تاریخ ارسال : ۱۶ فروردین ۱۳۹۷ ساعت : ۰۹:۵۸ 0 نظر چاپ این صفحه چاپ این صفحه

صدا و سیما: نسیم نجفی، شاخی بود که شکست

روزنامه جام جم درج کرد: دست کم چهار گلوله شلیک شد، همه وحشتزده و دستپاچه از ساختمان مرکزی یوتیوب در سن برونو بیرون آمدند،‌ از کنار جسدی خون‌آلود گذشتند و کمک کردند تا سه زخمی تیراندازی از محل سانحه بیرون بروند. طولی نکشید که نام ضارب، همان جسد خون‌آلود مشخص گردید؛ نسیم نجفی‌اقدم، یک زن آمریکایی با اصالت ایرانی، ‌38 ساله، فردی که برای خیلی‌ها غریبه و برای بعضی‌ها آشناست.

او یکی از سلبریتی‌های ساختگی فضای سایبری هست،‌ یکی از «شاخ»های دنیای مجازی، از آن تشنه‌های جمع کردن لایک و به دست آوردن فالوور، یک خوره جلب توجه. نسیم دست به هرکاری می‌زد تا دیده شود، برای اثبات زیبا بودنش هر راهی را آزمون می‌کرد، در ضمن گیاهخوار بود و ورزشکار و در وبسایتش به طرفداران، برنامه غذایی پیشنهاد می‌داد. او عشق لایک بود، حتی در یکی از آخرین ویدئوهایش با لکنت زبانی مشهود، به یوتیوب هجوم کرد. او اظهار کرد که کارکنان کوته‌فکر این شرکت، کانال‌های وی را فیلترکرده‌اند تا مخاطب نداشته باشد؛‌ علی الظاهر دلش می‌سوخت که اکانتش فیلتر و ارتباطش با هزاران فالوورش قطع شده هست.

اما او با تیری که به خود شلیک کرد و زخم‌هایی که به چند نفر از کارکنان یوتیوب زد هم به سبک خودش انتقام گرفت و هم این غائله را تمام کرد. این ستاره پوشالی ولی اکنون پس از مرگش کانون توجه شده، توجهی که ستاره‌هایی نظیر او، توی قاب اینستاگرام،‌ نظیر یک مریض دستخوش استسقا برایش له‌له می‌زنند.

شاخ‌های رنگارنگ و شاخ‌های ترکیبی

پشت این ستاره‌های حلبی هیچ چیز نیست. شاخ‌های رنگارنگ فضای سایبری اما از حق که نگذریم دنبال کننده دارند، هزارها و حتی میلیون‌ها،‌ فالوورهایی که لزوما قربان صدقه این ستاره‌های ساختگی نمی‌روند که حتی اگر توهین هم بدهند این ستاره‌ها به جان می‌خرند؛‌ توهین خوردن یعنی دیده شدن و همین برای شاخ‌ها کافی هست.

««کسَگم» را پلیس بسیار زود دستگیر کرد،‌ او با این واژه کردی به طور مثال دل از فالوورهایش می‌برد ولی جوانی که در اینستا عکس‌های ناجور می‌گذارد و مدعی هست که عاشق همه عشق‌هایش هست هنوز پست می‌گذارد و لایک می‌گیرد. « « «مملی لمینت» اما از آن شاخ‌های اعجاب‌انگیز هست که یک هنر دارد و آن هم خندیدن با دندان‌های لمینیت شده‌ای هست که به غایت سفید هست و زننده. او ماهانه بابت این لبخند‌ها هزاران لایک می‌گیرد و دلش خوش هست به این قلب‌های کوچک قرمز.

اما امان از سامان، پسری با پوستی برنزه‌شده، موهای برهنه و آبشاری روی پیشانی، دماغ جراحی شده سربالا، لب‌های پرتز شده و بازوهای ستبر که کلی قرص و آمپول بالایش رفته هست. او کافه‌دار هست و یکی از فعالین مدلینگ لباس،‌ یکی از شاخ‌های پرطرفدار فضای سایبری. هنر علیرضا،‌ مردی میانسال با موهای ریخته و به نظر دارای معلولیت ذهنی، منحصرا توهین دادن هست. گفته می‌شود علیرضا پول می‌گیرد و به هرکسی که بخواهیم از درجه ضعیف تا شدید توهین می‌دهد.

به جز اینها شاخ‌های ترکیبی هم می باشند که در فضای سایبری عده‌ای را پی خود می‌کشند. نام خودش را گذاشته بهادر وحشی و احمق. او در کلیپی کوتاه دوغ و تخم‌مرغ و گوجه و هشت‌پا و خرچنگ و سس گوجه و یک نخ سیگار را در مخلوط‌کن می‌ریزد و معجون صورتی‌رنگش را از لیوانی بلوری سر می‌کشد. آن یکی هم نامش را گذاشته عمو مسعود و با شلوارک جلوی دوربین ظاهر می‌شود، چند خوراکی بی‌ربط را با هم مخلوط می‌کند و بعد محتویات کاسه را می‌رود بالا؛ تخم‌مرغ خام و لخته‌شده‌ای که سر می‌کشد تهوع‌آور هست.

اینها شده‌اند ستاره‌های این روزهای فضای سایبری ایران، افرادی که هیچ انسان عاقلی توی فضای حقیقی دنبالشان راه نمی‌افتد و در این فقر توجه، اینها پناه آورده‌اند به چاردیواری‌های ولنگاری که می‌شود در آنان به صورت آزاد دست به هر کاری زد، جایی که می‌شود حتی هر کسی خودش را ترور شخصیت کند و به پایین‌ترین درجات انسانی تنزل دهد.


لینک کوتاه مطلب : http://www.shalamchenews.com/?p=94708

دیدگاه شما

معادله ی امنیتی * Time limit is exhausted. Please reload CAPTCHA.