تاریخ ارسال : ۲۲ فروردین ۱۳۹۷ ساعت : ۰۸:۴۴ 0 نظر چاپ این صفحه چاپ این صفحه

سیروس مقدم: «پایتخت» گوشت قربانی شده

روزنامه شرق: شاید برای سیروس مقدم و گروه خود در «پایتخت» حجمی از حاشیه های در فصل پنجم غافلگیر‌کننده بود، نظرات متفاوتی که از اوائل پخش سریال از سوی مخاطب های و اقشار متفاوت در مورد این مجموعه تلویزیونی که اکنون دیگر اسمش به‌راحتی از ذهن مخاطب های تلویزیون پاک نمی‌شود، مطرح گردید. مقدم معتقد هست در این فصل از مجموعه، حضور فضای سایبری موجب گردید خیز گسترده و خروشانی به راه بیفتد و شوق مخاطب های را زیادتر کند و بحث‌وجدل‌ها دامنه پیدا نماید. صحبت‌های ما با سیروس مقدم از حاشیه های «پایتخت» آغاز گردید و در مورد نگاهش به ساخت سریال‌های پرهزینه ختم گردید که شما را به خواندن آن دعوت می‌کنیم:

سیروس مقدم: «پایتخت» گوشت قربانی شده

صحبت‌های ما با سیروس مقدم از حاشیه های «پایتخت» آغاز گردید و در مورد نگاهش به ساخت سریال‌های پرهزینه ختم گردید که شما را به خواندن آن دعوت می‌کنیم:در طی پخش فصل تازه سریال در مورد رابطه شما و سازمان اوج زیاد گفت وگو گردید، اینکه شما سراغ این ارگان رفتید و در بحث محتوا سفارش‌پذیر نبودید. با همه این توصیفات تا چه اندازه به استقلال کاری در ساخت فصل جدید «پایتخت» فکر کردید؟

با همه این توصیفات تا چه اندازه به استقلال کاری در ساخت فصل جدید «پایتخت» فکر کردید؟قصه «پایتخت۵»، در ابتدا قرار بود که موضوع نسخه فیلم سینمایی «پایتخت» باشد. طرح و ایده را محسن تنابنده نوشته بود و موضوع نیز همان هست که در «پایتخت۵» می‌بینید؛ یعنی از همان ابتدا قرار بود خانواده نقی بنا بر عللی وارد یک منطقه بحرانی و جنگ‌زده گردند و در بطن خطر و سانحه، از خود محافظت کنند. .. ارزیابی گردید و چون مساله داعش و سوریه داغِ داغ بود و موضوع و موضوع روز جهان بود، ما سوریه و داعش را به‌عنوان محور التهاب انتخاب کردیم و از آنجایی که نزدیک‌ترین مرز آبی با سوریه، از طریق کشور ترکیه بود، در فیلم‌نامه این‌گونه طراحی گردید که خانواده نقی به عللی که در سریال می‌بینیم به ترکیه بروند و به‌دلیل ناامنی و بمب‌گذاری در فرودگاه استانبول، در شهر دیگری (آنتالیا که نزدیک‌ترین مسافت را از طریق دریا با سوریه دارد) مستقر گردند و پس از آن با بالن دچار سانحه شده و در خاک سوریه فرود بیایند. با این توضیحات متوجه می‌شویم که این طرح قصه از پیش از ورود مؤسسه اوج، نوشته شده بود و با استقبال کامل ذهنی هم نوشته شده بود و نه سفارشی در کار بود و نه بفرموده‌ای… ازآنجایی‌که این فیلم‌نامه احتیاج به ابزارها سخت‌افزاری (توپ و تانک و اسلحه و مهمات و…) ) داشت و علاوه بر این به تجربه حضور در موضوع داعش و سوریه نیازمند بودیم، این همکاری با مؤسسه اوج در بخش هم‌فکری و همکاری برقرار گردید تا بتوانیم ضمن استفاده از تجربه سوریه‌رفته‌ها و جنگ‌دیده‌ها از ابزارها سخت‌افزاری اوج هم کمک دریافت کنیم. ما در جلساتی با دوستانی که در اوج، مستندهایی کار کرده بودند و مذاکره با کسانی که در سوریه حضور داشتند، اشراف خوبی به موضوع پیدا نمودیم. اما در طول ساخت سریال ضمن محافظت استقلال کار، از مشاوره‌ها و تجارب این مؤسسه بهره بردیم.

به نظر می‌رسد مخاطب این فصل از «پایتخت» واکنش‌های بیشتری نسبت به سریال نشان می‌دهد و از بازتاب‌ها در فضای سایبری می‌توان این را خوب تر متوجه گردید، نگاه شما به این بخش چیست؟

روزگاری بود که بین مخاطب و رسانه، منحصرا مطبوعات نقش داشتند و خبر ها و حوادث فیلم‌ها و سریال‌ها از این طریق به مردم می‌رسید و با فاصله بازخوردها به رسانه جابه جا می‌شد، ولی با شکل‌گیری فضای سایبری، عامل تازه ای به این معادله اضافه گردید که سریعا و بی‌واسطه و به اشکال خیلی متنوع و گوناگون، سلایق و انتقادهای مخاطب را در دسترسی همگان قرار می‌داد.

این عامل جدید فواید و مضراتی دارد. از یک سو می‌شود در اسرع وقت و سریعا از بازتاب‌های یک پدیده اجتماعی مطلع و از نظرات مخاطب آگاه گردید، ولی از طرف دیگر هر پدیده تازه ای، بی‌آنکه تا انتها برسد و نتیجه‌گیری لازم بشود، یک‌طرفه و با عجله نقد و ارزیابی می‌شود. ازآنجایی‌که شایعات همیشه بر بستر ناآگاهی، رشد می‌کند، به‌ناگاه یک نقد ناصواب، موجی ایجاد می‌کند که هدف سازنده اثر را تحت‌الشعاع قرار می‌دهد و به‌سرعت در مورد آن قضاوت می‌شود و بسیار مخرب عمل می‌کند. در این فصل از «پایتخت۵»، حضور فضای سایبری موجب گردید خیز گسترده و خروشانی به راه بیفتد و شوق مخاطب های را زیادتر کند و بحث و جدل‌ها دامنه پیدا نماید.

در این فصل سراغ سوژه ای رفتید که قسمتی از توقع ها سازمانی که با آن همکاری داشتید هم برآورده گردد و درعین‌حال مخاطب هم با قصه متفاوت‌تری روبه‌رو گردد، بازتاب‌های مثبت و منفی بسیاری که در این مدت شاهدش بودید برای شما عجیب نبود؟

ما در «پایتخت۵» کوشش کردیم با قصه‌ای نوتر، فضاهای جدیدتر و کاراکترهای جذاب، پایتختی متمایز بسازیم. انتخاب فیلم‌نامه بدون هیچ تحمیل و سفارشی با خودمان بود، اکنون اگر این موضوع در زمینه اغراض مؤسسه‌ اوج و تلویزیون هم قرار گرفته از خوش‌شانسی ماست. طبیعی هست در فضای کنونی جامعه که جو بدبینی و بی‌اعتمادی غالب هست و جناح‌بندی‌های سیاسی عریان شده ، هرکسی از ظن خود یار من می‌شود. بعضی اعتقاد دارند که چون مؤسسه اوج حمایت کننده مادی و معنوی سریال بوده، در نتیجه پایتخت سفارشی و اهدافش تحمیلی هست که اصلا و ابدا صحت ندارد. بعضی می‌گویند که منسوب به فلان جناح و بعضی هم می‌گویند به بیسار جناح هست و چون قصد هجوم به یکدیگر را دارند، این وسط «پایتخت» گوشت قربانی شده و در این میان یک چیز فراموش می‌شود و آن اینکه توده مردم و اکثریت هم‌وطنانمان با استقبال از این سریال، از آن لذت برده و به این دعواها توجهی ندارند.

این سریال را زیادتر به‌عنوان یک کار طنز می‌شناسیم اما در بخش‌هایی از سریال تماما این بخش فراموش می‌شد. تا چه اندازه به خلق صحنه‌های طنز در دل التهاب قصه‌ای که به سراغش رفتید، فکر کردید؟

تا چه اندازه به خلق صحنه‌های طنز در دل التهاب قصه‌ای که به سراغش رفتید، فکر کردید؟لحن غالب بر «پایتخت»، لحن طنز و کمدی هست. در تشریح حقیقی طنز می‌گویند طرح مباحث و مسائل جدی و تراژیک با زبان شیرین و با هدف امیدبخشی. در نتیجه قصه پایتخت با لحن شیرین و بسیار شریف به مباحث اجتماعی، اقتصادی، سیاسی، اخلاقی و فرهنگی پرداخته و آن را به چالش و نقد می‌کشاند. واضح هست که وقتی شما وارد مقوله بسیار حاد و جدی‌ای نظیر جنگ و داعش می‌شوید، به خودی خود، باید با همان لحن تراژدی جنگ بپردازید. طبعا میزان شوخی‌ها و شیرینی‌های هر صحنه را خود موقعیت آن لحظه تعیین می‌کند.

قرار هست به‌زودی ساخت سریال دیگری را با همین گروه آغاز کنید. آیا از الان با سازمان صدا و سیما به نتیجه حتمی رسیده‌اید یا فکر می‌کنید احتیاج هست از سازمان یا اسپانسری برای ساخت مجموعه بهره برد؟

آیا از الان با سازمان صدا و سیما به نتیجه حتمی رسیده‌اید یا فکر می‌کنید احتیاج هست از سازمان یا اسپانسری برای ساخت مجموعه بهره برد؟هنوز هیچ تصمیمی دال بر ادامه «پایتخت» به نحو سریال توسط تیم پایتخت گرفته نشده هست و فعلا داریم به نسخه سینمایی «پایتخت» فکر می‌کنیم و محسن تنابنده در پی ایده و سوژه‌ای ناب برای نسخه سینمایی آن هست. ولی هرگاه مردم همچنان خواهان ادامه «پایتخت» باشند و مسئولان فرهنگی و سازمان صداوسیما به این احتیاج مخاطب لبیک بگویند و از همه‌ مهم‌تر، محسن تنابنده و تیم فکری او به سوژه‌ای ناب و جذاب برسند، قطعا «پایتخت» ادامه خواهد داشت. در غیر این صورت ترجیح می‌دهیم که به ورطه تکرار نیفتیم و خاطره خوش پایتخت‌ها در ذهن مردم بر جای بماند.

مکررا از ساخت فیلم در سینما گفت وگو کرده‌اید اما این را هم مشروط به داشتن قصه خوب دانستید. با ظرفیت کاری که در تلویزیون دارید، هنوز هم به سینما فکر می‌کنید؟

با ظرفیت کاری که در تلویزیون دارید، هنوز هم به سینما فکر می‌کنید؟همان‌طور که توضیح دادم، هرگاه که فیلم‌نامه جذاب و مطلوبی به دستم برسد، قطعا آن را برای سینما خواهم ساخت. فیلم‌نامه و موضوع برای من سخن اول را می‌زند و به همین سبب هم هست که نسخه سینمایی «پایتخت» می‌تواند این هدف را برآورده کند.

هزینه زیادی برای ساخت پایتخت گردید. به گفته زیادی از منتقدان این در حالی هست که کشور در شرایط اقتصادی خوبی نیست، روزانه اخباری می‌شنویم که کارگرانی ماه‌هاست حقوقشان را دریافت نکرده‌اند و اتفاق هایی از این دست، فکر می‌کنید هزینه‌هایی از این دست چه نیازی از جامعه را رفع می‌کند؟

به گفته زیادی از منتقدان این در حالی هست که کشور در شرایط اقتصادی خوبی نیست، روزانه اخباری می‌شنویم که کارگرانی ماه‌هاست حقوقشان را دریافت نکرده‌اند و اتفاق هایی از این دست، فکر می‌کنید هزینه‌هایی از این دست چه نیازی از جامعه را رفع می‌کند؟در ابتدا باید توضیح دهم که سریال «پایتخت» در قیاس با سریال‌های همانند خودش هزینه‌ای منطقی داشته و با برآوردی معقول ساخته شده هست و ضمنا طبیعی هست که وقتی شما دوربینتان را از آپارتمان‌ها و محلات تهران و لوکیشن‌های تکراری و داخلی به شهرها و استان‌های دیگر می‌برید و از آنجا به یک کشور دیگر با دلار و یوروی سرسام‌آور می‌روید و پس از آن وارد صحنه‌های جنگ، بالن، دریا، هواپیما و سفرها می‌شوید، کمی هزینه‌های شما زیادتر از تولیدات آپارتمانی، تک‌لوکیشن و محدود خواهد گردید. از طرف دیگر، «پایتخت» برای تلویزیون، سریال مجانی و مفت و گاهی سودآور هم هست. پایتخت‌ها به طور مستمر حمایت کننده مالی داشته‌اند و پول و هزینه‌های خود را درآورده و نه‌تنها تحمیلی به ارگانی نشده لکن از طریق گرفتن آگهی‌های زیاد قبل، وسط، انتهاء و زیرنویس‌ها، ‌سود خوبی هم برای تلویزیون داشته و حتی جاهایی کمک خرج آنان هم شده هست. از همه مهم‌تر، اگر با ساخته‌نشدن «پایتخت» که احتیاج روحی و ذهنی همین کارگران زحمتکش را که حقوقشان معوقه، رفع می‌کند، مشکلات اقتصادی مملکت حل می‌شود، ما راضی هستیم که دیگر «پایتخت» نسازیم و فعالیت فرهنگی‌مان را که تجربه نشان داده، بخش زیادی از صدمات اقتصادی اتفاقا به همین سبب ناتوانی فرهنگی هست، تعطیل کنیم.

جالب‌تر آنکه یکی از روزنامه‌های مدافع حقوق مردم!! به ما انتقاد نموده هست که به چه سبب با پول بیت‌المال مزخرفاتی نظیر «پایتخت» را می‌سازیم و دوستی در پاسخ وی نوشته هست که: اولا اگر «پایتخت» با پول بیت‌المال ساخته شده، حلالشان باشد، چون با این پول اسباب سرگرمی و جذابیت برای مخاطب و تلویزیون که مخاطبش در حال ریزش هست، فراهم کرده. دوما: اگر پول بیت‌المال مربوط به مردم هست، آمار بالای مخاطب پایتخت، نشان می‌دهد پول مردم حرام نشده و دور ریخته نشده هست و در جهت آرامش و امنیت همین مردم خرج شده هست. سوما: اکنون که یک ارگانی نظیر مؤسسه اوج پیدا شده که با پول بیت‌المال دارد برای مردم خدمت‌گزاری می‌کند، باید تقدیر گردد یا تقبیح…؟ ؟ اگر این پول بیت‌المال خرج و استفاده اقدامات بی فایده و… می‌شد، شما خرسند می‌شدید؟ و اکنون که یک بار هم مؤسسه‌ای جهت‌گیری درستی در باب استفاده بیت‌المال اتخاذ کرده، شما ناراحتید؟ چه خوب تر که پول بیت‌المال صرف آثاری نظیر «بادیگارد»، «تنگه ابوقریب»، «ایستاده در غبار»، «به وقت شام»، «پایتخت» و «هنگام بیداری» و صدها اثر سینمایی و مستند و…


لینک کوتاه مطلب : http://www.shalamchenews.com/?p=95454

دیدگاه شما

معادله ی امنیتی * Time limit is exhausted. Please reload CAPTCHA.