تاریخ ارسال : ۱۵ بهمن ۱۳۹۵ ساعت : ۰۳:۳۱ 0 نظر چاپ این صفحه چاپ این صفحه

شعر؛ “زینتِ پدر”

ای که نامت در جهان تابیده است
از چه اَلَّه زینبت نامیده است
حیدری که تاج فخرش زینب است
نام حک گشته به قلبش زینب است
زینبش را دل چنین تفسیر کرد
زینتِ اَب را چنین تعبیر کرد
زاء زینب زیـنت عرش خداست
یاء او یاری بر شَمسُ الضُّحی است
نون زینب ندبه و زاری اوست
بهر عصمت دل پریشانی اوست
باء او را کربلا تفسیر کرد
غصه و رنج و بلا تعبیر کرد
گر اسیریِ گل حیدر نبود
گر تبرّی از مَهِ مادر نبود
کربلا و نهضتی برپا نبود
در میان جمع ما مولا نبود
ای شما دیوانگان روی عشق
می شناسید آن عزیزه در دمشق
نام او زینب بوَد جان ولی
محرم راز حسین بن علی
زینبش رخسار مادر را بدید
رنگ خجلت بار حیدر را بدید
زینبش کرب و بلا را قبل آن
دید در بیت طبیب انس و جان
کربلا پهلوی بشکسته نداشت؟
سینه ای خونین و دلخسته نداشت؟
کربلا آیا علی اصغر نداشت؟
همچو محسن غنچه ای پرپر نداشت؟
کربلا آیا کسی سیلی نخورد؟
کَس ولی را با لگد جایی نبرد؟
کربلا زینب پریشانی نکرد؟
بهر عصمت ندبه و زاری نکرد؟
عشق در من میل زاری می کند
نام زینب اشک جاری میکند
زینبش زیـنت بود هر شیعه را
قسمتم کن حقّ او شش گوشه را
سروده: مهندس مجید امیری سوادکوهی

لینک کوتاه مطلب : http://www.shalamchenews.com/?p=39939

برچسب ها:
, ,

دیدگاه شما

معادله ی امنیتی * Time limit is exhausted. Please reload CAPTCHA.