تاریخ ارسال : ۲۰ فروردین ۱۳۹۷ ساعت : ۰۸:۲۶ 0 نظر چاپ این صفحه چاپ این صفحه

زیباکلام: روحانی با مردم واضح حرف بزند

روزنامه ایران: مطابق یک روایت زیادی از سال‌های بعد از انقلاب، «ویژه» بوده هست. اما سال ۹۷ بنا بر آنچه دی ماه سال گذشته رخ داد و نیز آنچه در اقتصاد و سیاست بیگانه در حال واقع شدن هست، بی تردید سالی حساس برای ایران هست. حال در این شرایط حساس، دستگاه‌ها و قوای متفاوت کشور چه باید بکنند؟ صادق زیباکلام استاد دانشگاه تهران معتقد هست مهمترین دستور کار قوای متفاوت، شفافیت و سخن گفتن صریح با مردم باید باشد. او در راستای گفت‌وگوی ملی نیز با اشاره به استقبال نکردن بخش‌هایی از حاکمیت از گفت‌وگو، پیشنهاد می‌دهد که دولت و مجلس نخست با مردم اظهار کرد وگو کنند.

به‌ نظر شما قوای سه گانه در سال‌جاری باید چه راهبرد و رویکردی را در دستور کار قرار بدهند؟

اساساً در جوامع دیگر چنین سنتی وجود ندارد. به‌عنوان مثال درآلمان، هند یا ژاپن نخست‌وزیر یا ریاست جمهوری نمی‌گوید که در سال جدید فلان راهبرد یا رویکرد جدید را برای خود منظور کردیم. طبق معمول هم حق با کشورهایی هست که چنین سنتی ندارند. زیرا در کشور خودمان می‌بینیم که در اوائل سال حرف‌های زیبایی می‌زنیم، اما این حرف‌ها ادامه پیدا نمی‌کند و به حرکت، کوشش و برنامه‌ریزی‌ای منتهی نمی‌شود. در نتیجه در جواب به‌شما باید بگویم به عقیده من اینکه هر یک از قوا در سال جدید سرفصل تازه ای برای خود بازکنند، تجربه گذشته نشان می‌هد که این اقدام عملی نیست.

منظور از این سوال این بود که بدانیم نیازهای بخش‌های متفاوت کشور در سال جدید چیست. با این فرض، اگر امروز قوای سه گانه از استادان دانشگاه‌ها خواسته باشند راهبردهای سال جدید را به آنان پیشنهاد کنند، شما چه پیشنهاد می‌کنید؟

با این فرض، اگر امروز قوای سه گانه از استادان دانشگاه‌ها خواسته باشند راهبردهای سال جدید را به آنان پیشنهاد کنند، شما چه پیشنهاد می‌کنید؟در این صورت راهبردی که سفارش خواهم کرد، نه برای سال جدید، لکن برای سال‌های آینده هم می باشد. از قوه مجریه خواهم خواست حقایق کشور را به ویژه در حوزه اقتصاد با مردم در میان بگذارد. یعنی آقای روحانی باید به مردم بگوید که اگر به طور مثال در سال ۹۷ کل درآمد کشور ۱۰۰ تومان می باشد، چه میزان از این مبلغ در اختیار دولت و قوه مجریه و چه میزان در اختیار دیگر نهادها هست؟ اگر آقای روحانی این مسأله را توضیح دهد، تکلیف زیادی از مسائل، من جمله توقع ها و توقعات از او و دولت او روشن می‌شود و آشکار می‌شود ما باید چقدر از او به‌عنوان ریاست قوه مجریه انتظار دارا باشیم. حالا ما نمی‌دانیم درآمد کشور دقیقاً در دست چه بخش‌هایی هست.

برای قوای مقننه و قضائیه چه راهبرد یا توصیه‌ای دارید؟

سفارش من به نمایندگان مجلس شورای اسلامی در سال‌جاری این هست که لایحه قانون انتخابات را به گونه‌ای اصلاح کنند تا ابتدایی‌ترین حقوق مدنی شهروندان یعنی شرکت در انتخابات پژوهشگر گردد. سال آینده انتخابات مجلس شورای اسلامی برگزار می‌شود که باز مسأله ردصلاحیت‌ها را خواهیم داشت، بدون آنکه بدانیم سبب آنان چیست. از این‌رو مجلس شورای اسلامی باید این مسأله را حل نماید تا شهروندان به انگیزه‌های سیاسی ردصلاحیت نشوند.

در مورد قوه محترم قضائیه نیز یک سوال دارم و آن هم اینکه در ۴۰ سال گذشته چند متهم سیاسی در دادگاه‌های کشور تبرئه شدند؟ می‌دانیم که اشخاص زیادی که متهم به کشتن، تعرض یا دیگر جرم ها بودند، در دادگاه‌ها تبرئه شدند، زیرا قاضی ادله دادستان را نپذیرفته و برای او محرز نشده که آن فرد به طور مثال مرتکب کشتن شده باشد. سوال من این هست که این اتفاق برای چه تعداد از متهمان سیاسی محاکمه شده افتاده و قضات به تبرئه آنان رأی دادند؟

سوال من این هست که این اتفاق برای چه تعداد از متهمان سیاسی محاکمه شده افتاده و قضات به تبرئه آنان رأی دادند؟ناظران سیاسی اعتقاد دارند با توجه به وضع کشور در سیاست داخلی، اقتصاد و سیاست بیگانه، مسئولین و تصمیم گیران قاعدتاً باید راهبردهایی برای مدیریت چالش‌ها تدوین کرده باشند. آیا نشانه‌هایی از وجود چنین راهبردهایی دیده می‌شود؟

آیا نشانه‌هایی از وجود چنین راهبردهایی دیده می‌شود؟در شعار بسیار گفته گردید که برنامه‌ای برای چالش‌های پیش رو داریم. به‌عنوان مثال آقای ظریف وزیر امورخارجه مکررا و مکررا اظهار کرد درصورت خارج شدن امریکا از برجام خود را آماده کردیم و برنامه‌های جایگزین داریم. دیگران مکررا همین را اعلام نمودند. ما تنها شاهد سخن بودیم و نمی‌دانیم درعمل چه رخدادی خواهد افتاد. در مثالی دیگر، زمانی که مکررا نرخ ارز افزایش یافت، دولت اعلام نمود برنامه‌هایی دارد و آنان را اجرا خواهد کرد، اما نگاه کردیم که این حرف‌ها نیز از جنس حرف‌های آقای صالحی وظریف در مورد وجود آلترناتیوهای برجامی هست. زیرا نگاه کردیم که پس از ان بر نرخ ارز افزوده گردید. مردم هم اعتماد و باور خود را به مسئولانی که چنین برنامه‌ای دارند، از دست داده‌اند. مدت هاست که مردم این جور ادعاهای را جدی نمی‌گیرند. زیرا درعمل مشخص شده آنچه گفته می‌شود، تحقق پیدا نمی‌کند.

اما بعد از اعتراض‌های دی ماه، دستگاه‌های متفاوت من جمله وزارت کشور ضمن ارزیابی ریشه‌های این رخداد، توصیه‌های جدی برای تغییر در ساختار اداری و اجرایی کشور داشتند. این امر این امید را ایجاد نموده بود که تغییراتی ایجاد گردد.

تحولات آن هم درپی اعتراض دی ماه، بالارفتن نرخ ارز یا رخدادهای دیگر، لازمه یک پیش احتیاج هست و آن اساساً پذیرش صورت مسأله هست. وقتی زیادی از مسئولین ما در عالم رؤیا زندگی می‌کنند و صورت مسأله را نمی‌پذیرند، نمی‌توان انتظار تحولات داشت.

در نتیجه گام اول برای یافتن راه حل یا تغییر در رویکردها و اساساً اتخاذ راهبرد جدید، پذیرش این حقیقت هست که ما در سال ۹۶ ناآرامی‌های دی ماه را تجربه نمودیم و در شهرداری، آب، بیکاری و سایر بخش‌ها مشکل داریم که منشأ آن داخلی هست. وقتی مسئولین صورت مسأله را نمی‌پذیرند و نمی‌پذیرند ناخشنودی وجود دارد و این ناخشنودی خود را در قالب حوادث دی ماه نشان داده هست و آن را متاثر از ریشه بیگانه می‌دانند، شما چه توصیه‌ای می‌توانید دارا باشید یا چاره ای عرضه بدهید؟ او اصلاً صورت مسأله را نپذیرفته و نپذیرفته است.

اما در اسفندماه سال گذشته زیادی از شخصیت‌های سیاسی و اجرایی بر «گفت‌و‌گوی ملی» اهتمام و آن را تکرار نمودند. در نتیجه آنچه شما می‌گویید متوجه همه مسئولین نیست و زیادی از آنان خواستار طرح‌ها و رویکردهای جدید و شکل‌گیری گفت‌و‌گوی ملی می باشند.

منظور من از افرادی که صورت مسأله را نمی‌پذیرند، قسمتی از حاکمیت هست. نظام ما به دو بخش انتخابی و انتصابی تقسیم شده و طبق معمول قسمتهایی از بخشهای انتصابی هست که اصرار دارد زیادی از واقعیت‌ها را نپذیرد. همین گفت‌و‌گوی ملی که به آن اشاره می‌کنید، به چه سبب شکل نگرفت، درحالی که به‌نظر می‌رسید آمادگی زیادی در جامعه وجود دارد؟ جواب بسیار آسان هست. زیرا قسمتی از حاکمیت نیازی به گفت‌و‌گو نمی‌بیند. اصلاً برای چه بخواهد گفت‌و‌گو کند؟ آنان معتقد می باشند اندیشه خود را دارند و این دیگران می باشند که باید به آنان برسند و اگر به فکر آنان نمی‌رسند، لابد مشکل و ایرادی دارند. تفاوت این دو بخش در این هست که بخش انتصابی اساساً نپذیرفته است ما مشکل داریم و کشور دچار چالش‌هایی هست. تنها بخش انتخابی هست که معتقد هست مشکلاتی داریم که باید از طریق گفت‌و‌گو و دیگر شیوه‌ها آنان را حل نماییم. اما بخش انتصابی اصلاً نپذیرفته است مشکل داریم و معتقد هست تنها مشکل موجود این هست که بخش انتخابی خوب عمل نمی‌کند.

در این صورت به چه سبب ما بر گفت‌و‌گو اصرار می‌کنیم؟ اگر طرف مقابل قائل به گفت‌و‌گو یا وجود مشکل نیست، این نافی نقش و مسیولیت همگان برای شکل‌گیری این گفت‌و‌گو نیست. اصلاً وقتی از گفت‌و‌گو سخن می‌زنیم، دقیقاً از چه سخن می‌زنیم؟

اصلاً وقتی از گفت‌و‌گو سخن می‌زنیم، دقیقاً از چه سخن می‌زنیم؟به‌نظر من اساساً گفت‌و‌گو باید بر سر این باشد که ما در کشور مشکلاتی داریم یا نداریم. اولین مسأله‌ای که باید به گونه ای جا بیفتد این هست که کشور مشکل دارد یا ندارد؟ اگر به سخنرانی‌های صاحبان تریبون‌ها گوش دهید، می‌بینید که آنان به گونه‌ای گفت وگو می‌کنند که گویی مشکل چندانی نداریم و اگر مشکلی هست، متاثر از این هست که قوه مجریه یا مجلس خوب عمل نکرده هست و اگر این دو بخش تاحدی خوب عمل کنند، این مشکلات هم حل می‌شود و همه چیز رو به رو راه می‌شود. در هفته‌های پیش یکی از امامان جمعه که برای اولین بار سخنرانی می‌کرد، همه مشکلاتی که نظام با آنان رو به رو هست را متاثر از سوء عملکرد، سوء تدبیر و سوءمدیریت بخش‌های انتخابی حاکمیت دانست. یعنی اول از ریاست جمهوری و هیأت دولت و در وهله دوم ازمجلس گله‌مند بود و همه سخن وی این بود که اگر این بخش‌ها، از آنچه بخش انتصابی می‌گوید تمکین کنند و خوب کار کنند، ما دیگر هیچ مشکلی در کشور نخواهیم داشت. اگر وی به این مسأله معتقد است که وامصیبتا، اما اگر اعتقاد ندارد و برای تبلیغات می‌گوید که وامصیبتا. در نتیجه، مسأله کلیدی کشور این هست که ما اساساً در کشور مشکلاتی داریم یا نداریم.
این موانع از قبل هم بوده هست با این وجود اگر گفت‌و‌گوی ملی احتیاج حقیقی هست به نظر شما مدافعان برای پژوهشگر کردن آن چه باید بکنند؟

به عقیده من باید به مردم مراجعه گردد. به این معنی که مشکلات و موانع و اساساً وضع حقیقی کشور در درجه نخست با مردم در میان گذاشته گردد و مردم به طور واضح از آنچه در کشور می‌گذرد مطلع گردند. این در کمال تأسف دقیقاً همان کاری هست که قوه مجریه، آقای روحانی و حتی مجلس و نمایندگان انجام نمی‌دهند. مثالی بزنم. کل در آمد ارزی کشور در سال ۹۶ نزدیک به ۴۵ میلیارد دلار بوده هست. اما اسپانیا در سال گذشته ۶۵۰۰ میلیارد دلار درآمد از محل گردشگری و فرانسه ۷ هزار میلیارد دلار از گردشگری درآمد داشته‌اند. گمان کنید که صادر کردن یک بشکه نفت چقدر کار ایجاد می‌کند و ورود یک گردشگر به کشور چقدر؟ درآمد ۶ هزار میلیارد تومانی از گردشگری، قطعاً چند صدهزار شغل در حوزه گردشگری ایجاد می‌کند.

این مسأله دیگر سیاسی و ایدئولوژیک نیست، این‌ها باید از سوی روحانی برای مردم مطرح گردد. بخش انتصابی علاقه‌ای ندارد که با روحانی وارد گفت‌و‌گو گردد، اما یکی از جاهایی که صادق زیباکلام لیبرال، یونیفورم لیبرالی را در می‌آورد و یونیفورم اقتدارگرایی را می‌پوشد، همین جاست؛ یعنی تحمیل گفت‌و‌گو به طرف مقابل. یعنی ما باید به بعضی آقایان بگوییم که کشور برای شما نیست، لکن برای ۸۰ میلیون نفر و ملک مشاع همه جمعیت کشور هست. چه کسی گفته هست شما که در خوب ترین حالت به طور مثال ۲۰ درصد رأی مردم را دارید، به اندازه ۸۰ درصد برای خود حق حاکمیت قائل باشید؟ این‌ها چیزهایی هست که باید با صدا و سیما، امامان جمعه و دیگر بخش‌ها مطرح نمود و باید گفت‌و‌گو را بر این بخش‌ها تحمیل کرد.


لینک کوتاه مطلب : http://www.shalamchenews.com/?p=95180

دیدگاه شما

معادله ی امنیتی * Time limit is exhausted. Please reload CAPTCHA.