تاریخ ارسال : ۱۷ فروردین ۱۳۹۷ ساعت : ۱۲:۳۰ 0 نظر چاپ این صفحه چاپ این صفحه

سردار سلیمانی کاندیدای رئیس جمهوری می شود؟

 

****
آقای حدادعادل در مدیریت جریان اصولگرا از سال ۹۲ به بعد محوریت خاصی داشت، اما به طور مستمر بازنده بود؛ به نظرتان او سیاست ورز خوبی هست؟
اعتقاد دارم آقای دکتر حدادعادل در جایگاه فرهنگی و اجتماعی بسیار فرد تاثیرگذار، اخلاقی، ارزشمندو متدینی می باشند؛ اما متاسفانه در سیاست و مدیریت جریان اصولگرا اصلا موفق نبوده اند. آقای حدادعادل نخستین کسی بود که مجلس را در برابر دولت ذلیل کرد. یعنی قدرت لازم را برای ریاست مجلس نداشت و دولت احمدی نژاد بر مجلس هفتم مستولی گردید؛ تا جایی که احمدی نژاد به اندازه یک کتاب کوچک لایحه بودجه را به مجلس عرضه داد. یعنی احمدی نژاد هر کاری خواست کرد و مجلس نیز هر کاری قصد داشت نتوانست مقابل او انجام دهد.
اما یکی از بزرگترهای جریان اصولگرا امروز آقای حدادعادل هست.

چه کسی به نظر شما امروز بزرگ جریان اصولگرا هست؟
آقای ناطق نوری نیرومند هست اما چون انسان های تمامیت خواه وجود دارند او پا به عرصه سیاست نمی گذارد.
یعنی آقای ناطق در انتظار هست که دو مرتبه وی را برای ورود به عرصه سیاسی دعوت کنند؟

سال ۹۲ وقتی آقای مهدوی کنی با نامزدهای اصولگرا در آخرین روز تبلیغات ریاست جمهوری ارتباط ایجاد کرد، پاسخ تلفن وی را ندادند، یعنی آقای ناطق چنین تجربه ای را می بیند و وارد نمی توان؟
بله، سال ۹۲ نامزدهای انتخاباتی می دانستند، نقشه چیز دیگری هست.
از دیگر شخصیت هایی که امروز در جریان اصولگرا قصد دارد کانون تحرکات سیاسی باشد، آقای رئیسی هست. بعضی اعتقاد دارند او قصد دارد برای برای انتخابات مجلس کوشش کند، به نظر شما اگر او از تهران به جای آقای حدادعادل سرلیست گردد، توفیقی به دست خواهد آورد؟
بعضی اعتقاد دارند او قصد دارد برای برای انتخابات مجلس کوشش کند، به نظر شما اگر او از تهران به جای آقای حدادعادل سرلیست گردد، توفیقی به دست خواهد آورد؟من زمان انتخابات ریاست جمهوری اظهار کردم قانون می گوید نامزد انتخابات ریاست جمهوری باید رجل سیاسی و مذهبی باشد. اکنون سئوال اینجاست که مگر می گردد یک قاضی و یا مسئول ۳۸ ساله دستگاه قضا، رجل سیاسی باشد؟ از سویی رجل مذهبی را تشریح نکردیم، آیا کسی که رجل مذهبی هست باید رسائل و مکاسب خوانده باشد؟ با این تشریح آقای احمدی نژاد کجا رجل مذهبی هست؟ او حتی رجل سیاسی هم نبود، چون در جایگاه شهردار تهران قرار داشت. اما با این حال برای نامزدی در انتخابات ریاست جمهوری تأیید صلاحیت گردید.  
 آقای رئیسی در مجموع شاید در انتخابات مجلس موفق گردد، چون در انتخابات مجلس در تهران لیست‎ها رأی می آورد اما پیشتر هم اظهار کردم افرادی که آقای رئیسی را برای رقابت در انتخابات ریاست جمهوری گول زده و جلو انداختند، این کارشان از سر دوستی و مودت نبود لکن از سر خصومت و حسادت بود. آقای رئیسی در مجلس خبرگان جایگاه تأثیرگذاری دارد و آینده روشنی داشت اما تعدادی خواستند وی را خراب کردن کنند. امروز هم افرادی که به آقای رئیسی برای ورود به انتخابات مجلس شورای اسلامی اصرار می کنند هدفشان این هست که وی را خُرد و کوچک کنند. در حقیقت یک دسیسه هست اما خود آقای رئیسی حواسشان به این نوع خراب کردن ها نیست.
اگر آقای رئیسی وارد مجلس گردد برای ریاست مجلس توان دارد شانسی داشته باشد؟ یا تجربه آقای عارف برای او تکرار می گردد که با آرزوی اکتساب کرسی ریاست مجلس پا به انتخابات گذاشت اما حتی به کرسی ریاست کمیسیون هم نرسید؟
با این حال از سر دلسوزی می گویم آقای رئیسی وارد انتخابات مجلس نشود، خیلی خوب تر هست.
آقای قالیباف پس از انتخابات ریاست جمهوری گفت وگو از نواصولگرایی کرد اما تحویل گرفته نشد و خیلی بزرگان جریان اصولگرا نخواستند اظهارات آقای قالیباف را بشنوند، به چه سبب؟
خیلی از بزرگان اصولگرا آقای قالیباف را قبول ندارند؛ اما آقای قالیباف می اندیشد آنان وی را پذیرفته اند. آقای قالیباف از اول نباید در عرصه انتخابات ریاست جمهوری حضور پیدا می کرد. او جایگاه اجرایی و جهادی خودش را به علت انتخابات ریاست جمهوری نابود کرد.
آیا آقای قالیباف نواصولگرایی را مطرح نمود که به گفته شما باندها را کنار بزند؟
نواصولگرایی شوخی ای بیش نیست. نواصولگرایی یعنی چه؟ یعنی ستون های فکری خودمان را عوض نماییم؟ خیر گفت وگو آقای قالیباف یعنی منحصرا نام را عوض نماییم اما رفتارها را عوض نکنیم.
آقای قالیباف هفته آخر مانده به انتخابات و پس از مناظره سوم کناره گیری داد.
اعتقاد دارم چنین انصرافی برای آقای قالیباف سرشکستگی بود. در حقیقت باندهای متصل به قدرت و ثروت از آقای قالیباف خواستند که کنارگیری کند.
اگر آقای قالیباف تا انتها می ماند برایش بدتر نبود؟

آقای قالیباف می گوید من ایثار کردم.
ایثار از جیب چه کسی؟ آقای قالیباف می دانست و خبر داشت کسان دیگری از جریان اصولگرایی دارند می آیند، از سویی علیرغم اینکه مشاورین وی از نظرسنجی ها خبر داشتند اما نظرسازی ها را برای فعالیت‎های انتخاباتی به وی عرضه می دادند.
یعنی آقای قالیباف پیش از فروردین ۹۶ می دانست که آقای رئیسی دارد وارد صحنه انتخابات می گردد؟
دو ماه گذشته از انتخابات که می دانست.
یک نامه ای به جمنا زد که انصراف می دهد، اما همچنان وی را در صحنه نگه داشتند؟
این نشان می دهد جمنا شکست خورد و تمامیت خواهان آقای قالیباف را بازی دادند و از لحاظ مادی و معنوی از وی سوء استفاده نمودند.
شما به آقای رئیسی سفارش کردید که وارد انتخابات مجلس آینده نشود، به آقای قالیباف نیز چنین سفارش ای می کنید؟
من فکر نمی کنم آقای قالیباف خودش را بتواند در جایگاه نمایندگی مجلس تشریح کند چون روحیه شخصی آقای قالیباف اجرایی هست نه تقنینی.
بعضی وقتی رفتارهای آقای قالیباف را خواهند دید اعتقاد دارند او به فکر نامزدی در انتخابات ریاست جمهوری ۱۴۰۰ هست، نظر شما چیست؟
واقعا شخصیت آقای قالیباف حیف گردید. مشاوران ضعیف و خودخواه به طور مستمر آقای قالیباف را نزدیک انتخابات ذبح کردند. گرچه در کمال تأسف آقای قالیباف نیز قدر خودش را نمی داند. اگر قدر خودش را بداند نواصولگرایی را از خودش آغاز می کند. به عبارت دیگر آقای قالیباف در کار سازمانی خودش باید دگرگونی ایجاد کند.
طبق تجربه آقایان محسن رضایی و قالیباف این آنالیز وجود دارد که شخصیت های با پیشینه نظامی گری در انتخابات ریاست جمهوری شانسی برای برتری ندارند، نظر شما چیست؟

پیش از آنکه فضای انتخابات ریاست جمهوری دوازدهم شکل بگیرد، گفت وگو می گردید که به احتمال زیاد حاج قاسم سلیمانی وارد این عرصه گردد اما او نامه ای درج کرد و ضمن رد این مساله اظهار کرد سرباز انقلاب هست …

بعضی بیان می کنند حاج قاسم سلیمانی اگر در انتخابات ریاست جمهوری ۱۴۰۰ به میدان بیاید شانس اول برتری هست، نظر شما چیست؟
آقای سلیمانی که نه منحصرا برای ایرانی ها لکن برای جهان اسلام عزیز هست.
یعنی حاج قاسم سلیمانی وارد انتخابات ریاست جمهوری ۱۴۰۰ نمی توان؟

یک روایتی هست که بیان می کنند سال ۸۱ که داشت لیست آبادگران برای دومین دوره انتخابات شوراهای شهر تهران بسته می گردید احمدی نژاد از مجال استفاده نمود و رفقای خودش را در لیست قرار داد. گفته می گردد آقای بیادی را کسی نمی شناخت اما احمدی نژاد موجب گردید که آقای بیادی اسمش در لیست قرار گیرد و ۱۰ سال عضو شورای شهر تهران گردد، آیا این طور بود؟
گفته می گردد آقای بیادی را کسی نمی شناخت اما احمدی نژاد موجب گردید که آقای بیادی اسمش در لیست قرار گیرد و ۱۰ سال عضو شورای شهر تهران گردد، آیا این طور بود؟اصلا این طور نیست. آقای احمدی نژاد از جانب شورای سازگاری نیروهای انقلاب برای ساماندهی نیروهای این جریان در دومین دوره انتخابات شورای شهر تعیین شده بودند. به چه سبب امروزه پشت سر او غیبت می کنند، اگر خودشان عُرضه و جرأت داشتند، این کار را به آقای احمدی نژاد محول نمی کردند چون کار مشکل و پرمخاطره ای بود. در زمانی انتخابات شورای شهر دوم برگزار گردید که هیچ کسی حاضر به کاندیداتوری نبود. آقای احمدی نژاد برای شکل گیری شورای دوم خیلی زحمت کشید.
شما رفیق آقای احمدی نژاد بودید که نامتان در لیست آبادگران قرار گرفت؟
خیر، اصلا آقای احمدی نژاد را نمی شناختم. یکی از رفقا در بسیج به من اظهار کرد «آقای احمدی نژاد را می شناسی؟» اظهار کردم «خیر»، اظهار کرد «دنبال شما می گردد». من پیش آقای احمدی نژاد رفتم، او اظهار کرد «اسم شما را بعضی دوستان به ما دادند و ما هم ارزیابی کردیم نگاه کردیم حجم عضویت در شورای شهر را دارید، می پذیرید، نام شما در لیست شورای شهر تهران باشد؟» من هم پذیرفتم اما اواسط کار کنار رفتم.
به آقای احمدی نژاد اظهار کردم «نمی خواهم بیایم»، اظهار کرد «چرا؟» اظهار کردم «تعداد بسیاری با شما می باشند و باندی آمده اند؛ من تنها توان ندارم کار کنم. اظهار کرد «رفیق شما کیست؟» من هم آقای کاشانی را معرفی کردم. در مجموع آنقدر آن انتخابات مخاطره آمیز بود که نظر من را قبول کردند و یکی از دوستان شان را حذف کردند و نام آقای کاشانی را در لیست گذاشتند.
آقای احمدی نژاد وقتی ریاست جمهوری را تحویل داد سه سالی سکوت کرد، اما از اوائل سال ۹۵ سکوت را کنار گذاشت و تحرکات سیاسی خود را کلید زد. شهریور ماه ۹۵ بود طبق سفارش رهبر معظم انقلاب از ورود به عرصه انتخابات نهی گردید اما با این حال فروردین ۹۶ برای انتخابات ریاست جمهوری ثبت نام کرد، با این توجیه که آمده تا تضمیمی باشد برای تأیید صلاحیت بقایی. اما خیلی ها بیان می کنند که احمدی نژاد کسی نیست که خودش را برای کسی هزینه نماید …
بالعکس برای همگان ثابت شده هست که احمدی نژاد خودش را برای دوستانش هزینه می کند. حتی دیده شده که احمدی نژاد اگر حقی ضایع شده باشدخودش را برای یک کارگر هزینه می کند. این از خصوصیات شخصی آقای احمدی نژاد هست.
وقتی رهبر معظم انقلاب آقای احمدی نژاد را به عنوان عضو مجمع تشخیص مصلحت نظام برگزیدند بعضی اظهار می کردند «این یک پیام به احمدی نژاد بود تا بداند کوشش می گردد او درون حاکمیت بماند در نتیجه باید قدردان باشد»، اما به چه سبب احمدی نژاد دنبال ساختارشکنی هست؟ اینکه گفته می گردد احمدی نژاد قصد دارد اپوزوسیون نظام باشد تا شخصیت خود را بازسازی کند؛ قبول دارید؟
من از کسانی بودم که در ریاست جمهور شدن آقای احمدی نژاد موثر بودم اما به علت یکسری مسائلی که همین الان اتفاق می افتد و من پس از انتخابات سال ۸۴ حدس می کردم، مسالمت آمیز از معیت او کنار رفتم.
آقای احمدی نژاد ذاتا قابل حدس نیست اما باصداقت، پاک و آسان زیست هست. یادم هست وقتی آقای حدادعادل در انتخابات مجلس هفتم رأی آورد سه جا اظهار کرد «ما هم مثل شهرداری و شورای دوم باید خوب کار کنیم تا دل مردم را به دست بیاوریم تا بتوانیم جامعه را هدایت کنیم».
با همه این گفت وگو ها به چه سبب احمدی نژاد امروز قصد دارد اپوزوسیون نظام گردد؟
به حالت طنز همیشه گفته ام که احمدی نژاد هنوز نصفش توی زمین هست. یعنی احمدی نژاد ناشناخته هست، حجم های والایی دارد اما نتوانستند از او خوب استفاده نمایند. مگر در مورد ولایی بودن احمدی نژاد شکی وجود دارد؟ اما باندهای قدرت و ثروت چه کار می کنند؟ پس از انتخابات ریاست جمهوری سال ۸۸ نشستی برای ارزیابی رخدادهای بوجود آمده در محضر رهبر معظم انقلاب تشکیل گردید و از جانب هر کاندیدایی چند نماینده در آن جلسه حضور یافت. من از جانب آقای رضایی در آن جلسه حضور داشتم. آقا فرمودند «زمان دولت آقای هاشمی و زمان آقای خاتمی چند حکم حکومتی دادم که به درخواست و اصرار روسای جمهور وقت صورت قبول کرد، اما زمان آقای احمدی نژاد حکم حکومتی استفاده نکردم».
اینها همه باید آنالیز گردد، آقای احمدی نژاد را نمی توان با یک پارامتر قضاوت کرد. او می گوید من وقتی از ریاست قوه قضائیه شکایت دارم به چه کسی باید شکایت ببرم؟
پس شما می گویید احمدی نژاد هیچ کج روی و انحرافی ندارد؟
به طور مثال وقتی آقای روحانی گفت وگو از رفراندوم می کند به چه سبب به وی اعتراض می کنند؟ به همان سبب به احمدی نژادهم اعتراض می کنند اما کسی در پی اصلاح امور نیست.
آیا کسی از سران قوای سه گانه رویت کرده و یا شنیده اید در مورد استقرار احزاب فراگیر و تاثیرگذار مطلبی و یا حرکتی جدی انجام داده باشند؟ و یا برای برطرف مشکلات در ارتباط با معضلات و مشکلات پیش روی اسقرار عدالت اجتماعی کاری کرده باشند؟ در حالی که عدم شایسته سالاری در مدیریت های اجرایی به نحو اتوبوسی و گاها خانوادگی، وجود مدیریت های جزیره ای و عدم استفاده و استقرار مدیریت یکپارچه، فساد مشهود در بعضی ادارات مثل تامین اجتماعی، بعضی از بانک هایی با سیاست و برنامه های شبیه قمارخانه و لاتاری، بانک مرکزی مستأصل، اداره مالیاتی بی رحم و ثبت سندهای و شهرداری و “قص علی هذا” موضوعاتی می باشند که توان دارند موجب نابود شدن یک کشور باشند آیا حرکتی انجام شده واقعاً عُرضه پائین آوردن گرانی های بی رویه و ظالمانه را دارند و یا اینکه منحصرا اظهار تاسف می کنند؟ اما نظر حقیر این هست که اصلاً برایشان با اهمیت نیست؛ به گفته سرشناس میتوان “از اثر پی به تاثیرگذار برد”.


لینک کوتاه مطلب : http://www.shalamchenews.com/?p=94829

دیدگاه شما

معادله ی امنیتی * Time limit is exhausted. Please reload CAPTCHA.