تاریخ ارسال : ۳۰ آذر ۱۳۹۶ ساعت : ۰۸:۱۷ 0 نظر چاپ این صفحه چاپ این صفحه

داماد مهندس، چاه بازکن از آب درآمد

روزنامه ایران درج کرد: مجتمع قضایی ونک پرازدحام تر از ایامی دیگر به نظر می رسید. پشت در شعبه ۲۶۱ دادگاه خانواده زوج های متفاوتی منتظر رسیدگی به پرونده هایشان بودند که سر و صدای چند مرد توجه همه را به خود جلب کرد.

  وقتی بحث آنان بالا گرفت، عروس و داماد و همراهان شان وارد دادگاه گردیدند و روی صندلی ها نشستند. قاضی «محمود سعادت» بلافاصله رو به زن کرد و اظهار کرد:«شما که دادخواست مطالبه مهریه تان را داده اید، پس چرا این همه بحث و دعوا راه انداخته اید؟»

قاضی «محمود سعادت» بلافاصله رو به زن کرد و اظهار کرد:«شما که دادخواست مطالبه مهریه تان را داده اید، پس چرا این همه بحث و دعوا راه انداخته اید؟»زن جوان که خود را «رعنا» ارائه می کرد، اظهار کرد: «آقای قاضی ازدواج ما به طور سنتی انجام گردید. شوهرم در شب خواستگاری اظهار کرد مهندس ناظر هست، خانه ای دارد و اهل زندگانی هست. پدرم هم پذیرفت که با مهریه ۲۱۴ سکه با هم عقد کنیم. خیال می کردیم با پرداخت آن توان داریم جهیزیه و هزینه عروسی را آماده کنیم، اما نه تنها در این مدت حتی یک سکه هم پرداخت نکرده، لکن در صندوق عقب خودرویم که در اختیارش بود، امکانات تخلیه فاضلاب و چاه باز کنی پیدا نمودیم.»

»در ادامه محمود – داماد ۳۰ ساله – از جا بلند گردید و اظهار کرد: «چه ایرادی دارد؟ اکنون مهندس نشد مدیر کمپانی تخلیه چاه. درآمد ما که از خیلیها زیادتر هست و…»

»قاضی سخن مرد را قطع کرد و رو به زن اظهار کرد: «البته اشتغال مرد به چنین شغلی منافی مصالح خانواده نیست. اما در مورد پرداخت سکه ها آیا پایبندی مد نظر را ثبت کرده اید؟» رعنا پاسخ داد:«بله در عقدنامه قید کردیم اما مشکل منحصرا این نیست. ما بسیار زود متوجه گردیدیم این آقا نه تنها خانه ای از خودش ندارد، لکن مبایعه نامه ملکی که به ما نشان داده، مال خودش نیست و مربوط به پدربزرگش هست…» » در این لحظه پدر رعنا اظهار کرد:«آقای قاضی، ما خانواده آبرومندی هستیم. برای ما صداقت خیلی ارزشمند تر از ثروت و شغل هست، اما بسیار زود متوجه گردیدیم دامادمان که نه تنها کذب های فراوانی به ما گفته، لکن اهل خلاف هم هست. شب عقد، دوستانش حال خوشی نداشتند و دامادمان در برابر اعتراض ما، از آنان پشتیبانی کرد. چند وقت هست که فهمیده ایم با همان دوستان بساط شب نشینی دارند و هنگامی دخترم نیمه شب به وی تلفن زده به کذب گفته در حال باز کردن چاه می باشند. مگر ساعت ۱۲ شب کسی چاه خانه اش را باز می کند؟ چرا این انسان ما را آسان و… فرض می کند؟»

فرض می کند؟»محمود از جا بلند گردید و با اعتراض اظهار کرد:یکی از مشکلات ما این هست که پدرزنم اکثر از حد در زندگانی دخترش مداخله می کند.     قاضی از پدر رعنا سؤال کرد:«معمولاً پدر و مادرها پیش از عقد در مورد عروس یا دامادشان تحقیقات لازم را انجام می دهند. مگر شما در این مورد پرس و جو نکرده بودید؟» پدر رعنا پاسخ داد: «راستش تحقیق کردیم. به طور مثال به بومی که اظهار کرد مهندس ناظر آنجاست رفتیم که کارگرها هم تأیید کردند او مرد مطلوبی هست، اما بعد از این دعواها متوجه شدیم به آنان هم پول داده بود تا تعریفش را کنند. یک بار هم عمویش به ما زنگ زد تا در مورد سند ارثیه پدری شان تذکر بدهد. همان روز هم اظهار کرد که برادرزاده اش قبلاً یک بار نامزد کرده اما چیزی در این مورد به ما نگفته بود.»

»داماد جوان خواست چیزی بگوید، که قاضی طرفین پرونده را به آرامش دعوت نمود و دنبال کرد:«دلیل حضور شما دادخواست مطالبه مهریه هست.» » پس از ان رو به محمود اظهار کرد:«مهریه حق قانونی هر زنی هست و شما لازم هست مهریه همسرتان را پرداخت کنید. اما اگر پولی در اختیار ندارید یا همسرتان اموالی از شما به دادگاه ارائه نکند، توان دارید لایحه اعسار بدهید تا در مورد آن تصمیم گرفته گردد.»»محمود پاسخ داد:«من هیچ چیز ندارم. ماشین زیر پایم هم نیز  مال رعناست که در اختیار من هست. حقوق و درآمدم هم کم و بسیار می گردد…» » رعنا بار دیگر وسط حرفش پرید و اظهار کرد:«تو که چیزی نداری، برای چه به خواستگاری من آمدی؟! تو نبودی که دادخواست منع تحصیل و منع اشتغال مرا به دادگاه دادی؟» قاضی بار دیگر آنان را به سکوت دعوت نمود و بعد هم مطالبی را درج کرد و از آنان خواست تا زیر برگه ها را امضا نمایند. هنگامی عروس و داماد از در دادگاه خارج گردیدند، بار دیگر با هم آغاز به بحث و مجادله کردند و سر و صدایشان در فضا پیچید.


لینک کوتاه مطلب : http://www.shalamchenews.com/?p=79874

دیدگاه شما

معادله ی امنیتی * Time limit is exhausted. Please reload CAPTCHA.