تاریخ ارسال : ۱۴ فروردین ۱۳۹۷ ساعت : ۰۷:۲۰ 0 نظر چاپ این صفحه چاپ این صفحه

راه و بیراهه پشتیبانی از کالای ایرانی

علی میرزاخانی در روزنامه شرق درج کرد: «حمایت از کالای ایرانی» به‌عنوان شعار سال ۱۳۹۷ چه طور تحقق می‌یابد؟ دستگاه‌های دولتی همراه با مجلس و نهاد‌های عمومی دیگر طبق معمول در مواجهه با شعارهای سال به دو شیوه کلیشه‌ای و ناکارآمد متوسل می‌شوند.

گویی دو راه زیادتر نیست یا شعارزدگی یا عمل‌زدگی. آیا خوب تر نیست سال کنونی شیوه‌های آزمون پس‌داده و ناموفق را تکرار ننماییم و راهی متفاوت‌تر را در پیش دریافت کنیم؟ برای این منظور، منطق حکم می‌کند که ابتدا به سه سؤال مشخص جواب دهیم: اول اینکه دلیل عقب‌نشینی مستمر کالای ایرانی در مقابل کالای بیگانه چه بوده هست؟ دوم اینکه سیاست‌های اقتصادی پشتیبان کالای ایرانی اعم از سیاست پولی، سیاست مالی، سیاست ارزی و سیاست تجاری چه سیاست‌هایی می باشند و نسبت این سیاست‌ها با هم چه طور هست؟ و در نهایت سوم اینکه آیا الگوی مشخص و موفقی در پشتیبانی از کالای ملی می‌توان یافت؟

آیا خوب تر نیست سال کنونی شیوه‌های آزمون پس‌داده و ناموفق را تکرار ننماییم و راهی متفاوت‌تر را در پیش دریافت کنیم؟ برای این منظور، منطق حکم می‌کند که ابتدا به سه سؤال مشخص جواب دهیم: اول اینکه دلیل عقب‌نشینی مستمر کالای ایرانی در مقابل کالای بیگانه چه بوده هست؟ دوم اینکه سیاست‌های اقتصادی پشتیبان کالای ایرانی اعم از سیاست پولی، سیاست مالی، سیاست ارزی و سیاست تجاری چه سیاست‌هایی می باشند و نسبت این سیاست‌ها با هم چه طور هست؟ و در نهایت سوم اینکه آیا الگوی مشخص و موفقی در پشتیبانی از کالای ملی می‌توان یافت؟اینجا تنها به سؤال سوم جواب می‌دهیم؛ چراکه جواب دو سؤال دیگر را نیز در دل خود دارد. چین به اعتقاد بیشتر صاحب‌نظران اقتصادی در چند دهه اخیر، الگوی بسیار موفقی را در راستای پشتیبانی از کالای ملی به نمایش گذاشته هست. به‌گونه‌ای‌که به سه هدف همزمان کاهش شدید میل به واردات، افزایش گرایش به کالای چینی در داخل چین و مهم‌تر از این دو، فتح روزافزون بازار‌های جهانی به‌ویژه بازار غرب رسیده هست. آمریکایی‌ها به طور مستمر پیشروی چین در بازار غرب را نوعی اعلان جنگ شرح کرده‌اند که چین با اسلحه ارزی وارد آن شده هست. جنگ ارزی چیست و چین چه طور با تفوق در این جنگ نه فقط از قلمرو اقتصادی خود در مقابل واردات دفاع کرده، لکن قلمرو حریف را هم با کالاهای خود به تصرف درآورده هست؟

جنگ ارزی چیست و چین چه طور با تفوق در این جنگ نه فقط از قلمرو اقتصادی خود در مقابل واردات دفاع کرده، لکن قلمرو حریف را هم با کالاهای خود به تصرف درآورده هست؟باور صحیح چینی‌ها این بود که تعرفه‌های بالا یا ممنوع‌سازی واردات، سیاستی ناکارآمد هست که اثربخشی لازم را برای تحقق بخشیدن به اغراض تعیین شده ندارد و به همین سبب استراتژی متفاوتی انتخاب کردند. در این مسیر، چینی‌ها برای از توجیه انداختن واردات و گران‌سازی کالاهای وارداتی، سیاست ارزی را جایگزین سیاست تعرفه‌ای کردند. امتیاز سیاست ارزی به سیاست تعرفه‌ای در این هست که نه فقط توجیه اقتصادی واردات رسمی را از بین می‌برد، لکن قاچاق را هم از رونق می‌اندازد. اما شرح خیلی آسان اسلحه ارزی: چینی‌ها با این استدلال صحیح که درخواست ها برای کالاهای وارداتی با تقاضای ارزهای بیگانه دو روی یک سکه می باشند به جای بستن تعرفه بر کالاهای وارداتی به گران‌سازی خزنده و مستمر ارزهای بیگانه مبادرت کردند.

گران شدن دلار و سایر ارزها عینا تاثیر ارتقا تعرفه واردات را دارد؛ با این امتیاز که امکان دور زدن واردات رسمی از طریق قاچاق را هم از بین می‌برد. البته این سیاست ارزی یک سیاست پولی پشتیبان هم دارد که تورم را در سطوح بسیار پایین – زیر پنج درصد – مهار می‌کند و از یکسو موجب عدم افزایش هزینه تولید کالای داخلی شده و از سوی دیگر، هزینه تامین مالی را کاهش می‌دهد. پیشبرد همزمان این دو سیاست، دو دستاورد با اهمیت و پایدار برای چین بهمراه داشته هست: افزایش رقابت‌پذیری کالاهای داخلی و افزایش عایدی تولیدکنندگان از محل صادرات.

حرف بر سر این نیست که الزاما باید از الگوی چینی تقلید کرد؛ اما مطمئنا نباید اسلحه ارزی را به سمت نیروهای خودی نشانه گرفت و می‌توان ثابت نمود که سیاست‌گذار اقتصادی در ایران دهه‌هاست که اسلحه را معکوس گرفته هست. به‌عنوان مثال در برش زمانی سال ۸۴ تا ۸۹ که شاهد روند روزافزون واردات هستیم همزمان با دو برابر شدن شاخص قیمت‌ها، نرخ ارز تثبیت شده هست؛ تماما معکوس الگوی چینی. معنا آسان این سیاست معکوس آن هست که نرخ خرید سبد کالای ایرانی در این مدت دو برابر شده اما نرخ خرید سبد کالای وارداتی ثابت مانده و نتیجه این معادله مشخص هست. این الگو در دوره ۹۲ تا ۹۶ نیز کم و بیش تکرار گردید.

الگوی ایرانی یا همان نشانه گرفتن اسلحه ارزی بر علیه نیروهای خودی علاوه‌بر اینکه موجب حذف تولیدکنندگان داخلی به سود خارجی‌ها می‌شود، اثر سوء دیگری نیز در دل خود دارد و آن اینکه موجب جهش و شوک‌های دوره‌ای در بازار ارز و سایر بازارها می‌شود. ضمن اینکه الگوی ایرانی استعداد کشف مزیت‌های نسبی اقتصاد ایران را ندارد و ما را به آینده اقتصادی متفاوتی از وضع فعلی هدایت نمی‌کند. آیا شجاعت گذر از الگوهای منسوخ وجود دارد؟


لینک کوتاه مطلب : http://www.shalamchenews.com/?p=94432

دیدگاه شما

معادله ی امنیتی * Time limit is exhausted. Please reload CAPTCHA.