تاریخ ارسال : ۰۴ تیر ۱۳۹۶ ساعت : ۱۶:۰۰ 0 نظر چاپ این صفحه چاپ این صفحه

زندگی نامه شهیدعلی بکتاش

علی طی نامه ای که از جبهه برای آرامش خانواده اش و دوری از دل نگرانی آنها نسبت به خودش ارسال نموده ، خطاب به پدرش چنین می نویسد: پدر جان ،جای من اینجا خوب است . ما اینجا همش بیکار هستیم. ! فقط و فقط می خوریم و می خوابیم ! از طرف من هیچگونه نگرانی نداشته باشید.

به گزارش سیدعلی کریمیان خبرنگار شلمچه نیوز از گنبدکاووس، شهید علی بکتاش در منطقه عملیاتی شلمچه – پاسگاه زید- به مقابله و مبارزه با دشمنان مزدور بعثی پرداخته و رشادتهای بسیاری از خود نشان داد تا جائیکه دراین پیکار و نبرد  مجروح شده و جراحتی سطحی نیز برپیکرش وارد می گردد . ودوستان و همسنگرانش از وی میخواهند که به پشت جبهه برگردد اما گوش به حرف هیچ یک از آنان نمی دهد و مردانه تا پای جان و آخرین قطره خون بردشمنان متجاوز یورش می برد و بر اثر اصابت گلوله بر زمین می افتد و به علت اتش سنگین دشمن دوستانش قادر نیستند که پیکر مجروحش را به پشت جبهه منتقل کنند بنا براین در همان منطقه بعلت شدت جراحت و خونریزی شدید به فیض عظمای شهادت نائل آمده و حدود ۹ سال پیکرش در دشت کربلای شلمچه باقی می ماند و افتخار۹ سال جاوید الاثری را به مقام عظیم شهادتش اضافه می نماید.

پس از ۹ سال جاویدالاثری در اسفند ماه سال ۱۳۷۴مصادف با روز جهانی قدس در ماه مبارک رمضان چندین استخوان از بقایای پیکر مطهرش به همراه یک عدد بادگیر وپلاک توسط گروه تفحص سپاه پاسداران انقلاب اسلامی به زادگاهش گنبد کاووس منتقل گردید و طی یک تشییع جنازه بسیار باشکوه در کنار سایر همرزمان و شهدای انقلاب اسلامی و دفاع مقدس در گلزار شهدای امام زاده یحیی بن زید(ع) به خاک سپرده شد.و برای همیشه تاریخ هستی عند ربهم یرزقون شد.

خاطره ۱

خصوصیات اخلاقی و رفتاری شهید به روایت پدر

راوی پدر شهید: آقای خلیل بکتاش

*قبلتولدبههمراهمادرشنذرکردهبودیمکهاگرفرزندمانپسرباشدنامشرایعلیبگذاریم

*شهید از کودکی و نوجوانی علاقه فراوا نی به مسجد و نماز و عبادت داشت.

*سعی و تلاش در حفظ سوره های قرآن و شعر و حدیث داشت.
*در کمک به خانواده بسیار کوشا بود.

*همیشه در حال کار و کوشش بود.

*شهید در دوران کودکی دچار سوختگی شدیدی شد که منجر به بستری شدن ۳ ماهه در منزل شد.

*علی با شهادت به آرزوی قلبی خود رسید من و خانواده ام را نیز سر افراز نمود. چرا که ما نیزیکی از فرزندان خود را به این انقلاب و میهنم قربانی دادم

*شهید دفاع از وطن را یک تکلیف و وظیفه شرعی می دانست.

*صداقت و خوش قولی از صفات بارز او بود.

*شهید به خاطر اخلاق و رفتار شایسته همیشه محبوب دوستان و آشنایان بود.

*او شهادت را بالاترین مقام و شهید را بزرگترین مرد تاریخ می دانست.

*زمان اعزام که می خواست به جبهه برود آمذ پیش من گفت: اجازه می دهی؟ من گفتم: فرزند بمان تا دو برادر دیگرت ( بهرام سرباز بود و احمد که بسیجی رفته بود)بگذار از جبهه بیایند بعدا تو برو. لذا خیلی سعی کردم مانع رفتن ایشان بشوم ولی به اصرار فراوان و اجازه مادرش بالاخره تصمیم گرفت به جبهه برود. که رفت و شربت شهادت را نوشید.

 

خاطره ۲

خصوصیات اخلاقی و رفتاری شهید به روایت مادر شهید

راوی مادر شهید: خانم گلزار ابراهیمی

*امام را خیلی دوست داشت سخنرانیهای او را مرتب از تلویزیون گوش می کرد.

*اعتقاد زیادی به شرکت کردن در نماز جمعه داشت.

*به ائمه طاهرین متوسل می شد و به آنان احترام می گذاشت و آنها را دوست داشت.

*زمانیکه فرزندم با من وداع می کرد همواره می گفت: مادر نکند خدای ناکرده برای رفتن من به جبهه ناراحت باشی الان وقت آن رسیده که از میهن ومملکت دفاع کنیم دشمن به  خاکمان تجاوز کرده ، قصد تجاوز به ایران اسلامی و ناموس و کشور و…. را دارد . من می روم امیدوارم که پشت سر من گریه نکنی فقط دعا کن رزمندگان در جبهه پیروز شوند و با سلامتی کامل به آغوش خانواده برگردند. اگر من شهید شدم هرگز نباید ناراحتی کنی و باید افتخار کنی که فرزندت را در راه اسلام و قرآن فدا کرده ای.

 

خاطره ۳

خصوصیاتاخلاقیورفتاریشهیدبهروایتبرادر شهید

راوی برادر شهید: عباس بکتاش

*به مادرمان می گفت من می خواهم به جبهه بروم تو برای من دعا کن ، اگر شهید شدم نارحت نباش

*به حقوق دیگران خیلی اهمیت می داد.

*ایشان عاشق ولایت بود و از حضرت امام (ره) اطاعت بی چون و چرا می کرد، عاشق امام بود.

*شهید از همان دوران کودکی به ورزش علاقه زیادی داشت خصوصا در دوران راهنمایی به ورزش دو میدانی علاقه وافری داشتند . در دو میدانی هیچکس نه در مدرسه و نه در محله به او نمی رسید بسیار تیز و تند بود و همیشه و هر روز تمرین دویدن و پرش می کرد.

شهید علی در انتخاب دوست بسیار حساس بود و با هرکسی دوست نمی شد. وقتی هم که به جبهه رفت در آنجا هم دوست و رفیق صمیمی اش فقط یک نفر بود به نام نهر اقدم که او هم به فیض عظیم شهادت نائل آمد در تمامی عکس های که از جبهه وی باقی مانده این دو نفر با هم هستندو هیچ چیزی جز شهادت نتوانست آنها را از هم جدا کند به نظر بنده حتی شهادت هم نتوانست، زیرا جدایی آنها موقتی بود و با شهادت دوستش مجددا بازهم در دنیای دیگر به هم رسیدند.

نگارنده: طبق تحقیقاتی که در خصوص این شهید بزرگوار داشتم دوست سومی هم به نام محمد رضا طراوت هم از دوستان صمیمی او بوده که وی نیز به درجه رفیع شهادت نایل آمده است.

خاطره۴

خصوصیاتاخلاقیورفتاریشهیدبهروایتبرادرشهید

راوی برادر شهید قربان بکتاش

*شهید دوست داشت به جبهه برود و بزرگترین آرزویش شهادت بود.

*در عملیات کربلای ۵ جراحت سطحی بر می دارد اما به پشت جبهه بر نمی گردد و به مبارزه خود ادامه می دهد.

 

 

 

 

 

 


لینک کوتاه مطلب : http://www.shalamchenews.com/?p=54451

برچسب ها:
, ,

دیدگاه شما

معادله ی امنیتی * Time limit is exhausted. Please reload CAPTCHA.