تاریخ ارسال : ۱۳ آذر ۱۳۹۶ ساعت : ۰۹:۱۱ 0 نظر چاپ این صفحه چاپ این صفحه

درحال سقوط آزاد در موسیقی هستیم!

روزنامه شرق – سمیه قاضی زاده: آ روزنامه شرق – سمیه قاضی زاده: آن روزهایی که تاکنون موسیقی فیلم در ایران جانی نگرفته بود، اسم هایی بودند که در کوشش برای زنده کردن آن، برای وجودبخشیدن به آن و برای نزدیک ترکردن آن به محیط حقیقی موسیقی فیلم در دنیا کوشش می کردند؛ کامبیز روشن روان یکی از همان هاست.    هرچند  فعالیت های او در این سال ها هرگز محدود به موسیقی فیلم نبوده اند، اما از آنجایی که او نیز در راستای ساخت موسیقی مجموعه های تلویزیونی و هم فیلم های سینمایی از پرکارترین و خوب ترین آهنگ سازان نسل خود بود و اسمش در تیتراژ این آثار می آمد، به موسیقی فیلم شهره شده هست. در کارنامه او میتوان به خلق انواع سمفونی ها، سونات ها، پوئم سمفونی ها، سوئیت ها، پرلودها و کنسرتوها اشاره نمود و البته ساخت اکثر از صد موسیقی فیلم و سریال.    به اینها می گردد افزود حضور او را در انواع شوراهای موسیقی که قسمت عمده ای از حضور اجتماعی اوست. او در سرزمینی دیگر هم پایدار دغدغه موسیقی ایران را داشته و دارد تا آنجا که قرار هست ژانویه سال کنونی شب آهنگ سازان ایرانی را در ونکوور با استفاده از قطعات و البته حضور بعضی از آهنگ سازان ایرانی برگزار کند.
  درحال سقوط  آزاد در موسیقی هستیم
قرار هست شب آهنگ سازان ایرانی را در ژانویه در ونکوور برگزار کنید؟
  بله، همین گونه هست. پس از دو سال کوشش بی وقفه خدا را سپاس این رقم خورد. قطعه اول قطعه ای هست از آقای هوشنگ کامکار به اسم کنسرتینو برای کمانچه و ارکستر که آقای اردشیر کامکار سولیست آن هست. قطعه «همه ایرانم» که ساخته خودم هست هم در پارت دوم برگزار می گردد و یک قطعه از آقای چکناواریان. قسمت دوم برنامه هم که کلا کار بنده هست.
این پیشنهاد از کجا آمد و چگونه این اتفاق افتاد؟
حداقل دو سال برای این کار برنامه ریزی کردم اما زیرا تعداد ارکسترها خیلی کم هست و ارکستری که در حد اعمال چنین اقدامات سنگینی باشد کم بود، طول کشید. دو ارکستر یعنی ارکستر سمفونیک ونکوور و ارکستر اپرا در این شهر وجود دارند و ما محدود بودیم به اینکه از بین این دو، یکی را انتخاب کنیم که ارکستر سمفونیک ونکوور تا چهار سال تماما برنامه اش پر بود. ارکستر اپرا هم تمام سال درگیر می باشند منتها اینها زیرا منحصرا اپرا اجرا می کنند، لازم هست فاصله بین دو اپرا را پیدا می کردیم که این اپرا تمام گردد و تا اپرای بعدی بر بر اساس مرسوم یک هفته تا ۱۰ روز وقت آزاد دارند که این وقت را در هفتم ژانویه ۲۰۱۸ پیدا نمودیم.
به خاطر تعطیلات ژانویه حاضر به مشارکت هستند؟

چند نفر هستند؟
حدود ۶۰  نفر به اضافه سازهای ایرانی که حدود ۷۰ نفر ارکستر ما خواهد گردید.
قطعات باکلام هستند؟

اشعار مربوط به چه کسانی است؟
یک قطعه هم از آثار آقای ابتهاج هست. یک مجموعه از اشعار کار شده. چهار سال نوشتن قطعه «همه ایرانم» طول کشید و برای آن طراحی اختصاصیی انجام شده هست که در آن تاریخ ایران از وقت مشروطه تابه حال به نحو موسیقی درآمده هست.

بله ۱۱۰ سال موخر را.
چند دقیقه است؟
۵۰ کار خیلی سنگینی هست.
برای ارکستر هم لازم هست خیلی سخت باشد.
بله، بویژه اینکه با موسیقی ما آشنایی ندارند درکنار اینکه لازم هست ربع پرده را هم بنوازند.
تمرینات را آغاز کرده اید؟
خیر، تمرین با سازهای ایرانی را به احتمال زیاد از اوایل دسامبر آغاز خواهیم کرد. ارکستر در دو تمرین لازم هست این همه قطعه را تمرین و مهیا اجرا کند.
شما در وقت تمرین ها حضور دارید؟
کار زیاد سنگینی هست که در دو تمرین این ظرفیت برنامه به مطلوبی دربیاید. حدود ۱۰۸ دقیقه برنامه هست.
نمی توانستید تمرینات زیادتری داشته باشید؟
برای اینکه بتوانیم این برنامه را ساماندهی کنیم لازم بود اسپانسرهای نیرومندی را پیدا کنیم و زیرا این نوع کار برای نخستین بار هست که آنجا اتفاق می افتد هیچ سرمایه گذاری مهیا نیست که روی چنین کاری سرمایه گذاری کند زیرا نمی داند چه انعکاسی در جامعه ایرانی خواهد داشت.
برای اسپانسر اقدامی کرده اید؟
کسی که نفر کلیدی این کار هست یک ایرانی هست و تمام این سرمایه را می گذارد آقایی هست که عزمش را جزم کرده که این کار به هر صورت صورت پذیرد. خودش مایل  و علاقه مند هست، البته ساز هم می نوازد و موسیقی ایرانی را به مطلوبی می شناسد. حدود ۵۰، ۶۰ هزار دلار دستمزد ارکستر هست.
در کدام سالن اجرا می شود؟
به فردی که سرمایه گذاری کرده تا حدی توان داریم فشار بیاوریم که هزینه ها را زیادتر کند، درکنار اینکه ارکستر امکانش را نداشت به سبب فاصله دو اپرا و تعطیلی کریسمس تا ژانویه و تنگنا سالن تمرین؛ به همین سبب هیچ عازم نبود جز اینکه دو تمرین دارا باشیم. یکی در سالن اپرا و دیگری در سالنی که قرار هست اجرا کنیم. به همین سبب برنامه زیاد سنگینی هست و کار زیاد فشرده ای لازم هست صورت پذیرد.

بله اجراهایشان حدود سه ساعت هست. به هرحال این کار پس از چند سال کوشش انجام می گردد.
در راستای نوشتاری هم فعالیت دارید؟
مرتب کار تازه آغاز می کنم. هم اقدامات تازه را می نویسم و هم مقاله نویسی دارم. وقتم به بطالت نمی گذرد و تمام مدت کار می کنم.
آخرین کارتان به جز این پروژه چیست؟
کاری که ویرایش آخرش انجام می گردد و به زودی همین جا ضبط خواهیم کرد. آ
بعد از سال ها سراغ وی رفتید به یاد همه آلبوم های قدیم.

تار را چه فردی می نوازد؟

نامش چیست؟
«  درحال سقوط  آزاد در موسیقی هستیم
الان دنبال نوازنده تار هستید؟
فردی که موجب و بانی این کار گردید شاید خودش بنوازد. اگر بود که چه خوب تر اما اگر نبود لازم هست فردی دیگر را انتخاب کنیم.
این کارها را منتشر می کنید یا برای اجرا نگه می دارید؟
ضبط و منتشر خواهد گردید.
مایه خرسندی هست که این مقدار پویا کار می کنید.
به دستاورد رسیدم که اگر خودمان کار نکنیم فردی نیست به ما بگوید بیا کار کن. در دستاورد لازم هست کار خودم را انجام دهم. از هنگامی که به کانادا رفتم همّ وغمم را در تمام کردن اقدامات نیمه تمام گذاشته ام. دو پارسال کتاب هارمونی جامع کاربردی را منتشر نمودیم که ۱۰ سال نوشتنش طول کشید چیزی که من ۴۰ سال تعلیم می کردم.
چرا این کار را نمی کنید؟
کار من نیست.
چند صفحه است؟
حدود ۹۰۰ صفحه هست. کار زیاد بزرگی هست. دو پارسال هم مناسب تقدیر شناخته گردید و پاداش دادند. هم حالا کتاب سازشناسی و ارکستراسیون موسیقی ایرانی را می نویسم.

اینها کتاب های مرجع خواهد گردید برای دانشجوهای و محققان بیرون از کشور که قصد دارند در مورد سازها و موسیقی های ایرانی تحقیق کنند.
فقط در حوزه موسیقی ایرانی است؟
سازشناسی و ارکستراسیون موسیقی ایرانی هست.
یعنی با کار آقای درویشی متمایز هست.
آ این منحصرا سازهایی هست که در اجراهای گروه نوازی کاربرد دارد و در آنسامبل موسیقی ایرانی استفاده می گردد. برای این کار سال ۶۳، سه سال موسیقی درج کردم و ضبط کردم و تاکنون روی زمین مانده. هم حالا روی تک تک این کارها کار می کنم که این قدم بعدی هست و امید دارم برای سال آینده بتوانم تمامش کنم. زیرا این کتاب هم خیلی کار برده و تا اینجا شیره جان من را کشیده. سال ۶۶ یا ۶۷، که در فصل نامه هنر منتشر گردید. بعد دو نفر از افرادی که قصد داشتند لیسانس دریافت کنند به اسم خودشان استفاده کردند. زیرا چیزی در این زمینه نیست و کار پژوهشی زیاد سنگینی بود.
در حوزه ارکستراسیون در این کتاب زیادتر منظورتان چیست؟
با سنتور دیگری اگر ترکیب گردد چه کار می گردد با آن کار. سه، چهار سنتور گردد یا داخل گروه نوازی موسیقی سنتی باشد چه اقداماتی میتوان کرد. با ارکستر بزرگ قرار باشد اجرا گردد چگونه خواهد گردید.

خیلی کار سخت و سختی هست اما لازم هست. آ آقای دهلوی شاید ۱۰، ۱۲ سال هست هر وقت وی را می بینم، نخستین سؤالش این هست که این کتاب تمام شده یا نه. اظهار کردم نه. زیرا وی هم معتقد هست این کتاب با ارزش ترین کتابی هست که درحال حاضر توان دارد در موسیقی ما چاپ گردد. تا حدی که تندرستیی ام اذن دهد مشغول به کار هستم.
ارکستر ملی و سمفونیک از شما قطعه ای در دست دارند؟ بویژه اینکه جشنواره موسیقی فجر در پیش هست.
ولی گفت وگو هایی از قبل با من شده بود که چند کار را قصد دارند اجرا کنند اظهار کردم نت ها و پارتیتورها همه هست در نهایت اینکه نت نویسی کامپیوتری می کنیم که استفاده کنیم و من مسئله ای با اعمال اینها ندارم. یادم هست از هنگامی که در ارکستر ملی آقای فخرالدینی آغاز به کار کردم، من بخشی از شورای فنی ارکستر بودم، در همان نشست به آقای فخرالدینی اظهار کردم از امروز به بعد هر اثری که بسازم و هر چیزی که بنویسم مطمئن باشید برای ترکیب ارکستر ملی هست که به جنبه قطعه هیچ وقت کم نیاورید.
آآن وقت هم خیلی از کارهایتان اجرا گردید و همیشه در رپرتوارها بود.
اما در ارکستر ملی آقای فخرالدینی هیچ گاه از اقدامات من اجرا نشد علی رغم اینکه عهد کردم هرچه بنویسم تماما برای ترکیب ارکستر ملی هست. اما گویا قرار نیست اقدامات من در کشور خودم اجرا گردد.
اما من اقدامات شما را با ارکستر ملی شنیده ام.
آآقای شهبازیان اجرا کرد اما پیش از آن اجرا نشده بود.
در جشنواره پارسال اقدامات شما را اجرا کردند.
بله، آقای شهبازیان موجب گردید کار من در کشور خودم اجرا گردد. همیشه به افرادی که مدیر موسیقی ارشاد بودند و در شوراهای متفاوتی که آن وقت می رفتم و هم حالا نمی روم، می اظهار کردم دائم به ما می گویید مدرس، چه جور مدرسی هستیم که کارمان در کشور خودمان اجرا نمی شود؟ به چه سبب کار من بعنوان آهنگ ساز لازم هست در بیرون از کشور اجرا گردد اما در داخل ایران نه. در هر شورایی که بودم بخصوص در ارکستر سمفونی گفته ام در هر کنسرت لازم هست یک اثر از آهنگ ساز ایرانی باشد.    اگر هم کم داریم توصیه دهید، شش ماه بعد یا یک سال بعد کاری به شما تحویل دهند. اگر به آهنگ سازانی که کارشان نوشتن برای ارکسترهای بزرگ هست توصیه دهید، پس از چند سال رپرتوار عظیم موسیقی دارید. تا کی چایکوفسکی و راخمانینف؟ اینها هم به جای خودشان اما در هر ارکستر چیزی از آهنگ ساز این مملکت هم دارا باشید.
الان در شورای هیچ کدام از ارکسترها نیستید؟
چند بار لازم هست یک سخن گفته شود؟ دستاورد اش این هست که داعیه کار از انسان گرفته می گردد. با خودم تفکر می کنم به چه سبب برای ارکستر سمفونی بنویسم. به چه سبب بنویسم؟  وقتم را صرف نوشتن کتابم می کنم. یا اقداماتی می نویسم که می خواهم در کتابخانه ام بگذارم. به چه سبب برای محلی بنویسم که می دانم اجرا نمی توان. آ آهنگ سازانی که توان دارند برای ارکستر بنویسند همه مأیوس می باشند نه اینکه توان نوشتن نداشته باشند. مشکل یکی، دو تا نیست. کارکردن با این مجموعه در اینجا خیلی سخت هست و تا هنگامی که گوش شنوا نباشد مشکل سر جایش هست.
الان که زیادتر زمانتان را در بیرون از ایران هستید از تصمیمتان متقاعد هستید؟
بله، زیرا کاری را در آنجا انجام می دهم که سال ها پیش لازم هست انجام می گردید و نشد. در دستاورد در فراغ بال و آرامش کارها را یکی یکی صحیح می کنم. آ آنجا دائم در حال کار هستم، کاری که در ایران هیچ وقت مجال انجامش را نداشتم.
یعنی اگر در ایران می ماندید دوباره هم نمی گردید این کارها را انجام دهید؟
مجموعه اقداماتی که در بیرون از ایران انجام می دهم را به اینجا می آورم و ضبط یا چاپ یا ویرایش می کنم.
با دقت به کیفیت ضبط در بیرون از کشور دوباره هم ترجیح می دهید در ایران این کار را انجام دهید.
بله، زیرا اقدامات من رنگ وبوی ایرانی دارد. فاصله های ربع پرده ایرانی در اقدامات من حذف نشدنی هست. بخشی را شاید بتوان در بیرون ضبط کرد اما دیگران لازم هست در داخل ایران صورت پذیرد و اینکه اکولایز آنان با اینجا و محیط آن نوع موسیقی با اینجا به هم بچسبد و یکسان گردد کار سختی هست و ترجیح می دهم همه کار در داخل صورت پذیرد.
موسیقی فیلم را کلا کنار گذاشته اید؟
تقریبا بله. اگر نگویم روزانه شاید یک روز در میان یک فیلم می بینم هر جا که باشم به موسیقی ها هم خیلی دقت می کنم. موسیقی فیلم در کشور ما در عمل از بین رفته و چیزی به اسم آهنگ ساز فیلم یا آهنگ سازی برای فیلم نداریم. اگر نمی توانید از صد موسیقی ای که برای صد فیلم ساخته می گردد یک پارتیتور پیدا کنید که نت ها را نوشته و در استودیو ضبط کرده باشند. آ آن چیزی که امروز بعنوان موسیقی فیلم در سینمای ما وجود دارد ادیت افکت های متفاوتی هست که در مولدها و بانک های صوتی هست. آ آهنگ سازی دیگر وجود ندارد که فردی به ملودی تفکر کند. مکررا شاهد بوده ام موسیقی یک فیلم به نوعی دقیق روی فیلم بعدی رفته اما زیرا به نوعی دقیق افکت هست…   در دستاورد افرادی که در مورد موسیقی فیلم کار می کنند کسانی می باشند که بانک های صوتی را دارند و افکت ها را دارند، فیلم را خواهند دید و صدا را در کامپیوتر دگرگونی می دهند. درواقع هم حالا مونتاژ هست نه آهنگ سازی.

دستاورد این می گردد که انسان با خودش تفکر می کند با چه کسانی همکار هست.
اگر اینجا به مسکن سینما می آیم به سبب این هست که ساماندهی کنیم و بتوانیم به آهنگ سازان فیلم بقبولانیم که کمی دانشتان را بالا ببرید.
یا دست کم این مقدار کپی اقدامات خارجی را به خورد کارگردان و مردم ندهید آن هم در روزهایی که اصل کپی ها درمی آید. یکی از دوستان مجموعه ای را برای من فرستاد؛ آثار موسیقی فیلم خارجی که عینا در فیلم های ما با همان ساز و ملودی کپی شده بود. این کار صحیح نیست.   شما هنگامی قرار هست برای هشت فیلم در سال موسیقی بسازید لازم هست از محلی این مواد را به دست بیاورید. از ملودی استفاده می نماید و پاداش هم می برد و پس از مدتی مشخص می گردد مربوط به فیلم دیگری بوده. همه موسیقی ها عین هم هست.   درحال سقوط  آزاد در موسیقی هستیم

  به عنوان داور کار شما هم سخت می گردد. هم حالا آقای انتظامی، شهبازیان و پژمان چند سال هست که موسیقی فیلم کار نکرده اند؟
آ بیایند در نشستی بصورت مستند بگویم که این موسیقی ها را از کجاها استفاده کرده اند زیرا من فیلم زیاد می بینم و اگر سخنی در مورد این اتفاق می گویم مستند هست. هم حالا آقای انتظامی، شهبازیان و پژمان چند سال هست که موسیقی فیلم کار نکرده اند؟آقای انتظامی زیادتر از ۱۰ سال هست که کار نکرده اند.
آ نسلی که امروز در سینما کار می کند با تأسف نسلی برآمده از بی سوادی هست. می گوییم به چه سبب پارتیتور را نیاورده ای، می گوید پارتیتور چیست؟ یعنی چه؟ می گوییم شما موسیقی فیلم را چگونه می سازید؟ می گوید صداها را می زنم.  چکیده اینکه کلا با موسیقی غریبه می باشند. مورد های شاهد هستیم که لازم هست از آنان فیلم ساخته گردد. افرادی که در این سطح از دانش موسیقی که ندارند، عضو می گردند، در برابر آقای انتظامی، علیقلی و پژمان هم عضو می گردند. اصلا میتوان اینها را کنار هم در یک نشست نشاند؟  که هنگامی در مورد موسیقی سؤال می کنی گویا زبان چینی گفت وگو می کنی. همه همه کاره می باشند. آقای انتظامی به چه سبب لازم هست موسیقی فیلم کار کند که در کنار چنین اشخاصی کاندیدا شود؟

آقای انتظامی به چه سبب لازم هست موسیقی فیلم کار کند که در کنار چنین اشخاصی کاندیدا شود؟که عموما یکی از همان کپی کارها می باشند. بله. به چه سبب لازم هست این کار را بکند؟ احتیاجی هم ندارد.
ولی این اصلا صحیح نیست. آ آقای انتظامی به من اظهار کردند کارگردان جوانی آمده، کست مطلوبی بسته و من گفته ام اصلا پول نمی گیرم و کار را برای شما می سازم. اظهار کردم چرا؟ اظهار کرد واقعا دلم تنگ شده و می خواهم برای عکس موسیقی بسازم. واقعا دگرگون گردیدم مجید انتظامی که هنگامی به اسم آقای پاداش های موسیقی فیلم شناخته می گردید برای فردی که فیلم اولش هست رایگان موسیقی می سازد زیرا این کار را دوست دارد. آ
هنگامی دهه ۶۰  سینما را می بینم؛ ارزشی که موسیقی فیلم داشت و هر اثر موسیقی فیلم بعنوان هنر مطرح بود.
در این مرحله برزخ همان خوب تر که کنار باشیم مگر اینکه موردی استثنایی  و فیلم مطلوبی باشد.
کارگردانش هم فهیم باشد که نخواهد منحصرا چیزی ساخته گردد. من با همه جور کارگردان کار کرده ام؛  از زنده یاد کیارستمی تا خانم درخشنده،  راعی و قویدل. با کسانی کار کرده ام که هنگامی با هم گفت وگو می کردیم، می اظهار کردند نمی فهمیم موسیقی فیلم یعنی چه قصد داریم وزوزی کنار فیلم مان باشد. با این قبیل اشخاص هم کار کرده ام.   امیر نادری به موسیقی فیلم چگونه نگاه می کرد. لحظه به لحظه فیلم را توضیح می داد که چه قصد دارد. زنده یاد فریبرز صالح، که تمام فیلم هایش را من کار کرده ام. باورتان نمی توان، این انسان صحنه به صحنه فیلم را می دانست موسیقی لازم هست چه باشد. ۹۰ ۹۰ درصد فیلم ها واقعا حیف وقت هست که بگذاریم. در هیئت داوری فیلم هایی می باشند که ارزش دیده شدن ندارند. چگونه روی این فیلم ها سرمایه گذاری می کنند و مردم پول می دهند و به سینما می جریان.

مگر ما در کودکی صف نمی ایستادیم؟ سخن شما زیاد منطقی هست اما زیاد خوشحالم که به کار خودتان می رسید. خوب ترین کار را می کنم. ..  سرگذشتش را خواندم که نوشته بود من پس از سال ها که در آلمان پیانو زدم و قطعه درج کردم و.   به این دستاورد رسیدم که اینجا این مقدار دستخوشی دارم که توان ندارم به کار کلیدی خودم برسم و چیزی که دلم قصد دارد را بنویسم.

همان کاری که شما می کنید. این تفکر در این سن وسال که خیلی دیر هست به ذهن من رسید. شاید لازم هست ۳۰ پارسال این کار را می کردم که ذهن و قدرت زیادتر بود که هم حالا یکسری آثار با ارزش داشتم و اجرا شده بود.
هیچ وقت به تفکر انتشار مجموعه آثارتان نبودید؟ بویژه آثار موسیقی فیلم؟
آ هیچ وقت به تفکر انتشار مجموعه آثارتان نبودید؟ بویژه آثار موسیقی فیلم؟یکی، دو بار به این تفکر افتادم. ۳۰ ۳۰ سال از این اتفاق سابق.   از دو پارسال آغاز کردم که اینها را روی سی دی کار کنم. اما پارتیتورها هست و می گردد بار دیگر اجرایشان کرد. تقریبا از سال ۶۴  کارهایم قابل استفاده هست.
از دو پارسال آغاز کردم کارهایم را به استودیو بردم که به سبب من دستگاه ریل نو از بیرون خریدند و در حال تبدیلشان به سی دی هستیم که از بین نرود و بعد بتوانیم تفکری به حالشان بکنیم.
به نظرتان در دانشگاه ها هم پارتیتورنویسی مطلوب به دانشجوهای آهنگ سازی تعلیم داده نمی توان. اما همه آنان در موسیقی معاصر افتاده اند؛ موسیقی آوانگارد؛ چیزی که من سال ۵۰  پرونده اش را بستم و کنار گذاشتم. این نوع موسیقی که این بچه ها کار می کنند در عمل از دهه ۸۰ دیگر در دنیا وجود ندارد.  آ منحصرا در دانشگاه ها بعنوان کلاس درس هست که بچه ها اتود کنند که این شکلی هم بوده و این نوع موسیقی هم وجود داشته.   آن نوع موسیقی دیگر خریدار و شنونده و مورد استفاده ای ندارد. من خودم همه مدل این کار را نوشته بودم اما از سال ۵۸ که به ایران بازگشتم، نگاه کردم آن نوع موسیقی هیچ کاربردی در اینجا ندارد اما من توان دارم از تکنیک هایش در جهت تفکری ای که دارم استفاده کنم.
اما هم حالا بچه ها همه آوانگاردیست شده اند.
شلختگی و به هم ریختگی که این موسیقی دارد به شما این آزادی را می دهد که احتیاجی نیست صرفا در یک چارچوب خلاق باشید. ۹۰ یک کنسرت در سال سابق نگاه کردم از بچه هایی که موسیقی معاصر کار می کنند.   اصلا مشخص نبود که قطعه مربوط به چه آهنگی هست همه همانند هم بود.  اواسط اجرا نیمی از اشخاص از سالن بیرون گردیدند. هم حالا بچه ها چیزی جز آن چیزی که خودشان می کنند را قبول نکرده اند. اظهار می کنند ما هستیم که موسیقی روز را کار می کنیم و از شما سابق.
هنوز ساز می زنید؟
بله، پیانو می زنم.
دلتان تنگ شده؟
هنگامی که در دانشگاه بودم با زنده یاد اصلانیان پیانو کار می کردم وی معلم پیانو مهارتی من بود. هفته ای یک اتود لیست را می زدم که اگر از پیانیست های شغل ای بپرسید در چند وقت لازم هست این کار صورت پذیرد، چه برسد به مطلوبی، اظهار می کنند دست کم دو تا سه ماه برای هر اتود.   من در یک هفته این کار را می کردم آن هم با آقای اصلانیان که مو را از ماست می کشید.     اما یک سعادت بزرگ دارم که همه بچه هایی که اینجا بویژه در شورای مرکزی انجمن آهنگ سازان فیلم می باشند،  می دانند من هیچ احتیاجی ندارم قطعه ای که می خواهم برای ارکستر بزنم حتی یک نتش را با پیانو بزنم، زیرا همه ارکستر را در مغزم توان دارم بشنوم. هیچکس هم تا امروز ندیده قطعه ای که می خواهم بنویسم را با پیانو بزنم بعد بنویسم.  که می اظهار کردم این تکه مشکل دارد.   در بعضی شوراها که بودم، مدت محدودی به شورای ارکستر سمفونیک رفتم، ریاست هیئت مدیره محور آهنگ سازان مسکن موسیقی بودم، آن وقت پارتیتور می آوردند.
چطور به این مرحله دست یافته اید؟
یک تابستان هنرستان موسیقی که بودم کلاس نهم بودم. کلاس دهم منحصرا مهارتی موسیقی بود. آ کلاس نهم به دهم را لازم هست تصمیم می گرفتیم که در هنرستان بمانیم و موسیقی دان شغل ای شویم یا به مدرسه ها دیگر برویم و ساز هم بلد باشیم.
آن سال تصمیم گرفتم خودم را بسازم.
در ۱۵سالگی. آ تا پیش از آن با آقای پورتراب سولفژ داشتیم و منحصرا به من دو می داد. اظهار کردم اول از همه لازم هست این را صحیح کنم. فاصله های موسیقی را می خواندم، فاصله های کنار هم، بعد با فواصل بزرگ تر و بزرگ تر.   در محیط پیانو می توانستم بخوانم در دستاورد می شنیدم و می خواندم. شاید روزی ۱۰، ۱۲ ساعت این کار را می کردم. دستاورد این گردید که به سولفژ و دیکته موسیقی غریبی دست پیدا نمودم که همه چیز را می توانستم بشنوم بدون اینکه با ساز بزنم.   بعد دوصدایی می زد بازهم اظهار کردم… سه صدایی زد. هرچه زد من صحیح اظهار کردم. اظهار کرد شما خارق العاده هستید ما با شما کاری نداریم.   آ آهنگ سازی نداریم که بدون نوشتن، بنوازد. اظهار کردم من همه کارهایم را این شکلی می نویسم. ارتباط گرفت دو، سه نفر از استادان آهنگ سازی آمدند.   درحال سقوط  آزاد در موسیقی هستیم
چندساله بودید؟
اظهار کردم اینکه چیزی نیست، اینکه ارکستر مراسمی بود، من با همین شیوه قطعه ارکستر سمفونیک می نویسم.   تقریبا ۲۳ساله بودم. بخشی از آزمون ورودی سولفژ و دیکته موسیقی بود.
کدام دانشگاه بود؟
تعداد شرکت کنندگان برای ورود به این دانشگاه در رشته موسیقی ۷۰، ۸۰ نفر از خوب ترین دانشگاه های اروپا و ایالات متحده و حتی ژاپن بودند. دانشگاه USC در جنوب کالیفرنیا که آن وقت در موسیقی رده سوم را داشت.

خیلی کار سخت و تعجب آوری هست. درکنار اینکه در استیل موسیقی باخ بنوازید.   در دفتر همه استادها جمع شده بودند و می اظهار کردند در پیشینه ۱۱۰ساله این دانشگاه فردی نتوانسته دیکته موسیقی ما را بنویسد. شما نخستین فردی هستید که توانستید این کار را انجام دهید.   ریاست دانشکده اظهار کرد شما کجا کار کرده اید؟ اظهار کردم ایران. اظهار کرد ایران که موسیقی ندارد. واقعا هم فردی ایران را بعنوان کشوری که مالک موسیقی هست، نمی شناسد. اظهار کردند معلمت چه فردی بوده؟ اظهار کردم خودم.   آ ۵  
این کار اجرا نشد؟
می اظهار کردند خب اینها چه صدایی می دهد؟ می اظهار کردم من می دانم چه صدایی دارند.
همان سال ها برگشتید؟
آچرا سال ۵۸ با ارکستر سمفونیک به رهبری خودم اجرا گردید.
از برگشتتان خرسند هستید؟
آذرماه ۵۸ بازگشتم، بهمن آن سال ازدواج کردم.
هیچ وقت دلتان نمی خواست در آن فضا بمانید؟
خیر، آن وقت که رسیدم در دانشگاه یوسی ال ای موسیقی ایرانی تعلیم می کردم.
چند سال آنجا بودید؟
پنج سال در ایالات متحده بودم، سه سال در دانشگاه یوسی ال ای موسیقی تعلیم کردم.   اظهار کردم این همه سال بیرون از کشورم درس خوانده ام که به موسیقی کشور خودم مساعدت کنم. زیرا در آنجا موسیقی دان زیاد بود اما رسیدم که در ایران خدمت کنم. درحالی که اگر آنجا می ماندم قطب بزرگ هنری برای موسیقی دانان ایرانی در ایالات متحده بودم و می توانستم خیلی مساعدت کنم، اما بازگشتم و اینجا موجب و بانی خیلی اقدامات بنیادی گردیدم.
مثل چه کارهایی؟
موسیقی فیلم پس از انقلاب با من آغاز گردید. هزینه های دو، سه موسیقی فیلمی که اول انقلاب درج کردم، خودم پرداخت کردم و دستمزد هم نگرفتم.
چه فیلم هایی بود؟
برنج خونین؛ موسیقی این فیلم را در استودیو ضبط کردیم، دستمزد نوازنده ها را هم خودم پرداخت کردم، بعد که نگاه کردند چقدر با فیلم همخوانی دارد، به ارشاد رفتند که برای دستمزد من و نوازنده ها هزینه دریافت کنند اما اظهار کردند که قراردادبستن با آهنگ ساز معصیت دارد. پرسیدند به چه سبب استفاده از موسیقی اشکالی ندارد؟ اظهار کردند ما اصلا نمی دانیم چه فردی موسیقی را ساخته، مگر ما اظهار کردیم موسیقی بسازید. می خواستید این کار را نکنید.
  بااین حال من این کار را کردم. تا تقریبا دو، سال منحصرا من بودم. فیلم هم خیلی کم ساخته می گردید و تمام موسیقی های فیلم ها را من ساختم. ۲۲ ۲۲ پارسال بانی محور آهنگ سازان مسکن سینما بودم و همه را دور هم جمع کردم و اساسنامه درج کردم. من بخشی از بنیان گذاران مسکن موسیقی هستم. به منزل تک تک اشخاص می رفتم و خواهش می کردم عضو مسکن موسیقی گردند.    تا سال ها موسیقی در نمایش در رشته های هنری را منحصرا من تعلیم می کردم بعد اندک اندک جایگزین کردیم. موجب و بانی تأسیس آموزشگاه آزاد موسیقی من بودم و اساسنامه اش را من درج کردم. تا هنگامی که در مسکن موسیقی بودم همه با امضای من انجام می گردید.


لینک کوتاه مطلب : http://www.shalamchenews.com/?p=77541

دیدگاه شما

معادله ی امنیتی * Time limit is exhausted. Please reload CAPTCHA.