تاریخ ارسال : ۲۲ شهریور ۱۳۹۴ ساعت : ۰۰:۱۲ 0 نظر چاپ این صفحه چاپ این صفحه

دو خطای بزرگ هاشمی رفسنجانی که امنیت ملی را به بازی گرفت!

هاشمی رفسنجانی اخیراً گفته «روحانیت دوبار فریب خورد» یکبار اوایل انقلاب، یکبار هم همین اواخر. یکبار در مورد بنی‌صدر و یکبار در مورد احمدی‌نژاد که اولی خسارتش کمتر بود و زمانش هم کوتاهتر! 

شلمچه نیوز- محمد جوادی؛ هاشمی رفسنجانی استاد وارونه نشان دادن حقایق است. وقتی حرفهایش را می‌شنوی فقط از یک چیز ناراحت می‌شوی و آن مخاطبینی که شعورشان نزدیک به صفر فرض شده است. هاشمی رفسنجانی اخیراً گفته «روحانیت دوبار فریب خورد» یکبار اوایل انقلاب، یکبار هم همین اواخر. یکبار در مورد بنی‌صدر و یکبار در مورد احمدی‌نژاد که اولی خسارتش کمتر بود و زمانش هم کوتاهتر!

سوال اینجاست که رئیس مجمع تشخیص مصلحت خودش چند بار انقلاب را با اشتباه فاحش خود دچار مشکل کرده است؟ برای پاسخ به این سوال علی الحساب به دو مورد اشاره خواهیم کرد:

۱- اما در مورد این حرف هاشمی که بنی‌صدر اشتباه اول روحانیت بود، باید گفت که بله چنین است. اشتباه فاحش هاشمی رفسنجانی باعث و بانی رأی آوری بنی‌صدر در اولین دوره انتخابات ریاست جمهوری پس از انقلاب شد. هاشمی رفسنجانی در اولین دوره انتخابات ریاست جمهوری سرپرست وزارت کشور و برگزار کننده انتخابات ریاست جمهوری بود. صلاحیت نامزدهای اولین دوره‌ی انتخابات به عهده وزارت کشور بود و متأسفانه هاشمی رفسنجانی بجای اینکه قوانین انتخابات را قویاً در نظر بگیرد، جلال الدین فارسی که منتخب حزب جمهوری اسلامی بود را ایرانی الاصل تشخیص داد. تشخیصی که بعدها با نظر امام (ره) رد شد.

حضرت امام ایرانی الاصل بودن جلال الدین فارسی را تنها به فاصله کمتر از ده روز مانده به انتخابات رد می‌کند و هاشمی رفسنجانی بجای اقرار به اشتباهش، با لج‌بازی عنوان می کند که به نظر من جلال الدین فارسی ایرانی الاصل است در حالی که اگر از ابتدا هاشمی رفسنجانی بدون در نظر گرفتن عضویت فارسی در حزبی که او یکی از رهبران آن بود، صلاحیت او را رد کرده بود، حزب جمهوری اسلامی فرصت داشت تا کاندیدای دیگر منجمله شهید آیت را بعنوان کاندیدای نهایی خود برگزیند. لازم به ذکر است شهید آیت چند روز قبل از علنی شدن افغانی الاصل بودن کاندیدای حزب جمهوری به نفع فارسی از صحنه رقابت کنار کشیده بود.

در تاریخ ۱۷/۱۰/۵۷ دکتر آیت اعلام کرد که به نفع جلال‌الدین فارسی کنار می‌رود. در ۲۵/۱۰/۵۸ احتمال کناره‌گیری فارسی به خاطر شبهه قانون اساسی و ایرانی الاصل نبودن او مطرح شد. جلال‌الدین فارسی در اعتراض به این موضوع عنوان کرد پدرش ۸۰ سال پیش از این تاریخ از هرات به مشهد آمده، ولی شناسنامه ایرانی نگرفته و از گذرنامه افغانی استفاده می‌کرده ولی خود وی در مشهد به دنیا آمد و شناسنامه ایرانی دارد. اعتراض رقبای جلال الدین فارسی به ایرانی الاصل دانستن او از سوی هاشمی رفسنجانی به عنوان سرپرست وزارت کشور بالا می‌گیرد و امام خمینی، هاشمی رفسنجانی را برای ادای توضیح فرا می‌خواند.

هاشمی رفسنجانی در این باره می‌گوید: امام پرونده را خواستند که من به همراه جلال الدین فارسی به خدمت امام رفتیم و امام پس از بررسی فرمودند که ایشان ایرانی‌الاصل نیست و بهتر است که خودشان کنار بروند و فارسی به حزب نوشت و حزب هم پس از یک روز بررسی درخواست وی را قبول کرد. وزارت کشور هم چون امام فرمودند ایشان را حذف کرد. با این همه هاشمی گفت: البته از نظر شخص من در مورد ایرانی‌الاصل بودن ایشان این است که فارسی ایرانی الاصل است. در نهایت انتخابات در تاریخ ۰۵/۱۱/۵۸ برگزار و بنی‌صدر بعنوان اولین ریس جمهور ایران انتخاب شد.

می بینیم اشتباه عمدی یا سهوی هاشمی رفسنجانی و اصرار او به ایرانی الاصل بودن جلال الدین فارسی که منجر به حذف شهید آیت شد، سهمی قابل توجه در ریاست جمهوری بنی‌صدر داشت که همواره از سوی رسانه‌ها مغفول مانده است و با توجه به اینکه حضرت امام نیز جلال الدین فارسی را ایرانی الاصل ندانستند، اشتباه هاشمی رفسنجانی امروز برهمگان روشن شده است.

۲- اما خطای دیگر هاشمی رفسنجانی چیست؟ خطای بزرگ دیگر هاشمی مربوط می‌شود به طرح قائم‌مقامی آقای منتظری برخلاف نظر حضرت امام خمینی (ره) در مجلس خبرگان رهبری. منوچهر محمدی از فعالان سیاسی می‌گوید: مجلس خبرگان آقای منتظری را به عنوان قائم مقام رهبری معرفی کرد، امام (ره) از طریق آقای محمدی گیلانی به مجلس خبرگان پیغام می‌دهند که این کار را نکنید ولی آقای هاشمی تمکین نمی‌کند و موضوع را مطرح می‌کند و مجلس خبرگان هم به جانشینی منتظری به عنوان جانشین رهبری رای موافق می‌دهد و سرانجام منتظری قائم مقام رهبری می‌شود.

مرحوم آیت الله محمدی گیلانی در این باره می‌گوید: “روزی آقای هاشمی رفسنجانی در حضور جمعی گفت من بعد از ظهر رفتم خدمت امام. امام فرمودند: موضوع قائم مقامی آقای منتظری را فردا مطرح نکن. گفتم چرا؟ ما در اجلاسیه قبل به آقایان گفته ایم که ایشان را به عنوان قائم مقام مطرح کنیم. امام فرمودند: نه! یکی از دوستان آمده و چنین گفته … گفتم: ما اعلام کرده ایم. نمی شود!”

برخی که مدعی روحانیت هستند به همین راحتی فرمان ولایت فقیه را زیر پا له میکنند با این توجیه مضحک که ما اعلام کرده‌ایم، نمی‌شود! کسی را مطرح کردند که تا سال ۸۸ و چندی قبل از فوتش، کشور را بارها و بارها درگیر مسائل و گرفتاری‌های مختلف کرد. هاشمی رفسنجانی از بابت این دو خطای نابخشودنی یعنی از بین بردن شانس حزب جمهوری اسلامی در رقابت انتخابات ریاست جمهوری و تعیین قائم‌مقام رهبری برخلاف قانون اساسی و سرباز زدن از دستور حضرت امام هیچگاه از مردم عذرخواهی نکرده است.

این واقعیت تلخ، برخلاف نظر حضرت امام و با اصرار هاشمی رفسنجانی که برخلاف بسیاری دیگر از مسئولین وقت از نظر صریح امام در این باره اطلاع داشت، اجرایی شد، اما مسئله به همین جا ختم نمی شود و اگرچه حضرت امام در نامه عزل آقای منتظری صراحتا از مخالفت چهار سال قبل خود در انتخاب ایشان به عنوان قائم مقامی رهبری پرده بر می دارد ولی تنها دو روز پس از آن نامه تاریخی و در هشتم فروردین ماه سال ۶۸، طی آخرین نامه مکتوب خویش به آقای منتظری از علت سکوت خویش پس از تصمیم مجلس خبرگان نیز چنین می فرماید: “هم شما و هم من، از ابتدا با انتخاب شما مخالف بودیم… ولی خبرگان به این نتیجه رسیده بودند و من نمی خواستم در محدوده قانونی آنها دخالت کنم.”

آیت الله محمد گیلانی ماجرای کامل این مخالفت را با جزئیات چنین شرح می‌دهند: “یک روز قبل از مطرح‌شدن قائم مقامی آقای منتظری در مجلس خبرگان،… من ضمن تماس با دفتر امام رضوان الله علیه کتباً از طریق آقای توسلی و آقای رسولی از ایشان درخواست ملاقات کردم. در آن موقع اعلام شده بود که امام تا پانزده روز ملاقات ندارند. من در تکه کاغذی نوشتم مطلبی واجب و ضروری است، احساس وجوب کردم به عرض مبارک برسانم، امام اجازه دادند خدمتشان رسیدم. گفتم: فردا قرار است موضوع قائم مقامی آقای منتظری در مجلس خبرگان مطرح شود، خواستم به عرضتان برسانم به آقای هاشمی بگویید مطرح نشود. من به آقای منتظری ارادت دارم؛ خدمتشان درس خوانده‌ام؛ ایشان را عابد و زاهد می‌دانم؛ ولی این خصوصیات، کافی نیست. او از عهده این کار برنمی‌آید… امام، گله‌های سوزانی از آقای منتظری را آغاز کرد که کجا چه کرده و کجا چه…! و اضافه فرمود: احمد هم از او دفاع می‌کند! از منزل سید مهدی هاشمی، دست‌نویس‌های او را آورده‌اند. من دیدم نامه‌های آقای منتظری از نوشته‌های مهدی هاشمی الهام گرفته! این را من برای ایشان نوشتم سخن امام که به این جا رسید، من گفتم: آقای منتظری عین نامه شما را آورد و در جلسه خواند و با خنده گفت: امام خیال کرده که آنچه من برایش می‌نویسم، الهام از سید مهدی می‌گیرم! امام فرمود: نامه مرا آورد در جلسه خواند؟! گفتم: بله! آقای سید عباس خاتم و سید جعفر کریمی و چند نفر دیگر هم بودند. امام فرمود: او این‌طور است. عرض کردم: بفرمایید که فردا ایشان به عنوان قائم مقام رهبری مطرح نشود. امام قدری فکر کرد و فرمود: احمد نیست، می‌شود شما زحمت بکشید و به آقای هاشمی بگویید بعدازظهر من ایشان را ببینم؟ عرض کردم: بله اما به آقای هاشمی نفرمایید که من آمدم و این جریان را خدمت شما گفتم . به هیچ کس نگویید. می‌ترسم مرا هم شمس‌آبادی کنند یا مثل شیخ قنبر در چاه بیندازند ! این را که گفتم، امام -اعلی الله مقامه- سه بار خندید و فرمود: خاطرت جمع باشد . از دفتر امام، حرکت کردم و آمدم شورای نگهبان. ایشان در آن وقت عضو شورای نگهبان بودند جلسه تمام شده بود و بعد رفتم خدمت آقای هاشمی و گفتم صبح، خدمت امام رسیدم. کاری داشتم. فرمودند به آقای هاشمی بگویید که من ایشان را ببینم… شب، بعد از نماز مغرب و عشاء، خانم حاج احمد آقا زنگ زد که حاج آقا! امام فرمودند: آنچه امروز ما صحبت کردیم، مبادا از شما تجاوز کند . گفتم: همین طور است. فردای آن روز، آقای هاشمی موضوع قائم مقامی آقای منتظری را در مجلس خبرگان مطرح کرد… پس از این ماجرا، روزی آقای هاشمی در حضور جمعی گفت: من بعدازظهر رفتم خدمت امام. امام فرمودند: موضوع قائم مقامی آقای منتظری را فردا مطرح نکن . گفتم: چرا؟ ما در اجلاسیه قبل، به آقایان گفته‌ایم که ایشان را به عنوان قائم مقام، مطرح کنیم. فرمود: نه یکی از دوستان آمده و چنین گفته… گفتم: ما اعلام کرده‌ایم. نمی‌شود…» آقای ری‌شهری اضافه می‌کند: «تأمل در آنچه از آقای محمدی گیلانی نقل کردیم، نشان می‌دهد که امام در مورد طرح قائم‌مقامی آقای منتظری در مجلس خبرگان، در مقابل کاری انجام‌شده قرار گرفته بود. … بی‌تردید اگر اعضای مجلس خبرگان نظر امام را می‌دانستند، آقای منتظری را به عنوان جانشین او تعیین نمی‌کردند.» (با استناد به کتاب سنجه انصاف، صفحات ۱۶ تا ۱۸)

از این متن دو نکته به روشنی مشخص است. اول اینکه طرح مسئله قائم‌مقامی بدون اطلاع امام برنامه‌ریزی شده است و دیگر اینکه هاشمی رفسنجانی به هر دلیل و طبق روال تکرار شده، امام را در برابر عمل انجام‌شده قرار می‌دهد. هزینه‏ هایی که قائم ‏مقامی منتظری برای نظام ایجاد کرد، یکی از نتایج این عمل خودسرانه هاشمی است. ترس آیت الله محمدی گیلانی از افشای جلسه‌اش با امام خود مسئله مهمی است.

جالب اینجاست هاشمی رفسنجانی در کتاب خاطرات خود، ضمن تایید اصل مطلب، ماجرا را کلاً به شکل دیگری بیان می‌کند. هاشمی رفسنجانی در کتاب «امید و دلواپسی»، در روز خاطرات تاریخ ۱۴ آبان ۱۳۶۴ اینگونه نوشته‏ است: «آقای محمدی گیلانی به دفترم آمد و پیام امام را درباره برنامه مجلس خبرگان آورد … و گفت که امام با انتخاب آقای منتظری برای جانشینی رهبر موافق نیستند … شب خدمت امام رفتم و راجع به پیام ایشان در مورد مجلس خبرگان مذاکره کردیم. نگرانند که تعیین آیت الله منتظری به عنوان رهبر آینده، باعث عداوت و کارشکنی رقبای دیگر شود.»

هاشمی رفسنجانی علت مخالفت امام را این طور عنوان می‌کند که «دیگر رقبا» تحریک نشوند، در اینجا باید گفت علت مخالفت حضرت امام همان دلیلی است که آقای محمدی گیلانی می‌گوید یعنی اینکه آقای منتظری از عهده این کار بر نمی‌آید چرا که خود حضرت امام در جاهای دیگری، به دلیل مخالفت خود اذعان کرده‌اند. امام خمینی (ره) در همان نامه ششم فروردین نوشته‌اند: «والله قسم، من از ابتدا با انتخاب شما مخالف بودم؛ ولی در آن وقت، شما را ساده لوح می‌دانستم که مدیر و مدبر نبودید.» حضرت امام (ره) در اینجا علت مخالفت خود را ساده‌لوح بودن و مدیر و مدبر نبودن آقای منتظری دانسته ‏اند. ایشان همچنین در نامه هشتم فروردین به آقای منتظری نوشته ‏اند: «رهبری جمهوری اسلامی، کار مشکل و مسئولیت سنگین و خطیری است که تحملی بیش از طاقت شما می‌خواهد و به همین جهت، هم شما و هم من، از ابتدا، با انتخاب شما مخالف بودیم.» در اینجا هم امام علت مخالفت خود را همان دلیل قبلی اعلام کرده‌اند.

 

دولت بهار


لینک کوتاه مطلب : http://www.shalamchenews.com/?p=575

دیدگاه شما

معادله ی امنیتی * Time limit is exhausted. Please reload CAPTCHA.