تاریخ ارسال : ۲۴ آذر ۱۳۹۶ ساعت : ۰۷:۳۰ 0 نظر چاپ این صفحه چاپ این صفحه

سینما یعنی خالتور، دیگران اش درِپیت است!

اگر جز این بود پس از حدود چهار دهه سبک فیلمسازی اش را دگرگونی می داد. این تهیه کننده معتقد هست فیلم لازم هست بیننده را سرگرم کند، اکنون چه کمدی باشد چه اکشن و چه ملودرام. سخن درستی هست اما تا وقتی که بتوان از کیفیت فیلم ها دفاع نمود. به طور مثال جدیدترین فیلمی که فرحبخش تهیه کرده یعنی «خالتور» مکانی برای دفاع باقی نمی گذارد. در مورد این فیلم و عقیده فرحبخش با او صحبت کردیم.  سینما یعنی خالتور، دیگران اش درِپیت است
  برخلاف افرادی که اظهار می کنند این نوع سینما (حالا هر نامی که به آن می دهند، فیلمفارسی، تجاری، گیشه پسند…)

قطعا دیدگاه شما هم همین هست که پس از چند دهه فعالیت همان طور سراغ تهیه این جنس فیلم ها می روید. اصلا سینما همین هست نه این که این نوع سینما را لازم هست پذیرفت. چون دیگران سینما مانند این نیست مشکل پیش آمده. به سبب همین چهل سال هست ما سینما نداریم و در واقعیت همه اش در حال تجربه هستیم.

حتی از کیفیت این فیلم ها دفاع می کنید؟

نه؛ قطعا می گردد آنان را با کیفیت تر ساخت. این که می گردد فیلمی مانند «خالتور» را خوب تر ساخت قطعا موافقم و نمی گویم نمی توان.

اما سینما یعنی این که مردم توی سالن بروند کیف کنند.

ولی با فیلم جدی هم میتوان کیف کرد و سرگرم گردید. «بله؛ عرض من هم همین هست که هنگامی فیلمی سرگرم کننده باشد ارزشمند نیست طنز باشد یا جدی. «خالتور» هم فیلمی جدی هست منتها در قالب طنز. مفهوم و مفهوم سینما رویاپردازی هست و برای پر کردن وقت ها فراغت و این هم یک مثال از آن سینما هست. لازم هست عموم سینما این نوع فیلم ها باشد؛ اکنون توان دارد اکشن باشد، توان دارد ملودرام باشد یا طنز. متاسفانه مدیران و یک سری روشنفکرنما آن را اظهار می کنند چون می ترسند و نمی گذارند این دست فیلم ها ساخته گردد.

برخی فیلمسازها هم می ترسند و فرار می کنند ولی ما هرگز نه صرفا فرار نمی کنیم، که بابت ساخت این فیلم ها مفتخر هستیم و اینها را برای خودمان باقیات صالحات می گذاریم.

این سخن تصویر دیدگاه خیلیها هست که در مورد فیلم های شما اظهار می گردد. هنگامی توی سینما می رویم مردم به ما اظهار می کنند خدا دل شما را شاد کند که دل مان را شاد کردید، برای مان قدر کفایت هست.

« یعنی هنگامی شما فیلم را خواهید دید تا انتهاء پلک نمی زنید… منتها این فیلم ها با فیلم هایی مانند «آواز قو»، «کما»، «زن ها فرشته اند»، «تکیه بر باد»، «شب های تهران» و . ما ۱۰ سال پیش «مهمان» را ساختیم که یکی از خوب ترین فیلم های کمدی سینمای ایران بود. اکنون محتمل هست هنگامی کارگردانی می کنم به یک معضل اجتماعی بپردازم آن را هم بعنوان سرگرمی می سازم.

با این نگاه «خالتور» را هم آموزنده می دانید؟

بله؛ توی این فیلم هم سخن هست. اکنون این سخن با یک فیلم سرگرم کننده زده می گردد ولی چون مهران غفوریان و علی صادقی بازی کرده اند، آقایان قصد ندارند آن را جدی دریافت کنند.  سینما یعنی خالتور، دیگران اش درِپیت است
مردم دارند جدی می گیرند که مهمتر می باشند. تکرار چرا؟

آ  بله؛ با فیلمی مانند «خالتور» هم میتوان چهارتا نکته به مردم یادآور گردید ولی آنان را مکررا توی فیلم های خودتان گفته اید و ۵۰ سال پیش «گنج قارون» آن را گفته. اولا من قائل به این سخن نیستم که فیلم قطعا لازم هست مردم را راهنمایی و ارشد کند، دوما همه سخن ها تکرار شده حتی سخن های متعالی که در آموزه های دین ما هست.

این را دیگر قبول دارید؟

من عرض کردم می گردید «خالتور» را خوب تر ساخت منتها یک چیز هست و این که شرایط امنیتی در فیلمسازی فراهم نیست. به چه سبب در زمان زنده یاد سیف الله داد بچه های سینما اکثرا خوب ترین فیلم های شان را ساختند؟ چون برای شان امنیت وجود داشت. امنیت را که حس کنند کیفیت فیلم توان دارد بالا برود. « با این مقوله لازم هست خیلی شغل ای و موشکافانه برخورد کرد که امنیتی که مدیران برای فیلم ها تهیه می کنند تاثیر مستقیم روی کیفیت فیلم ها دارند.

«خالتور» را می گردید خوب تر ساخت نه من نه آقای معیریان در این سخن شبهه نداریم. خیلیها رد کننده فیلم قبلی شما و آرش معیریان یعنی «آس و پاس» بودند منتها در دنیای خودش موفق بود. « «خالتور» اما ماکتی از «آس و پاس» هست که خودش از فیلم های دیگر تقلید کرده بود.

مردم از «خالتور» استقبال کرده اند و خوش شان آمده اما در این که تذکر می دهید درست هست و آن را صادقانه شاهد هستیم و بعدا خواستیم فیلم بسازیم جنبه می کنیم.

گفته می گردد محمد حسین فرحبخش با یک تیم قرارداد می بندد و طی یک مدت مشخص دو فیلم می سازد. «

«پا تو کفش من نکن» و «خالتور» را قرار بوده آرش معیریان بسازد اما شکستگی پا اذن نخواهد داد و خودتان اولی را کارگردانی می کنید. این سخن صددرصد اشتباه هست. قرار بود آقای معیریان «پا تو کفش من نکن» را بسازد منتها پایش شکست و وادار گردیدم خودم کارگردانی کنم وگرنه این فیلم توی ردیف کارگردانی من نیست و این نوع فیلم ها مهارت قصد دارد. فیلمبردار «پا تو کفش من نکن» و «خالتور» دو نفرند نه یکی. بعد «پا تو کفش من نکن» توی مهر ماه ساخته شده و «خالتور» اسفند. مهر کجا اسفند کجا؟

دوماه مال زمانی هست که شما تعداد ای را استخدام کنید و دو فیلم را پی در پی بسازید. مهر کجا اسفند کجا؟انگار شما بعنوان تهیه کننده به فرمولی دست یافته اید که می گویید نرمال فیلمی مانند «خالتور» همین هست.

فیلمنامه و کست قویتر دغدغه تان نیست. «

سربسته می گویم مسائل امنیتی که مدیران برای ما فراهم می کنند کیفیت فیلم را بالا و پایین می برد.

۱۰ شما به این تفکر کنید به چه سبب قسمت شخصی در سینما فعال نیست. ۱۰ تا تهیه کننده بشمارید، یکی جز پویافیلم کار نمی کند. آ آقای مناسب، آقای سرتیپی، آقای اسماعیلی و دیگر دوستان باسابقه و محترم در پخش فعالیت می کنند چون فیلمسازی صرف نمی کند.

خودتان کدام فیلمی که ساخته اید را زیادتر دوست دارید؟

خودتان کدام فیلمی که ساخته اید را زیادتر دوست دارید؟از دیدگاه کارگردانی «آب نبات چوبی» را دوست دارم چون حاصل پختگی سال ها فعالیتم در سینما بود. « «پا تو کفش من نکن» را تجربه می دانم. نمی گویم این فیلم نقطه عطف کارنامه من هست اما از ساخت آن پشیمان نیستم.

« فیلم نرمالی هست.

این چیزهایی که در فیلم گفته می گردد با این سه مورد همخوان نیست. برای چی لازم هست بترسیم؟ مردم شاد می شوند به چه سبب با نشاط مردم مخالفیم؟

این لجن پراکنی است؛ تابوشکنی یعنی سخن هایی که توی زندگانی می زنیم را در سینما بتوانیم اظهار کنیم.


لینک کوتاه مطلب : http://www.shalamchenews.com/?p=78986

دیدگاه شما

معادله ی امنیتی * Time limit is exhausted. Please reload CAPTCHA.