تاریخ ارسال : ۰۴ اردیبهشت ۱۳۹۵ ساعت : ۲۳:۴۸ 0 نظر چاپ این صفحه چاپ این صفحه

زمین گیر شدن دولت های اصلاحات و سازندگی؛ “ظهور دولت ملی در عصر جهانی شدن” را نوید داد

نقطه عطف حرکت دکتر احمدی نژاد در عصر جهانی شدن ، مقابله با روند ” سرزمین زدایی” است. احمدی نژاد آگاهانه مشارکت در روند جهانی شدن را از خاستگاه “ایران” و پایگاه “ایرانی” طلب کرده و اعلام می دارد:” امروز ساختن ایران تنها خدمت به ایرانی ها نیست بلکه تقویت جبهه عدالت و ارائه الگویی به بشریت است.

به گزارش شلمچه نیوز، دکتر عبدالرضا داوری تحلیلگر مسائل سیاسی طی یادداشتی که در اختیار میدان۷۲ قرارداد نوشت:

۱-جهانی ” شدن” مهمترین ویژگی دوران ماست.زمانی که از “جهانی شدن” سخن به میان می آید ، منظور این است که نقش عوامل فوق ملی در سیاست همه کشورها و امور جهانی افزایش یافته است.”جهانی شدن” با مسئله فراگذری از مرزهای ملی و افزایش تاثیر عوامل بین المللی در امور داخلی کشورها ارتباط تنگاتنگی دارد . این فرایند نتایج خواسته یا ناخواسته متعددی در بر دارد.  به تدریج در روند جهانی شدن ، فرسایش حاکمیت های ملی رقم خورده به این ترتیب که از یک سو دولت-ملتها نقش تعیین کننده خود را در امور بین المللی از دست می دهند و از سوی دیگر دولتهای ملی نقش تاریخی خود را به عنوان سازمانده اصلی جامعه به مرور از کف می دهند و عوامل تازه ای جایگزین آن می شوند.

گسترش جهانی شدن و ظهور بازیگرانی نظیر شرکتهای چند ملیتی و سایر بازیگران غیر دولتی ، افراد ، سازمانهای بین المللی و گروههای فروملی و تحولات فناوری به ویژه در رسانه های ارتباط جمعی نظیر اینترنت، ماهواره و شبکه های گسترده اطلاع رسانی ، باعث تزلزل مرزهای ملی شده و به همین دلیل دولت همانند گذشته قادر نیست مرزهای ملی را ببندد یا تحت کنترل تامه قرار ددهد با این ترتیب بی راه نیست که عصر جهانی شدن را عصر افول دولتهای ملی بنامیم. افول دولتهای ملی در عصر جهانی شدن دونتیجه مشخص را در پی خواهد داشت : نخست آنکه شکسته شدن چارچوب دولتهای ملی به معنای افتادن تنها سپری است که ملتها را در برابر امواج توفنده “یکپارچه سازی ” تحمیلی نظام سرمایه داری مصون می دارد.

نظام سرمایه داری بر اساس تئوری تکامل داروین در تلاش است تا انطباق با محیط پیرامون در جنبه های اقتصادی، فرهنگی ، اجتماعی و سیاسی  را به عنوان رمز و راز ماندگاری در دنیای معاصر القا نموده و این روند را نیز از طریق ادغام و یکپارچگی بازارها و امور مالی و در جهت غلبه گرایش های فراملی سرمایه داری تحکیم بخشد. در این شرایط “توسعه” نه به مفهوم کلی افزایش توان ملی و ارتقاء کیفیت زندگی شهروندان یک واحد جغرافیایی است بلکه از این منظر ، “توسعه” فرایندی است که در مسیر آن روز به روز ساختارهای ملی در ساختارهای فراملی ادغام می شوند. نتیجه دیگر افول دولتهای ملی ، سست شدن رابطه “شهروندان” با “سرزمین”  است که از آن زیر عنوان “سرزمین زدایی” یاد می شود. منظور از سرزمین زدایی این است که با گسترش پدیده جهانی شدن ، دیگر نمی توان رابطه معناداری بین محیط جغرافیایی و انسانها برقرار نمود. با سرزمین زدایی ذهنیت ها درباره فضا به تدریج دگرگون می شود و سازه ذهنی جدید “دنیا خانه من است” جای آن را می گیرد و احساس بی تعلقی به جمع یا جامعه از طریق باور به نوعی جهان گرایی ظاهر می شود.

دانلود

۲- از سال ۶۸ تا ۸۴ ،دولتهای حاکم در ایران بدون هرگونه سپر و حفاظ ، در مسیر رودخانه  “جهانی شدن” دست و پا زدند . از پذیرش سیاست تعدیل اقتصادی در دولت پنجم تا تدوین برنامه چهارم توسعه در دولت هشتم ، خط سیری ترسیم می شود تا روز به روز بتوان آثار جهانی شدن در ایران را از طریق حاکمیت “داروینیسم” در اندیشه توسعه و افول نقش دولت در عرصه فراملی ردیابی نمود. گفتمان دولتهای سازندگی و اصلاحات با ترویج واژگانی نظیر “تعدیل اقتصادی” ،”تنش زدایی” ،”جامعه مدنی” ،”گفت و گوی تمدنها” و “اعتمادسازی” به شدت وامدار تجویزات استراتژیست های غربی برای حذف یا کم رنگ شدن نقش “دولت ملی” در فرایند توسعه بود و بر همین مبناست که با گذشت زمان پیوندهای متقابل مروجین این گفتمان، با دولت های غربی هر روز چهره می گشاد و روز به روز بر عمق شکاف آنان با ملت ایران افزوده می شد.

زمین گیر شدن ماشین دولتهای سازندگی و اصلاحات در باتلاق تئوری ها و راهبردهای غیربومی و وابسته گرایانه و نادیده انگاشتن مسائل و معضلات واقعی جامعه از طریق بزرگ نمایی و برجسته سازی مسائل مرتبط با فرایندهای جهانی به عنوان نیازهای واقعی جامعه ایران، فصل پایانی حاکمیت آنان را در تابستان ۸۴  رقم زد  تا پیروزی محمود احمدی نژاد ، طرحی نو را در سیاست ایرانی درافکند و “ظهور دولت ملی در عصر جهانی شدن” را نوید دهد.

دکتر محمود احمدی نژاد به عنوان چهره ای برخاسته از دانشگاه ، در تمامی دوران رقابتهای انتخاباتی تا استقرار بر کرسی ریاست جمهوری ،عدم اعتقاد خود را به “هضم و ادغام در روند جهانی شدن” اظهار داشت و صراحتا اعلام کرد: ”  بحث جهانى سازى به شکلى که امروز مطرح است، در واقع تحمیل فرهنگ، تحمیل ادبیات و تحمیل یک نوع زندگى خاص بر همه ملتهاست و در واقع تضمین تداوم نظام سلطه بر همه جهان و حفظ فاصله بین کشورهاى فقیر و غنى است. جهانى سازى با ادبیات فعلى یعنى برداشتن آخرین موانع فرهنگى ملتها در مقابل نظام و موج سلطه.مطلع هستید که ابتدا گفتند برنامه توسعه اقتصادى، دیدند کافى نیست؛ بعد گفتند توسعه سیاسى؛ یعنى نظامات حاکمیتى کشورها باید از الگوى وارداتى پیروى بکند.

امروز هم دنبال توسعه فرهنگى هستند، یعنى مانع فرهنگى، مانع سنتها و معیارها و هویت ملتها که در مقابل موج استیلاى بیگانه مقاومت مى کند باید برداشته شود تا تسلط کامل شود. مى بینید که بسیارى از رسانه هاى امروز در خدمت جریان سلطه هستند. ادبیات، فرهنگ و معیارهاى نظام سلطه را به روشهاى بسیار پیچیده ترویج مى کنند. خوشبختانه، امروز ملتها و دولتها بیدار شده اند.

حرکتهاى جدیدى در حال شکل گیرى است و جوانه ها در حال شکوفایى است…رنج این سرزمین از اقتباس و تقلید محض و اجرای بی چون و چرای نسخه‌های غربی و شرقی در مدیریت ملت با فرهنگ و عزیز، بسیار جانسوز و تأسف آور است. چه بسیار منابع کم نظیر و منحصر به فرد که بر باد رفت و چه ارزش های متعالی و آداب و رسوم و سنت های مترقی انسان ساز که دستخوش هدم و تاراج گردید. بازگشت به خود، هویت و اصالت های ایران زمین و اتکا بر خلاقیت واندیشه ایرانی و اعتماد به تدبیر و همت بلند مردم این دیار، رمز شکوفایی پایدار و ماندگار است. الگوی توسعه اسلامی- ایرانی نیاز امروز جامعه ما و تنها راه حرکت به سمت قله‌های کمال و پیشرفت حقیقی است.”

دکتر احمدی نژاد با درکی درست از روندهای جهانی ابتدا استقامت خود را در برابر اندیشه داروینیستی حاکم بر برنامه های توسعه به رخ کشید و در آغاز راه دولتداری خود در سال ۸۴ اعلام نمود:” حرکت انفعالى در مقابل تئوریهاى وارداتى هیچ گاه ما را به نقطه مطلوب نخواهد رساند. تجربه ۲۷ ساله مقابل چشم ماست. با آن همه فداکاریها، آن همه زحمت کشیدنها و خون دل خوردنها، مى بینیم مشکلاتى هست که من در محضر شما به برخى از آنها اشاره خواهم کرد. علتهاى گوناگونى است، اما به اعتقاد من ریشه این مشکلات و علت اصلى، این حالت انفعال تئوریک در مقابل تئوریهاى وارداتى است. بالاخره تئوریهاى اجتماعى، فرهنگى و حتى تربیتى و اقتصادى وارد مى شود، ما مى گیریم و کمى شاخ و برگ آن را مى زنیم و اجرا مى کنیم.

من فکر مى کنم ممکن است که اسمها و رنگها را عوض کنیم، اما مطلقاً محتواها را نمى توانیم عوض کنیم و اینها آثار خودش را دارد. نمى توانیم با روشهاى مبتنى بر سرمایه دارى و لیبرالیسم جامعه نمونه برپا کنیم. جامعه دچار تناقض مى شود. زیاد تلاش مى کنیم، اما راضى نیستیم و احساس نمى کنیم که به سمت هدف مقدس حرکت مى کنیم.”

احمدی نژاد علاوه بر استقامت در برابر رویکردهای داروینیستی توسعه ، آگاهانه در برابر افول نقش “دولت ملی” در روند توسعه و پیشرفت ایران نیز مقاومت کرد و اعلام داشت:” نقطه اى که آسیب دیدیم، عدم نفوذ تصمیمات دولت است. اینکه دولت بنشیند، تصمیم بگیرد، بخشنامه [صادر] کند و از چارچوب اتاق خودش هم بیرون نرود؛ یا رئیس جمهور تصمیمى بگیرد، دستور بدهد، دستورش از اتاق خودش بیرون نرود. این چه دولتى است؟ این چطور مى تواند با چالشها و مشکلات سنگین مواجه بشود و از تمامیت کشور و منافع ملت دفاع بکند؟”

در همین مسیر ، سفرهای استانی دولت احمدی نژاد رهیافتی بود تا دولت ملی بتواند در گستره ای به وسعت ایران پهن شود و ستاره روبه افول دولت را در آسمان ایران به درخشش وادارد. دکتر احمدی نژاد در این رابطه معتقد است:” دولت متعلق به همه ملت است. باید همه نقاط کشور حضور دولت را احساس و لمس کنند، چون دولت متعلق به خودشان است. دولت متعلق به ساختمانهاى گرانقیمت مرکز کشور نیست. نه اینکه در آنجا نباید کارى انجام بشود. چرا، بالاخره آنجا مرکز تصمیم گیرى و سیاستگذارى است، اما دولت یعنى بخش اجرایى، این باید در متن مردم باشد. در همه نقاط کشور دولت باید حضورى زنده، فعّال و مستمر داشته باشد تا همه مردم بتوانند به آن دسترسى داشته باشند.”

نقطه عطف حرکت دکتر احمدی نژاد در عصر جهانی شدن ، مقابله با روند ” سرزمین زدایی” است. احمدی نژاد آگاهانه مشارکت در روند جهانی شدن را از خاستگاه “ایران” و پایگاه “ایرانی” طلب کرده و اعلام می دارد:” امروز ساختن ایران تنها خدمت به ایرانی ها نیست بلکه تقویت جبهه عدالت و ارائه الگویی به بشریت است. امروز ایران به معنای یک جغرافیا ، ملیت و محدوده سیاسی خاصی نیست بلکه ایران به یک فرهنگ و تمدن تبدیل شده است و ایران در بین ملت ها به عدالت خواهی، برادری و انسانیت شناخته می شود که هیچ یک از این ویژگی ها مرزی را نمی شناسد .

images

تاریخ نشان داده ملت ایران از چنان ظرفیتی برخوردار شده است که اگر فرصتی پیدا کند جریان فرهنگی و تمدنی گسترده ای را به راه انداخته و آنرا به سرعت در همه جهان فراگیر خواهد کرد .نام ایران از این جهت پایدار و ماندگار است که همواره جهانی و انسانی اندیشیده و عمل کرده است. ایرانی ها در هر کجای دنیا که باشند، ایرانی هستند، ایرانی‌ها انسان‌هایی پاک، امین عدالتجو و صمیمی می باشند و باورم این است که هر ایرانی در هر جای عالم که حضور دارد پرچمی برای سرافرازی، عزت و افتخار ایرانیان است. امروز هر ایرانی یک رستم، آرش، سیاوش و یک رزمنده دلاور برای دفاع از حیثیت، شرف و استقلال ایران زمیناست. امروز ملت ایران در یک مقطع سرنوشت ساز تاریخی قرار گرفته‌اند و ایرانیان در محور موج جدیدی هستند که متعلق به آینده است.”

تفاوت بنیادین دولت احمدی نژاد با دولتهای سازندگی، اصلاحات و نیز دولت اعتدال در آن بود که دولت احمدی نژاد در کشاکش و رقابت برای “حذف دولت ملی” در روند جهانی شدن ، معادلات حاکم را به نفع ملت ایران و بر اساس طرد جریانهای وابسته گرای حاکم بر دولتهای پیش و پس  تنظیم نمود و  “ظهور دولت ملی” را به ایرانیان هدیه کرد که اتفاقا باید حجم بی سابقه تخریب و توهین علیه دولت احمدی نژاد را هم در همین تفاوت بنیادین دریافت.

داستان شکست وابسته گرایان دولتی ، پیام عبرت انگیزی را فرا روی همه جریان های سیاسی قرار می دهد و آن اینکه اگر پیروزی های بزرگ و جلب آراء میلیونی آحاد ملت-مانند آنچه که در دوم خرداد ۷۶ رقم خورد- ، با مبانی اعتقادی جامعه و نیازهای اصیل و واقعی ملت ایران همساز و همگرا نشوند در سراشیبی سقوط قرار گرفته و با گذشت زمان از مسیر انتخاب ملت خارج می شوند. پیامی که دولت احمدی نژاد به خوبی دریافت و توانست اعتماد وثیق ملت ایران را بر مبنای پاسخگویی به نیازهای اصیل آنان جلب نماید.


لینک کوتاه مطلب : http://www.shalamchenews.com/?p=15375

دیدگاه شما

معادله ی امنیتی * Time limit is exhausted. Please reload CAPTCHA.