تاریخ ارسال : ۱۴ آذر ۱۳۹۶ ساعت : ۰۷:۴۵ 0 نظر چاپ این صفحه چاپ این صفحه

ضرورت دگرگونی نگاه به مسائل اقتصادی کشور

محقق اقتصادی در روزنامه شرق درج کرد: جدیدا یادداشت هایی در مورد دو اقتصاددان مطرح کشور به رشته تحریر درآمده هست که نگارنده را اکثر از پیش دلواپس علم اقتصاد و آشفتگی این علم در کشورمان کرده هست. جای تأسف هست که علوم آدمی در کشور تا این اندازه مهجور مانده و هرکس به ظن خود در این حیطه قلم فرسایی می کند و در ظاهر پشتیبانی از یک فرد مسئول در تصمیم سازی های اقتصادی دهه های موخر، از یک نحله تفکری دفاعی بی چون و به چه سبب می کند.      نوشته های موخر زنگ خطری هست برای علم اقتصاد در کشور و شاید بزنگاهی برای استادان اقتصاد که تأملی بار دیگر در نحوه تعلیم این علم وارداتی در دانشکده های اقتصاد دارا باشند. با تأسف در ایران تعلیم علم اقتصاد به روش شناسی این علم ارزش قدر کفایت نمی دهد و ازاین رو برداشت ها و آنالیزهای متمایزی از یک مساله عرضه می گردد. لازم هست به دانشجوهای اقتصاد تعلیم داده گردد که چنان چه بخواهند آنالیزی منطقی از مسائل اقتصادی دارا باشند، لازم هست با توسل به دستاوردهای معرفت شناختی و روش شناختی علم اقتصاد، مسائل را به طور دقیق نگاه کنند و تنها به ارتباطات علی و معلولی نظریه هایی که دهه ها پیش در شرایط هنگامی و جایی خاصی طرح شده اند، بسنده نکنند.  شومپیتر با اهتمام بر تأثیرگذاری ارزشهای ایدئولوژیک در تبیین های تئوریک اقتصادی و مخفی شدن آنها به وسیله به کارگیری یک سلسله مفاهیم مجرد، یکی از جهت های بنیادی آشفتگی موجود در علم اقتصاد (به مخصوص در کشورهای در حال پیشرفت ای مثل ایران) را در این مساله دانسته هست.    بر این اساس لازم هست این نکته به طور مستمر به دانشجوهای اقتصاد گوشزد گردد که با ارزش ترین رسالت آنها این هست که مسائل تئوریک در هر حوزه ای را با مسائل جامعه خود مطابقت دهند، کاستی های آن را بپذیرند و از نگاه ایدئولوژیک به مسائل بپرهیزند تا نسخه هایی که برای حل تنگناهای اقتصادی عرضه می دهند، راهگشا باشد.    داگلاس نورث در کتاب خود با عنوان «فهم روال دگرگونی اقتصادی»، بر نقش باورها در درک روال دگرگونی اقتصادی اهتمام اختصاصیی می کند.   این اقتصاددان فقید در کتاب دیگر خود با عنوان «نهادها، تحولات نهادی و کارکرد اقتصادی»، به ارزش تاریخ و قدرت آموزندگی آن اهتمام می کند.    ترویج نظریه های حریف به معرفت اقتصادی عمق می بخشد و ضعف های نظریات رایج را برملا می کند. پذیرش بی چون وچرای نظریات اقتصادی، راه را برای اندیشه و اصلاح نظریات مسدود می کند.    رویکرد خورده گیریی، مراجعه مورخ و ظواهر تجربی تا حدودی علم اقتصاد را قادر به انجام وظیفه ها خود می کند. نورث معتقد هست فرض های سنتی علم اقتصاد موجب شده اقتصاددانان نتوانند با بخشی مسائل بنیادی دست و پنجه نرم کنند، از این رو جرح و تعدیل این فرض ها را برای پیشرفت زیادتر علم اقتصاد ضروری می داند. او اهتمام می کند نظریات نئوکلاسیک یقینا در پیشبرد دانش قسمت بسزایی داشته هست و به مطلوبی توان دارد بازارهای اقتصادهای کشورهای مدرن را آنالیز کند، اما از تبیین مسائل کشورهای درحال پیشرفت عاجز هست.    با این مقدمه توان داریم به مسائل کشورمان برگردیم.   مجال و موهبتی هست که بعضی از اقتصاددانان کشورمان با دغدغه ملی و از سر دلسوزی، کاستی های نظریات اقتصادی به کارگرفته شده در سال های موخر را گوشزد می کنند، راهبردی را که دولت ها در مرحله های متفاوت پیاده کرده اند، به نقد می کشند و حدس های خود را از پیامد و دستاورد های ممکن طبق ظواهر تجربی، نگاه تاریخی و وقوف روش شناختی اظهار می کنند.
    از جهت روش شناختی، مدل های ریاضی، شکل آسان شده نظریه ها می باشند.  دنی رودریک در کتاب با ارزش خود با عنوان «قوانین اقتصادی» که جدیدا ترجمه شده هست، به تنگنا های مدل ها برای درک واقعیت های اقتصادی می پردازد. وی در این کتاب به سه اشکال بنیادی در مورد مدل های ریاضی اشاره می کند. از نگاه رودریک، اشکال اول مدل ها، مساله امتحان پذیری هست. وی اشاره می کند که بسیاری از مدل هایی که اقتصاددانان به کار می گیرند، امتحان پذیر نیستند.     وی تبیین می کند که رشته اقتصاد مملو از مدل هایی هست که در یک مرحله هنگامی معین و مبتنی بر داده های یکسان، دستاورد های تماما متناقض نشان می دهد. مشکل سومی که وی در مورد مدل ها عرضه می کند، بحث تحولات پرشتاب هست که در این بستر مدل ها طراحی می گردند. وی تبیین می کند که با دقت به شتاب تحولات، امتحان ارزش علمی مدل ها با چالش روبه رو می گردد.    علاوه بر تقدم پایه دیدگاهی نسبت به مدل ها و اشکالات برشمرده، لازم هست دقت داشت که استفاده از الگوهای ریاضی و سنجی در اقتصاد هنگامی توان دارد مفید واقع گردد که قدرت تبیین و حدس بالایی دارا باشد.    ریاضیات وسیلهی در خدمت علم اقتصاد هست و نه زیادتر. از این رو در بهره گیری از اقتصاد سنجی و مدل های ریاضی لازم هست دقت داشت که الگوهای ریاضی طبق تسهیل بنا شده و احتمال اینکه بسیاری از متغیرهای بنیادی در آن کنار گذاشته گردند، وجود دارد.     الگوهای ریاضی هنگامی که قدرت تبیینی نداشته باشند، کارکرد کلیدی خود را از دست می دهند که شاید یکی از دلایل شکست راهبرد اقتصادی در کشورمان نیز به این مساله برمی گردد.      در انتهاء شاید ذکر این نکته موجب دلگرمی باشد که نگاه ایدئولوژیک به علم اقتصاد و موضع گیری در مقابل انتقادات منحصرا منحصر به کشور ما نیست.  ..


لینک کوتاه مطلب : http://www.shalamchenews.com/?p=77635

دیدگاه شما

معادله ی امنیتی * Time limit is exhausted. Please reload CAPTCHA.