی نبینید که ما در سریال پایتخت نمی‌بینیم؟ مگر می‌شود به ترکیه بروی و اذان از بلندگوهای مسجد نشنوی!آخه مگر می‌شود یادمان برود که کلمه شراب و مشروب را از تمام رمان‌ها و کتاب‌ها در ارشاد حذف می‌کنند و در فیلم‌های دوبله‌شده مبدل می‌شود به لیموناد و شربت، ولی در «پایتخت ۵» قشنگ سخن از مشروب‌خوردن در این کشور اسلامی زده و نمایش هم داده می‌شود. .. . باور کنید دوستی خاله‌خرسه همین هست.


لینک کوتاه مطلب : http://www.shalamchenews.com/?p=94456

دیدگاه شما

معادله ی امنیتی * Time limit is exhausted. Please reload CAPTCHA.