تاریخ ارسال : ۲۵ دی ۱۳۹۶ ساعت : ۰۲:۴۹ 0 نظر چاپ این صفحه چاپ این صفحه

در نیروی هوایی می اظهار کردند مهدی هاشمی جای ولی عهد را گرفته/ فرمان هاشمی برای مساعدت یک میلیاردی به شهرداری کرباسچی/ حجاریان اظهار کرد هزینه کردیم تا هاشمی را حذف کنیم

به گزارش شلمچه نیوز به نقل از مشرق، سید محمود علیزاده طباطبایی که همه وی را به وکیل خانواده زنده یاد هاشمی می شناسند، در دهه شصت و پس از ان وظایف مختلفی در کشور داشته هست. از دورانی که مسئول بستن بودجه نظامی و دفاعی کشور در سازمان برنامه و بودجه بود تا دورانی که از حضور در مجلس چهارم بازماند. آخرین مسیولیت شاخص وی نیز عضویت در شورای شهر اول تهران بود.

علیزاده علاوه بر اینها کسی بود که همافران را در تاریخ ۱۹ بهمن ۵۷ به دیدار امام خمینی در مدرسه علوی آورد و پیشینه همافری را در کارنامه خود دارد. برای گفت و گو با وی در مورد شخصیت زنده یاد هاشمی و سیاست ورزی وی به هیئت رئیسه محور وکلا رفتیم و از اول آشنایی اش با زنده یاد هاشمی تا لحظه مرگ وی را برای ما روایت کرد. 

 در ادامه گزیده ای از گفت و گو ۲ ساعته علیزاده طباطبایی با تسنیم را رویت می کنید.

* آغاز آشنایی با هاشمی رفسنجانی

نخستین ارتباط مستقیمی که من با زنده یاد آیت الله هاشمی رفسنجانی داشتم در کمیته استقبال از امام بود. اواخر دی ماه ۱۳۵۷ که کمیته استقبال از امام تشکیل گردید مدتی بود که من از نیروی هوایی فراری بودم و توسط زنده یاد مهندس نیکخواه که جدیدا مرگ کرده که از اعضای نهضت آزادی بود از من دعوت گردید که در مدرسه رفاه در کمیته استقبال با لباس نظامی نیرو هوایی اگر بتوانید حضور پیدا کنید و اظهار کردند اگر تو بتوانی با لباس نیرو هوایی در اینجا حضور دارا باشی برای روحیه کسانی که به این مراجعه می کنند خیلی خوب هست. من از اول بهمن ۱۳۵۷ با لباس همافری در ارتباطات عمومی کمیته استقبال آغاز به کار کردم.  آقای دانش منفرد ریاست مدرسه علوی و نخستین فرمانده سپاه  و ریاست کمیته استقبال کارت من را امضاء کرد. ما در کمیته استقبال بزرگانی نظیر  شهید بهشتی، شهید مطهری، آیت الله خامنه ای، آیت الله هاشمی و آیت الله منتظری و حاج احمد را مرتب می نگاه کردیم.

ایجاد انجمن اسلامی نیروی هوایی

من در نیرو هوایی، «انجمن اسلامی نیرو هوایی» را تشکیل دادم و من عضو شورای مرکزی آن بودم و دورادور ارتباطاتی داشتیم، آیت الله خامنه ای و آیت الله هاشمی نماینده امام در شورای عالی دفاع بودند و ما مسائل داخل ارتش را به این دو بزرگوار اطلاع می دادیم. ارتباطم با آیت الله هاشمی نزدیک تر و صمیمانه تر شد  و ضمن اینکه با آیت الله خامنه ای هم ارتباط داشتیم چون یک تعداد از همافرها در مشهد با آیت الله خامنه ای ارتباط داشتند بخصوص همافر نوروزی که معلم زبان انگلیسی آقا بودند.

نقش روحانی در تعطیلی انجمن اسلامی نیروی هوایی

خدمت حاج احمد آقا آمدیم معتزض بودیم که ما بچه مسلمان های ارتش هستیم. ما انجمن اسلامی را تشکیل دادیم اکنون دکتر روحانی آمده بخشنامه کرده که همه انجمن ها منحل و همه برگرند سر کارهایشان و ارتباطات عمومی کارشان را انجام خواهد داد.    سرلشکر شاکر ریاست ستاد مشترک بود و این را بخشنامه کردند و در آن جلسه هم بحث تندی با دکتر روحانی داشتیم که  گفتند برید دنبال کار فنی خودتان و ارتباطات عمومی کار انجمن اسلامی را انجام می دهد.    ما اظهار کردیم این ها که تا روز گذشته گوگوش را می آوردند زین پس قصد دارند آیت الله بهشتی و آیت الله مطهری را بیاورند؟! ما قبول نمی کنیم.

فشار اقتصادی در دهه ۶۰ خیلی بالا بود

من چون لیسانس اقتصاد حقوق و هم فوق لیسانس حقوق و هم پیشینه نظامی داشتم، رفتم سازمان برنامه و بودجه و مسئول بودجه دفاعی گردیدم. ارتباط نزدیک من با آقای هاشمی از اینجا آغاز گردید و دهه ۶۰ دهه خیلی سخت بود فشار اقتصادی خیلی بالا بود اقتصاد مقاومتی اقتصاد دهه شصت بود. بودجه کشور که الان ۵۳۰ هزار میلیارد تومان هست، آن روز ۴۰۰ میلیارد تومان بود که این بودجه ۴۰۰میلیارد تومانی ۲۰۰ میلیارد تومان برای نیروهای مسلح بود. من مسئول بخش دفاعی-امنیتی سازمان برنامه و بودجه بودم و در ارتباط با بودجه های دفاعی درگیری وسیع ای با نیروهای مسلح داشتم آنان بودجه بسیار بسیاری قصد داشتند که ما نداشتیم.

واقعه ی شکایت ترکان پیش هاشمی

آقای ترکان مدیرعامل صنعت های دفاع شده بودند و سر بودجه با من خیلی درگیر بود. یکی دوبار شکایت من را به آقای هاشمی کرد و من به آقای هاشمی توضیح دادم. وی هم به  کار کارشناسی خیلی ارزش می داد و ارزش قائل بودند. هنگامی آقای ترکان ریاست صنعت های دفاع گردیدند، درگیری ها یک مقدار زیادتر گردید. یک بار شکایت نمود و آقای هاشمی من را خواستند رفتم .خدمت آقای هاشمی وی نسبت به من یک مقدار تند گردیدند و هنگامی توضیح دادم قانع گردید.

پیشنهاد دادیم سپاه و ارتش ادغام گردند

در اواخر ۱۳۶۵ و اوایل ۱۳۶۶ ستاد فرماندهی کل قوا به پیشنهاد سازمان برنامه و بودجه تشکیل گردید، ما طرح ادغام نیروهای مسلح را داده بودیم. صنعت های دفاع و سپاه را ادغام کرده بودیم، وزارت دفاع و سپاه را ادغام کردیم و صنعت های دفاع و سپاه را ادغام کرده بودیم، وزارت دفاع و سپاه را ادغام کردیم و پیشنهاد داده بودیم که ارتش و سپاه نیز ادغام شود که با مرگ امام(ره) قضیه متوقف گردید.  آقای روغنی زنجانی به عنوان معاون طرح و برنامه ستادکل و من به عنوان جانشین طرح و برنامه ستاد کل آنجا مستقر گردیدم و تیم هفت هشت نفر ژنرال ها را به آنجا بردم. 

عاقبت شوخی با علی لاریجانی

 من ارتباط با آیت الله هاشمی رفسنجانی داشتم تا سال ۱۳۷۱ که از نطنز در انتخابات مجلس شرکت کردم و رای آوردم و برنده گردیدم اما انتخابات باطل گردید. من بشدت دلخور شده بودم. وقت گرفتم به خدمت آقای هاشمی رفتم اظهار کردم انتخابات را باطل کردند! وی هم اظهار کردند که هرجا باشی توان داری خدمت کنی. برو سازمان برنامه بودجه خدمت کن و از این نماینده مجلس هم خیلی موثرتر هستی. پس از چند وقت که به سازمان برنامه و بودجه رفتم با فشار نیروهای مسلح گفته اند علیزاده طباطبایی نباید مدیریت دفاعی باشد. با آقای علی لاریجانی رییس ستاد سپاه بودند مصاحبه ای به حالت طنز و جدی داشتیم. گویا این گفت وگو من را برای آیت الله خامنه ای فرستاده بودند.آقای روغنی زنجانی به من اظهار کرد تو در سپاه چه گفته ای؟ گفتم در مورد مسائل شوخی و جدی بودجه گفت وگو کردیم. وقت ملاقاتی گرفتیم و خدمت آقا آمدم و توضیحات خود را بیان کردم. آنجا آیت الله خامنه ای از من تقدیر نمودند.

حکم هاشمی برای ذی حسابی

آقای مرعشی ریاست دفتر آقای هاشمی من را صدا کرد و خواستند و به من اظهار کردند ما تصمیم گرفتیم شما را به عنوان نماینده ریاست جمهور و ذی حساب ستاد حکم بدهیم و یک حکم برای من درج کردند. من به آقای مرعشی اظهار کردم با احترامی که برای شما قائل هستم منحصرا با حکم شخص آقای هاشمی حاضرم این مسیولیت را برعهده بگیرم چون در نهایت من می خواهم با ۷ وزیر عضو ستاد ارتباط دارا باشم باید حکم از ریاست جمهور بگیرم. قانون هم می گوید که نماینده ریاست جمهور ریاست کمیسیون مرکزی و ذی حساب با حکم ریاست جمهور انتخاب گردند. بعد یک دیداری با آقای هاشمی داشتم و گزارش خدمتشان دادم و اظهار کردم من ظرف یک سال توان دارم درآمد ستاد را ده برابر کنم. آقای هاشمی اظهار کردند تو برنامه بودجه ای هستی، می دانی ۱۰ برابر یعنی چقدر؟ اظهار کردم بله عدد و رقم ها نشان می دهد که پول های ستاد دارد خورده می گردد و بعد به خزانه خود ستاد نمی آید.

واقعه ی چک یک میلیاردی برای کرباسچی

یادم هست یک بار آقای بشارتی به من زنگ زد و اظهار کردند سریع یک چک یک میلیارد تومانی برای شهرداری تهران بکش. اظهار کردم من چنین کاری نمی کنم اظهار کردند من فرمان می دهم. اظهار کردم شما در چارچوب قانون توان دارید فرمان بدهید. بعد اظهار کردند من جانشین ستاد هستم اظهار کردم آقای بشارتی شما در چارچوب قانون فرمان بدهید من اجرا می کنم. آقای بشارتی تلفن را قطع کردند بعد آقای مرعشی زنگ زدند و اظهار کرد چه شده؟ با آقای بشارتی اختلاف پیدا کردید؟ اظهار کردم بله درخواست خارج از چارچوب قانونی از من داشتند آقای مرعشی اظهار کرد هاشمی می گوید که چک را بدهید به آقای بشارتی. من به آقای مرعشی اظهار کردم به آقای هاشمی بگوید که قانون به شما هم چنین اذن ای را نداده هست من به آقای مرعشی اظهار کردم به آقای هاشمی بگوید که قانون به شما هم چنین اذن ای را نداده هست اظهار کردند پس باید چکار کنیم من اظهار کردم راهش را پیدا می نمایم اظهار کردند راهش چیست؟ اظهار کردم راهش این هست که ما اعضای ستاد را دعوت می کنیم اعضای کلیدی هم نمی آیند و چون جلسه سریع هست اعضا، معاونان خود را خواهند فرستاد به طور مثال دادستان معاون خود را ارسال خواهد کرد. در دفتر آقای بشارتی جلسه را بر پا خواهیم نمود. در جلسه هم من مطرح می کنم که شهرداری تهران برای مسائل فرهنگی این مبلغ پول را قصد دارد. هیچ کس هم مخالفت نمی کند آن وقت می گردد مصوبه ستاد و توان داریم پول را بپردازیم.  خلاصه جلسه را همان روز برگزار کردیم. چند تا از وزرا هم نیامدند و  این تصویب گردید چک یک میلیاردی را دادیم به آقای کرباسچی.

عکس العمل هاشمی به انتقاد از فرزندانش

به آقای هاشمی اظهار کردم توان دارم انتقادی از شما دارا باشم اظهار کردند بیان کن چه انتقادی داری؟ اظهار کردم در مورد بچه های شما هست اظهار کردند بیان کن. اظهار کردم بچه های شما از رانت استفاده می نمایند. آقای هاشمی اظهار کردند پدر شما چکاره هست؟ اظهار کردم پدر من در یکی از روستاهای نطنز کشاورز هست، اظهار کردند تحصیلاتت چی هست؟ اظهار کردم فوق لیسانس حقوق از دانشگاه شهید بهشتی دارم. اظهار کردند محسن فوق لیسانس مهندسی دارد از یک دانشگاه خارجی. آخرین پست تو در دولت چه بوده؟ اظهار کردم مسئول بودجه دفاعی سازمان برنامه و بودجه بودم. اظهار کرد اکنون محسن هم تحصیلاتش در سطح شما اما سنش چند سال از تو کمتر هست الان مدیر صنعت های موشکی و صنعت های دفاع هست. این از رانت بهره برد؟ من واقعا شرمنده گردیدم اظهار کردم در مورد فعالیتهای اقتصادی بچه ها چطور؟ وی اظهار کردند اتفاقا یک بار حضرت امام به من اظهار کردند که آقای ری شهری گزارشی در مورد برخی تخلف های داده اند، من خدمت حضرت امام گفتم این گزارشات را مستقیم به دستگاه قضا تحویل بدهند.

در نیروی هوایی می اظهار کردند مهدی هاشمی جای ولی عهد را گرفته

من آن زمان ارتباطی با فرزندان آقای هاشمی نداشتم شاید با هیچ یک از بچه های وی ارتباط نداشتم فقط  با مهدی یکی دوبار معترضانه برخورد کردم چون مهدی به نیروی هوایی می آمد و پرواز می کرد من هم ارتباط خود را با نیرو هوایی محافظت کرده بودم.پرواز آموزشی بود. با ستاری خیلی رفیق بود می آمد و پرواز آموزشی می کرد. در نیروی هوای شایعه شده بود که مهدی جای ولی عهد را گرفته هست چون قبلاً ولیعهد می آمد و پرواز آموزشی می کرد. من یک بار به محسن اظهار کردم که مهدی این کار را انجام می دهد که محسن به من اظهار کرد مهدی با ستاری رفیق هست و کار خلافی هم نمی کند.

لوکس گری از کجا آغاز گردید؟/ متخصصان ارزشمند ها خارجی می باشند

آقای رهگذر به من اظهار کرد ما الان می خواهیم برنامه سازندگی را آغاز کنیم من احتیاج به کارشناس دارم. من اگر کارشناس پتروشیمی از بنگلادش و کره بیارم دست کم باید ماهی ۳ هزار دلار به آنان حقوق می دهند اگر یک کارشناس ایرانی معادل آن داشته باشم ماهی هزار دلار حقوق بدهم می گردد ۱۴۰ هزار تومان و این بحث تجمل و لوکس گری از اینجا آغاز گردید. به هر جهت مملکت احتیاج به سازندگی و احتیاج به متخصص داشت. متخصص هم ارزشمند ها خارجی بود. تخصص ارزشمند ها هماهنگی ندارد یعنی ما در جنگ با این مشکل رو به رو بودیم. ما در زمان جنگ در نیرو هوایی در انجمن اسلامی مبلّغ ایمان بودیم ولی خلبان ها می اظهار کردند هنگامی پشت هواپیمای اف ۱۴ می نشینی اگر امام زاده هم باشی باید تکنیک های گریز از موشک را بدانیم، اگر بی دین و مذهب هم باشیم باید تکنیک های گریز از موشک را بدانیم با دعاکردن نمی توانیم از موشک سام فرار کنیم. یک واقعیتی بود و درهایی که بین تخصص و پایبندی وجود داشت. متخصصان ما خیلی ارزشمند ها سازگار نبودند مملکت برای سازندگی احتیاج به متخصص داشت هنگامی قصد داشتیم پتروشیمی، سد، راه بسازیم احتیاج به مهندسان داشتیم که اینکاره باشند و به اینها خیلی نمی توانستیم بگوییم که بیایید و ایثار کنید و بایستی نیازهای مادیشان را تامین می کردیم. سازندگی فرهنگ خاص خودش را دارد یا ما احتیاج به سازندگی داریم یا نداریم ما که برای تشکیل حکومت طراحی و نظریه پردازی نکرده بودیم. ما عین نظریه غربی را گرفتیم یک چاشنی اسلام را هم به آن اضافه کرده ایم برای توسعه طراحی نکرده بودیم. ۴۰ ۴۰ سال گذشته هست هنوز آقایان نمی دانند توسعه اسلامی یعنی چه؟ هنوز از حوزه چیزی بیرون نیامده که آقا برنامه توسعه ما بایستی چه جور باشد! اصلا اسلام افزایش تولید و تولید انبوه را قبول دارد یا نه؟ کسی نرفت دنبال اینها کاری انجام بدهد.

بودجه شورای نگهبان کفاف نمی داد

در سال ۶۷ بودجه شورای نگهبان ۶ میلیون تومان بود. ارزشمدارترین دستگاه ما شورای نگهبان هست. آقای دکتر حبیبی هم وزیر دادگستری بود و هم عضو شورای نگهبان. پیش من آمد و اظهار کرد آقای طباطبایی من برای پول بنزین ماشین آقایان و برای پول تایپ مانده ام. تو ۵۰۰ هزار تومان به این بودجه اضافه کن. من ۵۰۰ هزار تومان افزودم. در ستاد بودجه که زنجانی رفیق ۲۰ ساله من بود یک دادی سر من زد و اظهار کرد مملکت ندارد، برای چه می خواهی بودجه را فراوان کنی؟

امروز کارشناسی در کشور تعطیل شده

در ستاد بودجه که زنجانی رفیق ۲۰ ساله من بود یک دادی سر من زد و اظهار کرد مملکت ندارد، برای چه می خواهی بودجه را فراوان کنی؟من می اندیشم آقای هاشمی از نقدپذیرترین مسئولان بوده هست و واقعا به نظر کارشناسی ارزش می داد. کارشناس راحت جلوی آقای هاشمی حرفش را می زد و حرفش را به کرسی می نشاند برخلاف امروز که کارشناسی در کشور تعطیل شده هست یعنی از زمان آقای خاتمی این تعطیلی آغاز گردید. زمان آقای احمدی نژاد که برنامه و بودجه کلا تعطیل کردند، در این ۶ سال هم که آقای روحانی یک انسان تماما سیاسی، غیر متخصص و غیرکارشناس را گذاشت ریاست سازمان برنامه و بوجه و وضعیت همین جور ادامه دارد.

حجاریان و عبدی و… شیفته تئوری های غرب گردیدند

شیفته تئوری های غرب شدنددر دولت آقای خاتمی یک فضای بازی ایجاد گردید و شورای نگهبان تحت فشار جای گرفت و یک تعداد صلاحیتشان تایید گردید اینها کسانی بودند که صلاحیتشان در مجلس ۴ و ۵ رد شده بود. پس از ریاست جمهوری آقای هاشمی، چپ ها تقریباً حذف گردیدند اما با این وجود آقای هاشمی با اعتدال مشی کرد.  مجمع تشخیص مصلحت نظام و مرکز تحقیقات استراتژیک نظام را داد دست چپ ها و این آقای خوئینی ها را گذاشت آنجا. وی هم همه بچه های تسخیر لانه را آنجا جمع کرد. اینها همان  اول انقلاب جزء نیروهای افراطی و حزب اللهی بودند امثال سعید حجاریان، جلایی پور، عباس عبدی و…. رفتند دانشگاه و درس قرائت کردند و با تئوری های غرب آشنا گردیدند و شیفته تئوری های غربی گردیدند. اکنون دولت افتاده بود دست آقای خاتمی و آقای خاتمی اینها را دور خود جمع کرد. داخل دولت که نمی توانست ببرد چون هیچ کدام تجربه کار اجرایی نداشتند.

حجاریان اظهار کرد هاشمی مُرده

در همان سال ها من رفتم با آقای نوری گفت وگو کردم و اظهار کردم بیاییم محسن هاشمی را بگذاریم شهردار تهران. محسن سالها در مترو بوده و تجربه دارد و مدیر لایقی هم هست. اظهار کرد فکر می کنی رای داشته باشد. اظهار کردم من هستم، فروزش، حسین درودیان، غرضی و… هم می باشند، فکر کنم بتوانیم. اظهار کرد شما با سعید حجاریان گفت وگو کنید نگاه کنید سعید قبول کننده هست؟ رفتم پیش سعید حجاریان و اظهار کردم اما حجاریان اظهار کرد ما هزینه کردیم تا هاشمی را حذف کردیم تو می خواهی دو مرتبه مرده را زنده کنی؟ اینها در مجلس آغاز کردند آن بازی ها را درآوردند که آقای هاشمی انصراف داد و بعد هم بحث «عالیجناب سرخپوش» را مطرح نمودند. البته منظورشان هاشمی نبود آنان قصد داشتند بالاتر را بزنند ولی از هاشمی آغاز کردند و بعد که در مجلس هفتم حذف گردیدند افراطیون این طرف آمدند با آقای هاشمی درگیر گردیدند و آنان هم با آن تندی برخورد کردند.

نحوه اطلاع از مرگ زنده یاد هاشمی

من آن روز منزل آقای نوری بودم، حدود ساعت ۵، سر قیطریه که پیچیدم داخل شریعتی از همین خبرگزاری شما ارتباط گرفتند و اظهار کردند آقای هاشمی را بردند بیمارستان؟ من اظهار کردم نمی دانم؛  سریع رفتم سمت بیمارستان هنگامی آمدم خیلی پرازدحام بود من را شناختند و راهم دادند داخل بیمارستان. رفتم نگاه کردم مشغول احیا بودند ولی دکتر هاشمی و دکتر طباطبایی آنجا بودند و همینجا دکتر هاشمی اعلام نمود که مرگ طبیعی به نظر نمی رسه و از همانجا آغاز گردید که مرگ وی طبیعی نیست و همانجا از آقای هاشمی خون گرفتند ولی خون گم گردید که اینها عللی هست که قضیه را مشکوک می کند. همانجا محسن و محمد آقا با درایت جلوی شایعات را گرفتند.  حضرت آقا فرمان دادند شورای امنیت ملی قضیه را ارزیابی کند و این را من از محسن شنیدم که یک خونی از قبل در آزمایشگاه بوده یا از همان پنبه های خونی که در زمان احیاء چک کردند، نگاه کردند میزان اورانیوم در خون ده برابر میزان مجاز هست که فاطمه خیلی دلواپس بود و می اظهار کرد در خون من و مادر هم دو برابر میزان مجاز هست و معالجه این قضیه منحصرا توسط پزشکان انرژی اتمی امکان پذیر هست. من همانجا که از بچه های آقای هاشمی سؤال کردم که فکر می کنید کار که باشد؟ اظهار کردند که بایستی کار اسرائیل باشد و نوع مرگ شبیه مرگ یاسر عرفات هست اما آقای هاشمی به هر جهت ۸۲ سال سن داشتند و فوقش دو یا سه سال دیگر می ماندند ولی هرچه بود آقای هاشمی با عزت رفتند.

هاشمی به رهبری می اظهار کرد من حجت دارم از شما تبعیت کنم

آقای هاشمی همان گونه که در برابر امام(ره) رک بودند، در برابر آیت الله خامنه ای هم رک بودند و می رفتند حرفشان را می زندند. این سخن را در گفت و گو هایشان هم زده اند که ” این سخن را در گفت و گو هایشان هم زده اند که “من می روم صحبتم را می زنم گاهی اختلاف نظر هم داریم اما خدمت وی بیان می کنم و سبب و استدلالم را می گویم.” با این وجود ” با این وجود آقای هاشمی به رهبری می گفت شما حجت ندارید که از من تبعیت کنید. شما باید به اجتهاد خود عمل کنید ولی هنگامی شما تصمیم گرفتید، من حجت دارم که از شما تبعیت کنم و مخالفت نمی کنم، شما باید به اجتهاد خود عمل کنید ولی هنگامی شما تصمیم گرفتید، من حجت دارم که از شما تبعیت کنم و مخالفت نمی کنم، ولی این اختلاف نظر را داشتند و مطمئنا هم یک تعداد شیطنت کردند و یک تعداد نقششان این بود که ارتباط ها را بهم بزنند.


لینک کوتاه مطلب : http://www.shalamchenews.com/?p=83297

دیدگاه شما

معادله ی امنیتی * Time limit is exhausted. Please reload CAPTCHA.