تاریخ ارسال : ۲۸ اسفند ۱۳۹۴ ساعت : ۰۱:۵۶ 0 نظر چاپ این صفحه چاپ این صفحه

«شلمچه» نمونه یک مستند تاریخی یا تاریخ نگارانه است

«شلمچه» نمونه یک مستند تاریخی یا تاریخ نگارانه است که نه تنها در گذشته و به مسائل زمان و زمانه مربوطه محدود نمی ماند که مفسر حال و روشنگر مسیر آینده است.

به گزارش خبرگزاری میزان، مستند “شلمچه” به کارگردانی محمدعلی فارسی یکی از آثاری بود که در جشنواره نهم سینما حقیقت به نمایش در آمد که در ادامه نقدی به قلم آرش فهیم درباره این مستند را می خوانید:

این مستند، بخش مهمی از تاریخ دفاع مقدس را که مغفول مانده و کمتر تبیین شده را وا می کاود و برای نخستین بار، تصاویر، روایت ها و اطلاعاتی را درباره آن رونمایی می کند.

نام فیلم، یادآور جغرافیایی در جنوب غربی و نقطه صفر مرزی است و موضوع آن به ۳۰ سال قبل بر می گردد، اما فیلم با مرور تصاویری از یک حادثه شگفت انگیز که سال ۹۴ در تهران به وقوع پیوست آغاز می شود؛ تشییع ۱۷۵ شهید تازه تفحص شده که با استقبال بیش از انتظار و حیرات انگیز مردم و به ویژه جوانان مواجه شد. این برای اولین بار نبود که پیکرهای مقدس شهدای دوران دفاع مقدس، در خیابان های شهرها و روستاهای ما تشییع می شدند. اما آنچه این مراسم تشییع را متفاوت کرد، حضور تعداد زیادی از غواص های شهیدی بود که به شکلی تکان دهنده و مظلومانه به شهادت رسیده بودند. غواص هایی که یادگار و احیا کننده همان بخش مهم و مغفول تاریخ جنگ تحمیلی، یعنی عملیات کربلای چهار و در پی آن، عملیات کربلای پنج هستند.

سال ۱۳۷۴ گروه تلویزیونی «روایت فتح» مجموعه تصاویر و گفت وگوهایی راجع به آن دو عملیات را جمع آوری کرده بود، اما همان طور که ناصر طهماسب، گوینده نریشن مستند می گوید، این تصاویر بنا به دلایلی هیچ گاه به طور کامل نمایش داده نشده بود. مستند «شلمچه» دراصل، بازتولید همان تصاویر ضبط شده است که پس از ۲۰ سال، غبارهای گذشت زمان را درباره دو عملیات و سرنوشت و تأثیر آن ها می زداید.

اتخاذ رویکرد واقعگرا و استقرایی، به مستند «شلمچه» شکل و شمایلی اسنادی و پژوهشی بخشیده است. بیشتر فیلم های مستند دفاع مقدسی، ازجمله بسیاری از مستندهای همین گروه روایت فتح، مطابق انتظار، در فضایی تبلیغی و با گرایش رمانتیک و گاه حماسی ساختار یافته اند. چراکه جبهه دفاعی ایران در برابر هجوم ارتش بعث عراق، از یک سازمان متداول و مرسوم نظامی فراتر رفت و تبدیل به یک آئین و فرهنگ انسانی بی همتا شد. به طور طبیعی، کار هنری برای این جبهه نیز باید همسان و مطابق با آن باشد. یک هنرمند برای پرداختن به تسلیحات یا تاکتیک های جنگی فرماندهان و رزمندگان جبهه دفاع مقدس، باید از مباحث خشک و آهنین نظامی عبور کند و به عالم، ذهنیات و روحیات نیروهای این جبهه بپردازد. همچنان که غالب آثار شهید آوینی به همین سبک و سیاق بودند؛ مستندهایی که آدم را ترسیم می کردند، نه آهن را. اما مستند «شلمچه» ضمن وفاداری به حقیقت قدسی دفاع مقدس، به اصول کلاسیک مستند جنگی نزدیک تر است. در این مستند، هیچ خبری از شعر و شعار و حماسه نیست. بلکه آنچه اهمیت یافته، واقعیت، استراتژی و تاکتیک است. عقلانیت و استدلال و سند، ابزارهای اصلی به کار رفته در این مستند هستند. سازندگان این فیلم از به کارگیری شگردهای عاطفی و احساسی پرهیز کرده اند. تصاویر، روایات و مصاحبه های این فیلم، تحقیقی برای تکمیل قطعات ناقص یک پازل هستند. این فیلم بیش از هر چیز دیگری در پی ارائه سند درباره دو عملیات مهم جنگ تحمیلی است.

زیبایی شناسی مستند «شلمچه» نیز مطابق با ساختار کلی آن، متکی بر اطلاعات، اسناد و تصاویر بکر وهمچنین، مصاحبه با شخصیت های مطرح سیاسی و نظامی است. همان طور که گفته شد، مصاحبه های این فیلم، در سال ۷۴ ضبط شده بودند. یکی از جذاب ترین ویژگی های این مستند، نمایش چهره های شاخص لشکری و کشوری در ۲۰ سال قبل است. یکی از این شخصیت ها، سردار سرلشکر قاسم سلیمانی است که در آن موقع، فرمانده لشکر ثارالله بود و امروز یکی از مردان تأثیرگذار و تاریخ ساز عرصه بین الملل است. دیدن چهره جوان تر افرادی چون آیت الله هاشمی رفسنجانی (رئیس جمهور وقت) و محسن رضایی (فرمانده وقت سپاه) در این مستند خالی از لطف نیست. اما بیان بی پرده برخی از مسائل مرتبط با جنگ توسط این افراد، قابل تأمل است. بخش زیادی از تصاویر فیلم مستند «شلمچه» را هم صحنه های واقعی و از نزدیک عملیات های کربلای چهار و پنج تشکیل می دهد. این مستند به مخاطب خود این اجازه را داده که لحظات پرالتهاب و اضطراب عملیات هایی که قرار بود سرنوشت تاریخ را تغییر دهند را از فاصله بسیار نزدیک ببیند. حتی لحظه غوطه ور شدن غواص هایی که ۳۰ سال بعد، به خانه برگشتند نیز در این مستند به تصویر کشیده شده است.

اما ورای بازخوانی دقیق و مستند دو عملیات «کربلای چهار» و «کربلای پنج» در «شلمچه»، این مستند، برای برخی مسائل مبتلابه امروز جامعه ما نیز سند و راهکار نشان می دهد. در بخش هایی از فیلم، تأثیر منفی مذاکره با آمریکا در ماجرای مک فارلین در شکست عملیات کربلای چهار و به شهادت رسیدن غواص ها، افشا می شود. صریح ترین بخش فیلم، دو سکانس پایانی آن است. جایی که محسن رضایی درباره اهمیت پیروزی عملیات کربلای پنج صحبت می کند و می گوید: «چیزی که ما پای میزهای دیپلماسی نتوانسته بودیم به دست بیاوریم، در مقاومت شلمچه به دست آوردیم.» و بلافصله این حرف محسن رضایی در سال ۷۴، متصل می شود به تصویری در تشییع جنازه غواص ها در سال ۹۴ و شهروندی که پلاکاردی در دست دارد که روی آن نوشته شده «با قاتل فرزندانمان پای میز مذاکره نمی نشینیم.» و این یعنی رستاخیز تاریخ در یک فیلم مستند.


لینک کوتاه مطلب : http://www.shalamchenews.com/?p=13348

دیدگاه شما

معادله ی امنیتی * Time limit is exhausted. Please reload CAPTCHA.