تاریخ ارسال : ۲۱ تیر ۱۳۹۶ ساعت : ۰۹:۳۱ 0 نظر چاپ این صفحه چاپ این صفحه

سیاست هاشمی در برابر توهین‌ها صبر و سکوت بود

روز نو : محمد هاشمی عضو هیات موسس حزب کارگزاران و رییس دفتر رییس فقید مجمع تشخیص مصلحت نظام در گفت و گویی با روزنامه همبستگی به نقد و تحلیل فضای کنونی جامعه در بازه زمانی انتخابات ریاست جمهوری تا تشکیل کابینه دولت دوازدهم و اتفاقاتی همچون هتاکی علیه رییس جمهوری و طرح موضوع دولت در سایه از جانب اصولگرایان می پردازد؛ مجموعه اتفاقاتی که از حالا دولت و جریان های سیاسی موافق و مخالف با آن را به حدی درگیر کرده است تا برخی نسبت به شرایط آینده دولت و سیاست داخلی کشور ابراز نگرانی کنند. آن هم در شرایطی که تغییر و تحولات جدی در عرصه منطقه ای و بین المللی تمامی توجهات را به آینده ایران دوخته است. هاشمی در این خصوص معتقد است که « اینکه دولت روحانی نسبت به جریان های مخالف دولت باید چگونه عمل کند بستگی به شرایط آن مساله دارد. یک زمانی ممکن است طرحی در مجلس مطرح باشد که به ضرر دولت است که باید در آن مرحله از خودش دفاع کند و نظرات خود را درباره طرح با نمایندگان درمیان بگذارد و یک زمانی ممکن است حاشیه و جنجالی غیر موثق علیه دولت جریان یابد که در آن شرایط دولت نباید خود را اسیر این حواشی و اتفاقات کند.» غیر از این نیز محمد هاشمی به اتفاق اخیر شورای شهر تهران و پیشنهاد نامگذاری یکی از بزرگراه های تهران به عنوان آیت الله هاشمی رفسنجانی می پردازد و به ما این خبر را می دهد که بستگان آیت الله فقید با این پیشنهاد موافقت کرده اند. محور دیگر این گفت و گو نیز پیش بینی آینده کابینه دولت دوازدهم بود که هاشمی در این خصوص تاکید بر حفظ بدنه اصلی کابینه دولت یازدهم دارد.
به گزارش شلمچه نیوز به نقل از روز نو :بعد از انتخابات ریاست جمهوری سال ۹۶ اصولگرایان تفکری مبنی بر تشکیل دولت در سایه مطرح کرده اند. فکر می کنید این روند و این موضوع چقدر در کشور قابلیت اجرایی و عملیاتی دارد؟
بحث ها و حاشیه های زیادی طی ماه های اخیر نسبت به دولت در فضاهای مجازی و جامعه صورت گرفته است که هرکدام به نوبه خود جای بحث و تامل بسیار ویژه ای دارد. یکی از این اتفاقات موضوع طرح دولت در سایه از جانب اصولگرایان بود که دیدم بعد از اعلام نتایج انتخابات و شکست این جریان سیاسی و نامزد مورد نظر ایشان ، برخی از افراد و دوستان اصولگرا موضوع دولت در سایه را پیش کشیدند. مشخصا کسی نمی گوید که نمونه ای درباره دولت در سایه وجود ندارد ولی مساله اینجاست که در نظام جمهوری اسلامی ما و بنا بر مجموعه قوانینی که در مجلس شورای اسلامی و یا سایر نهادها به تصویب رسیده است چیزی به عنوان دولت در سایه پیش بینی نشده است و همچنین طرفیت حزبی جامعه ما نیز امکان چنین مساله ای را ندارد. البته دوستان در این خصوص کشورهای اروپایی را مثال می زنند و اعتقاد بر آن دارند که چرا ما نتوانیم دست به چنین کاری بزنیم. در حالی که در کشورهای دیگر موضوع دولت در سایه یا از طریق نهادهای قانون‌گذاری و یا از طریق قانون اساسی آن کشورها ظرفیت ها و زمینه هایی برای آن پیش بینی شده است و یک روند و روال قانونی مشخص برای تشکیل و اداره آن وجود دارد که این مساله در کشور ما نیست. همچنین در کشورهای اروپایی دولت در سایه معمولا از طریق و طرق مشخص و ریشه داری شکل می گیرد و این چنین نیست که حزب شکسته خورد صرفا برای جبران نتایج انتخابات دولتی در سایه تشکیل داده و امور جاری دولت را از اساس مختل کند. بنابراین نمی توان توجیهی برای مساله دولت در سایه در کشور ما مطرح کرد.
در جریان اتفاقاتی مثل راهپیمایی روز قدس و همین اقامه نماز جماعت عید فطر نیز ما شاهد برخی حوادث توهین آمیز نسبت به رییس جمهوری منتخب و همین طور دولت او بودیم. آیا می توان تفکیکی بین این حوادث و موضوع دولت در سایه اصولگرایان قائل بود؟
این موارد در یک جمع بندی کلی و نگاه بالاتر می توانند به هم برسند. حادثه روز قدس و عید فطر و حوادث دیگری مشابه به آنها در نهایت نشان دهنده یک مسیر فکری و جریانی علیه دولت است. مسلما در کشور ما یک اقلیتی وجود دارند که با دولت یازدهم و صراحتا با شخص آقای روحانی مخالف هستند. در حالی که من فکر می کنم آقای روحانی هم به جهات سوابق مدیریتی و اجرایی و هم به سبب توانایی هایی که از خود در دولت یازدهم نشان داده است ، یک فرد قابل دفاع و موفقی تلقی می شود و بر همین اساس نیز می توان به آینده دولت دوازدهم نیز خوشبین بود.
از نظر شما روحانی و همین طور دولت متبوع او باید در قبال این اتفاقات و حوادث چه واکنشی داشته باشند؟
اینکه دولت روحانی نسبت به جریان های مخالف دولت باید چگونه عمل کند بستگی به شرایط آن مساله دارد. یک زمانی ممکن است طرحی در مجلس مطرح باشد که به ضرر دولت است که باید در آن مرحله از خودش دفاع کند و نظرات خود را درباره طرح با نمایندگان درمیان بگذارد و یک زمانی ممکن است حاشیه و جنجالی غیر موثق علیه دولت جریان یابد که در آن شرایط دولت نباید خود را اسیر این حواشی و اتفاقات کند. اما اجازه بدهید این مساله را من با یک مثال و نمونه برای شما تشریح کنم. من معتقد هستم که حفظ آرامش جامعه و همین طور سکوت در برابر توهین ها می تواند بهترین رویکرد باشد. همان طور که آیت الله هاشمی رفسنجانی در زمان ریاست جمهوری و یا بعد از آن پیش گرفت. در آن زمان شاید برخی توقع داشتند که آقای هاشمی سکوت خود را بشکند و به صراحت به این توهین ها پاسخ بدهد ولی امروز می فهمیم که سکوت آن روزها چقدر نتیجه بخش بود.
اما ممکن است این سکوت برای برخی به عقب نشینی تعبیر شود. آیا شما با این مساله موافق نیستید؟
سکوت و عقب نشینی دو مساله متفاوت با یکدیگر هستند. باید به این نکته توجه داشت. همان طور که گفتم یک اقلیتی در جامعه هستند که رای مخالفی نسبت به آقای روحانی و دولت متبوع او دارند. ممکن است یک نفری که یک گوشه کشور نشسته است بیاید و حرفی علیه دولت بزند. دلیلی وجود ندارد که یک قوه عریض و طویلی مثل دولت بخواهد جواب آن یک نفر را بدهد و تمرکز خود را معطوف به آن یک نفر و یا آن اقلیت کند کار درستی نیست. فراموش نکنیم که در کشور ما برخی اقلیت ها و افراد هستند که راز ماندگاری خود را در این حواشی و حاشیه سازی ها می دانند . یعنی آن فرد و یا آن اقلیت به این نتیجه رسیده اند که اگر هتاکی نکند و اگر حاشیه درست نکند فراموش می شوند لذا برای طرح خود در جامعه دست به چنین اقداماتی می زنند و بنابراین پاسخ دادن دولت در واقع آنان را به هدفشان رسانده است. من فکر می کنم که این چنین اقدامات جای نگرانی ندارد و دولت می تواند در کمال آرامش خود و جامعه همان مسیری را پیش بیگرد که مردم از آنان طلب کرده اند. پرداختن به این مسائل اولا دولت را درگیر حاشیه می کند و ثانیا فضای عمومی جامعه را مشتنج می کند که این به نفع هیچ جریان و گروهی که منافع ملی را دنبال می کند نیست و نخواهد بود.
شما در صحبت هایتان به مواضع آیت الله اکبر هاشمی رفسنجانی نسبت به مخالفانش اشاره کردید. فکر می کنید چنین رفتارهایی چقدر میتواند در وجه عمومی افراد تاثیر گذار باشد؟
قطعا تاثیر گذار خواهد بود چون وقتی یک اتفاق و اختلافی در جامعه رخ می دهد مردم آن را رصد می کنند و می خواهند بدانند که چه کسی محق است و چه کسی خلاف می گوید. مردم وقتی می بینند که یک فردی در برابر نامهربانی و تندی ها و توهین ها سکوت می کند و صرفا در مسیر خدمت به مردم قدم بر می دارد از او حمایت خواهند کرد. این نه حرف من که حرف بسیاری از صاحب نظران و کارشناسان است که بزرگان کشور همواره با صبر و شکیبایی در برابر نامهربانی ها و تندی ها جای خودشان را نزد مردم باز کردند و وجهه ملی گرفتند. این مساله را می توان در ادوار انتخاباتی اخیر نیز به وضوح دید که مردم چگونه از آقای هاشمی و سایر بزرگان کشور حمایت کردند. در خلال انتخابات بارها شاهد بودیم که گفته شد فلان لیست مورد حمایت آقای هاشمی است. همین حرف کافی بود تا میلیون ها نفر از آن لیست حمایت کنند. مردم در مراسم تشییع پیکر آیت‌الله هاشمی و دیگر اتفاقات بعد از رحلت ایشان نسبت به ایشان لطف داشتند و همه این رخدادها نشان می‌دهند که با رفتار درست چگونه میتوان رضایت عموم مردم را جلب کرد. البته این رفتار منحصر به آقای هاشمی نبود و سایر بزرگان کشور که امروز جایگاه ویژه ای نزد عموم مردم دارند چنین ویژگی هایی دارند که این ریشه در مبانی دینی و ملی ما دارد. صبر و سکوت از شیوه های قرآنی است که هر کسی به آن متوسل شود پیروز خواهد شد و غیر از موفقیت های اخروی در این دنیا نیز پاداش رفتارهای خود را خواهد دید.
اخیرا پیشنهادی برای نامگذاری یکی از بزرگراههای تهران به عنوان آیت الله هاشمی رفسنجانی مطرح شده است. نظر شما به عنوان یکی از بستگان آقای هاشمی نسبت به این مساله چیست؟
به هرحال پیشنهادی را آقایان و دوستان در شهرداری و شورای شهر تهران مطرح کرده اند که نظیر آن را می توان در سایر کشورهای دنیا نیز دید. معمولا این اتفاق به پاس خدمات آن فرد و به شکل نمادین رخ می دهد و حالا دوستان چنین پیشنهادی را به پاس خدمات آیت الله هاشمی به کشور و انقلاب اسلامی مطرح کرده اند که جای تشکر دارد و ما از این پیشنهاد استقبال می کنیم.
روز گذشته آقای نوبخت سخنگوی دولت یازدهم اعلام کرد که وزرای پیشنهادی دولت دوازدهم تا یک ماه آینده به نمایندگان مجلس شورای اسلامی برای رای اعتماد به کابینه دوازدهم معرفی خواهند شد. شما چه اولویت ها و معیارهایی را برای دولت آینده و کابینه آن ضروری می دانید؟
من در این خصوص بارها نظرم را به صراحت اعلام کرده ام . الان هم بر همان نظر تاکید دارم که یا کابینه دولت بعدی تغییر نکند و یا اگر بناست تغییراتی در بدنه کابینه صورت بگیرد باید این تغییرات حداقلی باشد. چون اساسا ماهیت انتخابات ۹۲ و ۹۶ به کلی با هم متفاوت است و ما زمانی که می خواهیم دولت بعدی و کابینه آینده را بر اساس مطالبات عمومی تشکیل دهیم می بایست به این تفاوت ها قائل باشیم. تفاوت اصلی این دو دوره انتخاباتی نیز به آنجایی بر می گردد که مردم در انتخابات سال ۹۲ به شخص آقای روحانی رای دادند و از او حمایت کردند ولی در انتخابات ۹۶ مردم از دولت او حمایت کرده و به عملکرد چهار ساله کابینه آقای روحانی رای دادند. این یعنی آنکه مردم در مجموع از عملکرد چهار ساله دولت رضایت داشته و توجه به مطالبات مردمی می طلبد که چارچوب و بدنه اصلی کابینه دولت یازدهم به نحوی حفظ شود و دچار کمترین تغییرات شود. همچنین یک دلیل دیگر برای حفظ بدنه و چارچوب کابینه دولت آینده وجود دارد که آن به صرف هزینه های زمانی و مالی دولت بر میگردد. مطئمنا تغییرات کلی در کابینه باعث می شود تا آن وزیر تازه وارد برای آشنایی با محیط کاری خود و فضای کشور و آن وزارت خانه باید زمانی را صرف کند که این مساله با منافع ملی منافات دارد. من فکر می کنم که این نکته بسیار مهمی است که از آن می توان به عنوان یکی از کلیدهای موفقیت دولت بعدی به عنوان اصل ثبات در اداره امور یاد کرد.
روزنامه همبستگی


لینک کوتاه مطلب : http://www.shalamchenews.com/?p=56448

دیدگاه شما

معادله ی امنیتی * Time limit is exhausted. Please reload CAPTCHA.