تاریخ ارسال : ۲۴ آذر ۱۳۹۶ ساعت : ۱۰:۴۷ 0 نظر چاپ این صفحه چاپ این صفحه

روایت ابراهیم مختاری از ناموفقی و کامیابی های مستندسازی

به گزارش شلمچه نیوز به نقل از خبرنگار مهر، کتاب «سال های بخصوص» نوشته ابراهیم مختاری در مورد ناموفقی و کامیابی های مستندسازی جدیدا از طریق نشر چشمه منتشر و عازم بازار نشر شده هست.

این کتاب تجربیات و خاطره های ابراهیم مختاری را بعنوان یک مستندساز در بر می گیرد. او در مقدمه کوتاه کتاب نیز به این مسئله اشاره کرده و می نویسد: من نوع ای از مستندسازی اجتماعی را در چند فیلم تجربه کردم که می کوشد در میان حقیقت های پراکنده، به حقیقت فرضی خود یا حقیقتی اصیل تر از فرض خود برسد و یا همان حقیقت ها به ساختار فیلم طوری شکل دهد که گوییی آن حقیقت باشد، از این روش، اکثر از همه در ساختن سه فیلم از سه شخصیت حقیقی استفاده کردم.

مختاری در نشست ها نمایش ۳ فیلم ذکر شده بوده که به تفکر نوشتن کتابی با ساختار فعلی «سال های بخصوص» می افتد و اهتمام می کند در آن، به سوال هایی که بر بر اساس مرسوم بعد از نمایش هر فیلم مطرح می گردید، جواب بدهد.

این کارگردان در دوران نزدیک به انقلاب اسلامی در فرانسه و دانشگاه پاریس ۸ مشغول تحصیل علم سینما بوده و قسمتی از خاطراتش در کتاب، در مورد مرحله نظام تصویری فیلم هست.

در کتاب «سال های بخصوص» در هر خاطره، توصیف شکل گیری طرح ها، ساختار دیداری فیلم نامه و ساخته شدن فیلم ها، با اسم هر فیلم شروع می شود و با توضیح سرنوشت نمایش آن فیلم به انتهاء می رسد. اما هر یک از فیلم ها در راستای وسیع ای از مناسبات اداری، شرایط اجتماعی، سرمایه گذاری و مسائل خصوصی شکل گرفته که مختاری این مسائل را در خاطراتش تعریف کرده هست.

در قسمتی از این کتاب مطالعه می کنیم:

صحنه اعتراف مشهدی مختار هم تقریبا به همین ترتیب خلق گردید. در هر عزیمت پژوهشی و در ایامی فیلم برداری گه گاه به دیدار مش مختار می رفتم که در همسایگی مکرمه زندگانی می کرد. در سفرهای فیلم برداری هنگامی به مکرمه می بیان کردم برای فیلم برداری با مش مختار گفت وگو کن، با آن که مکررا از نقش مش مختار در شکنجه پدرش سخن زده بود، بشدت اجتناب داشت و می عنوان کرد «ما با هم تو این محل زندگانی می کنیم، همسایه هم هستیم، من این کار رو نمی کنم.» » من از مش مختار درمورد گذشته مکرمه و مشی کدخدا با پدر مکرمه غیرمستقیم و در پرده پرسیده بودم. در آخرین روز فیلم برداری به سراغ مش مختار رفتم بیان کردم بیا با مکرمه کمی از گذشته گفت وگو کنیم. او دیده بود که ما در طول ماه های گذشته چندبار به دیدن مکرمه آمده ایم و با مشنا تردد داریم و پیش بینی می زد چه گفت وگو هایی شده هست.


لینک کوتاه مطلب : http://www.shalamchenews.com/?p=79048

دیدگاه شما

معادله ی امنیتی * Time limit is exhausted. Please reload CAPTCHA.