تاریخ ارسال : ۲۲ فروردین ۱۳۹۷ ساعت : ۰۸:۴۵ 0 نظر چاپ این صفحه چاپ این صفحه

دولت به چه سبب آدرس نادرست می دهد؟/ سرِ برجام تندرستی!/ قسمت مردم در «دلار»

سرویس سیاست مشرق – روزنامه ها و جراید در بخش سرمقاله و یادداشت روز به بیان دیدگاه ها و نظریات کلیدی و بنیادی خود می پردازند؛ نظراتی که زیادتر با خط خبری و سیاسی این جراید همخوانی دارد و میتوان آن را سخن اول و آخر ارباب جراید عنوان نمود که اهمیت مخصوصی نیز دارد. در ادامه یادداشت و سرمقاله های روزنامه های صبح کشور با گرایش های متفاوت سیاسی را مطالعه می کنید:

*****************

سرِ برجام تندرستی!

حسین شمسیان در کیهان درج کرد:

در ادامه یادداشت و سرمقاله های روزنامه های صبح کشور با گرایش های متفاوت سیاسی را مطالعه می کنید: سال کنونی روز ملی انرژی اتمی همزمان بود با روز رکورد شکنی نرخ دلار و التهابات شدید ارزی در کشور. شاید تماشای عکس تابلوی صرافی ها، خوب ترین گزارش باشد از آنچه دادیم و آنچه تصرف کردیم و به گفته ریاست جمهور محترم، از«هنر دیپلماسی»!

شاید تماشای عکس تابلوی صرافی ها، خوب ترین گزارش باشد از آنچه دادیم و آنچه تصرف کردیم و به گفته ریاست جمهور محترم، از«هنر دیپلماسی»! بر طبق مرسوم ، در این روز خاص ریاست جمهور سخنرانی نمود و به مباحث مختلفی پرداخت اما در بین سخنان وی، نکته ای بسیار حائز اهمیت وجود داشت که با فهم دقیق آن، میتوان به دلیل وضعیت امروز و آمادگی برای التهابات دشوارتر پی برد.

   روحانی در آن جلسه اظهار کرد: «ما ملّتی هستیم که فرهنگ و دین مان به ما یاد داده که اگر با کسی عهد و پیمانی بستیم و توافقی انجام دادیم، ما آغازگر نقض آن پیمان و آن توافق نخواهیم بود. خیلی تحریکات در طول این دوسال بعد از برجام انجام دادند که با دست خودمان برجام را خراب کردن کنند؛ این هم از سادگی آنان بود. نمی دانستند ملّت ایران، هوشیارتر از این سخن هاست… اگر شما می خواهید نقض عهد کنید، در مقابل نقض عهد باید بهای آن را خودتان پرداخت کنید، نخواهید با بهای ملّت ایران شما نقض عهد کنید.»

در این باره چند نکته قابل طرح است:
۱- » ۱- اینکه مسلمان باید به عهد پایبند باشد،اصل درستی است و کسی توان ندارد در آن تشکیک کند. اما اسلام تنها همین یک اصل را ندارد. درخواستی که حیله دشمن را حدس کند و از مکرش غافل نباشد ،درخواستی که به دشمن اعتماد ننماید و فریب لبخند وی را نخورد. تمام اینها و دهها شرط دیگری زیست مسلمانی در عرصه اجتماع، بخشی از متون مسلم و صدمه ناپذیر دینی ماست که اغلب مردم با آنان آشنایند و زندگی می کنند. حال اگر کسی همه آن سفارش ها را زیر پا بگذارد و برای توجیه یک کار، مدام بر روی یک اصل پافشاری کند، چه معنایی دارد!؟ یعنی می شود به بعضی آموزه های اسلام پشت کرد و بعضی را به کار گرفت!؟

۲- حال اگر کسی همه آن سفارش ها را زیر پا بگذارد و برای توجیه یک کار، مدام بر روی یک اصل پافشاری کند، چه معنایی دارد!؟ یعنی می شود به بعضی آموزه های اسلام پشت کرد و بعضی را به کار گرفت!؟ ۲- اگر در پیمانی یک طرف همه تعهداتش را عملی کند و طرف دیگر ضمن نقض عهد، بازهم به منفعت های طرف پیمان هجوم کند، آیا عقل و دین همچنان حکم می کنند که در این پیمان بماند،باج بدهد و ملت خودش را ضعیف کند!؟ این آموزه کدام اسلام است !؟ به چه سبب در وقتی که داعش عکس خشنی از اسلام عرضه می دهد،ما نیز عکسی عقب مانده و مفلوک از اسلام عرضه کنیم!؟ اکنون ،آیا به گواهی آژانس بین المللی انرژی اتمی، ما همه تعهدها برجامی خودمان را عملی نکرده ایم؟ و آیا به گواهی مقام های خودمان یعنی آقایان ظریف و سیف و … به دستاورد تقریبا هیچ برجام به سبب نقض عهد صریح آمریکا رو به رو نشده ایم!؟ آیا رواست که عکسی تا این حد ناتوان از اسلام عرضه کنیم و اهواء خود را به اسلام عزیز نسبت بدهیم!؟

۳- به دستاورد تقریبا هیچ برجام به سبب نقض عهد صریح آمریکا رو به رو نشده ایم!؟ آیا رواست که عکسی تا این حد ناتوان از اسلام عرضه کنیم و اهواء خود را به اسلام عزیز نسبت بدهیم!؟ ۳- در روز اجرای توافق،وعده های بسیاری به مردم داده گردید و من جمله ریاست جمهور محترم که پیشتر برطرف همه مشکلات من جمله آب خوردن را هم به برجام ربط داده بود، آن روزاعلام کرد که همه تحریم ها در همان روز اول اجرای برجام کنسل خواهدشد! روحانی پیشتر هم بیان کرد آنچنان مردم را از درآمد سرشار می کند که اصلا نیازی به یارانه نداشته باشند! اکنون باید آقای ریاست جمهور جواب بدهد که واقعا وضعیت مردم چگونه است!؟ وضعیت تحریم ها چگونه گردید!؟ آیا جز این است که ثروت مردم در همین چند ماه موخر، بیشتر از ۶۰ درصد ارزش خودش را از دست داده است!؟ آیا جز این است که آمریکا برخلاف عهدش، راه های جابه جایی ارز به داخل را بسته و می بندد!؟ سرجمع اینهمه فشار و هزینه، روی دوش آمریکا است یا روی دوش مردم ما و بخصوص مستضعفان و فرودستان!؟ جای پایین ترین تعارفی نیست که هزینه هنگفت پیمان شکنی قابل حدس و مکررا گفته شده آمریکا،به گرانترین شکل ممکن از مردم گرفته شده و می شود. جای تردید نیست که در سایه سیاست نادرست دولت و دل بستن به لبخند کدخدا، دشوارترین فشارها به مردم ایران تحمیل می شود. این را وضعیت کنونی اقتصاد و آمار و اعداد به روشنی نشان می دهد و انکار آن انکار بدیهیات است.

۴- ۴- پرواضح است که با بازار ارزی کنونی و رکود فراگیر، این مردم ما هستند که عملا، تبعات برجام و عهدشکنی آمریکا را می دهند. مردمی که به ریال درآمد دارند و با نوسان دلار دستخوش شوک اقتصادی می گردند. اما بازهم ریاست جمهور می گوید: «ما آغازگر نقض آن پیمان و آن توافق نخواهیم بود… اگر شما می خواهید نقض عهد کنید، در مقابل نقض عهد باید بهای آن را خودتان پرداخت کنید، نخواهید با بهای ملّت ایران شما نقض عهد کنید»! آنان مدت هاست نقض عهد بسته اند، اما ریاست جمهور هنوز می گوید: «اگر می خواهید نقض عهد کنید»!یعنی نقض عهد آنان به چشم جناب وی نیامده!؟ و بعد، هزینه ملت هم به چشم وی نیامده!؟ آمریکا در نقض عهد چه هزینه ای باید متحمل شود!؟ آیا قرار است با تدبیر دولت تدبیر و امید، هزینه نقض عهد آمریکا، کاهش ارزش جهانی دلار و تحریم فرآورده ها آن کشور در بین کشورهای جهان باشد!؟ به چه سبب باید با افکار عمومی با خطابه و نمایش رو به رو گردید و حقایق را مخفی کرد!؟ مراد و منظور از هزینه ای که آمریکا در نقض عهد باید پرداخت کند چیست!؟ آیا جز همان شوخی تلخ و بی مایه ای نیست که از روز اول،آقایان عراقچی و صالحی و بعدتر شخص ریاست جمهور بیان می کردند مبنی بر اینکه «آمریکا توان ندارد از برجام خارج شود، زیرا به حیثیتش در سطح جهان لطمه می خورد»!؟ و اکنون نشسته ایم تا آمریکا از بیم پرستیژ بین المللی خود،اقدام تازه ای بر علیه ما نکند!؟

اگر شما می خواهید نقض عهد کنید، در مقابل نقض عهد باید بهای آن را خودتان پرداخت کنید، نخواهید با بهای ملّت ایران شما نقض عهد کنید»! آنان مدت هاست نقض عهد بسته اند، اما ریاست جمهور هنوز می گوید: «اگر می خواهید نقض عهد کنید»!یعنی نقض عهد آنان به چشم جناب وی نیامده!؟ و بعد، هزینه ملت هم به چشم وی نیامده!؟ آمریکا در نقض عهد چه هزینه ای باید متحمل شود!؟ آیا قرار است با تدبیر دولت تدبیر و امید، هزینه نقض عهد آمریکا، کاهش ارزش جهانی دلار و تحریم فرآورده ها آن کشور در بین کشورهای جهان باشد!؟ به چه سبب باید با افکار عمومی با خطابه و نمایش رو به رو گردید و حقایق را مخفی کرد!؟ مراد و منظور از هزینه ای که آمریکا در نقض عهد باید پرداخت کند چیست!؟ آیا جز همان شوخی تلخ و بی مایه ای نیست که از روز اول،آقایان عراقچی و صالحی و بعدتر شخص ریاست جمهور بیان می کردند مبنی بر اینکه «آمریکا توان ندارد از برجام خارج شود، زیرا به حیثیتش در سطح جهان لطمه می خورد»!؟ و اکنون نشسته ایم تا آمریکا از بیم پرستیژ بین المللی خود،اقدام تازه ای بر علیه ما نکند!؟ بیایید تعارف را کنار بگذارید و با مردم صادقانه بگوئید که برجام یگانه دستاورد(!) شماست و می خواهید به هر قیمتی بر جای بماند ولو به نرخ نابود شدن اقتصاد ملی و کاهش چشمگیر ثروت مردم! بقیه ماجراها مثل هزینه دادن آمریکایی ها و… در روزگاری که وضعیت اقتصادی کشور همینگونه است، محلی از اعراب ندارد.

۵- برای اثبات اینکه محافظت برجام به هر قیمتی در دستور کار دولت است ،خوب است به یاد بیاوریم که همه وضعیت امروزی تماما قابل حدس بود و از همان روزهای گفتگوها، مکررا و مکررا دلسوزانه گفته گردید،اما هول وصل به کدخدا چنان بالا بود که هیچ چیز دیده نشد به این دو نمونه توجه کنید:
الف: «اینارا» ۲ماه پیش از برجام در آمریکا تصویب گردید اما تیم مذاکره کننده ما آن را مشاهده کرد! یعنی نخواست که نگاه کنید! خوب است مردم عزیز بدانند که در خرداد ۹۴ یعنی حدود دو ماه گذشته از تصویب برجام، کنگره آمریکا قانون اینارا را به تصویب کرد تا اگر توافقی بین ایران و غرب منعقد گردید، بازهم ریاست جمهور آمریکا اجازه داشته باشد هر۱۲۰ روز یک بار تصمیم بگیرد تحریم های تعلیق شده در توافق اتمی با ایران را برای ۴ ماه دیگر تمدید کند و یا دو مرتبه آنان را برگرداند! معنی این سخن یعنی ارزش برجام به امضا ریاست جمهور آمریکا بستگی دارد، آیا جز این است!؟ اکنون باید سؤال کرد آیا چشم بستن به آن قانون در گفتگوها ،به این سبب نبود که می خواستید به هر قیمتی شده،کاغذی به عنوان دستاورد(!) به کشور بیاورید و مردم را به خیابان بکشید تا با اسکناس هزار تومانی و یک دلاری برقصند!؟ و آیا وضعیت امروز،هزینه دادن مردم پای همان کاغذی نیست که هیچ چیز جز نکبت و خسران برای مردم ما به ارمغان نیاورد!؟ آیا جز این است که بخش مهمی از مشکلات امروز اقتصادی، به علت همان یک قانون است و شما در برجام حتی نام آن را هم نیاوردید!؟

ب: وزیر اقتصاد دولت یازدهم ،برخلاف قانون بنیادی راسا و در جریان یک عزیمت کاری FATF را قبول کرد و کشور را زیر بار تعهدی شگرف برد! این قانون با وجود وعده های خلاف واقع، به صورت تمام و کمال در حال اجراست. به زبان ساده، این قانونی است که درآن دارای تعهد شده ایم برای برطرف کردن شک و شبهه غربی ها به خودمان،همه است و نیست نظام بانکی و مالی مان را با دست خود تقدیم چشمان نظارتی غرب کنیم و اجازه بدهیم آنان از همه فعل و انفعال مالی ما خبر دارا باشند! به علت همین تعهد است که مقام های بانکی کشورمان مجبورند به سبک دوره قاجار به اروپا بروند و تعلیم نگاه کنند که چگونه همه چیز را بدون عیب و نقص پیشکش آنان کنند تا هرگز شبهه ای بماند که ما به گروه های تروریست(!) کمک می کنیم! دولتی ها دلخوش بودند که این قانون، ایران را در وضعیت سفید مبادلات بانکی قرار دهد، اما نه فقط چنین نشد، لکن اولین نتیجه اجرایی شدن FATF بسته شدن کانال های مالی با چین و ترکیه گردید و بعد از آنان هم دوبی! تعارف نباید کرد که بحران ارزی امروز، نتیجه تن دادن به آن پیمان است و این برای آمریکا تا آنجا با اهمیت بود که واقعه ی هالک بانک ترکیه و بازداشت اشخاص و … را در پی داشت!
آیا ملحق شدن یک طرفه به این توافق که تاحالا هیچ سودی برای سیستم اقتصادی و بازرگانی ما نداشته، نتیجه دلدادگی به غرب و کوشش برای دمیدن روح به نوزاد مرده متولد شده برجام نبود!؟
حقیقت امر این است که ملت فدای برجام شده و دولت هم به دل کندن از این درخت شوم که سیب و گلابی اش برای غربی ها بود و خار و خاشاک اش برای ما تمایلی ندارد!

 

4 سفارش در مورد دلار ۴۲۰۰ تومانی

مهدی حسن زاده در خراسان در درج کرد:

  را در پی داشت! دولت درنهایت شامگاه دوشنبه، بعد از گذشت چند روز پر التهاب در بازار ارز، تصمیم به تک نرخی کردن ارز روی دلار ۴۲۰۰ تومانی گرفت. این تصمیم سریعا با انعکاس ها و واکنش های متفاوتی همراه گردید. زیادی به تثبیت نرخ و کاهش حقیقی نرخ دلار در محدوده ۴۲۰۰  تومان امیدوار گردیدند. بعضی کارشناسان نیز از این تصمیم دفاع نمودند و در مقابل بعضی دیگر در مورد این که بتوان نرخ دلار را در محدوده ۴۲۰۰ تثبیت کرد، ابراز تردید کردند. اکنون چه منتقد این نرخ باشیم و چه مدافع آن، با واقعیتی به نام تصمیم دولت رو به رو ایم که عکس العمل مناسب مردم، کارشناسان و خود دولت برای موفقیت در این زمینه بسیار با اهمیت است و برای رسیدن به هدف پایانی که ثبات نسبی در بازار ارز و حدس پذیر ساختن این بازار است، توجه به چند نکته ضروری است:

۱- اکنون چه منتقد این نرخ باشیم و چه مدافع آن، با واقعیتی به نام تصمیم دولت رو به رو ایم که عکس العمل مناسب مردم، کارشناسان و خود دولت برای موفقیت در این زمینه بسیار با اهمیت است و برای رسیدن به هدف پایانی که ثبات نسبی در بازار ارز و حدس پذیر ساختن این بازار است، توجه به چند نکته ضروری است:۱- در شرایط فعلی حتی اگر تصمیم دولت نادرست تلقی شود، اجرای محکم و قاطع آن، شاید خوب تر از بی عملی و حتی اجرای ضعیف یک تصمیم صحت داشته باشد. در واقع دولت با سیاستی  درست به سمت تک نرخی کردن حرکت کرد، اما امکان دارد در مورد این که نرخ پایینی برای دلار تعیین کرده است، مورد انتقاد بعضی قرار گیرد. در چنین شرایطی راهکار منطقی این است که حتی منتقدان نیز از آن بخش قابل دفاع تصمیم دولت که تک نرخی کردن است، دفاع نمایند و مشورت خود را برای این که دولت بعد از طی دوره گذار چند ماهه در تثبیت نسبی این نرخ، تصمیمی جدید را در مورد نرخ ارز بگیرد، به مسئولین جابه جا کنند.

۲- ۲- طی روزهای موخر پویش های متعددی در فضای سایبری برای نفی خرید دلار شکل گرفته است. قطعا هر فردی که دلسوز این کشور و این ملت است، باید به نوبه خود کوشش کند که نخریدن دلار به یک مطالبه تبدیل گردد. فارغ از داعیه های اقتصادی و سود شخصی که امکان دارد تبدیل ریال به دلار را در این روزها توجیه پذیر سازد، ترویج داعیه های میهنی، مذهبی و انقلابی برای همه طیف های جامعه در این جهت که تقاضای جعلی خود را وارد بازار ارز نکنند، ضروری است. چون که بخش مهمی از ثبات بازار ارز به این مساله بر می گردد که تقاضای سفته بازی از این بازار جمع شود.

۳- ۳- امکان دارد منتقد سفارش دوم نگارنده باشید و این گفت وگو را مطرح فرمایید که تنها با سفارش و خواهش، نمی شود تقاضای سفته بازی و محافظت ارزش دارایی را کاهش داد. در جواب باید اظهار کرد، قطعا علاوه بر سفارش، تشویق و پویش سازی برای نفی خرید دلار، به نیت سفته بازی  باید چفت و بست قواعد منطقی و قانونی نیز در این زمینه محکم تر از همیشه شود. حقیقت این است که ورود امنیتی و انتظامی به بازار ارز پیشتر هم صورت گرفته  ، اما بعد از مدتی رها شده بود. این بار که به نظر عزم دولت برای برخورد با عناصر سفته باز بازار ارز جدی است، باید علاوه بر تشدید برخوردهای انتظامی و امنیتی، قواعدی که جلوی نقل و جابه جایی پول برای این منظور را می گیرد، نیز تشدید شود. بر این اساس، تقویت نظارت های مالیاتی و دریافت مالیات سنگین از فعالیت های سوداگرانه و کاوش تراکنش های ارزی، ضروری است و در این میان قطعا باید نظارت های مالیاتی و پول شویی بر نقل و انتقالات مالی مربوط به بازار ارز تشدید شود. علاوه بر این سیستم های ارزی و تجاری نیز باید هر چه زیادتر بتواند توان نظارت بر توزیع ارز و رساندن ارز به تقاضا کنندگان حقیقی ارز را مهیا کند.

۴- ۴- سر انجام دولت باید توجه داشته باشد که هیچ زمانی برای تصحیح و تکمیل تصمیم های قبلی دیر نیست. توضیح این که همچنان زیادی از کارشناسان اعتقاد دارند که نرخ ارز باید طبق تفاوت تورم داخلی و بیگانه تعیین شود. البته در این میان مبانی نظری دیگری در مورد تعیین نرخ ارز وجود دارد. به نظر می آید که با گذشت مدت زمانی از تثبیت نسبی شرایط بازار ارز در نرخ ۴۲۰۰ تومان، ضروری است، دولت مبنای نظری خود را در مورد نرخ ارز مشخص و واضح کند. بویژه این که در این زمینه نظرات متفاوتی در درون دولت وجود دارد. علاوه بر این باید توجه داشت که تصمیم فعلی در مورد نرخ ارز امکان دارد، تبعاتی من جمله ارزان شدن واردات را در پی داشته باشد. چون که نرخ ۴۲۰۰ تومان تقریبا معادل میانگین نرخ دلار در سال گذشته است. در این میان تبعات این تصمیم که امکان دارد باعث افزایش واردات شود باید مدیریت شود.

تغییر استراتژی الزامی است

مهدی محمدی در میهن امروز درج کرد:

اردیبهشت و خرداد، ۲ ماه مین گذاری شده در سال ۹۷ است. برجام، ارز، منطقه (با تمرکز بر سوریه) و تحریم، ۴ حوزه ای است که کوشش خواهد گردید در آنان بحران ایجاد شود. تبدیل مساله به بحران، غیرقابل حل نشان دادن مباحث، ایجاد تبعات امنیت ملی برای مباحث و سر انجام روی میز گذاشتن راه حل هایی از جنس سازش، مهمترین پدیده هایی است که با آنان رو به رو می باشیم. در همه این مورد ها مساله کلیدی از دید افرادی که بیرون از ایران درصدد تجمیع بحران ها در ماه های اولیه سال هستند، گروگان گرفتن افکار عمومی ایران و ایجاد حس بن بست، تهدید و فروپاشی است. جنگی که در هفته های آینده با آن رو به رو می باشیم جنگ روایت هاست، به این مفهوم که خود مسائل، به میزان روایتی که از آنان خواهد گردید با اهمیت نیستند. به تعبیر دیگر، مناقشه ذهنی و ادراکی که در راه است، بسیار مهمتر از مناقشه راهبردی، اقتصادی یا سیاسی می باشد.

اگر بخواهیم مبحث را اندکی روشن تر کنیم میتوان مورد به مورد بحث کرد که چگونه یک دوئل ادراکی جدید در حال آغاز شدن است. در مورد برجام و تحریم ها مساله کلیدی این نیست که ترامپ تصمیم گرفته از طریق عدم تعلیق تحریم های برجامی یا اعمال تحریم های جدید (یا هر دو) از برجام خارج شود، لکن مساله کلیدی این است که ترامپ می خواهد ایران و به صورت مشخص تامین کنندگان امنیت را به عنوان مقصر بهم خوردن برجام معرفی کند. در مساله ارز هم باز مناقشه کلیدی بر سر این است که نزاع دولت و مخالفان آن به عنوان ریشه کلیدی بحران معرفی شود. در مورد منطقه هم روشن است که آمریکایی ها به طرز ناشیانه ای گمان می کنند توان دارند برتری های منطقه ای ایران را به مبحث مجادله و اختلاف در داخل ایران تبدیل کنند و بدین ترتیب دست کم از سرعت برنامه منطقه ای ایران بکاهند. ملاحظه می کنید که در تمام مورد ها آنچه در اصل هدف گرفته شده، افکار عمومی جامعه ایرانی است و آمریکا کوشش می نماید از طریق وارد کردن افکار عمومی ایران در دوقطبی های جدید، تهدیدهایی مثل پیشروی های منطقه ای ایران را به فرصتی تازه برای خود بدل کند.

۲ ۲ عامل است که بسادگی میتوان مدعی شد طرف بیگانه به شدت روی آن حساب کرده است؛ عامل اول ناکارآمدی، کارنابلدی و سردرگمی دولت در مدیریت بحران هاست. نگاه سیاسی به بحران ها و با ابزارهای دستوری و امنیتی درصدد حل آنان بودن و چسبیدن به یک سلسله راه حل های قدیمی، نپخته و مبتنی بر ایدئولوژی لیبرال، بهمراه جدی نگرفتن هشدارها و خیرخواهی ها، دولت را به شدت در مقابل بحران سازی های دشمن بویژه در حوزه تحریم ها و اقتصاد عارضه پذیر کرده است. دولت آقای روحانی باید فهم کند که اکنون احتیاج به تجمیع همه حجم های کشور برای مبارزه با بحران ها دارد و این قطعا از طریق صحنه سازی و اتهام زنی حاصل نخواهد گردید. کنترل کسانی درون دولت که همچنان گمان می کنند دولت داری برابر عملیات روانی است، اولین گامی است که دولت باید برای بهبود وضعیت خود بردارد. دوره این هم که گمان کنند با هیولاسازی از حریف و فرافکنی مشکلات همچنان توان دارند از پذیرش مسؤولیت وضعیت موجود فرار کنند، گذشته است.

حتی اگر حریف عارضه پذیر باشد، افکار عمومی هوشمندانه به هر کس سهمی را که سزاوار آن است خواهد داد و عارضه پذیری رقبا را به عنوان توجیه کارنابلدی دولت در نظر نخواهد گرفت. اکنون البته زمان گروکشی هم نیست و لزوم ندارد سر این بحث باز شود که زیادی از این بحران ها و تهدیدها با جزئیات در ماه های گذشته حدس و به دولت اطلاع رسانی شده بود و دولت یکسره به همه آنان بی اعتنایی کرد اما این هم پذیرفته نیست که دولت بی وقفه آغاز به متهم نمودن کسانی کند که همه هشدارهای لازم را خیرخواهانه به آن داده بودند. تماما روشن است که آمریکایی ها روی ناکارآمدی داخلی دولت حساب کرده اند و به میزانی که دولت از راه حل های حقیقی و ابتکاری دوری کند و به سیاسی کردن مسائل علاقه نشان دهد، داعیه دشمن برای فشار نیز تقویت خواهد گردید.

عامل دومی که آمریکایی ها روی آن حساب کرده اند، شبکه همکار غرب در ایران و به صورت مشخص اصلاح طلبان رادیکالی هستند که جدیدا همه مرزها بین خود و نتانیاهو، بن سلمان و ترامپ را برداشته اند و همان سخن های آمریکا را عینا در داخل تکرار می کنند. آمریکا به شدت به این شبکه همکار احتیاج دارد تا فشار بیگانه را به مطالبه سازش و تسلیم در داخل ترجمه کند. قسمتی از این شبکه در میان مرتبطان دولت و به صورت مشخص اشخاص فعال در مرکز ارزیابی های استراتژیک ریاست جمهوری و بخشی هم در بیرون دولت، سازمان پیدا نموده است. تجربه پرونده اتمی هم بخوبی نشان می دهد فشارها از زمانی «اثر» کرد که یک جریان داخلی آغاز به خلق همان دوقطبی هایی در داخل کرد که آمریکا قصد داشت. اکنون آمریکا احتیاج به کسانی دارد که خطر کنند و برنامه موشکی و منطقه ای ایران را زیر سؤال ببرند و از آن مهمتر در برنامه موشکی و منطقه ای به جای ایران حق را به ترامپ و نتانیاهو بدهند. با تاسف باید اظهار کرد کسانی در ایران پیدا شده اند که این نقش را بازی کنند و تا وقتی که به این خیانت معلوم انتهاء داده نشود، جلوی برنامه آمریکا در ایران را نمی شود گرفت. تحریم و فشار اکنون جاده صاف کن هایی در داخل ایران دارد که اگر لازم باشد حاضر هستند در تانک آمریکایی بنشینند و وارد تهران گردند.

اجماع ملی در طرد این خائن ها و قاطعیت در مبارزه با آنان عنصر ضروری هرگونه برنامه ریزی برای کنترل بحران در آینده است.    مرور مولفه های این فضا تردیدی باقی نمی گذارد که دولت آقای روحانی اگر واقعا خواهان مدیریت بحران هاست باید تغییر پارادایم دهد. پارادایم های سابق که به مباحث امنیت ملی به عنوان وسیله چانه زنی سیاسی نگاه می کرد و همه شرکا را در غرب و همه فرمول ها را در برجام چکیده می کرد به بن بست فرا رسیده است. اگر دولت دوباره گزینه های خود را مرور کند خواهد دید امید به گرفتن نتیجه از فشار، مهمترین عامل بحران های تازه ای است که آمریکا در تدارک آن است و اگر این امید کنترل یا زایل شود، زیرساخت تئوری جدید فشار فروخواهد پاشید. دولت اکنون باید پیش از هر کار در شرکای داخلی و بیگانه خود تجدید نظر کند و پارادایم های غیربرجامی در طرح سیاست بیگانه خود را جدی بگیرد. آن زمان است که خواهد دید مسائل چندان هم غامض نیست. و سر انجام اینکه اکنون زمان اجماع ملی است و اجماع ملی رخ نخواهد داد الا اینکه مرزها با دشمن واضح شود و مدعیان اتحاد ملی دست از نمایندگی سخنان آمریکا درون کشور بردارند. اگر آمریکا از ایجاد شکاف در ایران ناامید شود، گزینه های فشار و تحریم دچار بحران راهبردی خواهد گردید.

دولت به چه سبب آدرس نادرست می دهد؟!

حسن رشوند در جوان درج کرد:

اینکه دولت درنهایت بعد از سختی های زیاد و روند پرشتاب نرخ دلار از بهمن ماه تاحالا، تصمیم گرفت برای کنترل دلار متوسل به همان شیوه ای شود که ریاست جمهور در تبلیغات انتخاباتی دوره اول و دوم به عنوان نکته منفی دولت گذشته آن را می دانست و متعدد در مقابل دوربین های خبری اظهار می کردند مگر ارز را میتوان دستوری بالا و پایین کشید، هم جای تأمل دارد و هم شکرش باقی است که دولت در نهایت متوجه گردید در شرایطی که فرایند مرسوم در اجرای سیاستی کارایی لازم را نداشته باشد، لزوماً باید به ابزارهای غیرمعمول متوسل گردید تا از کارهای خراب کردن کننده ای که اقتصاد یک کشور را نشانه رفته است، جلوگیری نمود.

در این نوشتار کوتاه در مقام چند و چون سیاست اعلامی و اعمالی دولت برای جلوگیری از روند پر شتاب دلار نیستیم، اما چند نکته ای که این روزها پیرامون آن مباحثی مطرح می شود و با بی وظیفه ای تمام برای گریز از ناکارآمدی ها دیگران متهم می گردند، قابل ذکر است:

۱- ۱- افزایش نرخ دلار و هر گونه ارز بیگانه به عاملان زیادی بستگی دارد که بخشی به صورت کاملاً برنامه ریزی شده و با هدایت دولت های بیگانه برای فروپاشی اقتصاد کشوری صورت می گیرد که همانند آن را مکررا در ارتباط با کشورهایی که حتی در تیررس نظام سلطه قرار نداشته اند، شاهد بوده ایم که از مصادیق روشن آن میتوان به خارج شدن سرمایه از مالزی در یک شب و ایجاد چالش در اقتصاد این کشور یا روندی که در مورد کاهش ارزش پول ملی ونزوئلا در سال های موخر انجام شد، اشاره نمود. در نتیجه طبیعی است نباید از نظر دور داشت هر گونه ویروس در بدن مریض اقتصاد ایران زمینه را برای اجرای برنامه های نظام سلطه فراهم خواهد کرد و قطعاً در این شرایط بیشتر از سرزنش دشمن، باید از بی برنامگی یا ناتوانی در برنامه ریزی هایی که می توانستیم انجام دهیم ولی با بی تفاوتی از کنار آن گذشتیم، خود را سرزنش کنیم.

۲- ۲- اینکه دست هایی در پشت پرده افزایش سرسام آور دلار وجود داشته است، شکی نیست. وقتی مارک کرک، سناتور خبیث امریکایی در مورد تشدید تحریم ها می گوید: «می توان غذا را از دهان ایرانیان بی گناه هم بیرون آورد»، نباید انتظار داشت که در مورد هر عاملی که تضعیف کننده قدرت اقتصادی ایران است، دست های پلید دشمن در آن دیده نشود. با اهمیت این است که دولتمردان ما نباید دستخوش بعضی خوش بینی ها و اعتمادهای کاذب گردند تا آنجا که گمان کنند با یک سند نیم بند مثل برجام تمام مشکلات حل شده و زین پس همه مبادی رسمی و بانک های بیگانه شرایط دستیابی ایران به ارز بیگانه را فراهم می کنند و از ولع عناصر سودجوی داخلی در شرایط سخت کشور ممانعت می شود.

باید قبول کنیم ما در شرایط خاص قرار داریم و برای این شرایط خاص هم باید مواظب هر گونه حرکت مهره های شطرنج دشمن باشیم و هم سیاست های اقتصادی خود را به شکلی طراحی و اجرا کنیم که کشور در تکانه های شدید اقتصادی دچار چالش جدی نشود و این همان نسخه ای است که رهبر معظم انقلاب از آن به اقتصاد مقاومتی نام بردند. جالب اینکه رهبری انقلاب در زمانی بحث اقتصاد مقاومتی را مطرح نمودند که همین تکانه های ارزی در سال ۹۰ و ۹۱ اقتصاد کشور را نشانه رفته بود و در همان زمان بود که سناتورهای امریکایی سخن از بیرون کشیدن غذا از دهان ایرانیان بی گناه بر زبان می راندند.

۳- ۳- طی دو روز گذشته بعضی مسئولین دولتی در کنار کارهای ارزنده ای که برای کنترل دلار انجام دادند، برای گریز از پاسخگویی نسبت به کارکرد گذشته در حوزه اقتصادی و مسائل ارزی کشور، نکته هایی را اظهار کردند که آزار دهنده بود. اینکه معاون اول ریاست جمهور در زمان اعلام ۴ هزار و ۲۰۰ تومانی دلار مطرح می نماید در کنار دست داشتن بیگانه ها در نوسانات و افزایش دلار در کشور، به طور مثال گروه های داخلی هم امکان دارد دخالت هایی دارا باشند، به نظر می آید گریز از اشتباه هایی است که تاحالا دولت در این زمینه داشته است. سؤال اینجاست به چه سبب به جای آدرس اشتباه دادن ها به سراغ مشاوران اقتصادی خود که صریحا خواهان افزایش دلار بودند، نمی رود؟ مگر آقایان دکتر نیلی و ترکان در گفت و گو با رسانه ها از افزایش نرخ دلار در شرایط اقتصادی امروز کشور نمی اظهار کردند.

مگر سخنگوی دولت در وقتی که دلار تا مرز ۴هزار و ۵۰۰ بود، نمی اظهار کرد ما اجازه نخواهیم داد دلار به بالای ۵ هزار تومان افزایش پیدا نماید. اگر افزایش دلار تا ۵ هزار تومان اشکال نداشت به چه سبب امروز معاون اول ریاست جمهور داشتن دلار بالای ۴ هزار و ۲۰۰ تومان را گناه می داند و اعلام می نماید که شدیدترین برخوردها با عاملان آن صورت خواهد گرفت؟ به چه سبب در آن برهه تخم لق دلار ۵ هزار تومانی را آقایان کاشتند که نظام وادار باشد با دلار ۶ هزار و ۲۰۰ تومان رو به رو شود؟ امروز باید بیشتر از آنکه دولت دیگران را متهم کند، دولتمردان و مشاوران اقتصادی خود را بازخواست کند. شاید از این رهگذر بتواند به منشأ این گرانی ها و لجام گسیختگی های ارزی برسد که در آن صورت قطعاً خواهد توانست وضعیت ارزی کشور را بدرستی مدیریت و کنترل نماید.

ارز تک نرخی، کلید اعتماد بازار

حسین جنگ افزار ورزی در ایران درج کرد:

نرخ و هزینه تمام شده در سازمان تولید صنعتی ایران به سبب وابستگی بالا به تأمین مواد اولیه و کالاهای واسطه ای از بازارهای خارج نسبت مستقیمی با نرخ تبدیل ارزهای معتبر دارد. به این معنی که افزایش نرخ ارز به ریال ایران راه را برای افزایش نرخ تمام شده تولیدات صنعتی هموار می کند و برعکس. از طرف دیگر سازمان تولید صنعتی ایران با نوسان نرخ تبدیل ارز به ریال نیز ارتباط تنگاتنگ دارد.

به این معنی که اگر در یک دوره زمانی ورود ارزهای معتبر به خزانه بانک مرکزی کاهش یابد وکمتر از احتیاج باشد، توان دارد سازمان تولید در ایران را با دردسر رو به رو کند. نکته بسیار با اهمیت این است که میزان ارزی که ایران به دست می آورد، به سبب قسمت بالای نفت در آن، به تغییرات بازار جهانی گره خورده است. این وضعیت دردهه ۹۰ با یک مسأله تازه رو به رو شده است و آن تحریم بانکی ایران از سوی غرب بویژه تحریم امریکا بر علیه اقتصاد ایران است. این تحریم باعث شده است جابه جایی درآمد ارزی حاصل از صادرات نفت به روزهای سخت برسد و از این حیث درشرایط مخصوصی قراربگیریم. علاوه بر این ها اقتصاد ایران به سبب سیاست های اقتصادی ناکارآمد دولت های نهم و دهم نیز در موقعیت سختی قرارگرفته است.

همه آنچه در بالا یادآور گردیدم بر فعالیت عادی بنگاه های ایرانی اثرها منفی داشته است. با این همه دولت یازدهم و دوازدهم توانسته با اتخاذ بعضی سیاست های اقتصادی کارآمد سختی ها را به مرزهای مطمئن برساند. سیاست های ضد تورمی دولت در سال های موخر باعث آرامش در تولید صنعتی گردید و سیاست های ارزی با ثبات از طرف بانک مرکزی در این سال ها بویژه کنترل نوسان ارزی در یک دامنه قابل قبول، تولید کنندگان را در موقعیت ثبات قرار داد. گرچه تولیدکنندگان صنعتی از بعضی سیاست های ارزی، پولی و مالیاتی گلایه دارند و از دولت انتظار داشتند که این سیاست ها را درسازگاری باهم قراردهد اما بعضی اتفاقات اقتصادی و غیر اقتصادی از پاییز سال قبل بازار ارز ایران را تحت اثرگذاری قرارداد که از توصیف دو مرتبه آنان پرهیز می شود.

اکنون عزم دولت براین است که سیاست تک نرخی کردن ارز را که یکی از خواسته های بنگاه های اقتصادی است، پژوهشگر کرده و بنا را براین گذاشته است که این سیاست را برای سال ۱۳۹۷ و پس از ان اجرایی کند. واضح است که این عزم دولت نباید تحت هیچ شرایطی با تزلزل همراه شود و باید در یک دوره میان مدت از دستکاری دو مرتبه اجتناب شود. به نظر می آید نرخ تبدیل ارز تعیین شده در حالتی که عرضه ارز به میزان کافی باشد و بعضی تقاضاهای غیر عادی ماه های موخر نیز کنترل شود، توان دارد نوعی آرامش به بازار را پژوهشگر سازد.

شرط کامیابی سیاست جدید اما ثبات این سیاست است تا اعتماد از دست رفته میان نهاد بانک مرکزی و دولت از یکسو و نهاد بنگاه از طرف دیگر بازسازی شود. دولت یازدهم و دوازدهم نشان داده است با بخش خصوصی به لحاظ ماهیتی هماهنگی بالایی دارد و این بسیار قابل اهمیت است.

اگر دولت بتواند با سازمان تولید در ایران به تفاهم اعتماد ساز دست یابد و از همه نیروی خود برای ایجاد ثبات استفاده کند، میتوان به گذر از روزهای سخت امیدوار بود. اما به لحاظ تکنیکی نیز دولت باید بتواند سمت درخواست ها را کنترل کند تا ثبات به بازار برگردد و این لازمه اظهار کرد وگو با نهاد خانواده درایران است که تمایل به پس انداز ارزی را کنار بگذارد. دولت و بانک مرکزی باید اعتمادسازی را به شکلی پیش برند که درخواست ها برای خارج شدن ارز نیز مهار شود. در این صورت ثبات به بازار ارز و تولید برمی گردد.

جواب گویی به جای فرار به جلو

سیدمصطفی هاشمی طبا در شرق درج کرد:

مجلس روز گذشته یکی دیگر از صحنه های ناخوشایند عرصه مدیریت در کشور را رقم زد. برخورد صورت گرفته با ریاست کل بانک مرکزی در اوائل جلسه علنی، نمایش داد هنوز تا رسیدن به بلوغ در رفتارهای سیاسی، فاصله زیادی وجود دارد. طبق قانون، این وزرای کابینه هستند که برای جواب به سؤال یا استیضاح، از سوی مجلس فراخوانده می گردند. ریاست کل بانک مرکزی برای نشان دادن حسن نیت دولت و برای همفکری با نمایندگان راهی بهارستان گردید و الزامی برای این کار نداشت. اگر قرار بر این است که فردی دعوت شود، جلسه علنی باشد و در شرایطی که اصحاب رسانه، مردم ایران و حتی رسانه های بیگانه آن را خواهند دید و می شنوند، اجازه گفت وگو به فردی که پشت تریبون قرار گرفته، داده نشود، به طور اساسی به چه سبب چنین دعوتی صورت می گیرد؟ خوب تر است نمایندگان مجلس احترام به دیگران را یک اصل بدانند.

الفبای نمایندگی رعایت حقوق سایر همکاران در مجلس، شنیدن استدلال های مسئول دعوت شده و دادن مجال قضاوت به مردمی است که از طریق رادیو در جریان وقایع صحن علنی قرار می گیرند. اگر نمایندگان از این سخنان قانع نشدند، توان دارند نظرات خود را به ریاست جمهور جابه جا کنند و خواستار چاره جویی گردند؛ نه اینکه در کار دولت و دستگاه اجرائی دخالت کنند. مجلس یا هر نهاد دیگری از این نوع روش ها بهره ای نمی برد. از طرف دیگر مشی نمایندگان، نوعی فرار به جلو محسوب می گردد. مجلس تصویب کرده دولت از فروش ارز درآمد داشته باشد. فروش ارز به معنای واردات است. در کشور ما به سبب انبوه نقدینگی در اختیار مردم و تمایل به خارج شدن سرمایه و کوچ ها اگر ملاک نرخ گذاری ارز، نرخ بازار باشد، نابسامانی هایی مثل آنچه در ماه های موخر دیدیم، به وقوع می پیوندد و توان ارزی کشور از دست می رود.

از طرف دیگر نمی شود به سادگی، در این نوع بازارها دخالت کرد و این خارج از قواعد مرسوم اقتصاد در عرضه و تقاضاست. گفته می شود ٣٠ میلیارد دلار در چند وقت موخر از کشور خارج شده است که یک مصیبت محسوب می شود. درآمد ارزی کشور محدود است و نگرانی از وضعیت کشور، مردم را به این نوع رفتارها سوق می دهد. درآمد متاثر از فروش ارز، مدیریت شناور ارزی، واردات و… پارادوکس هایی است که مجلس هم در آن دخیل است و خوب تر است نمایندگان به جای ایجاد سروصدا و انداختن توپ به زمین بانک مرکزی، به اندازه وظیفه ها خود جواب گوی مردم باشند. از یک سو رفتارهای توزیعی، نقدینگی را افزایش داده، از طرف دیگر فروش ارز تصویب شده و از دیگر سو کنترل بازار، یک مشی دخالت آمیز تلقی می شود.

شرایط فعلی کشور، تنها حاصل پنج سال فعالیت دولت روحانی نیست، لکن حاصل ۴٠ سال سیاست های اقتصادی متفاوت است که زیادی از آنان، بدون عقلانیت و پشتوانه کارشناسی و علمی بوده است. پرهیز از جوسازی و نسبت دادن مسیولیت ها به دیگران، یک وظیفه برای همه قوای کشور است و هر سه قوه در وضعیت موجود، دارای مسیولیت هستند. بعضی گمان می کنند در صورت نبود یک مسئول یا یک دولت، همه مشکلات یک شبه برطرف خواهد گردید. اگر در روزهایی که کشور در دولت احمدی نژاد از ریل خارج شد، بعضی منتقدان فعلی دولت روحانی روزه سکوت نمی گرفتند، شاخص های کلان اقتصادی، ضریب فساد، نقدینگی و… به اعداد فعلی نمی رسید.

  اقتصاد امروز ایران به یک تصمیم در عالی ترین سطوح برای تعیین نقش جدید و اصلاحات تماما عمیق و ساختاری احتیاج دارد. در کمال تأسف بعضی نمایندگان گمان می کنند با این چنین رفتارهای تحریک آمیز توان دارند در حوزه انتخابیه خود به عنوان یک چهره مدافع حقوق مردم خود را معرفی کنند. مردم هم به صورت طبیعی همگی کارشناس اقتصادی نیستند که از همان نماینده سؤال کنند به جای جلوگیری از سخنان یک مسئول دولتی در مجلس، چقدر به وظیفه ها خود برای اصلاح وضعیت موجود عمل کرده اند؟ از قضا افرادی که صحبتی برای گفتن ندارند، زیادتر از این چنین رفتارها انجام می دهند. البته رسانه ها و شبکه های اجتماعی دراین میان توان دارند با آگاهی رسانی دراین باره، مانع از تکرار این چنین رفتارها در دستگاه ها و قوای متفاوت گردند.

قسمت مردم در «دلار»

در سرمقاله “صبح نو” آمده است:

به طور مستمر این نکته در اذهان مطرح می شود که به چه سبب بعضی دولت ها به لحاظ اقتصادی توانمند و باثبات هستند و ما نیستیم. جدا از تصمیم های دائمی ۴۰ ساله بر علیه ایران اسلامی که در جهان کم مثل است میتوان سه ساحت دیگر را در این معادله تاثیرگذار دانست: سیاست های مالی دولت(ها) تنش آفرینی های بازار ارز (صراف ها) و نهایتاً آنچه بدان عرصه عمدی گفته می شود. در بازه آن ساحت نخست بسیار سخن گفته شده اما جایگاه مردم در این بین کمتر مورد توجه قرار گرفته است. حدود ۱۰۰ سال قبل ماکس وبر در آنالیز رشد و شکل گیری سرمایه داری به ریشه های مذهبی این جریان اشاره نمود که در آن مردم خود را قسمتی از اقتصاد می دانستند و هنگامی که بازار زیر هجوم بود؛ کوشش می کردند با عرضه کالای موردنظر آرامش روانی را ایجاد کنند. این یکی از دلایل استقامت اقتصاد دولت-شهر در فراروی عارضه بود و رفته رفته به انباشت سرمایه و شکل دهی به دولت های جدید منتج گردید.

با استفاده از این نظریه تاریخی میتوان کارکرد بخش خاصی از مردم را در بازار آشفته ارز و طلا زیر ذره بین قرار داد. با بالارفتن نرخ ها به جای فروختن یا لااقل نخریدن دلار و سکه بخش های مختلفی از آحاد مردم با خرید و ذخیره سازی ارزها و مسکوکات به التهاب و درهم ریختگی وضعیت کمک می کنند. صف های طولانی در مقابل صرافی ها و شتاب و فشار برای خرید سکه در عرضه های بانک ملی (فارغ از اینکه امکان دارد آنان مدعی باشند برای جلوگیری از افت سرمایه شان این کار را انجام می دهند) چه پیام و پیامدی دارد؟ آیا جز این است که فروپاشی اقتصادی را تصویرسازی و عطش کاذب ایجاد می کند؟ متولیان صنفی بازار اعتقاد دارند که قسمتی از رشد نرخ ارز مربوط با انکار عمدی و تمایلات نادرست آنهاست و در اینجا پیام رسان های بیگانه و انحصار آنان بی اثرگذاری نیست. اینکه مردم دلار نخرند یک وظیفه ملی است چون همه بر کشتی ای سواریم که اگر هرکسی بخواهد آن را سوراخ کند حتماً همه غرق خواهیم گردید.

قسمت و جایگاه مردم شاید از نظری برابر با تمام بازیگران دیگر باشد که همگرایی آنان در این لحظه های حساس برای تقویت اقتصادی ملی ضروری است.


لینک کوتاه مطلب : http://www.shalamchenews.com/?p=95458

دیدگاه شما

معادله ی امنیتی * Time limit is exhausted. Please reload CAPTCHA.