تاریخ ارسال : ۲۰ دی ۱۳۹۶ ساعت : ۰۷:۴۷ 0 نظر چاپ این صفحه چاپ این صفحه

صحبت با خانواده های دریانوردان نفتکش ایرانی

روزنامه شرق درج کرد: نگرانی را می گردد از چهر ه هایشان قرائت کرد. یکی یکی از بستگان کاپیتان نفتکش ایرانی سانحه دیده در دریای چین، می گوید: «همان موقع که لباس دریانوردی به تن کردند می دانستند با جانشان بازی می کنند، اما هدفشان خدمت به کشور بود و این را هم به جان خریدند».    گویا آنان هم مثل خانواده هایشان از همان روزهای اول آب دیده شده اند. می خواهند منحصرا بدانند (چه زندگی یا مرگ) چه اتفاقی برای عزیزانشان افتاده هست. از این انتظار بی تاب اند؛ از خبرهای دروغی که برخی رسانه ها منتشر کرده اند، شاکی اند؛ از شایعاتی که در شبکه های اجتماعی، زنده بودن دریانوردان را نوید می دهد و هیچ کس آن را تأیید نمی کند، صدبار می میرند و زنده می گردند. از اینکه پلاسکو را آنقدر پوشش دادند که مسئولین نتوانستند از پیگیری آن شانه خالی کنند و اکنون، جان ٣٢خدمه کشتی در خطر هست و رسانه ملی تنها به زیرنویس های قدیمی اکتفا می کند، می نالند. از اینکه وزارت خارجه، آن طور که شایسته هست، به چین برای پیگیری سانحه، فشار نمی آورد و آنان هم دستشان به جایی نمی رسد، خسته اند.  امیدمان روزانه کمتر و کمتر می گردد   معصومه قصابی عروجی، خواهر کاپیتان مجید عروجی، با بغضی که آن را مدام فرومی خورد، می گوید: «به مسئولین ارشد کشور التماس می کنیم که پیگیر سانحه باشند و از هر کشوری که می تواند کمک کند، یاری بگیرند. الان چهار دیروز و روزانه امید ما کمتر و کمتر می شود». محمد عبداللهی که برادر و پسرخاله اش (سجاد عبدالهی و پوریا عیدی پور) هر دو دانشجو بودند و برای اولین بار روی نفتکش قدم گذاشته بودند و به این عزیمت دور و دراز می رفتند، می گوید: «برای اولین بار بود که روی نفتکش می رفتند و مملو از انرژی بودند. لحظه ای که داشتند سوار نفتکش می گردیدند سرشار از ذوق و اشتیاق بودند و اکنون…». نفسی تازه می کند و ادامه می دهد: «صبح روز یکشنبه، حدود ساعت ٩، پدرم ارتباط گرفت و اظهار کرد شرکت ملی نفتکش پیام داده که کشتی دچار سانحه شده هست.    او از جواب گویی شرکت ملی نفتکش راضی هست و می گوید: «اینجا با تمام توانشان کمک می کنند که آرام باشیم. دو تا خانواده از نظر روحی درگیرند و مدام ارتباط می گیرند. اینجا بدرفتاری هم می کنیم با ما خوش رفتاری می کنند. همه هم جواب می دهند. همه طبقات را رفته ام و از هر کاپیتانی پرس وجو کرده ام، بی جواب نمی گذارند. چاره ای نیست، کاری از دست کسی برنمی آید».  از صداوسیما گله مندیم   او با گله مندی از پوشش خبری این سانحه در این چند روز می گوید: «از طرف کل جامعه دریانوردی می گویم. این دریانوردان واقعا قشر مظلومی می باشند. همه گریه کردیم، اما بحثم این هست که رسانه ها آن موقع خیلی پیگیری کردند، اما الان رسانه ها آنقدر که باید در این مورد نمی نویسند. تلویزیون منحصرا به یک زیرنویس اکتفا می کند، درحالی که خانواده ها در شهرستان از صداوسیما پیگیر می گردند، همه که ٢۴ساعته نمی توانند به من زنگ بزنند. گوشی را باز می کنم، سه صفحه پر ارتباط ازدست رفته دارم. من نمی توانم جواب همه خانواده را بدهم، اما صداوسیما انگار هیچ اتفاقی نیفتاده؛ منحصرا به زیرنویس اکتفا می کند».  بنزین به آتش نریزید   این تنها گلایه او از رسانه ها نیست: «همین دیشب در اینستاگرام پیام آمده بود که (دریانوردان) پیام صوتی گذاشته اند ما زنده هستیم. زنگ زدم خانه دیدم از شادی کِل می زنند. خب خانواده ها با این خبرها می ترکند. یک یک سری اشخاص بیمار می باشند که بنزین به آتش می زنند».  این حقمان نیست   این ماجراها گویا تمامی اقشار جامعه را روشن کرده هست و با کمی تفکر می توانند مبحث را آسیب شناسی کنند. او ادامه می دهد: «این شایعات برای این ایجاد می گردد که رسانه های اصلی ما به طور ویژه پیگیر این ماجرا نیست.   صدایش را با ناراحتی بالاتر می برد: «٣٢ نفر از پرسنل شرکت ملی نفتکش، هزاران کیلومتر دورتر از کشور خودمان دچار سانحه شده اند. عداوت می کند و ادامه می دهد: «سه روز هست در بدترین شرایط روحی قرار داریم… نمی دانیم جگرگوشه هایمان زنده می باشند یا نه. مدام فکر می کنیم الان غرق می گردند، زنده می باشند؟ چه شده؟ اصلا جسدشان به دست ما می رسد؟ نمی رسد؟ ما دقیقا به چه فکر کنیم؟ برای چه اتفاقی آماده شویم؟ اینها همه سؤالاتی هست که مثل خوره مدام مغز ما را متلاشی می کند».    ناراحتی این خانواده ها به همین جا ختم نمی گردد. خواهر کاپیتان رشته کلام را به دست می گیرد و از پیگیری های انجام نشده دولت، شکایت می کند. می گوید: «از دولت، رئیس جمهور، وزارت خارجه و… انتظار می رود بیشتر همکاری کنند و بیشتر به چین فشار بیاورند. همان طور که ایران در حوادثی که در سطح جهان می افتد برای کمک پیش قدم می گردد، از کشورهای دیگر انتظار داریم برای روشن شدن ماجرا پیش قدم شوند». به چه سبب دولت ایران به دولت چین فشار نمی آورد که این مبحث را با سرعت بیشتری پیگیری کند؟ مگر چین متحد ما نیست؟».  از دولت توقع حمایت داریم   خواهر کاپیتان عداوت دارد؛ اما کمی آرام تر هست. می گوید: «از دولت می خواهیم حمایت بیشتری از ما بکند؛ وگرنه دست هیچ کس به هیچ جا بند نیست».  دخترش میان کلامش می گوید: «نوشته اند دایی من پسر ١۶ساله و دختر هفت ساله دارد؛ درحالی که پسردایی من ١٢ساله و دختردایی من سه ساله هست. خواهرزاده به دایی زنگ می زند. می گوید: «با هیچ رسانه ای صحبتی نداشتیم. گفت وگو هایی که از جانب خانواده ما می نویسند، گفت وگو های ما نیست». ابراهیم برگانی، داماد کاپیتان، نیز وارد گفت وگو می گردد و می گوید: «همان موقع که لباس دریانوردی به تن کردند، می دانستند با جانشان بازی می کنند؛ اما هدف شان خدمت به کشور بود و این را هم به جان خریدند».    داماد کاپیتان بحث را به اینجا می برد که توقعشان طبیعی هست و زیاده خواهی نمی کنند: «اگر برادرت در آتش باشد، به یک غریبه می گویی به آتش بزند و وی را رهایی دهد؟ نمی گویید. نگهبان جلوی در را می بینم، می گویم حلال کنید. زحمت می کشند. شرمنده می شویم مدام اینجا می آییم؛ اما دست کسی نیست. ادامه می دهد: «حجم آتش را می دانیم. زیرنویس تلویزیون آن قدر اطلاعاتش قدیمی هست که اطلاعات ما از آنان فراتر است».  آرام بودم، آتش گرفتم    همسرش با ناراحتی می گوید: «چطور هست که خبرهای آرام کننده را منتشر نمی کنند و خبرهای متشنج کننده را منعکس می کنند؟».  شوکه شدیم   خواهر کاپیتان اما حواسش دو مرتبه به سانحه می رود. می گوید: «همه شوکه شدیم. ک کشتی رادار دارد، وقتی سارقان دریایی نزدیک می گردند خبر می دهد؛ اما اینجا هیچ کس نفهمید چه اتفاقی افتاده است». از او در مورد پیشینه فعالیت برادرش در دریا می پرسم. می گوید: «کاپیتان ١٨ سال هست در این کار هست. حضور داشت تمام وقت در کشتی باشد و خدمت بکند تا اینکه بتواند قدمی برای کشورش بردارد و مشکلی را کم کند. ک کمتر کسی را می بینید با این شرایط در اقیانوس بخواهد چنین نفت کش بزرگی را حمل کند». آن گونه که می گوید، از دوران بچگی با هم بوده اند و حتی در دانشگاه و محل کار هم با یکدیگر می باشند. او سخن های خواهر کاپیتان عروجی را تأیید می کند: «او از کاپیتان های خیلی خوب بود.   خواهر کاپیتان رشته کلام را از او می گیرد: «این شجاعت را در خودش می دید که مأموریت های سنگین را انجام دهد. ک گاهی تا شش ماه هم می گردید که در کنار خانواده اش نبود». از خطرهای و ماجراهای دریایی ای یاد می کند که از زبان کاپیتان شنیده بود: «برادرم رخدادهای زیادی را به خود دیده. چندبار سارقان دریایی نزدیک به کشتی گردیدند و همکاری طلبیدند و در کمال خوشبختی رهایی پیدا کردند؛ ولی اینجا نمی دانم چه اتفاقی افتاده که نتوانسته کاری کند. خدا می داند چه شده…». برادر دانشجوی حاضر در نفت کش، سرش را به نشانه تأیید تکان می دهد و می گوید: «برای همه سوال هست. حتی مسئولین نفت کش و کشتی رانی نیز نمی دانند چه اتفاقی افتاده هست. اتفاق سخت و بی پیشینه ای بوده، کسی نمی داند چه شده است». نفتکش بمب متحرک هست   همکار کاپیتان به بی پیشینه بودن این سانحه اشاره می کند و می گوید: «نفتکش به هرحال بمب متحرک هست.   بار این کشتی مثل بنزین خیلی سریع مشتعل می گردد. اگر نفت بود، خیلی مجال و قدرت رزمایش داشتند که خود را رهایی دهند؛ اما بار کشتی طوری بوده که مجال چندانی برای فرار به آنان نمی داد.   احتمال زندانی شدن بعضی خدمه در موتورخانه  کاپیتان محسن بهرامی، سخنگوی بحران شرکت ملی نفت کش در سانحه کشتی سانچی در این نشست اظهار کرد: احتمال زندانی شدن بعضی خدمه نفت کش در موتورخانه کشتی وجود دارد.  بدون جعبه سیاه بیان دلیل سانحه امکان ندارد     به دولت چین فشار می آوریم       جسد پیداشده ایرانی، اما غیرقابل شناسایی هست    چینی ها از نزدیک شدن به کشتی ما می ترسند    آلودگی زیست محیطی این سانحه فراوان نخواهد بود    ورود روحانی به سانحه نفت کش   


لینک کوتاه مطلب : http://www.shalamchenews.com/?p=82675

دیدگاه شما

معادله ی امنیتی * Time limit is exhausted. Please reload CAPTCHA.